رابرت کرافت در مورد مکلمور درست می گفت، توضیحات همه اشتباه بود - نظر
ما باید از دفاع از خود در برابر اتهام دست برداریم و شروع به به چالش کشیدن خود اتهام کنیم.
مشکل تصمیم رابرت کرافت نبود. مشکل این است که چگونه آن را توضیح می دهیم. ما پیام رسان را بدون مقابله با دروغی که منتشر می کرد از صحنه حذف کردیم. ما روی مکلمور تمرکز کردیم – لفاظیهای او، تاریخچهاش، صدمهای که سخنانش ایجاد میکند – زمانی که تهدید بسیار بزرگتر خود پیام است. و در انجام این کار، ما به طور ناخواسته کمک کردیم تا دقیقا روایتی را که مکلمور و مدافعانش می خواستند ایجاد کنیم. حالا داستان عملا خودش را می نویسد: مکلمور جرأت کرد «حقیقت را با قدرت بگوید». او چیزی را گفت که ظاهرا دیگران نمیخواهند آمریکاییها بشنوند و برای شجاعت او، یک میلیاردر یهودی و دیگران
مالکان میکروفون او را گرفتند. مکلمور شهید می شود. لغو او دلیلی بر عدالت او می شود. و یهودیان دقیقا نقشی را بر عهده می گیرند که لفاظی او قبلا به ما می دهد: از نظر اخلاقی سازش کرده و مایل به استفاده از نفوذ ما برای سرکوب هر کسی که به اندازه کافی شجاع باشد تا یک حقیقت ناراحت کننده را افشا کند. ما باید دفاع از خود را در برابر این اتهام متوقف کنیم و شروع به به چالش کشیدن خود اتهام کنیم.
او به حضار می گفت که تنها کشور یهودی جهان مرتکب «نسل کشی» و اجرای «آپارتاید» است، و این اتهامات را نه به عنوان استدلالی برای دفاع، بلکه به عنوان حقایق ثابت شده مطرح می کند. این به معنای حمایت از فلسطینی ها یا انتقاد از اسرائیل نیست. مکلمور در بیان عقیده خود آزاد است.
اما آزادی بیان به هیچ کس اجازه نمی دهد که میکروفون دیگران را داشته باشد، به ویژه یک صحنه سرگرمی قبل از هزاران نفری که برای یک کنسرت بلیت خریدند به جای شنیدن یک بحث سیاسی. همچنین طنز تلخی در خشم نسبت به "لغو" شدن مککلمور وجود دارد. زمانی که ماتیسیاهو، نوازنده یهودی آمریکایی، کنسرتهایش را پس از اینکه فعالان مکانهایی را به دلیل حمایت او از اسرائیل هدف قرار دادند و نگرانیهای امنیتی و کارکنانی ایجاد کردند، لغو کردند، این دفاع از آزادی هنری کجا بود؟ مکلمور به خاطر هویتش جایگاه خود را از دست نداد.
او آن مرحله را به خاطر کاری که انتخاب کرد با آن انجام دهد از دست داد. اتهامات بیشتر از مکلمور و این بسیار بزرگتر از مکلمور است. او این اتهامات را ابداع نکرد. او به سادگی آخرین پیام رسان مشهور آنهاست. "نسل کشی". "آپارتاید." "پاکسازی قومی". "جنایتکار جنگی." ما این اتهامات را در محوطه های دانشگاهی، در سراسر رسانه های اجتماعی، در اتاق های خبر، سرگرمی، سیاست، و موسسات خود می شنویم.
آنها که اغلب تکرار میشوند، نه بهعنوان اتهامات خارقالعادهای که نیاز به اثبات دارند، بلکه بهعنوان حقایق ثابتشدهای که نیازمند وفاداری هستند، وارد گفتمان ما میشوند. اینجاست که جامعه یهودی چیزی اساسی را از دست داده است. ما در شناسایی یهودی ستیزی و محکوم کردن کسانی که در آن تجارت می کنند بسیار خوب عمل کرده ایم. ما به مراتب کمتر مایل به مقابله با دروغهایی بودهایم که یهودیستیزی را ممکن میسازد. دارا هورن چیزی اساسی در مورد یهودستیزی بیان کرده است: این فقط به عنوان نفرت یا عدم تحمل نسبت به یهودیان عمل نمیکند.
این از طریق یک دروغ مکرر عمل می کند - که یهودیان مسئول نابود کردن هر چیزی هستند که یک جامعه بسیار عزیز است. این تمایز نسخه را تغییر می دهد. اگر یهودی ستیزی را اساسا به عنوان عدم تساهل تلقی کنیم، به آن با تساهل پاسخ می دهیم: آموزش بیشتر، گفتگو و فرصت هایی برای درک یهودیان. آن چیزها ارزش دارند. اما شما نمی توانید دروغ را با آموزش دادن به مردم در برابر افرادی که در مورد آنها دروغ می گویند، درمان کنید. شما باید دروغ را به چالش بکشید. و ما باید جسورانه تر با دروغ نسل کشی مقابله کنیم. اسرائیل نسل کشی نمی کند.
این اتهام نادرست و ظالمانه است. نسل کشی مترادفی برای یک جنگ وحشتناک، تلفات بالای غیرنظامیان، یا حتی نقض قوانین جنگ نیست. این یک جنایت خاص است که مستلزم قصد تخریب کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی است. غرض در تعریف اتفاقی نیست. این ضروری است. رفتار اسرائیل نیز مهم است. جان اسپنسر، رئیس مطالعات جنگ شهری در موسسه جنگ مدرن وست پوینت، پس از مطالعه کمپین غزه استدلال کرد که اسرائیل بیش از هر نظامی که مطالعه کرده است، اقداماتی را برای جلوگیری از آسیب غیرنظامیان اجرا کرده است.
این بدان معنا نیست که هر تصمیم اسرائیل درست یا هر حمله موجه بوده است. اما هشدارها، تخلیهها و اقدامات احتیاطی گسترده در مورد آسیب غیرنظامیان شواهدی هستند که باید قبل از متهم کردن کشوری به قصد نابودی مردم با آنها مقابله کرد. اتهام نسلکشی یک افترای خونی مدرن است. افترا خون اولیه یهودیان را به قتل عمدی کودکان مسیحی متهم کرد. قدرت آن ناشی از تبدیل نفرت به عدالت بود. کسانی که به آن اعتقاد داشتند تصور نمی کردند که یهودیان بی گناه را مورد آزار و اذیت قرار دهند.
آنها تصور می کردند که از کودکان بی گناه در برابر شر محافظت می کنند. واژگان اخلاقی تغییر می کند. مکانیسم به طرز عجیبی آشناست. امروزه، کسی میتواند دولت یهود را متهم به نابودی عمدی یک قوم کند و همچنان صادقانه اصرار کند - همانطور که مکلمور هم دارد - که چیزی علیه یهودیان ندارد. او ممکن است واقعا باور کند که در برابر شر ایستاده است. این دقیقا همان چیزی است که افترا را بسیار خطرناک می کند. نگرانی در مورد حقوق بشر فلسطینی، حمایت از فلسطینی ها و انتقاد از اسرائیل یهودی ستیزانه نیست. رنج فلسطین واقعی است.
غیرنظامیان بی گناه کشته شده اند، و در جایی که افراد مرتکب جنایت می شوند، باید پاسخگو باشند. اما هیچ یک از اینها نسل کشی را ثابت نمی کند. و شفقت نیازی به خودکشی یا پاک کردن خود ندارد. یهودیان نباید این دروغ را بپذیرند که اسرائیل در حال نسل کشی است تا ثابت کند که ما به زندگی فلسطینی ها اهمیت می دهیم.
ما نباید برای تثبیت اعتبار اخلاقی خود ارتباط خود را با اسرائیل قطع کنیم یا برای نشان دادن نجابت خود، تهمت خونی علیه دولت یهود تکرار کنیم. با این حال این به طور فزاینده ای آزمایش اخلاقی است که بر ما تحمیل می شود. بپذیرید که تنها کشور یهودی جهان در حال ارتکاب یکی از بزرگ ترین جنایات بشریت است و شما می توانید در میان صالحان بمانید.
این فرضیه را به چالش بکشید، از اسرائیل در برابر اتهام دفاع کنید، یا از فاصله گرفتن از دولت یهود امتناع کنید، و ناگهان اختلاف شما به همدستی تبدیل می شود – و ارتباط شما با اسرائیل به مدرکی علیه شما تبدیل می شود. این اتفاقی با یهودستیزی نیست. این نحوه عملکرد یهودی ستیزی است. برخی استدلال می کنند که دولت نتانیاهو یا سیاست های خاص اسرائیل، دفاع از اسرائیل را دشوارتر کرده است. اما دشواری یک اتهام را به واقعیت تبدیل نمی کند. ما مجبور نیستیم از نتانیاهو حمایت کنیم یا از هر اقدام اسرائیل دفاع کنیم.
و فاصله گرفتن از اسرائیل یهودیان آمریکایی را امن تر نمی کند. این فقط این افسانه خطرناک را تقویت می کند که امنیت یهودیان به رفتار یهودیان بستگی دارد. ما می توانیم بدون تسلیم کردن خودمان از بشریت فلسطینی دفاع کنیم. ما نباید اسرائیل را برای نشان دادن نجابت خود یا پذیرش گناه دسته جمعی برای جنایتی که اسرائیل مرتکب نشده است انکار کنیم. پاسخ به افترای خون این نیست که ثابت کنیم یهودیان مردم خوبی هستند. افشای افترا به عنوان یک دروغ است. رابرت کرافت قهرمانی برای ایستادن است. اکنون وظیفه ما این است که در کنار او بایستیم - و با دروغ ها مبارزه کنیم.
متن اصلی (انگلیسی)
Robert Kraft was right about Macklemore, the explanation was all wrong - opinion
We should stop defending ourselves against the accusation and start challenging the accusation itself.