پرش به محتوای اصلی

صداهایی از مطبوعات عرب: خطوط قرمز در سوریه، نفت آذربایجان و انور سادات

جروزالم‌پست۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه، ساعت ۱۹:۰۶حدود 15 دقیقه مطالعه

گزیده ای هفتگی از نظرات و تحلیل های رسانه های عربی در سراسر جهان.

پایان شبکه‌های اجتماعی اوکاز، عربستان سعودی، 5 سپتامبر همانطور که قرآن به ما می‌گوید، فقط خود پروردگار شما، سرشار از عظمت و عزت، باقی خواهد ماند. چیزی جز چهره صاحب جلال و شرافت باقی نمی ماند. این قاعده حاکم بر جهان است. ما را به این سؤال در مورد پایان رسانه های اجتماعی می رساند: این برنامه هایی که زندگی مردم را کنترل می کنند چه زمانی ناپدید می شوند؟ سؤالی مانند این بلافاصله سؤال دیگری را مطرح می کند: چه چیزی جایگزین آنها می شود؟ رسانه های اجتماعی تقریبا مانند غذا و هوا شده اند.

آنها را از تلفن خود حذف کنید و دستگاه به دوران نوکیا - دوربین، تلفن و پیام‌های متنی باز می‌گردد. کسانی که در آن دوره زندگی کرده‌اند، آن را به یاد دارند. من شک دارم که کسی رسانه‌های اجتماعی را تصور کرده یا آنها را پیش‌بینی کرده باشد، حتی اگر مرکز رشد آنها، اینترنت، از قبل وجود داشته باشد. حتی نوکیا، غولی که دهه‌ها بر بازار تلفن همراه تسلط داشت، سقوط کرد، زیرا نتوانست آنچه را که در آستانه‌ی درب خانه‌اش قرار داشت ببیند. در دهه 1980، الشرق الاوسط شروع به چاپ از طریق ماهواره کرد.

این یک رویداد تکنولوژیکی فوق‌العاده بود: روزنامه می‌توانست به طور همزمان در جده و لندن چاپ شود. این پیشرفت پیش‌بینی‌های بسیاری ایجاد کرد. یکی از محبوب‌ترین آنها این بود که هر خانواده در نهایت ماشینی شبیه دستگاه خودپرداز، متصل به ماهواره و پر از کاغذ در هر روز صبح، چاپ می‌کرد. به ما گفته شد که ژاپن از قبل توسعه چنین دستگاهی را آغاز کرده است. با این حال، توسعه فناورانه مسیر کاملا متفاوتی را در پیش گرفت و در نهایت ماهیت پیش بینی را حذف کرد: خود کاغذ.

من در اینجا درباره ظهور یک غول فناوری دیگر صحبت نمی کنم، بلکه در مورد ناپدید شدن غول های بزرگ ارتباطاتی صحبت می کنم که زمانی جهان را متحول کردند. در دوره های قبلی، انسان ها پیش بینی نمی کردند که شاید بزرگترین اختراع همه شود: اینترنت که رادیو، تلویزیون، سینما، روزنامه ها، تجارت، آموزش، پزشکی و روابط انسانی را بلعید. رسانه های اجتماعی تنها یکی از مظاهر آن اختراع بزرگتر است. امروز ما شاهد ظهور یک غول تکنولوژیکی دیگر هستیم: هوش مصنوعی.

حضور رو به رشد آن، در هم تنیده با رسانه های اجتماعی، مشارکت در ایجاد دنیایی متفاوت را برای همه آسان تر می کند. با این حال، من معتقدم که همین گسترش، در نهایت باعث نابودی رسانه های اجتماعی خواهد شد. وقتی امروز از X استفاده می کنید، در عمل مشمول دو مجموعه قانون هستید: عربستان سعودی و آمریکایی. آنچه در ایالات متحده مجاز است لزوما در عربستان سعودی مجاز نیست، و بالعکس. از آنجایی که هوش مصنوعی به سرعت توسعه می یابد و استفاده از آن آسان تر می شود، ما صرفا دانش پیشرفته تری کسب نخواهیم کرد. ساخت نیز چند برابر خواهد شد.

به زودی ما در جهانی ساکن خواهیم شد که واقعیت آن مشکوک است. دولت ها در همه جا نمی توانند تماشاگر باقی بمانند. نظارت رسمی بر رسانه های اجتماعی گسترش خواهد یافت. در را نمی‌توان به روی همه افراد باز گذاشت – و برای یک بار هم که شده، از این عبارت به‌جای مجازی استفاده می‌کنم. برخی از کاربران محترم هستند، برخی از بدترین افرادی هستند که می توان تصور کرد، و برخی دیگر برنامه های بسیار خاصی را دنبال می کنند. همه به دنبال تأثیرگذاری بر دیگران هستند، چه به دلایل فرهنگی، پول، نفوذ سیاسی یا ایدئولوژیک.

اغراق نیست اگر بگوییم هر سرویس اطلاعاتی در جهان در رسانه‌های اجتماعی حضور دارد. هر زمان که نبردی در X رخ می‌دهد و ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نمی‌توانیم با قطعیت بدانیم چه کسی پشت آن است یا به نفع ما است یا علیه ما. وقتی می‌بینید دو نفر در فضای مجازی به یکدیگر توهین می‌کنند، فرض کنید شخص ثالثی از آن سود می‌برد و به شعله‌ور کردن آن کمک می‌کند. رسانه‌های اجتماعی به زودی به دنیایی از هرج و مرج تبدیل می‌شوند که ارزش‌ها را از بین می‌برد و دانش مستقر را بی‌ثبات می‌کند.

نمی‌دانید آنچه می‌خوانید واقعی است یا ساختگی، کانال تلویزیونی که تماشا می‌کنید واقعی است یا تقلیدی، روزنامه‌ای که در مقابل شماست واقعی است یا جعلی. دولت‌ها از قبل مداخله را آغاز کرده‌اند، اما در حال حاضر این مداخله عمدتا نظارتی و قانونی است و می‌تواند نیروی واقعی را فقط بر حساب‌های مربوط به حوزه قضایی خود اعمال کند. به نظر من مرحله بعدی به حساب‌های خارجی نیز خواهد رسید.

ایالت ها تصمیم خواهند گرفت که کدام یک در دسترس باقی بماند و کدام مسدود شود. بنابراین، رسانه‌های اجتماعی واقعا جهانی نیستند. X با ارائه اطلاعات در مورد مکان یا منشأ حساب‌های خاص، گامی مقدماتی برداشته است، اما این برای محافظت از ایالت‌ها در برابر بی نظمی و نفوذ کافی نیست. هر کشوری به‌طور فزاینده‌ای خود را از ترکیب جهانی جدا می‌کند. روزی فرا می‌رسد که هر کشوری می‌تواند منشأ داخلی را شناسایی کند و آن را از آنچه که از خارج می‌آید متمایز کند، و با همان هوش مصنوعی که در وهله اول هرج و مرج را ایجاد کرد، جلوی دومی را بگیرد.

g که می‌خوانید و تماشا می‌کنید، به‌عنوان یک محصول محلی، چه با نام واقعی یا با نام مستعار منتشر شود، عملا تبدیل می‌شود. رسانه‌های اجتماعی مانند روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های قدیمی‌تر، به یک انجمن داخلی تبدیل خواهند شد. در آن زمان، آنها ویژگی تعیین‌کننده خود را از دست خواهند داد: میدان عمومی جهانی. و این پایان آنها خواهد بود. اکنون ممکن است بپرسید، چه چیزی جایگزین رسانه های اجتماعی می شود؟ من فقط می‌توانم جواب بدهم، همانطور که استیو جابز زمانی در زمینه‌ای دیگر پاسخ داد: اگر آینده را می‌دانید، اکنون آن را به اینجا بیاورید - منتظر چه چیزی هستید؟ – عبدالله بن بخیت ترکیه، اسرائیل و خطوط قرمز در سوریه المصری الیوم، مصر، 6 سپتامبر

اسرائیل حمله 18 اوت خود به پایگاه هوایی ابوالظهور را در 70 کیلومتری مرز ترکیه با این ادعا توجیه کرد که دمشق در حال آماده شدن برای اجازه استقرار نیروهای ترکیه در آنجا است و هشدارهای اسرائیل جدی گرفته نشده است. سوریه و ترکیه هرگونه طرحی برای ایجاد پایگاه دائمی را تکذیب کردند و گفتند که افسران ترکیه هرگز از این سایت بازدید نکرده اند. هشدار مستقیم به رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در مورد کشاندن کشورش به "ماجراجویی های خطرناک در سوریه" و ...

با این حمله، روابط ترکیه و اسرائیل یک گام دیگر از اختلافات سیاسی فاصله گرفت و به سمت رقابت نظامی رفت. دو کشور در حال جنگ نیستند و به نظر می‌رسد هیچ کدام تصمیمی برای جنگ ندارند، اما هر دو اکنون در یک فضای جغرافیایی خطوط قرمز ترسیم می‌کنند. اینجاست که خطر واقعی آغاز می شود. برای سال ها، روابط بین آنکارا و تل آویو توانایی جدا کردن سیاست از منافع را نشان داد.

اختلافات بالا گرفت، اتهامات رد و بدل شد و سفرا بیش از یک بار فراخوانده شدند، اما تجارت ادامه یافت و همکاری عملی هرگز به طور کامل ناپدید نشد. در آستانه جنگ غزه، تجارت دوجانبه تقریبا 7 میلیارد دلار در سال بود. جنگ این معادله را بر هم زد. ترکیه تجارت مستقیم را متوقف کرد، بنادر خود را به روی کشتی‌های اسرائیلی بست و زبان اردوغان با دولت اسرائیل به سطوح بی‌سابقه‌ای از خصومت رسید.

این منبع گسست سیاسی و اخلاقی و سوخت خصومت مردمی و لفاظی است، اما نیروهای ترکیه و اسرائیل را در یک صحنه قرار نمی دهد. ترکیه می تواند فشار دیپلماتیک و اقتصادی اعمال کند و از موضع فلسطین حمایت کند، در حالی که اسرائیل می تواند هر گونه نقش امنیتی ترکیه را در آینده غزه رد کند، اما احتمال شلیک مستقیم بین این دو وجود دارد، زیرا مناقشه بر سر من بسیار محدود است، اما به طور قابل توجهی خطرناک تر است. پروژه های استراتژیک

ترکیه خواهان یک کشور سوریه یکپارچه است که به اندازه کافی قوی باشد تا بتواند مرزهای خود را کنترل کند، از ظهور یک گروه کرد مسلح جلوگیری کند، و از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی با آنکارا مرتبط بماند. بنابراین، به آموزش ارتش سوریه و بازسازی نهادهای آن کمک می‌کند و به دنبال تبدیل نفوذ انباشته شده در طول سال‌های جنگ به یک مشارکت بلندمدت - احتمالا با دولت الشراآل - دولتی است. در مقابل، خواهان سوریه ای است که تهدید نظامی نداشته باشد، جنوب غیرنظامی شده و آزادی ادامه یابد برای هواپیماهایش برای حمله به هر چیزی.

از منظر اسرائیل، جایگزینی نفوذ ایران با نفوذ نظامی ترکیه لزوما یک پیشرفت نیست. ایران دشمنی آشنا و آشکار بود. ترکیه یکی از اعضای بزرگ ناتو با ارتش قابل توجه، صنعت دفاعی، شبکه ای از اتحادها و ظرفیت کمک به بازسازی قدرت سوریه است. این تناقض اصلی است: آنچه ترکیه به عنوان بازسازی طبیعی کشور سوریه می داند ممکن است توسط اسرائیل به عنوان ایجاد یک تهدید جدید تلقی شود، در حالی که آنچه اسرائیل آزادی اقدام دفاعی می نامد توسط ترکیه به عنوان نقض رژیم سوریه تلقی می شود.

حاکمیت ایران و تلاش برای ضعیف و تکه تکه نگه داشتن کشور. – عبداللطیف المنووی جریان نفت آذربایجان به اسرائیل الشرق الاوسط، لندن، 5 سپتامبر برای بیش از 30 سال، اسرائیل و آذربایجان یک شراکت آرام بر اساس منافع متقابل، بدون معاهده دفاعی متقابل یا هر گونه تعهد رسمی که یکی از آنها را ملزم به حفاظت از دیگری می کند، ایجاد کرده است. انرژی و امنیت. اسرائیل به نفت آذربایجان نیاز دارد و برای نزدیکی به مرز ایران ارزش قائل است

باکو از فن‌آوری نظامی و همکاری اطلاعاتی اسرائیل سود می‌برد که توانایی آن را برای حفاظت از منافعش تقویت می‌کند. با این وجود، هر دو طرف ترجیح می‌دهند که روابط را انعطاف‌پذیر نگه دارند تا اینکه آن را به صورت اتحادی با تعهدات گسترده‌تر رسمی کنند. روابط دیپلماتیک به سال 1992 برمی‌گردد، زمانی که اسرائیل آذربایجان را به رسمیت شناخت و سفارت خود را در باکو افتتاح کرد.

آذربایجان کندتر حرکت کرد و در سال 2021 یک دفتر تجاری در تل آویو تأسیس کرد و در سال 2023 سفارت خود را افتتاح کرد و به اولین کشور شیعه تبدیل شد که یک نمایندگی دیپلماتیک دائمی در اسرائیل داشت. در فوریه 2026، دو کشور تفاهم نامه هوش مصنوعی را امضا کردند که زیرساخت های ابررایانه و تحقیقات مشترک را پوشش می دهد. با این حال هنوز هیچ معاهده دفاعی بین آنها وجود ندارد، فقط مجموعه ای از ترتیبات جداگانه در تجارت، انرژی، تسلیحات و اطلاعات است که می تواند بر اساس شرایط گسترش یا کاهش یابد. نفت ستون مرکزی این روابط است.

در سال 2025، واردات نفت خام آذربایجان توسط اسرائیل 31 درصد افزایش یافت و به حدود 94000 بشکه در روز رسید و آذربایجان 46.4 درصد از کل واردات نفت اسرائیل را در مقایسه با 28 درصد از روسیه، دومین تامین کننده بزرگ، به آذربایجان داد. اشکلون. ارزش استراتژیک این مسیر در دور زدن تنگه هرمز است که ایران را قادر به ایجاد اختلال مستقیم از طریق اهرم های خود در آنجا نمی کند. حفظ این جریان هم برای اقتصاد اسرائیل و هم برای ظرفیت نظامی آن ضروری است.

با این حال، همین مزیت همچنین آسیب‌پذیری ایجاد می‌کند، زیرا تقریبا نیمی از واردات نفت اسرائیل به یک تامین‌کننده وابسته است. نفت خام همچنین در زمانی که آنکارا از سال 2024 تحریم تجاری اسرائیل را حفظ کرده است، از خاک ترکیه عبور می‌کند. از داشتن یک خریدار عمده برای نفت آن و از حفظ کریدور اتصال دریای خزر به مدیترانه، تقویت نقش آن به عنوان یک منبع مهم انرژی

سمت مسیرهای روسیه و ایران. بعد امنیتی حساس‌تر و مبهم‌تر است. گزارش‌ها حاکی از حضور نیروهای ویژه و پرسنل اطلاعاتی اسرائیل در جنوب آذربایجان در نزدیکی مرز ایران با استفاده از این منطقه برای جمع‌آوری اطلاعات، عملیات پهپادی و تیم‌های نجات احتمالی برای خلبانان است. گزارش‌های دیگر حمله به یک مقام ایرانی را به فعالیت‌هایی نسبت داده‌اند که از خاک آذربایجان آغاز شده است. باکو این ادعاها را بی اساس رد کرده است، در حالی که اسرائیل از اظهار نظر خودداری کرده است.

بنابراین، آنها به‌جای حقایق ثابت شده، به‌ویژه در بحبوحه جنگ اطلاعاتی و اطلاعاتی گسترده، به‌عنوان گزارش‌های تایید نشده باقی می‌مانند. بعد از اینکه اسرائیل در 18 مارس به پایگاه دریایی بندر انزلی ایران حمله کرد، بعد دریای خزر اهمیت بیشتری پیدا کرد. بر اساس گزارش‌ها، این حمله یک کشتی، چهار قایق موشکی و زیرساخت‌های نظامی را منهدم کرد. نیرویی که در آنجا منهدم شد نمی‌توانست تهدید مستقیمی برای تاسیسات نفتی کاسپین و اسرائیل باشد. خطوط

بنابراین تضعیف آن به طور غیرمستقیم به نفع آذربایجان بود و به حفاظت از منطقه که نفت خام به مقصد اسرائیل را تولید می‌کرد، کمک کرد. همچنین بر مسیر دریایی مورد استفاده روسیه و ایران برای تجارت و طبق گزارش‌های غربی، جابجایی تجهیزات نظامی تأثیر گذاشت. در 5 مارس، پهپادهایی که از مسیر ایران می‌آمدند، فرودگاه بین‌المللی نخجوان را مورد حمله قرار دادند و چهار غیرنظامی را زخمی کردند، هرچند تهران مسئولیت آن را رد کرد. این حادثه به عنوان یک هشدار محدود در مورد همکاری آذربایجان و اسرائیل تفسیر شد.

رئیس جمهور الهام علی اف با احضار سفیر ایران، فراخواندن سفیر آذربایجان، و افزایش آمادگی نظامی در امتداد مرز به شدت پاسخ داد. با این وجود، تنش ها به سرعت فروکش کرد: گذرگاه های مرزی بازگشایی شدند، روسای جمهور آذربایجان و ایران تلفنی صحبت کردند و آذربایجان کمک های بشردوستانه به ایران ارسال کرد. این نشان دهنده ترجیح باکو برای بازدارندگی بدون قطع ارتباط است. تسلیحات نیز در این مشارکت محوری بوده است.

اسرائیل 69 درصد از تسلیحات عمده وارداتی آذربایجان را بین سال‌های 2016 تا 2020 شامل هواپیماهای بدون سرنشین شناسایی، مهمات پرسه‌زن، موشک‌های LORA و سامانه‌های دفاع هوایی باراک تامین کرد. خریدها بعدا پس از دستیابی باکو به هدف نظامی خود برای بازپس‌گیری قره‌باغ کوهستانی از ارمنستان کاهش یافت و دیگر نیازی به واردات نداشت.

با وجود این، آذربایجان همچنان از سیستم‌های موجود اسرائیل و تعمیر و نگهداری، ارتقاء و آموزش مرتبط با آنها بهره می‌برد. در ترازوی دستاوردها، اسرائیل در زمان جنگ از منافع استراتژیک بیشتری برخوردار می‌شود، زیرا منبع اصلی نفت فراتر از هرمز را تضمین می‌کند و در عین حال رابطه خود را با کشوری هم مرز با ایران حفظ می‌کند.

بنابراین واقع بینانه ترین مسیر فعلی است: همکاری عمیق بدون اتحاد اعلام شده، گشودگی نسبت به اسرائیل همراه با گفت وگوی مستمر با ایران. این شراکتی است که هر دو از آن سود می برند، اما اسرائیل از مزیت انرژی و امنیتی گسترده تر بهره می برد، در حالی که باکو با احتیاط پیش می رود تا اطمینان حاصل کند که دستاوردهایش به تعهد تبدیل نمی شود.

– هدی الحسینی چرا سادات بزرگترین رئیس جمهور قرن بیستم شد؟ الوطن، مصر، 5 سپتامبر انور سادات رهبر بزرگی نبود نه تنها به این دلیل که در جنگ اکتبر شرکت کرد و نه به این دلیل که بعدا صلح با اسرائیل را انتخاب کرد، بلکه به این دلیل که توانایی کمیاب در خواندن تحولات بین المللی داشت و بهترین تصمیم گیری برای درک تجارب مصر نیست. کافی است به نتایج جنگ اکتبر، دیدار او از اورشلیم یا بازیابی سینا نگاه کنیم.

ابتدا باید عنصری از سیاست را در نظر گرفت که اغلب تعیین کننده است: زمان بندی. در سال 1972، اتحاد جماهیر شوروی هنوز یک ابرقدرت بود که درگیر مبارزه آشکار با ایالات متحده برای رهبری جهانی بود. با این حال سادات تصمیم جسورانه ای گرفت که حضور شوروی در مصر را کاهش دهد و تعداد زیادی از مشاوران شوروی را اخراج کند. او شروع به تغییر جهت سیاست مصر کرد در حالی که مسکو هنوز به اوج قدرت خود نزدیک شده بود.

اردوگاه بین‌المللی و بازگرداندن تصمیم‌گیری ملی مستلزم یک حاشیه مستقل از مانور بود. سپس جنگ اکتبر 1973 فرا رسید. هدف سادات یک جنگ بی پایان یا یک پیروزی تبلیغاتی نبود. او می خواست بن بست را بشکند، توازن قوا را تغییر دهد، و راه را به سوی یک راه حل سیاسی باز کند که حقوق مصر را احیا کند. او زمانی که جنگ در خدمت هدف ملی بود، جنگید، سپس زمانی که دیپلماسی برای مصر مفیدتر شد، به سمت مذاکره رفت.

این ویژگی تعیین کننده رهبری او بود: او از جنگ برای تغییر معادله استفاده کرد، سپس از صلح برای تحکیم نتایج استفاده کرد. او به اورشلیم رفت، وارد مذاکرات دشواری شد که به معاهده صلح مصر و اسرائیل ختم شد و در نهایت کل سینا را به حاکمیت مصر بازگرداند. به موازات آن، سادات به تدریج رابطه راهبردی با شوروی را به سمت مصر تغییر داد و به سمت مصر تغییر مکان داد. مردم ایالات متحده ممکن است در مورد سیاست های اقتصادی یا داخلی او اختلاف نظر داشته باشند، و اینها موضوعات مشروعی برای انتقاد باقی می مانند، اما انکار داشتن داشتن او دشوار است.

دیدگاه سیاست خارجی روشن و توانایی قوی در خواندن توازن قدرت بین‌المللی. سیاستمداری که تفاوت ایجاد می‌کند، تنها کسی نیست که جنگیدن را بلد است، بلکه کسی است که می‌داند چه زمانی بجنگد، چه زمانی مذاکره کند، چه زمانی مسیر را تغییر دهد و چه زمانی بفهمد که دنیای اطرافش تغییر کرده است. سادات زود فهمیده بود که روابط بین‌الملل بر پایه دوستی دائمی دولت بنا شده است یا نه بر اساس دوستی دائمی دولت، بلکه بر اساس دوستی دائمی دولت بنا شده است. منافع باید قطب نما اصلی باقی بماند. بیش از نیم قرن بعد، مصر با یک تحول بین المللی دیگر روبرو شد.

جزئیات آن با دوره سادات متفاوت است، اما سوال اساسی مشابه است: چگونه دولت می تواند بین قدرت های بزرگ مانور دهد بدون اینکه به کارت دیگری در دستان دیگر تبدیل شود؟ به یک اردوگاه در برابر دیگری بپیوندید، اما برای ایجاد یک سیاست متعادل که دستاوردهای مصر را به حداکثر برساند. قاهره باید خود را حفظ کند.

روابط استراتژیک با ایالات متحده در حالی که مشارکت اقتصادی و سرمایه گذاری با چین را گسترش می دهد، به خود فضای بیشتری برای مانور می دهد، موقعیت چانه زنی خود را تقویت می کند و تصمیم گیری ملی را از وابستگی به هر قدرت خارجی محافظت می کند. معادله آسان نیست، اما ضروری است.

روابط با واشنگتن می‌تواند دست مصر را در برخورد با پکن تقویت کند، همانطور که روابط با پکن می‌تواند اهرم‌های بیشتری را در برخورد با واشنگتن ایجاد کند، مشروط بر اینکه منافع مصر تعیین‌کننده اصلی باقی بماند و قاهره به یک طرف درگیری تبدیل نشود که اهدافش را برآورده نمی‌کند. سادات تحول بزرگ بین‌المللی را در زمان خود خواند و تصمیماتی گرفت که مصر را برای دهه‌ها تغییر مسیر داد.

امروز، رهبری مصر با جهان در حال تغییر دیگری روبرو می شود و به تدریج از نظامی تحت سلطه یک قدرت به سمت سیستمی که رقابتی تر و چندقطبی تر است، حرکت می کند. پس مسئله واقعی این نیست که مصر آمریکا را انتخاب می کند یا چین، بلکه این است که آیا می تواند از هر دو روابط سود ببرد و از جغرافیا، وزن سیاسی و نقش منطقه ای خود برای پیشبرد منافع ملی خود استفاده کند. به معنای وابستگی نیست. سوالی که امروز مصر با آن روبروست این است که آیا می تواند تغییر را بخواند یا خیر

بین ایالات متحده و چین همانطور که سادات زمانی تغییر بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی را خواند. من معتقدم پاسخ این است که ما در بالاترین سطح شاهد مانورهای سیاسی هستیم. – جان المصری ■ترجمه آصاف زیلبرفرب. تمامی اظهارات، نظرات، حقایق و اطلاعات ارائه شده در این مقالات صرفا بر عهده نویسندگان مربوطه است و لزوما متعلق به The Media Line نیست، که هیچ مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.

خواندن متن کامل در جروزالم‌پستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Voices from the Arab Press: Red lines in Syria, Azerbaijani oil, and Anwar Sadat

A weekly selection of opinions and analyses of the Arab media around the world.

همه‌ی اخبار خاورمیانه