پرش به محتوای اصلی

درک ریشه‌های تکاملی اندوه ممکن است به درمان افسردگی کمک کند

زومیت۱۴۰۵ آبان ۱۱, دوشنبه، ساعت ۱۴:۲۰حدود 3 دقیقه مطالعه

دانشمندان با آزمایش روشی به نام درمان شناختی‌تکاملی دریافتند که تغییر نگاه افراد به رنج‌های عاطفی ممکن است علائم افسردگی را کاهش دهد.

دانشمندان با آزمایش روشی به نام درمان شناختی‌تکاملی دریافتند که تغییر نگاه افراد به رنج‌های عاطفی ممکن است علائم افسردگی را کاهش دهد.

پژوهشی تازه نشان می‌دهد که درک ریشه‌های تکاملی احساساتی مانند تنهایی و اندوه جدایی، ممکن است به کاهش علائم افسردگی کمک کند. در کارآزمایی مقدماتی، شرکت‌کنندگان پس از دو روز روان‌درمانی فشرده، بهبود قابل‌توجهی نشان دادند؛ هرچند هنوز مشخص نیست این تأثیر تا چه اندازه پایدار می‌ماند.

پس از پایان یک رابطه‌ی عاطفی، بسیاری از افراد با احساس تنهایی، اندوه و سرزنش خود مواجه می‌شوند. پژوهشگران دانشگاه بخارست در رومانی روشی را بررسی کرده‌اند که به افراد کمک می‌کند این احساسات را از زاویه‌ای متفاوت ببینند؛ یعنی به‌جای آنکه خود را بابت رنج روانی سرزنش کنند، ریشه‌های تکاملی واکنش‌هایشان را بشناسند.

به‌گزارش ساینس‌آلرت ، روش موردبررسی درمان شناختی‌تکاملی (Cognitive Evolutionary Therapy) نام دارد و بر پایه‌ی درمان شناختی‌رفتاری (CBT) طراحی شده است. این رویکرد علاوه‌بر بررسی ارتباط افکار، احساسات و رفتارها، به نیازهای تکاملی انسان مانند امنیت، تعلق اجتماعی و روابط نزدیک توجه می‌کند.

شناخت ریشه‌های تکاملی اندوه و تنهایی ممکن است به کاهش خودسرزنشگری و علائم افسردگی کمک کند

برای مثال، ازدست‌دادن شریک عاطفی در گذشته‌ی تکاملی انسان می‌توانست پیامدهای مهمی برای امنیت و بقای فرد داشته باشد. شناخت این موضوع ممکن است به افراد کمک کند اندوه ناشی از جدایی را واکنشی قابل‌درک بدانند، نه نشانه‌ای از ضعف شخصی.

میهای دوبروولسکی، روان‌شناس بالینی دانشگاه بخارست، توضیح می‌دهد که این رویکرد می‌تواند پرسش «چه مشکلی در من وجود دارد؟» را به «من به چه مسئله‌ی مهمی واکنش نشان می‌دهم و چه کاری می‌توانم انجام دهم؟» تغییر دهد.

پژوهشگران برای آزمایش روش جدید، ۶۱ بزرگسال دارای علائم افسردگی را به‌طور تصادفی به دو گروه تقسیم کردند. ۳۱ نفر برای دریافت درمان انتخاب شدند و ۳۰ نفر دیگر در فهرست انتظار قرار گرفتند.

جلسات درمانی در گروه‌های پنج تا هفت نفره و در طول دو روز متوالی برگزار شد. شرکت‌کنندگان در مجموع ۱۶ ساعت روان‌درمانی دریافت کردند؛ زمانی تقریباً معادل یک دوره‌ی معمول ۱۲ تا ۱۶ جلسه‌ای درمان شناختی‌رفتاری فردی.

در طول جلسات، درمانگر با هر فرد در حضور سایر اعضای گروه کار می‌کرد و سپس شرکت‌کنندگان درباره‌ی مشکلات مشترک خود گفت‌وگو می‌کردند. پژوهشگران احتمال می‌دهند این تعاملات گروهی به کاهش احساس تنهایی کمک کرده باشد، هرچند این فرضیه هنوز مستقیماً آزمایش نشده است.

یک هفته پس از پایان درمان، گروه دریافت‌کننده‌ی روان‌درمانی در مقایسه با گروه انتظار، کاهش بیشتری در علائم افسردگی نشان داد. اختلاف تعدیل‌شده‌ی نمرات دو گروه در مقیاس ۴۲ امتیازی افسردگی، حدود ۷٫۵ امتیاز بود که از نظر آماری اثر بزرگی محسوب می‌شود. علائم اضطراب و رضایت از زندگی نیز بهبود یافت.

اما سه ماه بعد، اختلاف نمرات افسردگی به حدود ۳٫۱ امتیاز کاهش یافت و دیگر از نظر آماری معنادار نبود. بنابراین، پژوهشگران نمی‌توانند با اطمینان بگویند که تأثیر درمان در بلندمدت حفظ شده است.

با وجود نتایج اولیه، پژوهش محدودیت‌های مهمی داشت. از میان ۳۱ نفر انتخاب‌شده برای درمان، تنها ۲۵ نفر در جلسات شرکت کردند. بیشتر شرکت‌کنندگان زن بودند و تمام جلسات نیز توسط یک درمانگر برگزار شد.

دو روز روان‌درمانی فشرده در پژوهشی با ۶۱ شرکت‌کننده، علائم افسردگی را در کوتاه‌مدت کاهش داد؛ اما پایداری این اثر تأیید نشد

همچنین شرکت‌کنندگان لزوماً تشخیص رسمی افسردگی نداشتند و شدت علائم آن‌ها با پرسش‌نامه‌های خوداظهاری سنجیده شد. ازآنجاکه گروه مقایسه درمان فعالی دریافت نکرد، مشخص نیست روش جدید از روان‌درمانی‌های رایج مؤثرتر است یا خیر.

پژوهشگران تأکید می‌کنند که برای تأیید یافته‌ها باید مطالعات بزرگ‌تری با حضور درمانگران مستقل و دوره‌های پیگیری طولانی‌تر انجام شود.

دوبروولسکی معتقد است اگر اثربخشی این روش در پژوهش‌های دقیق‌تر تأیید شود و نتایج آن پایدار بماند، کوتاه‌بودن دوره‌ی درمان می‌تواند مزیت مهمی باشد.

پژوهش در ژورنال BMC Psychology منتشر شده است،

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار سلامت