سوگوار و تمبر بانوی اول «پیشتازان فضا»
در ادای احترام به شصتمین سالگرد اخیر «پیشتازان فضا»، نگاهی به این که چگونه ماجل بارت رودنبری تقریبا نسخه ای از اسپاک را بازی می کرد، تقریبا صدای الکسا بود و برای همیشه در اعماق فضا قرار گرفت.
ماجل بارت رودنبری مجسم، شاهانه و متین، از همه جهات ممکن، اولین بانوی پیشتازان فضا بود، بخشی از فرانچایز تاریخی از اولین تجسمش، تنها بازیگری که نه یک، نه دو، نه سه، بلکه چهار نقش تکرارشونده در سرتاسر فیلمها و سریالهایش داشته است، شاید اولین همسر و سفیر جامعه، اولین سفیر و سفیر جامعه برای همیشه. از رئیس، جین رودنبری، که تخیل او کل پدیده را راه اندازی کرد.
و همچنین، به قول جاناتان فریکز، بازیگر و کارگردان فیلم Star Trek: The Next Generation هنوز در این فرانچایز 60 ساله فعال بود، و او به این موضوع افتخار می کرد. داستانهای مرتبط «پیشتازان فضا» تلویزیونی در 60 سالگی: آکیوا گلدزمن، یکی از خالقان «دنیای جدید عجیب» درباره «چرا جسورانه ادامه میدهد» دفترچه گزارشگر قسمت اول «پیشتازان فضا» بهترین اپیزود «پیشتازان فضا» نبود.
ماجل لی هوداک بومی اوهایوایی پس از اینکه در اواخر دهه 1950 راهی هالیوود شد، حرفه بازیگری امیدوارکنندهای را آغاز کرد که در نهایت شامل نقشهای اولیه در فیلمهایی مانند آیا موفقیت شکارچی راک را خراب میکند؟ و مجموعه های تلویزیونی از جمله Bonanza، The Untouchables و Leave It to Beaver. او به عنوان یک چهره معمولی در اصطبل Desilu، حتی از لوسیل بال آموزش کمدی دریافت کرد.
و در حین کار بر روی یک قسمت از درام نظامی The Lieutenant در سال 1964، با جین، خالق و تهیه کننده اجرایی سریال، یک کهنه سرباز جنگ، خلبان سابق Pan Am و پلیس سابق (مانند پدر مرحومش) آشنا شد که در شرف شروع سرمایه گذاری بعدی و رویایی تر خود برای Ball’s Desilu بود، سریالی که در آن زمان منفور فکری-انقلابی و ژرف اندیشانه بود. در خلبان سریال، ماجل به عنوان شماره یک، جدی، کارآمد و نفر دوم کشتی ستاره ای Enterprise انتخاب شد - نقشی که در اواسط دهه 60 تلویزیون نمونه برجسته ای از یک زن در موقعیت اقتدار بود.
پسرش یوجین «راد» رودنبری میگوید: «فکر میکنم پدرم این نقش را به او داده است، زیرا او این نقش را در او بهعنوان یک انسان... یک رهبر در میان زنان میداند». او سزاوار آن نقش بود.
به جز قدرتهایی که در Desilu وجود داشت، اولین خلبان - "قفس" با بازی جفری هانتر - جذاب و در عین حال بیش از حد روشنفکر برای تلویزیون بود، و آنها از جنبه دیگری از بینش جین استثنا گرفتند. فریکز می گوید: «ظاهرا مدیران - از قضا لوسی ممکن است در میان آنها بوده باشد - نمی خواستند یک زن قوی در آن قسمت باشد. این همان زمانی است که ما در سال 66 پشت سر گذاشته بودیم. این به نوعی شرم آور است.
این کمکی نکرد که ماجل، البته، عاشقانه با جین درگیر شد، که اولین ازدواجش با بالا آمدن ستاره نویسنده و تهیه کننده اش در حال فروپاشی بود. برخی از مدیران با انتخاب «دوست دختر تهیه کننده» در چنین نقش محوری مخالفت کردند. دسیلو که تصمیم گرفت به خلبان شلیک دومی که در آن زمان شنیده نشده بود را به جین بزند، همچنین به او حق انتخاب داد: جتیسون یا اسپاک بیگانه گوش نوک تیز عجیب و غریب با بازی لئونارد نیموی یا فرمانده زن. او اسپاک را انتخاب کرد و صفات باحال و بیعلاقه شماره یک و وظایف فرماندهی را به ولکان منتقل کرد و البته بقیه آن تاریخ بود.
اما خود ماجل از این تصویر بیرون نبود. فریکز میگوید: «وقتی شماره یک به نتیجه نرسید و خلبان اول بهصورت کتک خورده بود، او را بهعنوان پرستار نمازخانه تغییر داد. او که موهایش را به رنگ بلوند عسلی متحول کرد، نقشی مکرر به عنوان پرستار کشتی، کریستین چپل، دلسوز و نفرین شده با اشتیاق به سختی پنهان برای اسپاک از راه دور دریافت کرد - و با کاهش صدایش به لحن پایین تر و رباتیک تر، او همچنین صدای کامپیوتری و نوآورانه تعاملی کشتی را ارائه کرد.
وقتی پیوند خلاقانه این زوج دوام آورد، رابطه آنها مستحکم شد: اندکی پس از لغو بحث برانگیز Trek در سال 1969، آنها در یک مراسم شینتو، با کیمونوهای کامل، در خلال فرار در ژاپن ازدواج کردند و از آنجا یک شراکت پایدار پیش رفت. فریکز می گوید: «وفاداری او به همسرش بسیار زیاد است. "هرجا او رفت، او رفت."
راد میگوید: «چیزی که میتوانم در مورد مادرم بگویم این است که او پدرم را به گونهای دوست داشت که نمیدانم قبلا آن را دیدهام یا نه. "آنها از راه های زیادی گذشتند و هر دو نقاط قوت و ضعف خود را داشتند." راد به یاد میآورد که ماجل انرژیهایش را روی او در خانه متمرکز میکرد و در عین حال به دنبال علایق خودش نیز میشد، از جمله نظارت بر شرکت لینکلن، که قبل از اینکه این فرنچایز با احیای Trek با اولین فیلم در سال 1979، کالاهای Star Trek را به صورت پستی به فروش میرساند، تحت نظارت پارامونت تبدیل شود.
او گهگاه نقش چپل را در فیلم و انیمیشن تکرار میکرد، در حالی که همچنان به نقشهای دیگر بازیگری اینجا و آنجا میپردازد، مانند یک صاحب فاحشهخانه روباتیک در Westworld. راد به یاد می آورد: «او هنوز یک زن قوی بود. من به هیچ وجه او را مطیع دهه 60، 70، 80 نمیدانم... او آنجا بود تا پدرم از او مراقبت کند، اما این روشی مطیع نبود.»
و او به یاد می آورد که از لقب "گسترده" خوشحال شد. در واقع، مخالف رفتار یخی شماره یک و اشتیاق طولانی چپل، ماجل توسط دوستان و همکاران به عنوان یک حضور پرهیاهو، پر شور و بدون زندانی به یاد میآید. مارینا سیرتیس، بازیگر نقش Deanna Troi در Star Trek: The Next Generation میگوید: «او نیروی طبیعت بود. مطمئنا میدانستید که او چه زمانی وارد اتاق شد
راد به یاد می آورد که والدینش به یک باشگاه گلف تعلق داشتند که یک شب در هفته یک سالن مخصوص مردان داشت. او می خندد: «او گفت: «افف آن». او با پسرها معاشرت میکرد، چون میتوانست جوکهای کثیف را بگوید. شما فقط تصور کنید آن دسته از مردان قدیمی، ثروتمند و ممتاز سیگارهایشان را میکشند و اینها را، و او همانجا با آنها بود و آنها را میخنداند. او به تنهایی یک ملوان بود.»
در واقع، بسیاری از شخصیت مهیب، خندهدار و بزرگتر از ماجل به چهارمین نقش مهم او در Trek ترجمه شد، با بازی در نقش مادر دیپلمات مردخوار، «خاله مام» مشاور تروی، لواکسانا تروی، بهعنوان مهمان مکرر در «نسل بعدی» و «Deep Space Nine» که به او اجازه میدهد تا در یک موقعیت متحرک، درام و درام به او وارد شود. لحظات
فریکز به یاد میآورد: «فکر میکنم او سر پاتریک استوارت را شوکه کرد - او در آن زمان کاملا «آقا» نبود - با این که چقدر او فوقالعاده بود. "جن همیشه در هنگام فیلمبرداری موفق می شد تا به صحنه فیلمبرداری برسد، این کار را فقط زمانی انجام می داد که کلینگون ها می جنگیدند یا اگر ماجل در حال عکسبرداری بود، پس آن را همانطور که می خواهید بخوانید. کلمه از ساختمان نویسنده پایین می آمد و آنها صندلی او را می گذاشتند و او با خوشحالی کنار دوربین می نشست و لواکسانا تروی را تماشا می کرد." فریک همچنین نشان داد که ماجل چقدر خوشحال به نظر میرسید که پس از مدتی طولانی در کنار جین به دور از صحنه موسیقی، فرصتی برای بازیگری داشت.
"من فکر می کنم اگر حشره شما را به شدت گاز گرفته است، زمانی نیست که نخواهید دوباره این کار را انجام دهید."
سیرتیس به یاد میآورد: «ماجل را تا زمانی که او یک ستاره مهمان در برنامه ما در اپیزود «پناهگاه» بود، ملاقات نکردم، و ما بلافاصله با هم رابطه برقرار نکردیم زیرا او همسر رئیس بود، و همه ما کمی عصبی بودیم زیرا به عنوان یک بازیگر؛ ما کمی شلوغ بودیم. اما آن دو به سرعت بهطور فوقالعادهای به هم نزدیک شدند و سیرتیس توسط طرف گرم و مادرانه ماجل در آغوش گرفته شد.
او میگوید: «بهعنوان کسی که تازه از لندن از قایق بیرون آمدم، وقتی TNG گرفتم، یکی از شگفتانگیزترین چیزهای کار این بود که خانواده رودنبری من را بهنوعی قبول کردند. "بنابراین من با مجل رابطه بسیار شخصی داشتم که احتمالا فراتر از یک همکار معمولی بود. وقتی مادرم فوت کرد، به یاد دارم که به ماجل گفتم که او باید مدت زیادی زندگی کند زیرا او تنها مادری بود که برای من باقی مانده بود."
پس از مرگ جین در سال 1991، ماجل همچنان به عنوان مباشر برای علایق خود در پیشتازان فضا و پروژه های محقق نشده ای که در نهایت تبدیل به سریال شدند، مانند Earth: Final Conflict و Andromeda، خدمت می کرد. اندکی قبل از مرگش در سال 2008، او آخرین نقش خود را ضبط کرد: صدای کامپیوتر Enterprise در J.J. فیلم راه اندازی مجدد Star Trek با کلاه آبرامز. در سال 2024، بقایای سوزانده شده این زوج، به شکلی شاعرانه، با هم به اعماق فضا پرتاب شد.
صدای Majel در نهایت الهام بخش تیمهای فناوری در حال توسعه پروژههای اولیه هوش مصنوعی است که در سالهای بعد ظهور میکنند – در واقع، مدل اولیه الکسای آمازون با نام رمز "Majel" شناخته میشود. راد میگوید: «حتی قبل از مرگ او، شخصی به او نزدیک شد تا صدای کامپیوتر آیندهشان باشد، و او گفته بود نه. و من میگفتم: «چی، دیوانهای؟» با این وجود، او از مادرش خواست که بهطور حرفهای صدای او را ضبط کند و با همکاری با شرکت OTOY، یک مدل کاری ایجاد کرده است که امیدوار است بهطور رایگان در اختیار طرفداران قرار دهد.
او میگوید: "من دوست دارم به نحوی صدای او را به بیرون برسانم. قصد من هرگز این نبود که از آن سود ببرم، بلکه فقط به آنجا برسم." "من صدای کامپیوتر را به آنها نمی دهم، صدای ماجل رودنبری را به آنها می دهم."
امروز، سری پیشتازان ستارهای از Paramount+. بازی Strange New Worlds دو نقش ماجل را احیا کرده است و هر دو کلیسای کوچک و شماره یک را به خوبی فراتر از محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی ریشههای اواسط دهه ۶۰ گسترش داده است. جس بوش هم از اجرای ماجل و هم از شخصیت خارج از صفحه نمایش الهام گرفت. بوش میگوید: «میدانم که او به نوعی از کاری که واقعا میتوانست با Nurse Chapel و موادی که به او داده شده بود انجام دهد ناامید شده بود، اما هنوز هم میتوانید این نوع زیربنای، گاهی اوقات شور و طعنه را ببینید.
میخواستم آن را مهندسی معکوس کنم و به نسخهای با چشمان روشنتر، دم پرپشتتر و سادهلوحتر از آن انرژی تبدیل کنم.
بوش می افزاید: «از آنجایی که در سریال اصلی مطالب زیادی برای او وجود نداشت، من نیز درباره او به عنوان یک شخص تحقیقات بیشتری انجام دادم. روشی که موهایش را رنگ کرد و از در پشتی برگشت... او این نشاط واقعی را داشت و مثل این است که «من این کار را برای من درست میکنم.» فکر میکنم او فقط این نوع واقعی شادیبخش بودن را دارد، این «زندگی باشکوه است و من میخواهم آن را تحت کنترل بگیرم».
ربکا رومین به عنوان شماره یک SNW، فیلم کمتری برای مطالعه داشت. او میگوید: «فقط 13 دقیقه از تماشای صفحه! این تمام چیزی است که باید ادامه دهم،» اگرچه تصمیم داشت هم شخصیت و هم بازیگری که او را به وجود آورده بود درست عمل کند.
"من می گویم، "خب، ماجل، اجازه دهید آنها را در این مرحله ثابت کنیم که اشتباه می کنند. اکنون این فرصت است." بنابراین انجام آن بسیار باورنکردنی است. ای کاش او برای بازخورد اینجا بود."
رومین میگوید که اخیرا وقتی راد فیلمنامه اصلی و امضا شده ماجل برای «قفس» را در نمایشگاه بینالمللی کامیک-کان سن دیگو امسال با او به اشتراک گذاشت، به جزئیات قابلتوجهی پی برد. او در تمام صحنههایش یادداشتهای فراوانی نوشته بود. و من حدس میزنم این فیلمنامه برای یک مرد نوشته شده بود، زیرا در تمام جهات صحنه همچنان نوشته بود: «او به سمت چپ میرود. می نشیند. او یک چیز را برمیدارد» و او تک تک آنها را خط زد و برایش نوشت، او. و امیدوارم آن فیلمنامه را برای او تجدید چاپ کنند. «نه او. او.»
سیرتیس میگوید که او بهخصوص عدم شکایت ماجل را تحسین میکرد که شماره یک او هرگز نتوانست خلبان اول را پشت سر بگذارد (اگرچه عملکرد او از طریق فیلمهای تغییر کاربریشده در دو قسمت سری اصلی «مناجری» و بعدا انتشار خلبان بدون ویرایش کامل دوباره ظاهر شد. او هرگز به ناعادلانه بودن آن اشاره نکرد و هرگز شکایت نکرد.»
راد، که به یاد میآورد که مادرش عمیقا برای این حقیقت ارزش قائل بود که طرفداران به طور مداوم Trek را هر زمان که در معرض خطر قرار میگرفت، به طور مداوم زنده نگه داشتند، میگوید: «همیشه یک ویژگی فروتنانه در مورد Star Trek و هواداران و احترام به طرفداران وجود داشت. او به یاد میآورد که در کنوانسیونها، "بهجای اینکه با همه بازیگران به اتاق امضا برود، بیرون سر میز میماند. و اگر کسی به او میگفت که باید به آنجا برود، انگشت مشخصی به آنها میداد... او فقط امضا نمیکرد، پول جمع میکرد و میرفت. تقریبا با هرکسی که میآمد درگیر میشد."
او میافزاید: «بدون تماشاچی، بدون افرادی که آنجا لگد میزنند و جیغ میزنند و میگویند، ما این را میخواهیم، امروز اینجا نبود. او این را می دانست و تقریبا به اندازه پدرم به طرفداران عشق می داد.
متن اصلی (انگلیسی)
The Swagger and Stamp of the First Lady of ‘Star Trek’
In homage to 'Star Trek's' recent 60th anniversary, a look at how Majel Barrett Roddenberry nearly played a version of Spock, was almost the voice of Alexa and ended up in deep space forever.