پرش به محتوای اصلی

شهر هسته‌ای آمریکا زیر یخ؛ پروژه‌ای که قرار بود ۶۰۰ موشک را از شوروی پنهان کند

زومیت۱۴۰۵ آبان ۱۰, یکشنبه، ساعت ۲۳:۰۰حدود 6 دقیقه مطالعه

ارتش آمریکا در اوج جنگ سرد شهری سرّی زیر یخ‌های گرینلند ساخت تا ۶۰۰ موشک اتمی را از شوروی پنهان کند؛ اما طبیعت نقشه‌ی آن‌ها را به هم ریخت.

ارتش آمریکا در اوج جنگ سرد شهری سرّی زیر یخ‌های گرینلند ساخت تا ۶۰۰ موشک اتمی را از شوروی پنهان کند؛ اما طبیعت نقشه‌ی آن‌ها را به هم ریخت.

تصور کنید در شهری زندگی می‌کنید که آسمان ندارد. صبح زیر دوش آب گرم می‌روید، ظهر در سالن غذاخوری ناهار می‌خورید و شب با هم‌اتاقی‌تان شطرنج بازی می‌کنید. برق اتاقتان را یک راکتور هسته‌ای تامین می‌کند و آبی که می‌نوشید، چند روز پیش بخشی از یخچالی کهن محسوب می‌شد. چند متر بالاتر، باد با دمای منفی ۵۰ درجه روی برف شلاق می‌زند و تا صدها کیلومتر چیزی جز سفیدی دیده نمی‌شود.

حالا فرض کنید سازندگان شهر نقشه‌ای بسیار بزرگ‌تر در سر داشتند، به بزرگی پنهان‌کردن ۶۰۰ موشک هسته‌ای زیر همین یخ‌ها، در هزارتویی از تونل که هیچ هواپیمای جاسوسی شوروی ردش را نزند.

کمپ سنچری جدا از تصورات ما، واقعا وجود داشت. ارتش آمریکا در اوج جنگ سرد آن را در دل یخسار گرینلند ساخت و با افتخار به خبرنگاران نشانش داد. مهندسانش برای سرما، طوفان، انزوا و حتی تامین برق در دورافتاده‌ترین نقطه‌ی زمین راه‌حل پیدا کردند، جز رفتار زمینی که می‌خواستند سلاح‌هایشان را در آن پنهان کنند.

ارزشمندترین یادگار این شهر نه موشک بود و نه راکتور؛ یادگارش چند متر گل‌ولای یخ‌زده بود که نیم‌قرن بعد ثابت کرد همین سرزمین سفید، روزگاری سبز بوده است.

سال ۱۹۶۲، رابرت وایس ۲۶ ساله در بیمارستانی در نیویورک کار می‌کرد که حکم مأموریتش رسید. مقصدش پایگاهی نظامی در شمال گرینلند بود؛ جایی که در بعضی روزهای زمستان دما تا منفی ۵۰ درجه‌ی سانتی‌گراد پایین می‌رفت.

وایس پس از رسیدن به گرینلند روی یخ نماند؛ از ورودی مخصوصی پایین رفت و به دنیایی قدم گذاشت که هیچ شباهتی به بیرون نداشت. چراغ‌ها روشن بودند و راهروهای طولانی به خوابگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، بیمارستان و سالن غذاخوری می‌رسیدند. سربازها در ساختمان‌های گرم استراحت می‌کردند و مهندس‌ها روی دستگاه‌هایشان خم شده بودند. زیر چند متر برف، شهری کامل نفس می‌کشید.

ارتش آمریکا اسم شهر زیرزمینی‌اش کمپ سنچری (Camp Century) نامید، با ظرفیتی در حدود ۲۰۰ نفر در فاصله‌ی ۲۰۰ کیلومتری پایگاه هوایی توله در شمال‌غربی گرینلند. داخل کمپ خیابانی اصلی به طول تقریباً ۴۰۰ متر ساخته شد که ۱۶ گذرگاه فرعی از آن جدا می‌شدند و ساختمان‌های پیش‌ساخته در دل همین گذرگاه‌ها جاگرفته بودند.

کمپ سنچری هم کتابخانه داشت، هم کلیسا، درمانگاه و حتی فضای سرگرمی. ساکنانش دوش آب گرم می‌گرفتند، فیلم می‌دیدند و بعد از کار شطرنج بازی می‌کردند.

وایس در سال‌های ۱۹۶۲ و ۱۹۶۳ دو دوره در کمپ خدمت کرد و بعدها از آن زندگی غریب گفت. پزشک پایگاه، برخلاف مهندس‌هایی که مدام درگیر تعمیر تأسیسات بودند، وقت آزاد زیادی داشت. غذا خوب بود، اما سبزی تازه به‌ندرت گیر می‌آمد و هندوانه کالایی تجملی به شمار می‌رفت. در شهری که زیر برف دفن شده بود، یک برش هندوانه حکم جواهر را داشت.

پشت دیوارهای گرم کمپ، یکی از نامساعدترین محیط‌های زمین انتظار ساکنان را می‌کشید

ساکنان هفته‌ها و گاهی ماه‌ها رنگ آسمان را نمی‌دیدند. پشت دیوار ساختمان‌ها نه خاکی بود و نه درختی و بیرون‌رفتن از شهر یعنی رویارویی با سرمایی که شوخی سرش نمی‌شد.

ارتش اصراری به پنهان‌کردن این شهر نداشت. خبرنگاران را به آنجا دعوت می‌کرد و در مه ۱۹۶۲، نشنال جئوگرافیک گزارشی مصور از راهروهای روشن و تجهیزات هسته‌ای کمپ منتشر کرد. کمپ سنچری نمودی از هنر مهندسی آمریکا محسوب می‌شد که راز اصلی‌اش را پشت ظاهرش نگه می‌داشت.

پزشک جوان، مثل بسیاری از کارکنان پایگاه، نمی‌دانست شهری که در آن زندگی می‌کند، قرار بود نخستین مرحله از برنامه‌ای بسیار بزرگ‌تر باشد.

روی نقشه‌های معمولی، آمریکا و شوروی در دو سوی اقیانوس‌ها قرار دارند. اما کافی‌ست کره‌ی زمین را بچرخانید و از بالای قطب شمال نگاهش کنید تا ببینید دو ابرقدرت چقدر به هم نزدیک بودند. کوتاه‌ترین مسیر بمب‌افکن‌ها و موشک‌های دوربرد از روی قطب می‌گذشت و گرینلند درست سر راه این مسیر نشسته بود.

علاقه‌ی واشنگتن به این سرزمین پیشینه‌ای طولانی داشت. در ۱۹۴۶ پیشنهاد خرید گرینلند را به دانمارک داد و جواب منفی شنید. پنج سال بعد، توافق دفاعی ۱۹۵۱ چیزی را که با پول به دست نیامده بود، از راه دیگری فراهم کرد. نیروهای آمریکایی مجوز ساخت تأسیسات نظامی در مناطق مشخصی از جزیره را دریافت کردند. پایگاه توله با رادارها و سامانه‌های هشدار زودهنگامش، به چشم آمریکا بر فراز قطب تبدیل شد.

موقعیت گرینلند، این سرزمین یخ‌زده را به یکی از مناطق راهبردی جنگ سرد تبدیل کرد

سال ۱۹۵۷، شوروی اسپوتنیک را به مدار فرستاد و آرامش واشنگتن را به هم ریخت. فناوری موشکی مسکو جلو افتاده بود و فرماندهان آمریکایی دنبال راهی می‌گشتند که اگر شوروی غافلگیرانه حمله کرد، چیزی برای تلافی باقی بماند.

گرینلند پیش‌تر هم با سلاح اتمی آشنا شده بود. اسنادی که آرشیو امنیت ملی دانشگاه جورج واشنگتن در ژوئن ۲۰۲۵ منتشر کرد، نشان می‌دهند آمریکا در ۱۹۵۸ بمب‌های اتمی و گرماهسته‌ای به گرینلند برده بود. تا ۱۹۶۵ هم ۴۸ کلاهک هسته‌ای برای موشک‌های پدافندی نایک هرکولس در توله نگه می‌داشت.

موشک‌ها برای دفاع هوایی طراحی شده بودند. اما آنچه ارتش آمریکا در پروژه‌ی بعدی در نظر داشت، شبکه‌ای از موشک‌های بالستیک تهاجمی بود که می‌توانستند اهدافی در خاک شوروی را نابود کنند.

موشک‌ها برای دفاع هوایی طراحی شدند و حکم سپر را داشتند؛ اما نقشه بعدی شمشیر بود؛ پروژه‌ای با نام رمز آیس‌ورم (Project Iceworm) یا «کرم یخی»، شبکه‌ای از موشک‌های بالستیک تهاجمی که می‌توانستند اهدافی در خاک شوروی را نابود کنند.

پروژه‌ی آیس‌ورم حتی روی کاغذ هم بیشتر به فیلمنامه شباهت داشت تا طرح نظامی. مهندسان ارتش پیشنهاد کرده بودند زیر یخسار گرینلند شبکه‌ای عظیم از تونل حفر شود و خطوط ریلی تونل‌ها را به هم وصل کنند. ۶۰۰ موشک بالستیک با کلاهک هسته‌ای روی این ریل‌ها جابه‌جا می‌شدند و میان حدود ۲۱۰۰ محل پرتاب می‌چرخیدند.

ارتش حتی برای موشک‌ها اسم هم انتخاب کرده بود و آن‌ها را آیس‌من (Iceman) می‌نامید؛ نسخه‌ای کوتاه‌شده و دومرحله‌ای از موشک مینیتمن نیروی هوایی.

وسعت شبکه به ۱۳۵ هزار کیلومترمربع می‌رسید؛ بیش از سه برابر خاک اصلی دانمارک. منطق پروژه با کلمه قایم‌موشک تعریف می‌شد، به معنای واقعی کلمه. اگر شوروی نمی‌دانست هر موشک در کدام گوشه‌ی هزارتو پنهان شده، با یک حمله‌ی پیش‌دستانه نمی‌توانست همه را نابود کند. یخ موشک‌ها را از چشم هواپیماهای شناسایی پنهان می‌کرد و ریل‌ها نمی‌گذاشتند هیچ‌کدام جای ثابتی داشته باشند.

آمریکا می‌خواست ۶۰۰ موشک هسته‌ای را میان هزاران محل پرتاب زیر یخ‌های گرینلند جابه‌جا کند

اما پیش از اینکه حتی یک موشک به گرینلند برسد، ارتش باید می‌فهمید اصلاً می‌شود سال‌ها زیر یخ زندگی و کار کرد؟ کمپ سنچری قرار بود جواب این سوال را نشان دهد.

دولت آمریکا در مکاتبات رسمی از تحقیقات قطبی، توسعه‌ی فناوری و مطالعه‌ی زندگی در سرمای شدید حرف می‌زد. دانمارک با فعالیت‌های مشخصی مثل نصب راکتور هسته‌ای موافقت کرده بود، اما هیچ‌کس تصویر کامل آیس‌ورم را جلوی کپنهاگ نگذاشت.

دانمارکی‌ها حقیقت را نزدیک به چهار دهه بعد فهمیدند. پس از آنکه اسناد سقوط یک بمب‌افکن B-52 در نزدیکی توله در ۱۹۶۸ با ادعاهای رسمی دولتشان متناقض از آب درآمد، پارلمان دانمارک تحقیقی درباره‌ی تاریخ سلاح‌های هسته‌ای در گرینلند سفارش داد. گزارشی که در ۱۹۹۷ منتشر شد، از شهری زیر یخ پرده برداشت که قرار بود خانه‌ی ۶۰۰ موشک اتمی شود.

کمپ سنچری واقعاً ساخته شد، راکتورش واقعاً کار کرد و آزمایش‌هایش واقعاً انجام شد. اما ۶۰۰ موشک آیس‌ورم هرگز به تونل‌های گرینلند نرسیدند و بخشی از دلیلش در خود یخ پنهان بود.

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فناوری