پرش به محتوای اصلی

در روز جهانی ایمنی عصای سفید، خطاب به فعالان اکوسیستم فناوری ایران: ما پشت در محصولات شما مانده‌ایم

زومیت۱۴۰۵ مهر ۲۳, پنجشنبه، ساعت ۱۰:۳۰حدود 6 دقیقه مطالعه

امید هاشمی، کارشناس دسترسی‌پذیری دیجیتال دیوار، به مناسبت روز عصای سفید از چالش‌های نابینایان برای دسترسی به پلتفرم‌های آنلاین کشور پرداخته است.

امید هاشمی، کارشناس دسترسی‌پذیری دیجیتال دیوار، به مناسبت روز عصای سفید از چالش‌های نابینایان برای دسترسی به پلتفرم‌های آنلاین کشور پرداخته است.

سال ۱۳۹۵، در نمایشگاه الکامپ، فرصتی پیدا کردم تا با تعدادی از مدیران و فعالان شرکت‌های فناوری درباره دسترسی‌پذیری محصولاتشان برای کاربران نابینا صحبت کنم. آن روزها این موضوع برای بسیاری از مخاطبانم چندان آشنا نبود. گاهی لازم بود پیش از هر گفت‌وگویی توضیح بدهم که یک فرد نابینا اصلاً چگونه از رایانه و اینترنت استفاده می‌کند و چرا شیوه طراحی یک وب‌سایت یا اپلیکیشن می‌تواند امکان استفاده مستقل او را فراهم کند یا از بین ببرد.

از آن روزها یک دهه گذشته است. اکوسیستم فناوری ایران بزرگ‌تر شده، محصولات دیجیتال جای عمیق‌تری در زندگی مردم پیدا کرده‌اند و ابزارهای کمکی نابینایان نیز پیشرفت کرده‌اند. خوشبختانه امروز دسترسی‌پذیری برای بخشی از فعالان این صنعت دیگر مفهومی ناآشنا نیست. بااین‌حال، هنوز فاصله زیادی میان ظرفیت فناوری برای افزایش استقلال نابینایان و تجربه واقعی آن‌ها از خدمات دیجیتال وجود دارد.

امروز بخش بزرگی از زندگی ما پشت درهای دیجیتال جریان دارد. از خدمات بانکی و خرید اینترنتی گرفته تا آموزش، اشتغال، حمل‌ونقل و ارتباطات اجتماعی، بسیاری از کارهایی که زمانی به حضور فیزیکی نیاز داشتند، حالا از طریق وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها انجام می‌شوند. این تحول برای نابینایان می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های استقلال فردی باشد؛ فرصتی برای انجام کارهایی که پیش‌تر ناچار بودند برای آن‌ها به دیگران وابسته باشند.

اما همه این درها به روی ما باز نیستند. وقتی یک خدمت دیجیتال برای استفاده نابینایان طراحی نشده باشد، مسئله صرفاً دشوار بودن کار با یک اپلیکیشن نیست. ممکن است شهروندی نتواند مستقلاً امور بانکی‌اش را انجام بدهد، برای شغلی درخواست بفرستد، از خدمات آموزشی استفاده کند یا خرید روزمره‌اش را به پایان برساند. در چنین شرایطی، فناوری که قرار بود وابستگی را کاهش بدهد، گاهی شکل تازه‌ای از وابستگی ایجاد می‌کند.

این موضوع به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که خدمات دیجیتال به‌تدریج جایگزین مسیرهای سنتی دریافت خدمات می‌شوند. وقتی انجام کاری به یک سامانه اینترنتی محدود می‌شود، دسترس‌پذیر نبودن آن دیگر فقط یک نقص در تجربه کاربری نیست؛ به معنای محروم شدن بخشی از شهروندان از دسترسی برابر به همان خدمت است.

دسترسی‌پذیری دیجیتال، لطف به نابینایان نیست؛ بخشی از حق بدیهی شهروندان برای استفاده برابر از خدمات و فرصت‌هاست.

اهمیت این حق را هم نباید صرفاً با تعداد کاربران نابینا یا سهم آن‌ها از بازار سنجید. همان‌طور که انتظار نداریم مناسب‌سازی یک ساختمان تنها زمانی انجام شود که تعداد مراجعه‌کنندگان دارای معلولیت از حد مشخصی بیشتر شده باشد، دسترسی‌پذیری خدمات دیجیتال نیز نباید به محاسبه تعداد کاربران دارای معلولیت وابسته بماند.

از سوی دیگر، دسترسی‌پذیری فقط به معنای برطرف کردن محدودیت‌ها نیست؛ به معنای گشودن فرصت‌های تازه هم هست. هر محصول دسترس‌پذیر می‌تواند امکان مشارکت اقتصادی و اجتماعی بیشتری فراهم کند. یک کاربر نابینا ممکن است بتواند بدون کمک دیگران خرید کند، کسب‌وکاری راه بیندازد، خدماتی ارائه بدهد یا فرصت شغلی تازه‌ای پیدا کند. این‌ها دستاوردهایی فراتر از بهبود تجربه استفاده از یک محصول هستند.

خوشبختانه در سال‌های اخیر، نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از تغییر نگاه به دسترسی‌پذیری در اکوسیستم فناوری ایران دیده می‌شود. اگر زمانی بخش زیادی از گفت‌وگوهای ما با شرکت‌های فناوری صرف توضیح این می‌شد که نابینایان چگونه از اینترنت استفاده می‌کنند، امروز در بعضی تیم‌های محصول، بحث بر سر جزئیات تجربه کاربری، شناسایی موانع و پیدا کردن راه‌حل‌های عملی است.

چندی پیش در گفت‌وگویی با مدیرمسئول زومیت، از او پرسیدم چه شد که تصمیم گرفتند دسترسی‌پذیری وب‌سایتشان را جدی بگیرند. پاسخش برایم جالب بود. تعریف کرد که پس از یکی از به‌روزرسانی‌های سایت، ایمیلی از یک کاربر نابینا دریافت کرده بودند که در آن به مشکلات ایجادشده برای کاربران صفحه‌خوان اعتراض کرده بود. ظاهراً آن به‌روزرسانی، استفاده از زومیت را برای این گروه از کاربران به‌شدت دشوار کرده بود.

نکته جالب‌تر این بود که تا پیش از دریافت آن ایمیل، اعضای تیم اصلاً نمی‌دانستند کاربران نابینا هم از وب‌سایتشان استفاده می‌کنند. همان بازخورد باعث شد موضوع را جدی بگیرند و طی چند ماه، برای شناسایی و برطرف کردن موانع دسترسی‌پذیری تلاش کنند.

برای من، مهم‌ترین بخش این روایت نه مشکلات آن به‌روزرسانی بود و نه حتی اصلاحاتی که بعداً انجام شد؛ بلکه تغییری بود که در نگاه سازندگان محصول اتفاق افتاد. کاربرانی که تا آن روز در تصمیم‌های طراحی دیده نشده بودند، به بخشی از دغدغه تیم تبدیل شدند.

این تجربه برای بسیاری از شرکت‌های فناوری ایران درس مهمی دارد: ندیدن کاربران، به معنای وجود نداشتن آن‌ها نیست. ممکن است همین امروز هم افرادی در تلاش باشند از محصولات ما استفاده کنند، اما چون در پژوهش‌های کاربری، آزمون‌های محصول و تصمیم‌های طراحی حضور ندارند، از نیازها و مشکلاتشان بی‌خبر مانده باشیم.

چند نفر از کاربران محصولات ما، همین حالا پشت درهایی مانده‌اند که حتی از بسته بودنشان خبر نداریم؟

البته برای شنیدن صدای این کاربران، لازم نیست منتظر بمانیم تا یک به‌روزرسانی نامناسب، امکان استفاده از محصول را از آن‌ها بگیرد. می‌توانیم زودتر سراغشان برویم و از تجربه‌شان برای ساختن محصولاتی بهتر کمک بگیریم.

در این مسیر، رعایت استانداردهای فنی دسترسی‌پذیری ضروری است، اما کافی نیست. استانداردهایی مانند WCAG چارچوب ارزشمندی برای طراحی و توسعه محصولات دسترس‌پذیر فراهم می‌کنند، ولی رعایت آن‌ها به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که استفاده از یک محصول برای همه کاربران آسان و قابل فهم باشد. شناخت تجربه واقعی کاربران، مکمل ضروری این استانداردهاست.

جامعه نابینایان ایران هم برای چنین مشارکتی آماده است. در میان ما متخصصان فناوری، کاربران حرفه‌ای ابزارهای کمکی و افرادی حضور دارند که سال‌ها تجربه استفاده از محصولات دیجیتال را دارند و مشتاق‌اند دانش و تجربه خود را در اختیار تیم‌های سازنده قرار بدهند.

ما فقط نمی‌خواهیم مصرف‌کنندگان محصولاتی باشیم که دیگران برایمان طراحی کرده‌اند. می‌خواهیم در شکل‌گیری محصولاتی که قرار است بخشی از زندگی ما باشند، سهم داشته باشیم.

طبیعی است که دسترس‌پذیر کردن محصولات موجود همیشه ساده یا کم‌هزینه نباشد. بعضی اصلاحات ممکن است به تغییرات اساسی در طراحی یا معماری محصول نیاز داشته باشند. اما این دشواری‌ها نباید به دلیلی برای به تعویق انداختن همیشگی موضوع تبدیل شوند. مهم این است که دسترسی‌پذیری به بخشی از فرایند معمول طراحی، توسعه و ارزیابی محصولات تبدیل شود، نه موضوعی که فقط در مناسبت‌های خاص به یادش بیفتیم.

روز جهانی ایمنی عصای سفید فرصت خوبی برای یادآوری حقوق نابینایان است، اما تحقق این حقوق به تصمیم‌هایی نیاز دارد که در تمام روزهای سال گرفته شوند؛ تصمیم‌هایی در اتاق‌های طراحی محصول، جلسات برنامه‌ریزی توسعه و اولویت‌بندی‌های کسب‌وکار.

دعوت من از فعالان اکوسیستم فناوری ایران ساده است: با کاربران نابینا گفت‌وگو کنید، آن‌ها را در طراحی و ارزیابی محصولاتتان مشارکت بدهید و دسترسی‌پذیری را بخشی جدایی‌ناپذیر از کیفیت محصول بدانید.

ما هم مشتریان، کاربران، همکاران و شهروندان همین جامعه‌ایم. ما هم به محصولاتی که می‌سازید نیاز داریم و می‌خواهیم از فرصت‌هایی که فناوری فراهم کرده، به همان اندازه بهره‌مند شویم.

قرار نیست برای ما درِ جداگانه‌ای بسازید. کافی است هنگام ساختن درهای دنیای دیجیتال، به این فکر کنید که همه قرار است از آن‌ها عبور کنند.

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار خاورمیانه