دفتر خاطرات کشور: مسافری که به گل نشسته که بیشتر پلاستیکی به نظر می رسد تا حیوان | الیزابت-جین برنت
اپلدور، دوون: در تابستان امسال تعداد زیادی ملوان از باد رفته اند. من به یکی از این زیباییهای آبی روشن برخورد میکنم در میان شن داغ ساحل رودخانه، نور خنکی میدرخشد. نه سایه معمولی صدف صدفها، و نه حتی درخشش شیشههای دریا، این آبی به قدری روشن است که در ابتدا آن را با نوعی پلاستیک اشتباه میگیرم، شاید قسمت دور ریخته شده یک جفت عینک. من قصد دارم…
خواندن متن کامل در گاردین محیطزیستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز میشودمتن اصلی (انگلیسی)
Country diary: A stranded traveller that looks more plastic than animal | Elizabeth-Jane Burnett
Appledore, Devon: By-the-wind sailors have been washed up in great numbers this summer. I stumble on a single one of these bright blue beauties Amid the hot grit of the estuarine beach, a cool light glints. Not the habitual shade of mussel shells, nor even the shimmer of sea glass, this is a blue so bright that at first I mistake it for a kind of plastic, perhaps the discarded part of a pair of goggles. I’m about to…