پرش به محتوای اصلی

ستاره دوگل: فرانک مک نالی در مورد همنام کمتر شناخته شده و ایرلندی زبان ژنرال

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۶, پنجشنبه، ساعت ۲۱:۳۰حدود 4 دقیقه مطالعه

شارل دوگل (1837-1880) پاتریک پیرز را نیم قرن پیش بینی کرد.

شارل دوگل دوم، همانطور که ما او را برای اهداف این ستون می نامیم، یکی از شناخته شده ترین فرانسوی هایی است که تا به حال زندگی کرده است. در واقع، زندگی او در حال حاضر موضوع یک فیلم بیوگرافی سینمایی جدید و شش ساعته است که نیمه اول آن را هفته گذشته دیدم.

در مقابل، عموی همنام او حتی در فرانسه چهره ای مبهم بود و باقی می ماند.

شارل دوگل (1837-1880) از جمله استعدادهای دیگرش می‌توانست به زبان ایرلندی صحبت کند. اگرچه او هرگز به این کشور سفر نکرد، اما علاقه عمیقی به مبارزات آن برای آزادی داشت، که معتقد بود زبان مادری در آن مرکزی است.

او در سال 1864 است که نیم قرن پیش پاتریک پیرز را پیش بینی می کند: «تا زمانی که یک قوم تسخیر شده به زبان دیگری غیر از زبان مغلوب خود صحبت می کند، بهترین قسمت خود همچنان آزاد است.

من نمی ترسم بگویم به خاطر استقلال واقعی ایرلند، بهتر است که ایرلند زیر یوغ ساکسون به زبان گالیک ادامه دهد تا اینکه انگلیسی را به عنوان زبان خودش در حالی که از آزادی سیاسی کامل برخوردار است، بپذیرد.»

این از مقاله او، سلت های قرن نوزدهم بود، که در آن از نوعی اتحاد بین ملل سلتی حمایت می کرد.

اتحادیه باید فکری و فرهنگی باشد تا آشکارا سیاسی. با این حال، اگر او امروز زنده بود، مطمئنا جلسه دوشنبه گذشته رهبران سیاسی ایرلند، ولز و اسکاتلند را با علاقه فراوان دنبال می کرد.

دوگل اسنر گاهی از نسخه برتونی نام خود، شارلز ورو-کاهال استفاده می‌کرد و همچنین به آن زبان شعر می‌سرود. و با این حال، از قضا، او خودش برتون نبود. در ایرلند بود که او باید به دنبال میراث سلتیک بود.

همانطور که به لطف دوگل بعدی به خوبی تبلیغ شد، اجداد خانواده شامل یک ماری-آنجلیک مک کارتن بودند که از یک مهاجر کو داون بود که افسر تیپ ایرلندی فرانسه شد.

این پیوند توسط نسل‌های بعدی ارزشمند بود. دو دوگل قرن نوزدهمی در سال 1837 از دفتر شجره نامه دوبلین بازدید کردند تا ریشه های خانواده را ردیابی کنند.

و بعدها، ژوزفین ماری - مادربزرگ ژنرال - Le Libérateur de l'Irlande, ou vie de Daniel O'Connell (1848) را نوشت، زندگی نامه ای عاشقانه که رئیس جمهور آینده دوگل در دوران کودکی خواند.

اینکه چارلز دوگل در سال 1969 از ایرلند دیدن کرد - از جمله درینان اثر O'Connell -. یک بیماری پیشرونده در نوجوانی او را فلج کرد و در بزرگسالی تا حد زیادی در خانه اش در پاریس محبوس شد.

اما او به طور گسترده نوشت و در سال 1867، با وجود مخالفت سیاسی در فرانسه، یک کنفرانس پیشگام پان سلتیک در سن بریو در بریتانی ترتیب داد. هیچ کس از ایرلند شرکت نکرد. به نظر می رسد بیشتر برتون ها و چند ولزی بوده اند. با این حال، بعدا برخی از ایده ها فیلتر شدند.

احیای علاقه به همه چیزهای سلتیک شامل، برای مثال، مد استفاده از صلیب های سلتی به عنوان سنگ قبر بود. یکی از اولین کسانی که در گورستان گلاسنوین حضور دارند، یاد لئو کیسی، "شاعر فنیان" را که در سال 1870 درگذشت، گرامی می دارد.

تحولات بعدی، پیشگویی اول دوگل در مورد اتحاد بین «کامبرین ها و دوبلینی ها، مردان ایرلند و جزیره مونا، مردان بریتانی، کورنوال و رودخانه کلاید» را که با «یک قلب، یک هدف، یک هدف» گرد هم آمدند، کاملا محقق نکرد.

اما ثمرات احیای او اکنون شامل «فستیوال interceltique» سالانه در لورینت است که از سال 1971 ملت‌های سلتی را در جشن‌های فرهنگی هر ماه اوت گرد هم می‌آورد.

نه اینکه حتی چارلز دوگل دوم هم زنده بود تا آن را ببیند. در مورد اولی، او در سال 1880 در سن 42 سالگی، 10 سال قبل از تولد دیگری درگذشت.

لحظه ای شاد در دوگل (مقاومت)، قسمت اول فیلم جدید، وجود دارد، زمانی که در سال 1940 ژنرال فرانسوی نشانه های خوش آمدگویی را می بیند که هنوز ممکن است کشور شکست خورده خود را به قیام دوباره برانگیزد. او که در لندن تبعید شد و خود را رهبر فرانسوی‌های آزاد معرفی کرد، در ابتدا فاقد دوستان است - بیشتر هموطنانش هنوز مارشال پتن را قهرمانی برای نجات آنها از سرنوشت بدتری می‌دانند. سپس گروهی از ماهیگیران برتونی با قایق های خود به انگلستان می رسند و به ژنرال وفاداری می کنند و برای جنگ آماده می شوند.

اما شارل دوگل دوم به اندازه عمویش علاقه‌مند به ناسیونالیسم برتون نبود.

هنگامی که در ژانویه 1969، یکی از اشعار همنام خود را در یک سخنرانی در بریتانی نقل کرد، به شدت شکست خورد، زیرا دولت دوگل در حال سرکوب ملی گرایان محلی بود، حتی در سیاست خارجی که از «کبک لیبره» حمایت می کرد.

این شعر پرخاشگر چنین بود: «در پاریس بدنم نگه داشته می‌شود/اما روحم به سوی تو پرواز می‌کند/به‌سرعت مثل پرنده‌ای/برای دیدار با برادران دورش».

دوگل که حتی در بقیه فرانسه به طور فزاینده ای محبوب نبود، سه ماه بعد از ریاست جمهوری استعفا داد. سپس، در کمال تعجب هر دو کشور، او - چه در جسم و چه در روح - برای اقامتی شش هفته ای به ایرلند رفت تا با اجدادش ارتباط برقرار کند و به قول خودش «رو در رو با خودم» باشد.

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Asterisked de Gaulle: Frank McNally on the lesser-known, and Irish-speaking, namesake of the general

Charles de Gaulle (1837–1880) anticipated Patrick Pearse by half a century

همه‌ی اخبار جهان