رؤیای طولانی گوگلبوک: گوگل چگونه بعد از ۱۶ سال آیندهی لپتاپ را تعریف میکند؟
گوگل برای بازتعریف دوبارهی لپتاپ، باید تمام تواناییهایش را یکجا به کار بگیرد؛ حتی در حوزههایی که هنوز چندان در آنها خوشسابقه نیست.
گوگل برای بازتعریف دوبارهی لپتاپ، باید تمام تواناییهایش را یکجا به کار بگیرد؛ حتی در حوزههایی که هنوز چندان در آنها خوشسابقه نیست.
اواخر سال ۲۰۱۰، یکی از مدیران جوان و روبهرشد گوگل به نام سوندار پیچای مقابل گروهی از خبرنگاران روی صحنه رفت و از ایدهی بزرگ شرکت برای آیندهی لپتاپها گفت. در تصویری که او از آینده ترسیم میکرد، کاربران روی کامپیوترشان چیزی جز مرورگر وب نیاز نداشتند و اپلیکیشنها، دادهها و ارتباطات از طریق وب در دسترس قرار میگرفتند.
پیچای توضیح داد کامپیوتر دیگر به فضای ذخیرهسازی زیاد یا سختافزار خاصی احتیاج ندارد، چون پردازش اصلی در فضای ابری انجام خواهد شد. نرمافزاری که گوگل برای این لپتاپهای تازه ساخته بود، Chrome OS نام داشت و در واقع شرطبندی بزرگی روی این فرض بود که وب سرانجام جای تقریباً همهچیز را خواهد گرفت.
Chrome OS که بعدها نامش به ChromeOS تغییر کرد، از بسیاری جهات موفقیت بزرگی به دست آورد. اما کامپیوتری که اکنون ریک اوسترلو رئیس بخش سختافزار و دستگاههای گوگل روی میزش دارد، کرومبوک نیست.
اوسترلو از یک لپتاپ ۱۳ اینچی تاشوی دل استفاده میکند؛ با ۱۶ گیگابایت رم، پردازندهی پیشرفتهی کوالکام و بدنهای فلزی، باریک و سبک که تا حدی به مکبوک شباهت دارد. لپتاپ XPS Googlebook یکی از پنج محصول جدیدی محسوب میشود که با Googlebook OS عرضه خواهند شد؛ تازهترین ایدهی بزرگ گوگل دربارهی کامپیوترها.
در نگاه اول، گوگلبوک احتمالاً همان عادتهای قدیمی گوگل را در ذهنمان تداعی میکند، یک سیستمعامل جدید، یک برند تازه و محصول دیگری که شاید در نهایت سر از قبرستان گوگل دربیاورد.
ولی اوسترلو چنین فکر نمیکند و یکی از دلایلی که باعث شد به پروژه چراغسبز نشان دهد، این بود که گوگلبوک را نهاییترین حرکت برای متمرکزکردن گوگل میدانست.
گوگل سالها دو سیستمعامل را همزمان توسعه داد و نگهداری کرد، کروماواس روی لپتاپها باقی ماند، درحالیکه اندروید تلفنها، تبلتها، تلویزیونها، خودروها و تقریباً هر دستگاه دیگری را فتح کرد. گوگل بهتدریج اندروید را به رابط کاربری آشنایی تبدیل کرد که در طیف وسیعی از دستگاهها، اکوسیستم بزرگی از اپلیکیشنها را در اختیار کاربران میگذارد. تقریباً همهجا، بهجز لپتاپها.
گوگل میگوید هوش مصنوعی میتواند شیوهی استفادهی ما از کامپیوترها را برای همیشه تغییر دهد
در سالهای اخیر، گوگل به این نتیجه رسید که هوش مصنوعی میتواند شیوهی استفادهی ما از کامپیوترها را برای همیشه تغییر دهد، حتی اگر ظاهر و فرم خود کامپیوترها تقریباً همان چیزی بماند که امروز میشناسیم.
اوسترلو میگوید روی میزهایش نمونههای اولیهی فراوانی از دستگاههایی دارد که سعی کردهاند چرخ را از نو اختراع کنند. البته گوگل روی محصولاتی مثل عینکهای هوشمند نیز سرمایهگذاری سنگینی میکند، اما تا اینجای انقلاب هوش مصنوعی، کامپیوترهای شخصی قدرتمند یکی از برندگان غیرمنتظره بازار بودهاند.
چنین دستگاههایی توان محاسباتی لازم برای اجرای مدلهای هوش مصنوعی در کارهایی مانند برنامهنویسی، تبدیل گفتار به متن و کاربردهای دیگر را دارند. کافی است از اپل بپرسید؛ شرکتی که علاقهمندان به هوش مصنوعی مکهای قدرتمندش را در حجم زیادی خریداری کردهاند.
اوسترلو میگوید: «فکر میکنم فرمفکتور لپتاپ ماندگاری خاصی دارد. شکل و شمایلی جاافتاده که برای کار، بهرهوری و اجرای اپلیکیشنها آنقدر خوب جواب میدهد که جایگزینکردنش واقعا دشوار خواهد بود.»
فرمفکتور کلاسیک لپتاپ برخلاف پیشبینیها همچنان ماندگار و بیجایگزین باقی ماند
دو ایده، یعنی سلطهی اندروید و ظهور هوش مصنوعی، تقریباً تمام داستان گوگلبوک را توضیح میدهند. این پروژه با پیشفرضهای زیادی دربارهی آیندهی کامپیوترها جلو میرود؛ مثلاً اینکه چه کارهایی را با آن انجام میدهیم و چگونه. بااینحال، شاید غافلگیرکنندهترین بخش ماجرا تصمیم گوگل برای ساختن لپتاپهایی واقعاً عالی باشد.
درست یک نسل قبل، اریک اشمیت، مدیرعامل وقت گوگل، استدلال میکرد آینده به سختافزارهای دورانداختنی تعلق دارد و با تسلط اینترنت، خود دستگاهها اهمیتشان را از دست خواهند داد. ایدهی گوگلبوک نشان میدهد باورهای شرکت گوگل هم تغییر میکنند؛ چراکه حالا دستگاهها بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کردهاند و یک لپتاپ خوب ارزش پول خرجکردن دارد.
پروژهی گوگلبوک بهطورجدی حدود دو سال پیش آغاز شد، اما بعضی از ایدههای پشت آن سابقهی بسیار طولانیتری دارند. از حدود یک دهه قبل؛ شایعهها و گزارشهایی دربارهی ادغام کروماواس و اندروید منتشر میشد و گوگل نیز روشهای مختلفی را برای هماهنگکردن این دو سیستمعامل آزمایش کرد.
گوگل میخواست کروماواس را به جایی برساند که اپلیکیشنهای اندروید و حتی برنامههای ویندوز را روان اجرا کند، اما ادغامهایی ازایندست هرگز طبیعی و یکپارچه نشدند.
گوگل پس از سالها آزمون و خطا، اندروید را به قلب لپتاپ آورد
برای چند سال، پروژهای به نام Fuchsia همان چیزی به نظر میرسید که کاربران منتظرش بودند؛ ترکیبی از جهانهای مختلف گوگل. پروژه در نهایت کوچکتر شد و عمدتاً به حوزهی خانهی هوشمند محدود ماند.
اوایل سال ۲۰۲۴، چند نفر از کارکنان گوگل پرسش تازهای مطرح کردند. چه میشود اگر بهجای تلاش برای آوردن اپلیکیشنهای اندروید به کروماواس، بهترین ویژگیهای کروماواس را وارد اندروید کنیم؟ البته آنها نخستین افرادی نبودند که چنین سؤالی میپرسیدند، اما اولین گروهی بودند که زمان مناسبی را برای عملیکردن ایدهشان انتخاب کردند.
پراجاکتا گوداده، معاون مهندسی لپتاپها و تبلتهای گوگل، میگوید: «چیزی که واقعاً تغییر کرد، سرعت بالای تحول خود اندروید بود.»
اندروید سالها سیستمعاملی برای گوشیها به شمار میرفت و استفاده از آن در دستگاههای دیگر دردسر زیادی داشت. اما به گفتهی گوداده، در مقطعی اندروید بهقدری تکامل پیدا کرد که میتوانست روی پلتفرمهای مختلف بهخوبی کار کند.
توسعهدهندگان کمکم طراحی اپلیکیشن برای اندازههای مختلف نمایشگر و حالتهای گوناگون صفحه را جدیتر میگرفتند و تیم اندروید هم در گوگل معماری سیستمعامل را تغییر داده بود.
گوداده میگوید: «اندروید در آن زمان از فرمفکتورهای مختلف، از گوشی و پوشیدنیها گرفته تا تلویزیون و خودرو، پشتیبانی میکرد. همین تنوع تیم اندروید را وادار کرد معماری سیستمعامل را بسیار ماژولارتر کند تا بتواند روی دستگاههای مختلف اجرا شود.»
در عمل، این تغییرات یعنی ساخت یک لپتاپ اندرویدی دیگر چندان دور از دسترس نبود؛ لپتاپی که بتواند مجموعهی عظیم اپلیکیشنهای اندروید را بهصورت بومی اجرا کند، بدون آنکه ظاهر و رفتارش یادآور یک گوشی اندرویدی غولآسا باشد.
اگر گوگل زیرساخت اندروید را با برخی از قابلیتهای مهم ChromeOS، از چندوظیفگی قدرتمند و مدیریت مناسب پنجرهها گرفته تا بوت سریع و بهروزرسانی آسان نرمافزار، ترکیب میکرد، میتوانست مزیتهای اصلی هر دو سیستمعامل را در یک محصول جمع کند.
پروژه آلومینیوم بهترین قابلیتهای کروماواس را با انعطاف اندروید ترکیب کرد
ایده ابتدا در قالب یادداشتی مطرح شد که سیستمعامل جدیدی را برای لپتاپها پیشنهاد میداد. مدیران گوگل از طرح استقبال کردند و پروژهای با نام Project Aluminium شکل گرفت.
حتی تلفظ نام پروژه هم درون گوگل شوخی خودش را داشت. اعضای تیم آن را به شیوهی بریتانیایی، A-lu-min-i-um، تلفظ میکردند، نه «aluminum» آمریکایی. در دفتر ظرفی برای جریمه گذاشته بودند و هرکس نام پروژه را به سبک آمریکایی تلفظ میکرد، باید مبلغی در آن میانداخت.
اما آلومینیوم فقط پروژهای برای ترکیب دو سیستمعامل نبود. پیشنهاد اولیه چند تصور اساسی دربارهی آیندهی لپتاپها و نحوهی استفاده از آنها را هم در خود داشت.
ایدهی اول از تغییری در نسل کاربران میآمد. تعداد فزایندهای از مردم نخستین تجربهی جدی خود با کامپیوتر را از دستگاههای اندرویدی آغاز میکردند و طبیعی بود انتظار داشته باشند لپتاپشان هم با گوشی اندروید هماهنگ باشد و حتی برخی ویژگیهای آشنای رابط موبایل را در ظاهر و نحوهی کار کامپیوتر ببینند.
کاربران ویجتها، صفحهی اصلی، پنل اعلانها و گزینههای شخصیسازی میخواستند. انتظار داشتند اپلیکیشنهایشان روی لپتاپ هم در دسترس باشند و دادههایشان همیشه میان تمام دستگاهها همگام شود. همین خواسته یکی از اصول اصلی سیستمعامل جدید، یعنی یکپارچگی عمیق با دستگاههای اندروید را شکل داد.
البته صاحبان آیفون، چه آن زمان و چه امروز، بهرهی چندانی از این یکپارچگی نمیبرند.
تیم پروژه همچنین متقاعد شده بود که جمنای و دیگر ابزارهای هوش مصنوعی بخشی از آیندهی محاسبات خواهند بود و باید داخل خود سیستمعامل قرار بگیرند، نه اینکه صرفاً در قالب اپلیکیشنی جداگانه عرضه شوند.
نسل جدید کاربران انتظار دارند لپتاپشان رفتاری مشابه گوشی هوشمند داشته باشد
ظهور وایب کدینگ هم به این معنا بود که شاید مردم بخواهند نرمافزارهای خودشان را بسازند؛ چه از طریق ترمینال و چه با کمک ایجنتهایی که مستقیماً روی دستگاه اجرا میشوند. در چنین شرایطی، سیستمعامل باید اجرای برنامههایی را که خود کاربران میسازند؛ تا حد ممکن ساده کند.
ایدهی سوم حتی به بخشهای بسیار آشنای رابط کاربری میرسید. تیم گوگل تصور میکرد هوش مصنوعی میتواند بعضی از عادتهای چنددهسالهی ما در کار با کامپیوتر را هم تغییر دهد. الکساندر کوشر، مدیر ارشد مدیریت محصول لپتاپها و تبلتهای گوگل، برای توضیح این موضوع به نشانگر ماوس اشاره میکند: «نشانگر ماوس؟ وقتی به آن فکر میکنید، واقعاً چیز احمقانهای به نظر میرسد.»
مکان نشانگر تا حد زیادی محل توجه کاربر را نشان میدهد و همراه با ذهن و چشم او روی صفحه حرکت میکند؛ پس چرا کامپیوتر نتواند آن را ببیند و متناسب با آن واکنش نشان دهد؟ کوشر میگوید: «مدام دارم چیزهای مختلف را اینطرف و آنطرف کپی و پیست میکنم یا خواستهام را برای چتباتها مینویسم، درحالیکه نمیتوانم فقط با نشانگر ماوس به آنها بگویم دقیقاً با چه چیزی کار دارم.»
یکپارچگی عمیق با اکوسیستم اندروید، هسته اصلی تجربه کاربری گوگلبوک خواهد بود
ایدهی کوشر سرانجام به یکی از جدیدترین قابلیتهای سیستمعامل گوگلبوک، یعنی نشانگر جادویی یا Magic Pointer منجر شد. Magic Pointer به کاربر اجازه میدهد فقط با تکاندادن نشانگر روی یک تصویر یا بخشی از متن، دستیار هوش مصنوعی را فراخوانی کند.
کوشر میگوید هدف تیم این بود که «شیوهی معمول کار با لپتاپ دستنخورده بماند، اما همزمان حواسمان به کاربرانی باشد که از اکوسیستم ما میآیند و در جهانی مبتنی بر هوش مصنوعی زندگی میکنند.»