پرش به محتوای اصلی

رمان سفرهای گالیور ۳۰۰ سال پیش چالش‌های هوش مصنوعی را پیش‌بینی کرده بود

زومیت۱۴۰۵ مهر ۲۲, چهارشنبه، ساعت ۲۲:۳۰حدود 6 دقیقه مطالعه

سال‌ها پیش از ظهور چت جی‌پی‌تی، جاناتان سوئیفت در رمان سفرهای گالیور دستگاهی خیالی را توصیف کرد که بدون نیاز به دانش و خلاقیت، متن تولید می‌کرد.

سال‌ها پیش از ظهور چت جی‌پی‌تی، جاناتان سوئیفت در رمان سفرهای گالیور دستگاهی خیالی را توصیف کرد که بدون نیاز به دانش و خلاقیت، متن تولید می‌کرد.

حدود ۳۰۰ سال پیش، زمانی که هنوز خبری از کامپیوتر و فناوری‌های دیجیتال نبود، نویسنده‌ای ایرلندی در رمان مشهور خود دستگاهی خیالی را توصیف کرد که می‌توانست بدون نیاز به دانش یا خلاقیت، متن تولید کند. توصیف این دستگاه شباهت عجیبی به چت‌بات‌های هوش مصنوعی امروزی دارد و حتی برخی مشکلات و انتقادهای مطرح‌شده درباره‌ی این فناوری را یادآوری می‌کند.

رمان مشهور «سفرهای گالیور» نوشته‌ی جاناتان سوئیفت که نخستین‌بار در سال ۱۷۲۶ منتشر شد، یکی از آثار شناخته‌شده‌ی ادبیات انگلیسی است که ماجراجویی‌های مردی به نام لموئل گالیور در سرزمین‌های خیالی را روایت می‌کند. سوئیفت از این سفرهای عجیب برای نقد نظام‌های سیاسی، باورهای اجتماعی و رفتارهای انسانی استفاده کرده است.

معروف‌ترین بخش کتاب، سفر گالیور به سرزمین لی‌لی‌پوت است؛ جایی که مردمانی بسیار کوچک زندگی می‌کنند و بر سر موضوعی به‌ظاهر بی‌اهمیت، یعنی اینکه تخم‌مرغ باید از کدام طرف شکسته شود، با کشور همسایه در جنگ هستند. این داستان در واقع کنایه‌ای به اختلافات مذهبی میان پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها بود.

اما بخش سوم کتاب، جزئیاتی دارد که از نگاه خوانندگان امروزی ممکن است به‌مراتب عجیب‌تر به نظر برسد.

در بخش سوم سفرهای گالیور، شخصیت اصلی از آکادمی بزرگ لاگادو بازدید می‌کند؛ مؤسسه‌ای پژوهشی که دانشمندان و مخترعان آن سرگرم اجرای پروژه‌هایی عجیب و عمدتاً بی‌فایده هستند. برای مثال، گروهی تلاش می‌کنند مدفوع را دوباره به غذا تبدیل کنند و عده‌ای دیگر می‌خواهند نور خورشید را از خیار استخراج کنند.

دستگاه خیالی سفرهای گالیور با جابه‌جاکردن واژه‌ها و کنار هم گذاشتن تصادفی آن‌ها، متن‌هایی تولید می‌کرد که بیشترشان بی‌معنا بودند

درحالی‌که پژوهشگران آکادمی منابع خود را صرف چنین آزمایش‌هایی می‌کنند، مردم شهر در فقر و زندگی مملو از رنج به‌سر می‌برند. سوئیفت از این تضاد برای انتقاد از پژوهش‌هایی استفاده می‌کند که بدون توجه به نیازهای واقعی جامعه دنبال می‌شوند.

در جریان بازدید از آکادمی، گالیور با مخترعی آشنا می‌شود که دستگاهی بزرگ از چوب و سیم ساخته است. مخترع ادعا می‌کند دستگاه او می‌تواند نوشتن کتاب را برای همه‌ی افراد ممکن کند، حتی کسانی که هیچ دانش یا استعداد خاصی ندارند.

به گفته‌ی مخترع ، با کمک دستگاه ابداعی: «حتی نادان‌ترین افراد نیز می‌توانند با هزینه‌ای معقول و زحمتی اندک، بدون نیاز به نبوغ یا مطالعه، کتاب‌هایی درباره‌ی فلسفه، شعر، سیاست، حقوق، ریاضیات و الهیات بنویسند.»

شیوه‌ی عملکرد دستگاه نیز جالب است. تعداد زیادی واژه روی قطعات چوبی قرار گرفته‌اند و با چرخاندن دسته‌های دستگاه، جای آن‌ها تغییر می‌کند. سپس گروهی از شاگردان ترکیب‌های ایجادشده را بررسی می‌کنند و هرگاه چند واژه در کنار هم معنایی قابل‌قبول داشته باشند، آن‌ها را به کاتبان دیکته می‌کنند.

در داستان، ۴۰ شاگرد مسئول چرخاندن دستگاه و بررسی واژه‌ها هستند. از این تعداد، ۳۶ نفر ترکیب‌های ایجادشده را می‌خوانند و چهار نفر دیگر بخش‌هایی را که قابلیت تبدیل‌شدن به جمله دارند، ثبت می‌کنند. این فرایند بارها تکرار می‌شود تا مجموعه‌ای از جمله‌ها و عبارت‌ها شکل بگیرد. مخترع امیدوار است با جمع‌آوری آن‌ها، روزی بتواند مجموعه‌ای جامع از تمام علوم و هنرهای بشری تهیه کند.

توصیف سوئیفت از دستگاه تولید متن، از برخی جهات یادآور مدل‌های زبانی بزرگ مانند چت جی‌پی‌تی است. این مدل‌ها نیز با پردازش حجم عظیمی از داده‌های متنی و یادگیری الگوها و روابط میان واژه‌ها، متن‌های جدید تولید می‌کنند.

البته تفاوت مهمی وجود دارد. دستگاه خیالی سوئیفت صرفاً واژه‌ها را به‌شکل مکانیکی و تا حد زیادی تصادفی جابه‌جا می‌کرد، اما مدل‌های زبانی امروزی از شبکه‌های عصبی پیچیده و محاسبات آماری برای پیش‌بینی و تولید توالی‌های زبانی استفاده می‌کنند. بنابراین، نمی‌توان دستگاه توصیف‌شده در سفرهای گالیور را نسخه‌ای ابتدایی از هوش مصنوعی دانست.

بااین‌حال، شباهت اصلی در ایده‌ی پشت دستگاه و انتقادهایی است که سوئیفت مطرح می‌کند: آیا می‌توان بدون فهم واقعی موضوع و صرفاً با کنار هم قراردادن واژه‌ها، دانش ارزشمند تولید کرد؟

شباهت عجیب دستگاه سفرهای گالیور به چت‌بات‌های امروزی، پرسشی قدیمی را زنده می‌کند: آیا تولید متن بدون درک معنای آن می‌تواند به خلق دانش منجر شود؟

این پرسش امروزه نیز در بحث‌های مربوط به هوش مصنوعی مطرح است. مدل‌های زبانی می‌توانند متن‌هایی روان و قانع‌کننده تولید کنند، اما گاهی اطلاعات نادرست نیز ارائه می‌دهند یا منابع و جزئیاتی می‌سازند که وجود خارجی ندارند. به این پدیده معمولاً «توهم هوش مصنوعی» گفته می‌شود.

یکی دیگر از شباهت‌های داستان به شرایط امروز، مسئله‌ی سرمایه‌گذاری است. مخترع آکادمی لاگادو برای ساخت ۵۰۰ نمونه از دستگاه خود به سرمایه‌گذاری هنگفت نیاز دارد، درحالی‌که دستگاه هنوز نتوانسته دانش تازه و ارزشمندی تولید کند.

این بخش از داستان، بحث‌های امروزی درباره‌ی هزینه‌های سنگین توسعه‌ی هوش مصنوعی، میزان بازدهی اقتصادی آن و کاربرد واقعی برخی محصولات مبتنی‌بر این فناوری را یادآوری می‌کند.

در رمان سوئیفت، دستگاه با وجود تمام ادعاهای سازنده‌اش، عمدتاً عبارت‌هایی بی‌فایده تولید می‌کند و در نهایت این انسان‌ها هستند که باید تشخیص دهند کدام ترکیب واژه‌ها ارزش ثبت و بررسی دارد.

دستگاه تولید متن تنها بخش شگفت‌انگیز سفرهای گالیور نیست. سوئیفت در همان بخش سوم کتاب، به کشفی نجومی اشاره می‌کند که در زمان انتشار رمان هنوز اتفاق نیفتاده بود. او در داستان از اخترشناسانی می‌نویسد که دو قمر در مدار مریخ شناسایی کرده‌اند.

نکته‌ی جالب این است که وجود دو قمر مریخ در سال ۱۸۷۷، یعنی ۱۵۱ سال پس از انتشار کتاب، به دست آساف هال، اخترشناس آمریکایی تأیید شد. این دو قمر امروزه با نام‌های فوبوس و دیموس شناخته می‌شوند. سوئیفت حتی دوره‌ی گردش آن‌ها را نیز تخمین زده بود.

در رمان سفرهای گالیور، دوره‌ی گردش قمر داخلی مریخ ۱۰ ساعت و قمر بیرونی ۲۱٫۵ ساعت تخمین زده شده بود. این اعداد به مقادیر واقعی نزدیک هستند. فوبوس، قمر داخلی مریخ، در واقع هر ۷٫۶۶ ساعت یک بار به دور این سیاره می‌چرخد، درحالی‌که دیموس، قمر بیرونی، برای تکمیل یک دور گردش به ۳۰٫۳۵ ساعت زمان نیاز دارد.

البته، سوئیفت قدرت پیشگویی نداشت. او با قوانین حرکت سیاره‌های کپلر آشنا بود و مطالعاتی درباره‌ی قمرهای مشتری انجام داده بود. به همین دلیل، احتمالاً با استفاده از دانش نجومی زمان خود و فرض‌هایی درباره‌ی ویژگی‌های مریخ، چنین اعدادی را در داستان گنجاند.

با وجود شباهت‌های جالب میان دستگاه خیالی سوئیفت و فناوری‌های امروزی، هدف نویسنده پیش‌بینی آینده نبود. سفرهای گالیور اثری طنزآمیز و انتقادی است و بخش مربوط به آکادمی لاگادو نیز بیشتر به نقد شیوه‌های پژوهشی و فعالیت‌های علمی زمان نویسنده مربوط می‌شود.

سوئیفت در این بخش، دیدگاه انتقادی خود را نسبت به برخی فعالیت‌های علمی و پروژه‌های مرتبط با فضای فکری انجمن سلطنتی بریتانیا بیان می‌کند. او به‌ویژه روش‌هایی را به سخره می‌گیرد که تولید حجم زیادی از اطلاعات را با دستیابی به دانش واقعی یکسان می‌دانند. از نگاه نویسنده، تولید متن و کنار هم قراردادن واژه‌ها، بدون توانایی ارزیابی و درک محتوای آن‌ها، لزوماً به خلق دانش منجر نمی‌شود.

نگرانی درباره‌ی ماشین‌هایی که بدون فهم واقعی، اطلاعات تولید می‌کنند، بسیار قدیمی‌تر از ظهور هوش مصنوعی است

نکته‌ای که باعث شده بخش مورد بحث از رمان سفرهای گالیور پس از سه قرن دوباره مورد توجه قرار بگیرد، همین انتقاد است. امروز نیز با وجود توانایی‌های چشمگیر مدل‌های زبانی در تولید محتوا، بررسی صحت اطلاعات، ارزیابی استدلال‌ها و تشخیص خطاهای احتمالی آن‌ها همچنان اهمیت دارد.

سوئیفت در سال ۱۷۲۶ نمی‌دانست روزی ماشین‌هایی ساخته خواهند شد که می‌توانند در چند ثانیه مقاله بنویسند، به پرسش‌ها پاسخ دهند و حتی در تولید کدهای برنامه‌نویسی مشارکت کنند. بااین‌حال، پرسشی که او از زبان طنز مطرح کرد، هنوز موضوع بحث است: اگر ماشینی بتواند متن تولید کند، آیا این توانایی به‌تنهایی به معنای تولید دانش است؟

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فناوری