فوتبال ایرانی؛ کدام فوتبال ایرانی آقا «یحیی»؟
یحیی گلمحمدی بالاخره قراردادش را با فدراسیون فوتبال ایران ثبت کرده است.
به گزارش فوتبال 360، یحیی گلمحمدی به طور رسمی قراردادش را با فدراسیون فوتبال ایران برای نشستن روی نیمکت تیم امید امضا کرد. او در نشستی که برای معارفهاش برگزار شد ولی به قدری عجیب بود که بیشتر مجری برنامه سخن گفت تا خودش، با مهدی تاج به توافق رسید. آنطور که گفته میشود مدت زمان قرارداد یحیی با فدراسیون فوتبال 2 ساله و ماموریت اصلی او رساندن امیدها به المپیک است. این ماموریت حکم ماموریت غیرممکن را خواهد داشت ولی بالاخره با اسم و رسمی که گلمحمدی در فوتبال ایران دارد، انتظارها از او بالاست.
آمدن یحیی گلمحمدی به تیم امید، برای خیلیها غیرقابل پیشبینی است؛ نه اینکه ایرادی داشته باشد ولی با توجه به خواستگارهای متمول یحیی در بین تیمهای لیگ برتری، پذیرش چنین پُستی غیرمنتظره بود. به همین دلیل است که ارزیابیهای متعدد خبر از این میدهد که فدراسیون یحیی را برای تیم ملی بزرگسالان ایران در آبنمک خوابانده تا پس از اتمام قرارداد امیر قلعهنویی، سکان هدایت تیم بزرگسالان را به او بسپارد. از این زاویه، شاید پذیرش پست جدید یحیی چندان سخت هم نباشد. به هر روی، تا زمان محقق شدن چنین گمانهزنیهایی فعلا یحیی ماموریت دارد تا جوانانی که میتوانند عملیات تغییرنسل در تیم ملی را به طور واقعی انجام دهند، شناسایی کرده و به آنها فرصت بازی دهد.
گلمحمدی در شرایطی قراردادش را مقابل خبرنگاران امضا کرد که حاضر نشد کلامی درباره ماموریت جدیدش بگوید؛ هرچند که او گفتوگویی با روزنامه فدراسیون فوتبال داشت که در آنجا بخشی از شرایط را تشریح کرد. اینکه چنین گفتوگویی را خودش انجام داده یا مثل اظهارات منتسب به امیر قلعهنویی با این روزنامه باشد، مورد بحث است ولی اگر خود یحیی چنین اظهاراتی را داشته، بخشی از حرفهایش قابل تامل است؛ جایی که میگوید: «آمدهام تا فوتبال ایرانی را زنده کنم؛ فوتبالی که ترکیبی از غیرت، احساس و بازی هجومی است. میخواهم این نگاه را در تیم ملی امید پیاده کنم و برای تحقق آن تمام تلاشم را به کار خواهم گرفت.»
یحیی میگوید آمده تا فوتبال ایرانی را زنده کند؛ اینجا همان موضوع محل بحث است. در واقع باید به این پرسش پاسخ دهد اصلا مگر فوتبالی به اسم فوتبال ایرانی در دنیا داریم که مرده باشد و یحیی در پی زندهکردنش برآید؟ ایرانیها صاحب فوتبال نبوده و در ادوار مختلف سعی شده از اندیشههای مهمتر گرتهبرداری شود؛ پس از اساس چیزی به اسم فوتبال ایرانی وجود ندارد. اگر هم منظور احیای فوتبال تهاجمی است که بسیاری را به یاد امیر قلعهنویی میاندازد؛ همان روزهایی که تازه زمام امور در تیم ملی بزرگسالان را در دست گرفته بود و به کارلوس کیروش و سبک تدافعیاش در تیم ملی میتاخت. قلعهنویی هم وعده فوتبال هجومی را داد ولی بعد از 4 سال، تیم ملی نه بلد است دفاع کند و نه خبری از فوتبال هجومی و تماشاگرپسند است. نه اینکه یحیی قرار است مثل قلعهنویی شود؛ اما بد نیست از همین حالا وعدههایی که میدهد را گوشهای یادداشت کند تا بعدها مجبور نشود معنی عجیبی برای جوانگرایی و تغییرنسل پیدا کند و یا فقط به «ایکسجی» دل ببندد!