عبدی چه کم از قلعهنویی دارد؛ «مراسم استقبال از امیدها فراموش نشود!»
شکست و ناکامی شاخ و دم ندارد ولی کم نیستند آنهایی که شکست را دستاورد جا میزنند.
به گزارش فوتبال 360، تیم امید از چرخه بازیهای آسیایی ناگویا کنار رفت؛ در همان مرحله گروهی و البته با یک شکست مفتضحانه مقابل کرهشمالی. یکی دو تا هم نخوردند؛ 4 تا خوردند و 4 تایی هم حداقل نخوردند. ایران با بیشمار ستاره فوتبال ایران که قرار است 7 تا از همانها به اردوی بزرگسالان هم دعوت شوند، حتی از مرحله گروهی این بازیها صعود نکرد. این موضوع که این تعداد ستاره در این تیم جمع شده ولی ناکامی به ثبت رساندهاند، به غیر از ضعف سرمربی و فنی، توجیه دیگری ندارد. با این حال، توقعی که از جریان حاکم بر فوتبال و ورزش ایران میرود این است که تفاوتی بین حسین عبدی و امیر قلعهنویی قائل نشده و برای آنها هم مراسم استقبال گرفته شود؛ هرچه که باشد آنها هم در گروه خودشان سوم شدند و تازه 4 امتیاز هم گرفتند.
ماجرای امیدها وحشت زیادی در دل دارد؛ آنها به گونهای مقابل کرهشمالی شکست خوردند که بعید است فردی از کادر فنی بتواند دفاعیهای داشته باشد. با این حال وقتی چنین اتفاقی مسبوق به سابقه است هیچ بعید نیست در بازگشتِ همین کاروانِ شکست خورده به تهران، در فرودگاه هم برای آنها مراسم استقبالی درنظر گرفته شود. هرچه که باشد، جریانی در بدنه ورزش ایران «دستاوردسازی» از «هیچ» را به خوبی بلدند و میتوانند نمایشهایی به اجرا درآوردند که در حد قهرمان، سرمربی شکست خورده را بالا ببرند و برایش اعتبار بخرند.
هنوز زمان زیادی از بازگشت تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی نمیگذرد؛ جایی که پس از عدم صعود به مرحله حذفی جام جهانی، آنهم وقتی تعداد تیمها 48 تا بود، در فرودگاه برایشان مراسم استقبال گرفته و امر بر همان اعضا مشتبه شد که واقعا دستاورد مهمی داشتهاند که در بین 4 تیم مرحله گروهی با حضور نیوزیلندِ ضعیف، سوم شدند.
علاوه بر انتظار از استقبال بابت 4 امتیازی که امیدها در مرحله گروهی کسب کردهاند، این تیم شایستگیاش در سطحی بالاتر را هم به نمایش گذاشته. این یکی مربوط به تواناییاش در «فاکتورسازی» است. مدیران همین مجموعه برای آنکه تیم امید، آمادهسازی خوبی در مسیر بازیهای آسیایی داشته باشند، در دو نوبت اردوی ترکیه را تدارک دیدند و بعدها مشخص شد که چه پولهایی که برای این اردو فاکتورسازی و مفقود نشده است! جالب آنکه فدراسیون هم با بیان کلیاتی از کنار فساد رخداده در این ماجرا گذشت به این امید که قهرمانی امید در آسیا، فاکتورسازی را از اذهان پاک کند. حالا اما همین مجموعه بابت دو موضوع دستاوردسازی و فاکتورسازی، شایسته توجه و استقبال بهتری هستند؛ به ویژه آنکه درس نگرفتن از ناکامیها و پنهان شدن پشت بهانهها تبدیل به عادت و تخصصی برای مسئولان امر تبدیل شده و راه را بر انتقاد هم بستهاند. عجیب است که برخلاف داستان قلعهنویی و تیمش، اینجا دیگر وقتی کسی از وضعیت موجود امیدها انتقادی میکند، برچسب وطنفروش به او نمیزنند؛ یا حداقل اینکه فعلا چنین نمیکنند.
هرچه که باشد اما قاعده کلی قرار نیست به هم بخورد؛ شایستهها بیرون از گود میمانند و آنهایی که صلاحیت کمتری دارند، بر مسند باقی میمانند. در چنین فضایی طبیعی است که از شکست و ناکامی دستاورد بسازند و برای خودشان مراسم استقبال گرفته و خودشان را هم تشویق کنند. خسته نباشید دلاوران!