سر لینتون کرازبی، رئیس اجرایی گروه CT، در مورد پرونده سرمایه داری
سر لینتون کرازبی چهار دهه را صرف خواندن افکار عمومی برای افرادی کرده است که نمی توانند اشتباه کنند - نخست وزیران، روسای جمهور و هیئت مدیره برخی از بزرگترین شرکت های جهان. کرازبی بهعنوان رئیس اجرایی گروه CT، شرکت تحقیقاتی و استراتژیای که او تأسیس کرد، یکی از بیسروصداترین فروشگاهها در زمینه مشاوره سیاسی و شرکتی را با دفاتری در هشت کشور و فهرست مشتریانی که شامل دولت، صنعت و حمایت میشود، ساخته است.
در سالهای اخیر، گروه سیتی دستگاه تحقیقاتی خود را به موضوعی نزدیکتر برای جامعه تجاری که به آن خدمت میکند تبدیل کرده است: خود سرمایهداری، و اینکه چرا جایگاه عمومی این سیستم با عملکرد آن همگام نبوده است. ما با کرازبی در مورد آنچه که تحقیقات شرکت پیدا کرد و اینکه رهبران کسب و کار چگونه درباره سیستمی که در آن کار می کنند صحبت می کنند، صحبت کردیم.
Exec Edge: CT Group مطالعه ای در مقیاس بزرگ در مورد نگرش عمومی نسبت به سرمایه داری انجام داد. چه چیزی باعث آن شد؟
ما سیگنالهایی را دیده بودیم که برخی از روایتهای متداول در مورد احساس عمومی نسبت به نظام اقتصادی غالب گمراهکننده بودند. اما ما بر اساس احساسات عمل نمی کنیم، بلکه در عوض به داده ها پاسخ می دهیم، بنابراین آنها را آزمایش کردیم. روایتی وجود دارد که از زمان بحران مالی به وجود آمده است - اینکه مردم به سادگی از سرمایه داری دست کشیده اند، که یک دهه رسوایی ها و سیاست های پوپولیستی، رای دهندگان عادی را کاملا علیه نظام برگردانده است.
ما یک نظرسنجی ملی از 3000 نفر با حمایت گروههای کانونی انجام دادیم تا دریابیم که آیا واقعا درست است یا چیز خاصی در حال وقوع است. معلوم شد که دومی است.
Exec Edge: تحقیق واقعا چه چیزی را پیدا کرد؟
در میان کسانی که در نظرسنجی شرکت کردند، می توانید ببینید که مردم سرمایه داری را رد نمی کنند. اما آنها نیز در مورد آن مشتاق نیستند. این دو مشکل بسیار متفاوت هستند که دو پاسخ بسیار متفاوت را می طلبند. مطلوبیت خالص برای سرمایه داری 2-% بود که آن را تقریبا در همان قلمرو قطبی سوسیالیسم قرار داد. اما وقتی از مردم پرسیدیم که آیا از سرمایهداری بهعنوان سیستمی که اقتصاد را اداره میکند یا خیر، حمایت میکنند، این عدد ده واحد بیشتر شد، یعنی +8%. مردم لزوما این کلمه را دوست ندارند. آنها همچنان از نتیجه حمایت می کنند.
یک زن از گروههای لندنی ما به ما گفت که به قول خودش «در ماشین» است - او از یک صاحبخانه خصوصی اجاره میکند، برای یک شرکت خصوصی کار میکند، چه دوست داشته باشد یا نه، از سیستم سود میبرد و مدل دیگری را بهتر از این ندیده است. این یک عمومی است که منتظر متقاعد شدن است، نه کسی که تصمیم خود را علیه شما گرفته باشد. بنابراین ما در اینجا یک شکاف پیام رسانی کلاسیک داریم - نیاز به ارتباط بهتر وجود دارد.
Exec Edge: اگر عموم مردم متقاعد کننده هستند، چرا کسب و کار در حال حاضر برنده این بحث نیست؟
زیرا کسب و کار سال ها وقت صرف کرده است که به جای اینکه برای عموم، پرونده را برای خودش مطرح کند. ما یک نقشهبرداری تحلیل مکاتباتی انجام دادیم که افراد را با سرمایهداری در مقابل سوسیالیسم مرتبط میدانند، و قویترین ارتباط تا کنون «مناسب برای تجارت» بود. این پیامی نیست که مانند گذشته طنین انداز شود. رای دهندگان بر آنچه که بخش خصوصی برای افزایش ثروت و رفاه مردم انجام می دهد در مقابل سایر سیستم های کنترل دولتی که رک و پوست کنده، سوابق فراوانی از شکست اجتماعی دارند که اکثر آنها نادیده گرفته می شوند، تمرکز نمی کنند.
چیزی که میبینیم این است که پیامهای شرکتی به اندازه کافی روی مسائل مربوط به شخصی مانند شغل و دستمزد متمرکز نمیشوند و تقریبا روی چیزهایی که واقعا زندگی یک نفر را تغییر میدهند ناپدید میشوند - تحرک اجتماعی، استاندارد زندگی، این احساس که تلاش به جایی میبرد. سرمایه داری در عمل دلیلی است که بیشتر افراد شاغل در وهله اول شغل و دستمزد دارند. تعداد بسیار کمی از آنها این واقعیت را به کلمه "سرمایه داری" مرتبط می کنند. کسبوکارهایی که پرونده «مناسب برای کسبوکار» را ایجاد میکنند، از مخاطبان خود صحبت میکنند.
Exec Edge: تحقیق شما همچنین به نحوه نگرش عموم به تعهدات تجاری پرداخت. اونجا چی پیدا کردی؟
اکثریت واضح به ما گفتند که تجارت در حال حاضر، در عمل، ابتدا به سهامداران و مالکان پاسخگو است. بپرسید که کسب و کار باید به چه کسی پاسخگو باشد، و این دایره به طور قابل توجهی برای مشتریان، کارمندان و جامعه گسترده تر می شود. ما مدلهای سهامداران و سهامداران را با استفاده از تعاریف زیربنایی به جای برچسبها آزمایش کردیم و 60 درصد از پاسخدهندگان نسخه سهامداران را ترجیح دادند - در هر گروهی که دادهها را برش میدهیم، از جمله افرادی که خود را سرمایهدار توصیف میکنند.
این شکاف بین «کسی که کسبوکار به چه کسی پاسخ میدهد» و «کسی که کسبوکار باید به آن پاسخ دهد» جایی است که بسیاری از بدبینیهای عمومی در واقع وجود دارد.
Exec Edge: آیا این بدان معناست که مردم یک مدل اقتصادی اساسا متفاوت می خواهند؟
نه، و اینجاست که بسیاری از مدیران به دلایل اشتباه عصبی می شوند. اکثریت قوی به ما گفتند که رشد اقتصادی و پاسخگویی اجتماعی یک انتخاب دوتایی نیست، که یک شرکت میتواند هر دو را به یکباره دنبال کند. 59 درصد خواهان تنظیم تجارت بیشتر از آنچه در حال حاضر است هستند، عمدتا به این دلیل که معتقدند شرکتهای بزرگ از مالیات طفره میروند و به اندازه کافی به مکانهایی که فعالیت میکنند باز نمیگردانند.
چیزی که ما پیدا نکردیم اشتهای واقعی برای سوسیالیسم به عنوان یک آلترناتیو بود – این تنها سیستم دیگری است که بدون هیچ انگیزه ای مطرح می شود، و زمانی که ما آن را تحت فشار قرار دادیم، مردم آن را با قیمت های بالاتر، دستمزدهای محدود و بوروکراسی مرتبط می دانند. مردم سرمایهداری را با نردههای محافظ و دولتی میخواهند که مایل به اجرای آنها باشد، نه یک سیستم کاملا متفاوت.
Exec Edge: بر اساس آزمایش پیامی که انجام دادید، چه استدلال هایی واقعا افکار عمومی را تحریک می کنند؟
استدلالهایی که حمایت میکنند همه بر روی یک فرد متمرکز است: آزادی و فرصت برای کسی که سخت تلاش میکند تا جلوتر باشد، قیمتهای بهتر و انتخاب بیشتر برای مصرفکننده، اقتصاد قویتر که بودجه مدارس و بیمارستانهایی که مردم استفاده میکنند. هیچ یک از قوی ترین عملکردها یک بار از سهامداران نام نمی برند. از طرف دیگر، استدلال هایی که بیشترین آسیب را به همراه دارد، در مورد زیاده روی بدون محدودیت است – مصرف کنترل نشده، شرکت ها «هر کاری که می خواهند انجام می دهند»، سیستمی که کفی برای اقشار آسیب پذیر ندارد. کسب و کارهایی که با مقیاس و ارزش سهامداران پیشرو هستند، بهترین استدلال های خود را روی میز می گذارند.
Exec Edge: به مدیر عامل یا مدیر ارتباطاتی که می خواهد این را اعمال کند، چه می گویید؟
با شخص رهبری کنید، نه ترازنامه - کارمندی که دستمزدش به تجارت بستگی دارد، مشتری که از رقابت سود می برد، خانواده ای که استانداردهای زندگی آنها با رشد اقتصاد افزایش می یابد. از گفتگوی مقررات طفره نروید. دادههای ما میگوید که مردم تمایل به تنظیم شدن را به عنوان مدرکی میخوانند که شرکت نقش خود را جدی میگیرد، نه به عنوان امتیاز ضعف. و زبانی را بازنشسته کنید که دیگر برای مردمی که آن را می شنوند معنی ندارد.
"سهامدار" در نمونه ما، از جمله در میان افرادی که از نظر فنی از طریق بازنشستگی سهامدار هستند، بدتر از "سهامداران" آزمایش شد. اگر یک کلمه قبل از اینکه استدلال خود را مطرح کنید اتاق را از دست می دهد، کلمه اشتباهی است.
Exec Edge: آخرین سوال - بزرگترین اشتباهی که می بینید مشاغل در این بحث مرتکب می شوند چیست؟
در نظر گرفتن یک چهارم خوب پیام به عنوان کار انجام شده. تحقیقات ما نشان داد که وقتی به مردم زمان داده میشود تا واقعا استدلالهای موافق و علیه سرمایهداری را بسنجند، دیدگاههایشان ملایم نمیشود، بلکه سختتر میشوند، به هر جهت که استدلال ثابتتر آنها را نشان میدهد. به طور خلاصه این نظم و انضباط پیام است - همان داستان واقعی در مورد اینکه این سیستم واقعا چه کسی سود میبرد، که به همان شیوه توسط افرادی که به آن باور دارند، گفته میشود، مدتها پس از چرخه خبری که این سؤال را برانگیخت. داده ها می گوید که عموم مردم آماده متقاعد شدن هستند.
اکثر کسب و کارها به اندازه کافی پایان مکالمه را نگه نداشته اند تا کار کند.
The post سر لینتون کراسبی، رئیس اجرایی گروه CT، در مورد پرونده سرمایه داری اولین بار در ExecEdge ظاهر شد.
متن اصلی (انگلیسی)
Sir Lynton Crosby, CT Group Executive Chairman, on the Case for Capitalism