فقط یک کلمه حکشده روی درخت باقی مانده بود؛ داستان مردی که هیچوقت دختر و نوهاش را دوباره ندید
در سال ۱۵۹۰، جان وایت پس از سه سال به جزیرهی روانوک برگشت اما جز واژهای مرموز هیچ اثری از خانوادهاش و ۱۱۷ مهاجر انگلیسی پیدا نکرد.
در سال ۱۵۹۰، جان وایت پس از سه سال به جزیرهی روانوک برگشت اما جز واژهای مرموز هیچ اثری از خانوادهاش و ۱۱۷ مهاجر انگلیسی پیدا نکرد.
در سال ۱۵۹۰ میلادی، جان وایت به جزیرهی روانوک در سواحل کارولینای شمالی امروزی رسید؛ جایی که سه سال پیش حدود ۱۱۷ مهاجر انگلیسی را بهعنوان بخشی از تلاش انگلستان برای ایجاد مستعمره در آمریکای شمالی ترک کرده بود؛ اما اینبار، نه کسی به استقبالش آمد و نه نشانی از زندگی عادی در سکونتگاه باقی مانده بود. خانهها برچیده شده بودند و ساکنان ناپدید شده بودند.
وایت روی یکی از تیرکهای حصار، واژهی CROATOAN را پیدا کرد. روی درختی نیز حروف CRO حک شده بود. این کلمه تنها واژهی کامل و قابلخواندن بود که او در محل سکونتگاه پیدا کرد؛ سرنخی که از آن زمان تاکنون به محور یکی از ماندگارترین معماهای تاریخ آمریکا تبدیل شده است.
اما آیا مهاجران به جزیرهای دیگر نقل مکان کرده بودند؟ آیا به جامعههای بومی منطقه پیوستند؟ یا سرنوشتی مرگبار در انتظارشان بود؟ شواهد تاریخی پاسخ قطعی نمیدهند، اما چند فرضیهی مهم وجود دارد.
ماجرا در سال ۱۵۸۷ آغاز شد؛ زمانی که وایت گروهی از مهاجران، شامل مردان، زنان و کودکان، را به روانوک برد. هدف، ایجاد سکونتگاهی انگلیسی در دنیای جدید بود. شرایط از همان ابتدا دشوار بود: منابع غذایی محدود بودند، زمستان نزدیک میشد و رابطهی مهاجران با برخی از جوامع بومی منطقه تنش داشت.
اندکی پس از ورود گروه، نوهی وایت، ویرجینیا دِیر ، در ۱۵۸۷ متولد شد. او را معمولاً نخستین کودک انگلیسی میدانند که در مستعمرهی انگلیسی آمریکای شمالی به دنیا آمد؛ اما نیاز به غذا، تجهیزات و نیروی کمکی باعث شد مهاجران از وایت بخواهند به انگلستان برگردد و تدارکات بیشتری فراهم کند.
وایت در تابستان ۱۵۸۷ راهی انگلستان شد؛ با این امید که بهزودی برگردد. اما جنگ میان انگلستان و اسپانیا و مشکلات تأمین کشتی، بازگشت او را به تعویق انداخت. تلاش او برای بازگشت در سال ۱۵۸۸ نیز به نتیجه نرسید و سرانجام در ۱۵۹۰ توانست دوباره به روانوک برسد.
در این مدت، مهاجران بدون پشتیبانی منظم و بدون امکان ارتباط مطمئن با انگلستان مانده بودند. وایت هنگام بازگشت نه با سکونتگاهی فعال، بلکه با خانههای برچیدهشده و نشانهای مرموز روبهرو شد.
این واژه لزوماً پیام تهدیدآمیزی نبود. وایت پیش از ترک مستعمره با مهاجران توافق کرده بود که اگر محل سکونتشان را تغییر دادند، نام مقصد را روی درخت یا تیرک حک کنند. اگر مجبور به ترک محل شده بودند یا در خطر قرار داشتند، باید علامت صلیب را نیز کنار نام میگذاشتند.
اما وایت کنار واژهی CROATOAN هیچ صلیبی پیدا نکرد. او این موضوع را نشانهای امیدوارکننده تلقی کرد: شاید مهاجران به مکانی به همین نام رفته بودند و در وضعیت اضطراری قرار نداشتند.
کرواتوان نام یک جامعهی بومی و همچنین نام منطقهای در نزدیکی جزیرهی امروزی هترس بود. یکی از بومیان این جامعه به نام مانتیو پیشتر با انگلیسیها ارتباط برقرار کرده بود و در تلاشهای اولیهی استعمار نقش میانجی داشت. به همین دلیل، وایت احتمال داد مهاجران به سوی محل زندگی کرواتوانها رفته و با آنها همراه شده باشند.
او قصد داشت برای بررسی این احتمال به آن منطقه برود، اما شرایط نامساعد دریا و طوفان برنامهاش را ناکام گذاشت. کشتی نتوانست جستوجو را ادامه دهد و وایت سرانجام بدون یافتن مهاجران به انگلستان بازگشت. او دیگر هیچگاه نتوانست سرنوشت دخترش، نوهاش و سایر ساکنان مستعمره را روشن کند.
این فرضیه با سرنخ باقیمانده در روانوک بیشترین سازگاری مستقیم را دارد. ممکن است مهاجران به جزیرهی کرواتوان، یعنی هترس امروزی، رفته و در میان جامعههای بومی منطقه زندگی کرده باشند.
در سالهای بعد، برخی آثار باستانشناختی مرتبط با حضور اروپاییها در هترس پیدا شد. این یافتهها احتمال ارتباط میان مهاجران و مردم بومی را مطرح میکنند، اما بهتنهایی ثابت نمیکنند که ساکنان گمشدهی روانوک در آنجا مستقر شده بودند. کالاهای اروپایی ممکن بود از راه تجارت نیز به دست مردم منطقه رسیده باشند.
سرویس پارکهای ملی آمریکا تأکید میکند که تاکنون هیچ بقایای انسانی، گور، ساختمان یا محوطهی روستایی بهطور قطعی به مستعمرهی گمشده نسبت داده نشده است. بنابراین، این فرضیه همچنان محتمل است، اما اثبات نشده.
پیش از عزیمت وایت، قرار بود اگر مهاجران مجبور به ترک روانوک شدند، مقصد خود را مشخص کنند. وایت همچنین گفته بود که اگر شرایط اجازه دهد، آنها میتوانند به منطقهای در حدود ۸۰ کیلومتر دورتر، در امتداد آبراههای منتهی به خلیج آلبمارل، نقل مکان کنند.
به همین دلیل، برخی پژوهشگران احتمال میدهند گروهی از مهاجران به داخل خشکی رفته باشند؛ شاید برای دسترسی بهتر به منابع غذایی یا یافتن محل امنتر. این احتمال با توافق قبلی آنها دربارهی اعلام مقصد سازگار است، اما مدرک باستانشناختی قطعی برای تعیین محل سکونتشان وجود ندارد.
زندگی در مستعمرهی روانوک آسان نبود. منابع غذایی محدود، وابستگی به کمکهای بیرونی و تنش با برخی جوامع بومی، بقای مهاجران را دشوار میکرد. در نتیجه، احتمال دارد بخشی یا تمام گروه بر اثر بیماری، گرسنگی یا درگیری جان باخته باشند.
بااینحال، وایت هنگام بازگشت اثری قطعی از کشتار یا اجساد پیدا نکرد و نبود علامت صلیب نیز با برداشت او از یک جابهجایی برنامهریزیشده سازگار بود. این نشانهها فرضیهی نابودی خشونتآمیز را ثابت نمیکنند؛ همانطور که نبود اجساد نیز بهتنهایی ثابت نمیکند که مهاجران زنده ماندهاند.
باستانشناسی و بررسی اسناد تاریخی همچنان میتوانند سرنخهای تازهای ارائه دهند، اما اثبات سرنوشت مهاجران دشوار است. اگر آنها در جوامع بومی ادغام شده باشند، شاید آثار مادی اندکی از زندگیشان باقی مانده باشد؛ بهویژه اگر ابزارها و وسایلشان در گذر زمان از بین رفته یا با دیگر کالاها ترکیب شده باشند.
در عین حال، کشف اشیای اروپایی در منطقه بهتنهایی کافی نیست؛ چراکه تجارت میان جوامع بومی و اروپاییها میتوانست این وسایل را به نقاط مختلف برساند. برای نتیجهگیری معتبر، پژوهشگران به مجموعهای از شواهد مستقل و قابلتطبیق نیاز دارند.
آنچه میدانیم این است که مهاجران در سال ۱۵۹۰ دیگر در روانوک نبودند و واژهی CROATOAN بهعنوان سرنخی برای مقصد احتمالی آنها باقی ماند. آنچه هنوز نمیدانیم این است که آیا آنها به کرواتوان رفتند، در جای دیگری مستقر شدند یا در شرایط سخت آن دوران جان باختند. شاید روزی شواهد تازه این معما را روشن کند؛ اما فعلاً، پاسخ قطعی در دست نیست.