دورهمی قلعهنویی و رفقایش در تیم ملی؛ «بسمالله»
امیر قلعهنویی میگوید نباید توقع داشت تیم ملی حتی به نیمهنهایی جام ملتها برسد.
به گزارش فوتبال 360، داستانهای امیر قلعهنویی با تیم ملی ایران تمامشدنی نیست؛ او که پس از کسب نتایج معمولی در جام جهانی و عدم صعود به مرحله حذفی در جام جهانی 48 تیمی، قراردادش را تا پایان جام ملتها تمدید کرده، روزهای سختی را میگذراند. دلیل این سختی، عیان شدن واقعی کیفیت تیم ملی در عصر این سرمربی است. نشانههای آن حالا بیش از هر زمان دیگری بروز داده شده؛ تیم ملی در دو بازی ضعیف مقابل ازبکستان و روسیه شکست خورد تا مشخص شود به لحاظ فنی و تاکتیکی، این تیم پیشرفتی نداشته هیچ، پسرفت هم کرده است.
اینکه تیم ملی بد بازی میکند و بد نتیجه میگیرد، واقعیتی است که مخاطبان فوتبالی با آن روبرو شدهاند اما عدهای که نفعشان در نپذیرفتن چنین شرایطی است، وعده آینده را میدهند؛ مثلا اینکه امیر قلعهنویی قرار است تیم ملی را به فینال جام ملتهای آسیا برساند تا قراردادش را تا پایان جام جهانی 2030 تمدید کند. این موضوعی است که پیش از این تعدادی از اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال ایران روی آن تاکید و پیششرطی برای قلعهنویی درنظر گرفته بودند.
تصور عموم بر آن بود که بالاخره هیئترئیسه که ذوب در مهدی تاج و تصمیمات او هستند، خودی نشان داده و برای قلعهنویی شروطی تعیین کرده است. با این حال، مصاحبه تلویزیونی اخیر امیر قلعهنویی، شرایط را از چیزی که باید وخیمتر نشان میدهد. او در بخشی از اظهارات به نسبت طولانیاش درباره امکان قهرمان شدن تیم ملی در جام ملتهای آسیا یک جمله کلیدی دارد: «هر کسی میتواند این تیم را به فینال یا نیمهنهایی برساند، بسمالله.»
همین تک جمله کافی است تا همه تصمیمات فدراسیون فوتبال درباره امیر قلعهنویی زیر سوال برود. در واقع پرسش اصلی اینجاست که اگر قلعهنویی در خودش نمیبیند که تیم را تا نیمهنهایی جام ملتهای آسیا ببرد، اصولا بنا بر کدام ویژگی، سرمربی تیم ملی مانده است.
امیر قلعهنویی در شرایطی همچنان هدایت تیم ملی را به عهده دارد که انتظار میرود نتیجه حضور طولانیمدتش در این تیم را در جام ملتهای آسیا بگیرد. او اولین مربی تاریخ فوتبال ایران است که میتواند برای سومین دوره در جام ملتها روی نیمکت بنشیند. با این وجود، قلعهنویی میگوید قولی برای قهرمانی نداده و حالا میگوید اگر کسی میتواند این تیم را به نیمهنهایی هم ببرد، بسمالله، بیاید و کار را تحویل بگیرد.
قلعهنویی در سالهای حضورش در تیم ملی نه نتیجه گرفته و نه تغییرنسلی صورت داده تا آینده فوتبال ایران کمی روشنتر باشد؛ یعنی نه دستاوردی در گذشته ثبت شده و نه قرار است ایران با او آیندهای داشته باشد. با این حال، ظاهرا دورهمی او و رفقایش در تیم ملی همچنان بدون هدف خاصی در جریان است. اینجا اما پرسش اصلیتر باید مطرح شود که چرا برای مربیای که نه قول موفقیتی میدهد، نه جوانگرایی میکند، نه نسلی میسازد هزینه چند ده میلیاردی شود و پاداش 140 میلیارد تومانی برایش تصویب میشود؟
آیا بهتر نیست به غیر از جوانگرایی در فهرست تیم ملی، جوانگرایی هم روی نیمکت تیم ملی صورت بگیرد تا حداقل فردی با انگیزه و توانایی فنی بیشتر زمام امور در تیم ملی را به دست بگیرد، به این امید که حداقل آینده به مبهمی این روزها نباشد؟