پرش به محتوای اصلی

سوالی که این روزها زیاد پرسیده می‌شود؛ نظر مردم مهم است؟

فوتبال ۳۶۰۱۴۰۵ مهر ۸, چهارشنبه، ساعت ۲۳:۰۰حدود 2 دقیقه مطالعه

این روزها کسی دل خوشی از امیر قلعه‌نویی ندارد ولی گوش شنوایی برای درک این موضوع هم نیست.

به گزارش فوتبال 360، تیم ملی فوتبال ایران در یکی از مبهم‌ترین روزهای خود به سر می‌برد. این تیم که در سال‌های اخیر، چالش سختی برای «دوست داشته‌شدن» نزد مردم و مخاطبان داشته، حالا به لحاظ نتیجه، دستاورد و نوع بازی هم چنگی به دل نمی‌زند تا نه تنها بیرون از زمین، بلکه داخل مستطیل سبز هم به بن‌بست رسیده باشد. عجیب آنکه با عیان شدن چنین مشکلاتی، عزمی برای اصلاح امور وجود ندارد؛ از آن بدتر اینکه منتقدان مورد عتاب قرار می‌گیرند، برچسب «ایران فروشِ بی‌وطن» می‌خورند، دل‌نگرانی‌ها را به پای «حب و بغض» می‌گذارند ولی در عوض حساب‌های بانکی انباشته‌شده را با «ایثار» توجیه می‌کنند.

تیم ملی ایران چندسالی می‌شود درجا می‌زند. چه کسی خوشش بیاید چه نه، چنین وضعیتی حاصل انتخاب‌هایی است که در این چندساله صورت گرفته. مسئولانی که باید آینده‌نگری می‌کردند، فقط نوک انگشت را دیدند و حالا در باتلاق تصمیماتی که گرفته‌اند، فرو رفته‌اند. البته که خودشان این غرق شدن را نمی‌بینند و درحال توجیه تصمیماتی هستند که بر گردن‌شان مانده. برای آن‌ها حذف از جام جهانی 48 تیمی، دستاورد است و مستحق مراسم استقبال. 3 امتیاز و سوم شدن در مرحله گروهی، نتیجه‌ای درخشان به شمار می‌رود و لایق دریافت پاداش. نگاه آن‌ها به امور تیم ملی، همین قدر سطحی است. انتقاد هم بشود که راه حمله را آموخته‌ و همه را «معاند» می‌خوانند. با این حال، پرسشی که این روزها مطرح می‌شود این است که چه کسی از این تیم ملی، از سرمربی‌اش و در سطحی بالاتر از ریاست فدراسیون فوتبال، راضی است؟ چه کسی می‌خواهد این روال ادامه داشته باشد تا فوتبال ملی از عزتی که روزگارانی به آن می‌بالید، به ذلتی زودرس برسد؟

فوتبال ملی در این سال‌ها با امیر قلعه‌نویی به نقطه‌ای رسیده که اندک هواداران خوش‌بینی که تصور می‌کردند روزهای روشنی در راه است هم ناامید شوند. بعید است فردی دیگر می‌توانست فارغ از تفکرات و اعتقادات مختلف، مردم را بر سر یک موضوع متحد کند: نخواستن قلعه‌نویی. این یکی دیگر نیازی به واکاوی گسترده ندارد؛ حتی نیازی به هراس از «همه‌پرسی» هم نیست؛ کاری که با این تیم ملی و جوان‌های پشت‌ در گذاشته‌اش شده تا عرصه همچنان جولان‌گاه پیرمردهای اشباع‌شده باشد، به قدری آزاردهنده است که اقلیت و اکثریت ندارد.

«مردم» قلعه‌نویی را نمی‌خواهند و دل خوشی از تیم ملی، نتایج و ایثارگری ندارند. با این حال عجیب است که در این زمینه هم صدای «مردم» شنیده نمی‌شود و یا اینکه اگر شنیده می‌شود التزامی برای رسیدگی به آن حس نمی‌شود. گویی در فدراسیون و در عرصه ورزش، اقلیتی خود را برتر از اکثریت و از همه مهم‌تر، «مردم» می‌پندارند و آن‌ها را در جایگاهی نمی‌بینند که صاحب‌نظر باشند. عجیب نیست این روزها چنین پرسشی فراگیر می‌شود که «آیا اصلا نظر مردم اهمیتی دارد؟».

خواندن متن کامل در فوتبال ۳۶۰به زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار ورزش