پرش به محتوای اصلی

روایت رونالدو از جنجال ترک اردوی تیم ملی پرتغال؛ قرار بود مربی بگوید بازیکنی در حد پله را به زمین نفرستاده است

یورونیوز فارسی۱۴۰۵ مهر ۱۵, چهارشنبه، ساعت ۲۱:۴۹حدود 10 دقیقه مطالعه

کریستیانو رونالدو روز سه‌شنبه در نامه‌ای سرگشاده، سکوتش را درباره جنجال روزهای اخیر شکست؛ جنجالی که پس از ترک اردوی تیم ملی پرتغال پیش از بازی مقابل دانمارک شکل گرفت.

او در این پیام مکتوب، دلایل ترک اردو را توضیح داده، اما گفته است که «مثل همیشه» برای «رقابت و پیروزی» با تیم ملی آماده است.رونالدو نوشت: «اگر از نظر جسمانی آماده باشم، برای باشگاهم بازی کنم و امیدوارم گل هم بزنم، پس از گذراندن هر محرومیتی که برایم تعیین شود، همان‌طور که تا امروز همیشه بوده‌ام، برای رقابت و پیروزی با تیم ملی‌مان آماده خواهم بود. باور کنید این حقیقت محض است.»او همچنین بابت تصمیمش از هواداران و هم‌تیمی‌هایش عذرخواهی کرده، اما ژرژ ژسوس، سرمربی تیم ملی را به شکستن اعتمادش متهم کرده است.رونالدو با پذیرش مسئولیت رفتارش نوشت: «بابت ترک اردو به هم‌تیمی‌هایم در تیم ملی هم بدهکار یک عذرخواهی هستم. با وجود اینکه اعتمادم به حرف سرمربی کاملا از بین رفته بود، [...] نباید این کار را می‌کردم. مسئولیتش فقط با خود من است.» او همچنین اعلام کرد که آماده پذیرش پیامدهای انضباطی رفتارش است.رونالدو روز ۳۰ سپتامبر، در حالی اردوی تیم ملی پرتغال را ترک کرد که این تیم برای دیدارهای گروه چهارم سطح اول لیگ ملت‌ها مقابل دانمارک و نروژ آماده می‌شد.کاپیتان تیم ملی همان روز وعده داد که «در زمان مناسب»، «حقیقت دلایل» خروج ناگهانی‌اش را «به همه مردم پرتغال» خواهد گفت.تیم ملی پرتغال بعد از ترک رونالدو عملکرد موفقیت‌ آمیزی داشته و توانسته مسابقات سخت خود را در مقابل حریفان در لیگ ملت‌های اروپا با پیروزی پشت سر بگذارد.متن کامل نامه رونالدو«همان‌طور که قول داده بودم، تصمیم گرفتم شخصا و مستقیم، اتفاقات مربوط به آخرین اردوی تیم ملی را توضیح بدهم.پس از جام جهانی ۲۰۲۶، نامه‌ای برای مردم پرتغال نوشتم که هنوز آن را نگه داشته‌ام؛ نامه‌ای حاوی حرف‌هایی که می‌خواهم هنگام جدایی نهایی‌ام از تیم ملی با آنها در میان بگذارم.پس از پایان مسابقات، در پرواز بازگشت از آمریکا، رئیس فدراسیون از من خواست و اصرار کرد که در تصمیمم برای کناره‌گیری تجدیدنظر کنم، چون فدراسیون فوتبال پرتغال می‌خواست بمانم.سپس نظر مرا درباره کسی پرسید که اکنون سرمربی تیم ملی است. گفت او را در کنار گزینه‌های دیگری در نظر دارد که نامشان را به من نگفت.به رئیس فدراسیون گفتم که به نظر من، او انتخاب مناسبی خواهد بود.بنابراین، روزی که سرمربی فعلی معرفی شد، از این انتخاب واقعا خوشحال بودم. انتخاب درستی بود؛ همان‌طور که نتایج بعدی هم نشان داده است.چند روز بعد، سرمربی جدید تیم ملی برای نخستین بار با من تماس گرفت و گفت می‌خواهد حضوری با من دیدار کند. موافقت کردم و قرار گذاشتیم در پایان تعطیلاتم یکدیگر را ببینیم.در مجموعه «شهر فوتبال»، جایی که باشگاهم اردوی پیش‌فصل خود را برگزار می‌کرد، دیدار کردیم.آن روز سرمربی به من گفت که روی من حساب می‌کند و حضورم برای برنامه او اساسی است. همان‌جا برنامه‌ای برای نحوه حضورم ارائه کرد. گفت بازی اول و آخر را بازی خواهم کرد و برای مدیریت وضعیت جسمانی بازیکنان، همیشه در هر مسابقه سه تا چهار تعویض انجام خواهد داد.همان موقع پیشنهاد کرد که شاید همراه تیم به نروژ و دانمارک نروم. پیشنهادش این بود که بازی اول را انجام بدهم و بعد در پرتغال بمانم و پیش از مسابقه در ورزشگاه دراگائو دوباره به تیم ملحق شوم.بلافاصله این پیشنهاد را رد کردم. برایم روشن بود که نمی‌توانم آن را بپذیرم. بازی نکردن در دیدارهای خارج از خانه مانع از انجام وظیفه‌ام به‌عنوان کاپیتان تیم نمی‌شد. امتیاز ماندن در پرتغال، الگوی بدی برای دیگران بود.در نهایت، سرمربی استدلالم را پذیرفت.سیمائو کوتینیو، مدیر ورزشی النصر در این گفت‌وگو حضور داشت؛ کسی که سرمربی فعلی در تمام فصل گذشته زیر نظر او کار می‌کرد و یکی از افرادی بود که در سال ۲۰۲۵ او را به باشگاه آوردند.در آستانه اردو، سرمربی به درخواست خودش برای گفت‌وگویی دیگر به خانه‌ام در لیسبون آمد. صحبت‌ها آرام بود و تمام اصولی که در ماه اوت بر سر آنها توافق کرده بودیم، پابرجا ماند.در مسابقه ورزشگاه آلوالاده بازی کردم و با اینکه تعویض شدم، هیچ اعتراضی نکردم. خودم بازوبند را به برونو فرناندز دادم، بی‌آنکه بدانم شاید این آخرین قدم‌هایم به‌عنوان بازیکن و کاپیتان تیم ملی باشد.آن روز برای من، پیروزی تیم مهم بود. بردن همیشه خوب است؛ بردن در پرتغال و برای کشورم، بهتر هم هست.روز مسابقه در نروژ، هنگام ناهار، یکی از کمک‌مربیان کنار میزی آمد که بازیکنان مشغول غذا خوردن بودند و گفت سرمربی می‌خواهد با من صحبت کند.در کمال تعجب، سرمربی پرسید آیا توان بازی کردن برای ۳۰ دقیقه را دارم. من کاملا بر بازیابی آمادگی جسمانی‌ام متمرکز بودم، مثل همیشه در کنار هم‌تیمی‌هایم کار می‌کردم و انتظار داشتم آن روز بازی نکنم. مشکلی هم با این موضوع نداشتم.این درخواست خارج از برنامه ریکاوری و تمرینم بود؛ قرار بود فقط روز چهارم در دراگائو بازی کنم. اما البته که پاسخ مثبت دادم. او گفت آماده باشم، چون ۳۰ دقیقه بازی خواهم کرد.بقیه ماجرا را همه می‌دانند. از بین دو نیمه گرم کردم، گذشت دقیقه‌ها را تماشا کردم و هرگز برای ورود به زمین صدایم نکردند.سرمربی زیر قولش زده بود.در پایان بازی، فقط می‌خواستم مسابقه را با پیروزی تمام کنیم و تنها باشم. برای ادای احترام به سمت هواداران نرفتم. این کوتاهی فقط مسئولیت خود من است و نباید اتفاق می‌افتاد.از پرتغالی‌هایی که آنجا با شور و شوق از ما حمایت کردند عذر می‌خواهم، از هواداران عذر می‌خواهم و از کسانی که با وجود پرتغالی نبودن برای دیدن من به آنجا آمده بودند و شاید ناامیدشان کرده باشم، عذر می‌خواهم.چهل‌وهشت ساعت بعد، من، سرمربی و سیمائو کوتینیو با هم گفت‌وگو کردیم؛ چون کوتینیو در گفت‌وگوهای ماه اوت ما حضور داشت.گفت‌وگویی مفصل، بسیار صریح و بی‌پرده بود.توافق کردیم که برای بستن این پرونده تنها یک راه وجود دارد: سرمربی همان حرف‌هایی را که در حضور سیمائو کوتینیو به‌طور خصوصی به من زده بود، در نشست خبری تکرار کند.توافقمان ساده بود: سرمربی نشست خبری را با این موضوع آغاز کند و با گفتن حقیقت، ماجرا را پایان دهد.قرار بود بگوید که من هرگز درخواست نکرده بودم حتی یک دقیقه بازی کنم؛ اینکه خود سرمربی، و نه هیچ‌کس دیگر، برنامه این اردو را پیشنهاد کرده بود؛ و اینکه گرم کردن من بدون فرستادنم به زمین اشتباه بوده و اگر دوباره در چنین موقعیتی قرار بگیرد، این کار را نخواهد کرد.جلسه با درخواست سرمربی برای در آغوش گرفتن من پایان یافت. او قول داد در نشست خبری همان حرف‌هایی را بزند که به من گفته بود و موضوع حل شود.قرار بود در دانمارک بازی نکنم، اما در مسابقه دراگائو به میدان بروم. تمام این حرف‌ها در حضور سیمائو کوتینیو گفته شد.سپس به درخواست سرمربی، جلسه‌ای ویدیویی میان او، سیمائو کوتینیو و تیاگو کراویرو برگزار شد که در آن، صحبت‌های ما جمع‌بندی شد.متن کوتاهی تهیه شد که شخصا آن را تایید کردم و با اطلاع من، همان‌طور که سرمربی خواسته بود، در اختیارش قرار گرفت.نشست خبری همان‌طور بود که همه دیدند: موضع او هیچ شباهتی به گفت‌وگوی ما در جلسه نداشت. حرف‌ها و لحنی تهاجمی شنیدم که فکر نمی‌کنم سزاوارش بودم؛ رویکردی از جنس «من تصمیم می‌گیرم و تمام» که روز قبل در گفت‌وگوی خصوصی، حتی نزدیک به آن را هم با من نداشت.متنی که تایید کرده بودم، این بود:“فکر می‌کنم مهم است که پیش از صحبت درباره دانمارک، چند موضوع را روشن کنم؛ به‌ویژه چون حقیقت همین است:۱. خود من، بدون دخالت هیچ‌کس دیگری، برنامه‌ای برای نقش کریستیانو در تیم ملی در این فصل به او پیشنهاد کردم. گفت‌وگویی طولانی و بسیار خوب داشتیم.۲. می‌دانم که چقدر با تمام وجود برای تیم ملی زندگی می‌کند و آن را دوست دارد. از جایگاهش در جهان و مهم‌تر از همه، از اهمیت و تاثیر مثبتش بر تیم ملی در ۲۴ سال پیاپی آگاه هستم.۳. برنامه‌ای که به کریستیانو پیشنهاد کردم، پذیرفته شد.۴. او هرگز تصمیم‌های مرا زیر سوال نبرد. رفتارش نمونه، وفادارانه و حرفه‌ای بود.۵. برنامه‌ای که برای او در نظر گرفته بودم، شامل بازی نروژ نمی‌شد. با این حال، احساس کردم که از نظر جسمانی پس از مسابقه اول بهبود یافته و به او گفتم شاید به حضورش نیاز داشته باشم. کریستیانو موافقت کرد.۶. اشتباه کردم که بازیکنی در اندازه پله یا مارادونا را برای گرم کردن فرستادم و بعد او را به زمین نبردم. اگر امروز بود، این کار را نمی‌کردم.۷. برای پایان دادن به این موضوع: من کریستیانو را در تیم ملی می‌خواهم. در واقع، بسیار زیاد خواهان حضورش هستم. خوشبختانه او هم به من باور دارد. در النصر به من اعتماد داشت و اینجا هم دارد.۸. درباره ادای احترام نکردن به هواداران هم پیش‌تر صحبت کرده‌ایم. کسی که بیش از ۲۳۰ مسابقه برای تیم ملی بازی کرده، نیازی ندارد من به او درس عشق به پرتغال بدهم. لحظه‌ای از سر ناراحتی بود که چیزی از گذشته را پاک نمی‌کند. او بازیکنی است که بیش از همه امضا می‌دهد، بیش از همه سلفی می‌گیرد و بیشترین محبت را به هواداران نشان می‌دهد. جایی که مشکلی نیست، مشکل نسازیم. وقتی ناراحتیم، واکنش نشان می‌دهیم. تمام ماجرا همین بود.”بنابراین، در هیچ‌جای این متن حتی گفته نشده بود که سرمربی باید از من عذرخواهی کند.این دومین باری بود که به قولش عمل نمی‌کرد.تصمیم گرفتم اردو را ترک کنم، بدون آنکه منتظر زیر پا گذاشتن قول دیگری بمانم. برای من، صداقت همچنان مهم‌ترین اصل در روابط میان انسان‌هاست. هرقدر هم که دردناک باشد، می‌خواهم حقیقت را به من بگویند.در واقع، صبح همان نشست خبری، در گفت‌وگویی با رئیس فدراسیون فوتبال پرتغال و سرمربی، دوباره تاکید کردم که اگر مرا نمی‌خواهند، باید بگویند. هر دوی آنها می‌توانند این را تایید کنند.کافی بود با من صادق باشند. می‌پذیرفتم و قول دادم که با هم برنامه‌ای ویژه، همان‌طور که آرزویش را دارم، برای خداحافظی ترتیب بدهیم و هیچ‌کس هم دلخور نشود.آن لحظه را چنان به یاد دارم که انگار همین امروز بود. هر دو یک‌صدا پاسخ دادند که نه، جای من در تیم ملی است.در نزدیک به ۲۵ سال دوران حرفه‌ای‌ام، هرگز و در هیچ لحظه‌ای در تصمیم فنی یا تاکتیکی هیچ مربی یا سرمربی‌ای دخالت نکرده‌ام.چه به مذاقم خوش بیاید و چه نیاید، کاری را که از من می‌خواهند می‌پذیرم. به تصمیم احترام می‌گذارم و وقتی افراد به قولشان عمل نمی‌کنند، احساس می‌کنم جای من آنجا نیست.بابت ترک اردو، به هم‌تیمی‌هایم در تیم ملی نیز بدهکار یک عذرخواهی هستم.با وجود اینکه اعتمادم به حرف سرمربی کاملا از بین رفته بود، موضوعی که تمام شاهدان این گفت‌وگوها می‌توانند تایید کنند، نباید این کار را می‌کردم. مسئولیتش با من و فقط با خود من است.بار دیگر از مردم پرتغال عذر می‌خواهم، اما زیر پا گذاشتن قول، برای من تاثیری تعیین‌کننده دارد.احساس کردم از آن لحظه به بعد، ادامه حضورم فقط به تیم آسیب می‌زند. همان کاری را کردم که همیشه گفته بودم اگر دیگر احساس نکنم مفید هستم انجام می‌دهم: چمدان‌هایم را برداشتم و رفتم.فدراسیون فوتبال پرتغال باید پیامدهای این اقدام را بررسی و برای آن مجازات تعیین کند.معتقدم نباید در مجازاتم تخفیفی داده شود. من بازیکنی معمولی نیستم؛ کاپیتان تیم هستم و این موضوع، تخلفم را سنگین‌تر می‌کند.عذرخواهی کرده‌ام، اما می‌دانم که هر رفتاری باید پیامد داشته باشد. هرکس مانند من در فوتبال حضور داشته باشد، می‌داند که فارغ از جایگاه افراد، قوانین برای همه یکسان است.در این میان، حرف‌های زیادی درباره بازی خداحافظی شنیده‌ام؛ اینکه باید خداحافظی شایسته‌ای داشته باشم و فدراسیون می‌خواهد این فرصت را در اختیارم بگذارد.در زندگی، بارها با شکم گرسنه و بدون چیزی برای خوردن، یاد گرفته‌ام که هیچ‌کس چیزی را مجانی به کسی نمی‌دهد.می‌توانم به تمام هوادارانم، به‌ویژه همه مردم پرتغال، قول بدهم که یک یا چند بازی خداحافظی خواهیم داشت؛ برای آن هم وقت خواهد بود.اما وقتی به تیم ملی فکر می‌کنم، آنچه واقعا در ذهنم می‌گذرد، رقابت کردن است. روزی که خبر مرگ پدرم را به من دادند نیز به همین فکر می‌کردم.در اردوی تیم ملی بودم و تصمیم گرفتم تا پایان مسابقه روز بعد آنجا بمانم. برای کشورم کاری کردم که هرگز برای هیچ باشگاهی نمی‌کردم.به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندیدپس اگر از نظر جسمانی آماده باشم، برای باشگاهم بازی کنم و امیدوارم گل هم بزنم، پس از گذراندن هر محرومیتی که برایم تعیین شود، همان‌طور که تا امروز همیشه بوده‌ام، برای رقابت و پیروزی با تیم ملی‌مان آماده خواهم بود.باور کنید این حقیقت محض است.کریستیانو رونالدو۶ اکتبر ۲۰۲۶

خواندن متن کامل در یورونیوز فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار جهان