سارکوفاگ زرهی نجات سربازان اوکراینی
داخل یک تابوت زرهی بوی باروت، بنزین و قانقاریا می دهد. وسایل نقلیه زمینی بدون سرنشین که از راه دور کنترل می شوند، با نام مستعار MAUL، در حال تحول در تخلیه مجروحین در امتداد خطرناک ترین بخش های خط مقدم اوکراین هستند. آنها با آنتنهای گیر کردن پهپاد کار میکنند و غلافهای سیاه ضد گلوله را برای حمل سربازان مجروح به مکان امن حمل میکنند. زمانی که گزینه های دیگر شکست خورده باشند، MAUL وارد می شود. پس از…
داخل یک تابوت زرهی بوی باروت، بنزین و قانقاریا می دهد. وسایل نقلیه زمینی بدون سرنشین که از راه دور کنترل می شوند، با نام مستعار MAUL، در حال تحول در تخلیه مجروحین در امتداد خطرناک ترین بخش های خط مقدم اوکراین هستند. آنها با آنتنهای گیر کردن پهپاد کار میکنند و غلافهای سیاه ضد گلوله را برای حمل سربازان مجروح به مکان امن حمل میکنند.
زمانی که گزینه های دیگر شکست خورده باشند، MAUL وارد می شود. پس از هر نجات، تمیز و ضد عفونی می شود. ویتالی، علامت تماس "خاکستر"، هماهنگ کننده تخلیه پزشکی با گردان پزشکی 1 است. (او به دلایل امنیتی فقط با نام کوچک و علامت تماس خود درخواست کرد.)
او به من گفت: «شما میمالید و میشویید، اما بوی آن هرگز از بین نمیرود.»
از Ash پرسیدم MAUL مخفف چیست؟ او توضیح داد: «این حروف اول نیست. "این یک چیز جنگ ستارگان است - میدانی، دارت ماول؟ ما اینجا چند نفر ادم داریم." این نام با تمام حروف است زیرا کیت شابلون گردان فقط حروف بزرگ دارد.
[بخوانید: بازگشت کوتاه مدت اوکراین]
در میدان نبرد، این ماشینهای جدید به اهداف اولویتدار برای خلبانان پهپاد روسیه تبدیل شدهاند. آنها میدانند که برای روحیه خدمه اوکراینی که عملیات نجات را هماهنگ میکنند، از دست دادن یک رفیق با جزئیات واضح در مانیتورهایی که مأموریت را ردیابی میکنند، میتواند ویرانگر باشد. اپراتورهای روسی منتظر می مانند تا مجروحان بارگیری شوند، سپس ضربه می زنند.
یک هواپیمای بدون سرنشین یک منطقه مرگ در خطوط مقدم جبهه ایجاد کرده است که تا 20 مایل عرض دارد، جایی که هر چیزی که در فضای باز گیر بیفتد احتمالا مورد اصابت قرار می گیرد. وسایل نقلیه زمینی بدون سرنشین در اواخر سال 2024 شروع به ورود کردند و عمدتا مسیرهای تامین مجدد را به موازات جلو انجام می دادند. اما یک ماموریت در اوایل سال 2025 ثابت کرد که آنها می توانند بیش از این انجام دهند - اینکه آنها قادر به رسیدن به اعماق منطقه مرگ برای حذف پرسنل هستند. این ماموریت با یک پست فیسبوک آغاز شد.
در فوریه 2025، در نزدیکی کوپیانسک، اوکراین، پیشروی روسیه سه سرباز اوکراینی را از تیپ مکانیزه 154 در پشت خطوط دشمن به دام انداخت. همه مجروح شدند، دو نفر به شدت. برای هفته ها، فرماندهان واحد تلاش کردند تا آنها را بیرون بکشند. Kseniya Vynohradova، کهنه سرباز 154 که اکنون یک گروه پشتیبانی آنلاین برای واحد را رهبری می کند، به من گفت: "ما همه چیز را امتحان کردیم." هر تلاشی شکست خورد.
وینورادووا به من گفت: «تیپ با پهپاد تدارکات را رها کرد، اما راهی برای بیرون کردن بچه ها وجود نداشت.» پس از یک ماه دفع حملات روسیه و زنده ماندن در جیره های هوایی، سربازان آماده تسلیم شدن بودند. زخم های آن ها قانقاریا شده بود و شانس زنده ماندن آنها نزدیک به صفر بود. وینورادووا گفت: «نمیدانستم چه کار دیگری انجام دهم، بنابراین به فیسبوک روی آوردم».
ویکتور دولهوپیاتوف اولین کسی بود که امیدی به او داد. در یک تاسیسات مخفی در مرکز اوکراین، او Burevii، یکی از نوآورانهترین شرکتهای فناوری دفاعی کشور را اداره میکند. بمباران های روسیه بیشتر پنجره ها را شکسته است، اما این آسیب سطحی که در هزاران ساختمان در سراسر منطقه رایج است، نوعی استتار را ارائه می دهد. از اینجا، Burevii میدان نبرد مدرن را متحول کرده است. وقتی دولهوپیاتوف پست فیسبوک وینورادووا را خواند، بلافاصله پاسخ داد: "بیشتر به ما بگویید، ما میخواهیم کمک کنیم."
مهندسان Burevii در آن زمان در حال توسعه یک پهپاد زمینی بودند. برای انجام ماموریت در اعماق منطقه مرگ به چند اصلاح نیاز دارد - توری ضد پهپاد، بهروزرسانیهای نرمافزاری و یک ضمیمه تریلر برای حمل همزمان سه سرباز - اما میتواند ظرف چند روز آماده شود. اولها گاربوفسکایا دو هفته قبل به شرکت ملحق شده بود و خود را به ماموریت انداخت. او به من گفت: «ما دستگاه خود را اردال نامیدیم. در حالی که مهندسان هنوز قطعات نهایی آن را متصل می کردند، اردل به سرعت به جلو منتقل شد.
نجات در غروب آغاز شد، با کم شدن نور روز، اما دما به اندازهای گرم بود که تا حدی نشانه گرمای اردل را پنهان کند. مهندسان Burevii از یک پناهگاه فرماندهی، مأموریت را تماشا کردند. صفحه نمایش های با وضوح بالا نمای زمینی را از پهپاد نمایش می دادند. فیدهای هوایی مسیر اردل را به سوی سربازان سرگردان که پیشرفت آن را از طریق رادیو خود دنبال می کردند، ردیابی می کردند. بدون اخطار، یک شکوفه گرمای عظیم مانیتورهای مادون قرمز را در پناهگاه پر کرد. اردل با مین برخورد کرده بود.
گاربوفسکایا گفت: «قلب ما غرق شد. فرماندهان به ما گفتند که کمتر از 1 درصد شانس موفقیت داریم و ما می ترسیدیم که حق با آنها باشد. از طریق رادیو، مردان گیرافتاده با روایی پاسخ دادند: "دیگر نمی توانیم تحمل کنیم - فقط ما را تمام کن." آنها التماس کردند که توسط هواپیماهای بدون سرنشین اوکراینی بمباران شوند. تیم Burevii از آنها خواست که کمی بیشتر مقاومت کنند.
دولهوپیاتوف گفت: «48 ساعت به ما فرصت دهید. ما ماشین دیگری داریم.
اردال دوم مسیر دیگری را از میان میدان مین دنبال کرد و هواپیماهای بدون سرنشین بمب افکن بالای سر مسیر را برای پاکسازی مین های مشکوک جستجو کردند. اردل بالاخره به سنگر مردان رسید. آنها ژنده پوش و زخمی، اما زنده بیرون آمدند. در بالای سر، پهپادهای روسی به داخل بسته شدند. از پناهگاه فرماندهی، پزشکان از طریق رادیو تشویق کردند: "سریع بالا بروید - ما شما را بیرون می آوریم."
اردل آنها را زیر نظر پهپادهای اوکراینی به محل امنی برد. در پناهگاه فرماندهی، گاربوفسکایا صحنه را بررسی کرد. بیش از 50 نفر - خلبانان، پزشکان، خدمه جنگ الکترونیک، مهندسان - همه برای نجات سه مرد جمع شده بودند.
در بیشتر تاریخ، بازیابی پرسنل مجروح از میدان نبرد فعال یک اولویت نظامی نبوده است. اگر مجروحان نمی توانستند به محل امن بروند، آنها را تا پایان جنگ رها می کردند. جراحات جدی تقریبا همیشه به مرگ ختم می شد و نسبت مجروح به کشته حدود 3 به 1 بود.
در طول جنگ جهانی اول، تخلیه سربازان مجروح تبدیل به رشته رزمی حرفه ای خود شد. بسیاری از جراحات هنوز کشنده بودند، اما نسبت مجروحان به کشته ها شروع به بهبود کرد. در زمان جنگ ویتنام، پذیرش گسترده هلیکوپترها و دکترین "ساعت طلایی" - پنجره باریکی که در آن مداخله پزشکی به احتمال زیاد جان یک نفر را نجات می دهد - نسبت بقا را به 5 مجروح برای هر سرباز کشته شده رساند.
در طول جنگ های آمریکا در عراق و افغانستان، تخلیه سریع و مداخلات پزشکی پیشرفته، بقا را به اوج تاریخی رساند. به ازای هر سرباز آمریکایی که در آن جنگ ها کشته شدند، تقریبا 10 نفر از جراحات خود جان سالم به در بردند. اما در اوکراین، منطقه مرگ تخلیه سریع را غیرممکن کرده است. میزان بقا کاهش یافته است و نسبت مجروح به کشته حدود 5 به 1 است.
یگان هایی مانند گردان یکم پزشکی در تلاش هستند تا این وضعیت را تغییر دهند. ریاضیات قدیمی میدان نبرد معتقد بود که در بسیاری از موارد، نجات یک سرباز مجروح نیازمند منابع و ریسک بیشتری نسبت به زندگی مجردی است. اما اوکراین روش دیگری را برای محاسبه انتخاب کرده است.
[ بخوانید: اوکراین ممکن است تنها متحد مورد نیاز آمریکا باشد]
ارتش سیستم امتیازی را معرفی کرده است که مقادیر متفاوتی را به ماموریتهای مختلف اختصاص میدهد و واحدها را با اعتباراتی که میتوان با تجهیزات و تجهیزات جدید مبادله کرد، پاداش میدهد. تحت طرح "ePoints"، یک اجرای معمول عرضه مجدد دو تا سه امتیاز کسب می کند. یک تخلیه مجروح بیش از 70 درآمد دارد. در میدان نبرد امروز، نجات یک سرباز اوکراینی بیشتر از نابود کردن یک تانک روسی ارزش دارد.
در کنار منطقه مرگ، دسترسی به سنگرهای اوکراین به قدری دشوار است که پزشکان مجبور شدند ساعت طلایی را دوباره تصور کنند. درمان زخم باید در محل توسط سربازان همکار انجام شود. به سادگی برای هر سنگر پزشک کافی نیست.
Andrii Fedoryshyn، علامت تماس "Jared" یک مربی با 1st Med است. او به من گفت: «بهترین چیزی که میتوانیم به سرباز یاد دهیم، کمکهای اولیه رزمی است. "این مهم تر از دانستن نحوه تیراندازی است."
اعداد این را تایید می کنند. کمتر از 1 درصد از جراحات مشاهده شده توسط 1st Med جراحات ناشی از شلیک گلوله است، و احتمال اینکه یک سرباز برای کمک به یک دوست فراخوانده شود تا درگیری با دشمن، بسیار بیشتر است. همه افراد نزدیک به منطقه مرگ، حتی روزنامه نگاران، یک تورنیکت حمل می کنند. بسیاری از سربازان دو یا بیشتر را حمل می کنند، در صورتی که ترکش چندین شریان را قطع کند. پس از ارائه مراقبت فوری، انتظار آغاز می شود.
معاون فرمانده 1st Med، که خواست تنها با نام کوچک خود، ایگور شناسایی شود، به من گفت: "برای یک سرباز خط مقدم، تخلیه ممکن است هفته ها طول بکشد." ما یک بار بیماری را که 33 روز تورنیکت بسته بود را تخلیه کردیم. واحد سرباز تمام تلاش خود را کرد تا او را بیرون بیاورد: شش تلاش، شش شکست و چندین وسیله نقلیه زرهی از دست رفت. تصمیم برای ارسال یک MAUL گرفته شد. ایگور گفت: "او اندام خود را از دست داد." اما ما جان او را نجات دادیم.»
به عنوان منابع میدان نبرد، MAUL ها به شدت محدود هستند. با این حال، آنها به عنوان قابل مصرف تلقی می شوند. جان سربازان اهمیت بیشتری دارد. به طور متوسط، به ازای هر 5 جان نجات یافته، دو MAUL از بین می رود. از اش، هماهنگ کننده تخلیه گردان، پرسیدم که آیا تا به حال در مورد ماشین ها احساساتی شده است؟ او پاسخ داد: آنها ابزار هستند. "ما وابسته نمی شویم."
فرمانده دسته با علامت تماس «دیوی» حرفش را قطع کرد. او در حالی که یک ویدیو روی تلفنش میکشد، گفت: «به جز این مورد. این یک MAUL را نشان داد که 10 ماموریت به طول انجامید، از پهپادها و مین ها جان سالم به در برد و جان 11 سرباز را نجات داد. پس از اینکه در نهایت نابود شد، اپراتورهای آن یک ویدیوی ادای احترام جمعآوری کردند و آن را به صورت آنلاین منتشر کردند و به MAUL مرده یک کلوپ هواداران کوچک اما فداکار اهدا کردند.
به طور رسمی، لوگوی 1st Med یک مار مارپیچ است که نماد یونان باستان برای پزشکی است. رانندگان MAUL یک لوگوی غیر رسمی برای خود دارند: یک تابوت که با نشانگر پیشرفت پوشانده شده است. آنها خود را «مهاجم مقبره» می نامند، زیرا، همانطور که دیوی توضیح داد، «ما مردم را از مردگان برمی گردانیم». از این رو پوسترهای فیلم در اطراف پناهگاه نصب شده است که آنجلینا جولی را در نقش مهاجم مقبره خود نشان می دهد. روبهروی دیواری از مانیتورها، جولی کمپوشی با برچسبهایی پوشانده شده است که نشانواره تابوت و تایمر را نشان میدهد. هر کدام نشان دهنده یک زندگی نجات یافته است.
ایگور توضیح داد: «وقتی کل پوستر را پر کنیم، آن را برای خرید ماشینهای بیشتر به حراج میگذاریم.»
به همان اندازه که پزشکان برای MULهای خود ارزش قائل هستند، سربازانی که با آنها صحبت کردم از آنها متنفر بودند. یکی به من گفت: "بدون ویندوز، بدون پورت." من ترجیح میدهم محافظت کمتری داشته باشم و ببینم چه چیزی به سرم میآید.» پس از مهر و موم شدن، تنها راه ارتباطی بیمار به بیرون، تنها یک پرتو نور است که از درز لولا و یک اینترکام متصل به پزشک میگذرد.
در محدوده ای دور از جلو، من سوار یک MAUL جدید شدم که تحت آزمایش قرار می گرفت. غلاف تابوت مانند خفه می شد و سواری پر از دست انداز تقریبا استخوان های بدنم را تکان می داد. به دیوی گفتم: «میدانم چرا سربازان از آن متنفرند. او بازخورد را مانند یک بررسی بد Yelp دریافت کرد. او گفت: «به اندازه کافی منصفانه است، اما سربازی که بتواند شکایت کند، سربازی است که زنده مانده است.» اکثریت قریب به اتفاق کسانی که توسط یک MAUL نجات یافته اند زندگی می کنند تا در مورد آن صحبت کنند.
در پناهگاه فرماندهی، یک تماس مجروح وارد شد: خونریزی داخلی شدید، همراه با سپسیس. یک MAUL راه افتاد. در حالی که بمب افکن ها مسیر را برای یافتن مین های احتمالی اسکن می کردند، پهپادهای نظارتی بالای سر، پیشرفت آن را ردیابی کردند. اش از طریق رادیو وضعیت سرباز را بررسی کرد.
از تغذیه بالای سر، ما دیدیم که MAUL در یک ردیف درخت متوقف شد. دو سرباز اوکراینی از شاخ و برگ بیرون آمدند. یکی کمک کرد تا دیگری را داخل تابوت ببرد، درب آن را مهر و موم کرد و در جنگل ناپدید شد. در داخل پناهگاه فرماندهی، حرفه ای گری آرامی حاکم بود. هیچ صدایی به جز صدای Ash بلند نشد. او با صدای بلند در هدست صحبت کرد تا بیمار بتواند صدای او را از سر و صدای دستگاه بشنود.
در اواسط راه بازگشت هشت مایلی، تیم جنگ الکترونیک یک پهپاد انتحاری سنگین روسی به نام مولنیا را که بالای سرش کمین کرده بود، شناسایی کردند. MAUL پناه گرفت، اجازه داد مولنیا عبور کند، سپس به سمت نقطه انتقال که در آن تیم پزشکی منتظر بود ادامه داد. با نزدیک شدن به میعادگاه، اوکراینی ها پهپاد دیگری را دیدند که در حال نزدیک شدن بود. تماس آمد: «سه کیلومتر، بسته شدن». بیمار به سرعت سوار یک خودروی زرهی شد که با سرعت به سمت بیمارستان صحرایی حرکت کرد.
کار آش تمام شد. هدستش را در آورد و روی کاناپه نشست. در نور کم، برای اولین بار متوجه شدم که Crocs پوشیده است. تی شرت او که یک برند لباس خیابانی لهستانی است، گفت: Ghosh. کنارش نشستم، یه جورایی خسته بودم، با اینکه کاری جز مشاهده انجام نداده بودم. از میان دیوارها، ضربات پهپادهای اطراف را احساس کردم. هیچ کس دیگری در پناهگاه به آنها توجه نمی کرد.
از اش پرسیدم قبل از جنگ چه می کرد؟ او گفت: «تئاتر موزیکال. "من یک مجری بودم." از بزرگترین ترس او به عنوان یک پزشک رزمی پرسیدم. او پاسخ داد: "از دست دادن یکی از بچه هایمان در مسیر." ندیدن شدت جراحات، یا نمیدانم که آیا سنگر او مورد اصابت قرار میگیرد یا خیر. سنگین ترین بار او فکر یک MAUL ناتوان بود، یکی از بیمارانش که در داخل گیر افتاده بود و نمی توانست به خانه برگردد.
"آیا تا به حال این اتفاق افتاده است؟" من پرسیدم.
او گفت: بله. "دوبار."
در مقابل، در ارتش روسیه، زخمی شدن و رها شدن یک امر عادی است. در اردوگاه اسرا در غرب اوکراین، با چند اسیر جنگی روسی صحبت کردم. یکی از زندانیان که از ترس انتقام خواست نامش را نگذارم، به من گفت: «از ناحیه پا مجروح شدم. "هیچ نجاتی وجود نداشت - بچه های خودم مرا رها کردند تا بمیرم."
اولین مراقبت پزشکی که او دریافت کرد از سوی ارتش اوکراین بود. تعیین ارقام قابل اعتماد برای نسبت مجروح به کشته شده روسیه دشوار است، اما برآوردهای محافظه کارانه آن را در حدود 2 به 1 نشان می دهد که بدتر از نسبت بقای سربازان روسی در طول جنگ جهانی اول است.
در دامنههای کوههای کارپات اوکراین، دور از خط مقدم، یک مرکز توانبخشی برای سربازان مجروح قرار دارد. من پاولو را در آنجا ملاقات کردم، چهار ماه پس از بهبودی از جراحات ناشی از تلاش برای نجات یک سرباز دیگر. او با موفقیت کامیون خود را به محل وانت رفیق مجروح خود رسانده بود که مورد اصابت پهپاد روسی قرار گرفت. ترکش وارد شکمش شد و مثانه اش را پاره کرد و لگنش شکست. یک نفر او را به داخل سنگر کشاند. پاولو التماس کرد که در آنجا بماند و وسایل نقلیه خراب و سوخته ای را به یاد آورد که در جاده ای که در آن رانندگی می کرد پر از زباله بودند.
از طریق رادیو، پزشکان اصرار کردند: "اگر شما آنجا را ترک نکنید، مطمئنا خواهید مرد."
[ بخوانید: اوکراین قصد دارد فرودگاه های مسکو را با پهپادهای هدایت شونده هوش مصنوعی پر کند]
هنگام غروب، وسیله نقلیه زمینی بدون سرنشین آمد. طی سه ساعت بعد، تیمهای پشت سر آن - پزشکان، اپراتورهای پهپادهای زمینی، خلبانان هواپیماهای بدون سرنشین بمبافکن و نظارت هوایی، و خدمه جنگ الکترونیک - رقص پیچیدهای را که برای رساندن پاولو به محل امن لازم بود انجام دادند.
پاولو از بالای یک پیست اسکی در کارپات، زیر آسمان ابری، همه جزئیات را از تلاش ناموفق خود برای نجات سرباز همکارش تا لحظه ای که به عمل جراحی رفت، بازگو کرد. هر چند دقیقه یکبار نگاهی به آسمان انداختیم تا تهدیدات را بررسی کنیم. ما در امان بودیم، اما چنین عاداتی به سختی می میرند. پاولو به زودی نزد همسر جدیدش برمیگردد و میدانست که بدون پهپاد زمینی و انسانهایی که آن را اداره میکنند و همه با هم برای نجات این سرباز کار میکنند، این غیرممکن بود.
پاولو گفت: "من هرگز آنها را ندیدم." "روباتی مرا حمل کرد، اما مردم نجاتم دادند. خیلی ها، فقط برای من."
دوباره به بالا نگاه کرد. "من حتی نام آنها را نمی دانم."
متن اصلی (انگلیسی)
The Armored Sarcophagus Saving Ukrainian Soldiers
The inside of an armored sarcophagus smells of gunpowder, gasoline, and gangrene. Remotely operated, unmanned ground vehicles, nicknamed MAULs, are revolutionizing casualty evacuations along the most dangerous sections of the Ukrainian front lines. They bristle with drone-jamming antennae and carry bulletproof black pods for carrying wounded soldiers to safety. The MAUL goes in when other options have failed. After…