فرزندپروری با هلیکوپتر می تواند به بهبود کودکان از ضربه مغزی کمک کند
دکتر Teena Shetty می نویسد، یک مراقب که مایل است به طور موقت زندگی کودک خود را مدیریت کند، برای بهبودی پس از ضربه مغزی بسیار ارزشمند است.
- مالت مولر - گتی ایماژ
ضربه مغزی در کودکان به طور نگران کننده ای مکرر است و سالانه بیش از یک میلیون کودک را در ایالات متحده تحت تاثیر قرار می دهد. تخمین زده می شود که 50 درصد از تمام ضربه های مغزی تشخیص داده نشده، گزارش نشده و درمان نشده هستند.
به عنوان بنیانگذار و مدیر یک کلینیک ضربه مغزی در نیویورک، من سهم خود را از والدین نگران می بینم که می خواهند هر کاری که می توانند برای کمک به بچه هایشان در بهبود ضربه مغزی انجام دهند. این یک غریزه خوب است: مداخله زودهنگام و فعال با درمان های هدفمند بسیار مهم است. از سالها مراقبت از کودکان و نوجوانان مبتلا به ضربه مغزی، من و تیمم به این فکر میکردیم که آیا والدینی که بیشترین نقش را در بهبودی فرزندانشان دارند - برخی ممکن است آنها را "والدین هلیکوپتری" خطاب کنند - میتواند بخش مهمی از یک مشکل جدی پزشکی باشد که اگر درمان نشود، ممکن است عواقب مخربی داشته باشد.
جامعه ما به والدین هلیکوپتر تبدیل شده است و آنها را کنترل کننده غیرضروری می داند. اما آنها به عنوان یک چارچوب موقت برای درمان ارزشمند هستند. رژیم درمانی برای ضربه مغزی شامل تغییرات شدید در شیوه زندگی پیرامون قرار گرفتن در معرض نمایشگر روزانه، تغییر ریتم شبانه روزی، تحریک فکری، و نیازهای شناختی مدرسه یا محل کار است. همه چیز را باید رد کرد و یا شماره گیری کرد، گاهی اوقات برای هفته ها در یک زمان.
مغز به تدریج بهبود مییابد و هر تغییر سبک زندگی، منبع فشاری را که در غیر این صورت مجبور بود با رعایت برنامه غذایی و خواب هوشیارانه مقابله کند، از بین میبرد.
من اغلب در کلینیک خود می بینم که احتمال بهبود سریع و بدون عارضه کودکانی با والدین بسیار درگیر هستند. پس از ضربه مغزی فرزندشان، این والدین هستند که با پشتکار و روشمند، ساعات بیداری، ساعات خواب، زمان صرف غذا، تفریح و ورزش را برنامه ریزی می کنند و به تدریج زمان نمایش را تنظیم می کنند. این تسهیلات سخت والدین برای بهبودی اساسی است.
اگرچه میزان نظارت ممکن است در مورد ایدههای مورد علاقه رشد در پرورش استقلال در نوجوانی بحثبرانگیز باشد، یک رویکرد مختصر "بالگردی" در زمینه آسیب مغزی جوانان میتواند به طور قابل ملاحظهای موثر باشد. والدین کودکان خردسال یا بزرگسالان جوانی که در حال نقاهت از ضربه مغزی هستند باید از همان ابتدا درگیر شوند و متعهد به اجرای تمام جنبههای برنامه بهبودی و در عین حال مدلسازی سبکهای مقابله ای مثبت باشند.
این مداخلات همچنین میتواند برای جوانان ۲۰ سالهشان که قبلا خود را با زندگی مستقل سازگار کرده و پذیرفته بودند، مؤثر باشد. یکی از واکنشهای معمول والدین به فرزندان بیست و چند سالهشان میتواند منطقی این باشد که فرزندشان باید درمان و بهبودی خود را به تنهایی انجام دهد.
با این حال، صرف نظر از سن آنها یا مدت زمانی که در خانه زندگی کردهاند یا مدتی نبودهاند، من و تیم من بارها و بارها متوجه شدیم که حضور والدین، مدیریت برنامهریزی بیمار، و بازگشت عمدی به نگرانیهای گذشته و مراقبتهای دقیقی که در زمانی که فرزندشان بسیار جوان بود، بسیار سودمند است. فردی که از او مراقبت می کنند و باید رژیم ضربه مغزی را رعایت کند، بدون آنها نمی تواند به راحتی رژیم را دنبال کند.
یک زن جوان در یک حادثه قایق سواری به پشت سرش ضربه خورد و دچار یک تجربه "خارج از بدن" شد. پدرش با اکراه از راه دور سفر کرد تا به سمت او بیاید، و معتقد بود که او جوانی است که مطمئنا می تواند این آسیب نامرئی را خودش مدیریت کند. او متوجه شد که او متفاوت است: او هنگام محاسبه نکات گیج بود، با نقشه ها مبارزه می کرد و از سردرد در کل سرش همراه با درد چشم شکایت داشت.
پس از چند روز با هم بودن، او با اکراه از ماراتنی که در آن ثبت نام کرده بود کنار کشید و به پدرش اجازه داد مصرف پروتئین او را تنظیم کند و به او یادآوری کند که چه زمانی زمان خوابش است.
مرد جوان دیگری در حال اسکی بود و به سمت پایین از تپه به جلو افتاد و در ارتفاع 30 فوتی سراشیبی فرود آمد. هر بار که به صفحهای نگاه میکرد، «شکل یک لامپ بود که توسط چرخهای کوچک کوچک احاطه شده بود» و میگفت «قطبنمای ذهنی من خاموش بود و میتوانستم تکگویی درونیام را بشنوم». در اینجا گفتگوهای لازم با خانوادهاش آغاز شد و مادرش به زودی در کنار او بود، و اطمینان حاصل کرد که ویتامینهای صحیح را در زمان مناسب مصرف میکند، در صورت نیاز به تیتر کردن دوز، قرصها را نصف میکرد و تمرینهای چشم و گردنش را میشمرد.
مهم نیست که یک فرد ضربه مغزی چقدر برای رسیدن به بهبودی انگیزه دارد، آنها به ندرت ظرفیت پیروی از رژیم درمانی را دارند که شامل تغییرات شدید سبک زندگی است که بر قرار گرفتن در معرض صفحه نمایش روزانه آنها تأثیر می گذارد، تغییر ریتم شبانه روزی، تحریک فکری، و نیازهای شناختی مدرسه یا محل کار. نتیجه جالب و غیرقابل انکار، بیماری بود که در مقایسه با همتایان مستقل خود، سریعتر و با عوارض یا مشکلات کمتری بهبود یافت.
والد هلیکوپتر به طور فعال جزئیات را تقویت میکند و به طور مؤثر قرار گرفتن در معرض هدفمند و تدریجی با محرکها را هدایت میکند. والدین همچنین فرآیند بهبودی را به عنوان یک مربی فعال تأیید می کنند و مسیر پیش رو را تسهیل و انگیزه می دهند.
بهبود ضربه مغزی با استفاده از یک رویکرد سیستماتیک و روشمند به بهترین وجه انجام می شود. هر پیشرفت به سمت بهبودی کامل، چه زمان خواب، چه تعداد دقیقه استراحت بین قرار گرفتن در معرض صفحه نمایش، یا حتی ضربان قلب که در آن اولین تمرین قلبی عروقی انجام می شود، دقیقا کالیبره می شود.
والدین هلیکوپتری می توانند توسط پزشک فرزندشان آموزش ببینند و همچنین آنها را تشویق کنند که برنامه های دقیق خواب و بیداری، وعده های غذایی مبتنی بر پروتئین خاص، کاهش شدید زمان تماشای صفحه نمایش، نظارت بر ورزش، و با تمایل دائمی برای تنظیم شرایط خاص قرار گرفتن در معرض برای نظارت بر بهبودی را داشته باشند.
هدف پزشکی شفا دادن است و ما دریافتیم که شفا به بهترین وجه با اتخاذ روشن رویکرد هلیکوپتر انجام می شود، البته برای یک دوره گذرا.
ما اغلب پیروزمندانه آخرین مراجعه به کلینیک ضربه مغزی را به عنوان فارغ التحصیلی اعلام می کنیم. این نشان دهنده بازگشت به فعالیت های عادی است: ورزش، مشق شب، زمان صرف شده با دوستان. شروع آنها به خودگردانی آغاز شده است.
متن اصلی (انگلیسی)
Helicopter Parenting Can Help Children Recover From Concussions
A caregiver willing to temporarily micromanage their child’s life is invaluable for healing after a concussion, writes Dr. Teena Shetty.