پرش به محتوای اصلی

فکری که همه چیز را تغییر می دهد - نظر

جروزالم‌پست۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه، ساعت ۱۳:۴۵حدود 4 دقیقه مطالعه

خود نابال تا صبح روز بعد غافل ماند. شموئل نبی به ما می گوید که وقتی ابیگیل به او خبر داد که چه اتفاقی افتاده است، «قلبش در او مرد و مانند سنگ شد.»

دادگاهی را تصور کنید که در آن کل حکم به یک تصمیم منتهی می شود. بدون شاهد بدون بازجویی متقابل. کوهی از شواهد وجود ندارد. فقط یک لحظه حیاتی که در آن قاضی می پرسد: «تو واقعا کیستی؟» ما به طور غریزی تصور می کنیم که زندگی ما با کاری که انجام داده ایم تعریف می شود. حکیمان ما موافق هستند، اما فقط تا یک نقطه.

گاهی اوقات لحظه تعیین کننده اصلا عمل دیگری نیست، بلکه یک فکر واحد است که نشان می دهد کدام اعمال واقعا ما را نشان می دهد. این ممکن است پیام غافلگیرکننده ای باشد که در یکی از دراماتیک ترین داستان های کتاب مقدس پنهان شده است. دیوید و مردانش ماه ها را صرف محافظت از گله های نابال صاحب زمین ثروتمند در بیابان یهودیه کرده بودند. وقتی داوود مؤدبانه برای سربازان گرسنه خود آذوقه درخواست کرد، نابال با تحقیر پاسخ داد: «داوود کیست؟ پسر یسی کیست؟» داوود که از ناسپاسی خود خشمگین بود، با 400 مرد مسلح به سمت ملک نابال لشکر کشید و مصمم بود که خانواده او را از بین ببرد.

ایف، ابیگیل، از فاجعه جلوگیری کرد. او بدون مشورت با شوهرش، نان، شراب، گوسفند، غلات، کشمش و انجیر را در خرها بار کرد، داوود را قطع کرد و او را متقاعد کرد که انتقام نگیرد. داوود بلافاصله متوجه شد که خدا او را فرستاده است تا از ریختن خون بیگناه او جلوگیری کند. خود نابال تا صبح روز بعد غافل ماند.

شموئل نبی به ما می گوید که وقتی ابیگیل به او خبر داد که چه اتفاقی افتاده است، «قلبش در او مرد و مانند سنگ شد.» سپس پایان چشمگیر می آید: «حدود 10 روز بعد، خداوند نابال را زد و او مرد.» تلمود (روش هاشانه 18 الف) آن 10 روز را به عنوان ده روز توبه بین روش هاشانه و یوم کیپور معرفی می کند.

طبق این سنت، نابال در یوم کیپور درگذشت. چرا این تاخیر؟ اگر نابال مستحق مجازات بود، چرا بلافاصله نه؟ چرا به او 10 روز فرصت می دهید؟ شاید به این دلیل که خدا دقیقا همان چیزی را که یوم کیپور به هر یک از ما می دهد به او می داد: فرصتی برای تصمیم گیری در مورد اینکه واقعا چه کسی هستیم. او نیازی به بازگرداندن اموال مسروقه نداشت. او نیازی به جبران خسارت دیوید نداشت. ابیگیل قبلا مفاد را ارسال کرده بود. مشکل عملی حل شده بود.

کل آزمایش او داخلی شده بود. آیا او می توانست تصدیق کند که همسرش کار درستی انجام داده است؟ آیا او می توانست غرور، رنجش و عصبانیت خود را رها کند؟ آیا او به سادگی می‌توانست در دلش بگوید: «او درست می‌گفت و من اشتباه می‌کردم؟» اگر نابال به این نتیجه می‌رسید، دیگر چیزی لازم نبود. بدون ژست عمومی نمایشی. بدون فداکاری قهرمانانه فقط یک تصمیم صادقانه مبنی بر اینکه خود بهتر او - نه خود عصبانی و مغرورش - نبال واقعی بود. این ایده یکی از مرموزترین مراسم یوم کیپور در معبد مقدس را روشن می کند. کاهن اعظم در برابر دو بز یکسان ایستاد.

یکی در محراب معبد به خدا تقدیم می شد. دیگری از صخره عزازل در بیابان پرتاب می شد. سرنوشت آنها با یک قرعه کشی ساده تعیین شد. در نگاه اول، این امر خودسرانه به نظر می رسد. اما تورات چیز عمیقی به ما می آموزد. دو زندگی می توانند تقریبا یکسان به نظر برسند. تفاوت در یک انتخاب واحد، یک لحظه حقیقت نهفته است.

یک تصمیم درونی واحد در مورد اینکه کدام خود را انتخاب می کنیم. قرعه بز از بیرون گرفته شد، اما قرعه کشی واقعی در درون ما اتفاق می افتد. تصمیمات قلب همانطور که یوم کیپور به پایان خود نزدیک می شود، اغلب تصور می کنیم که ناامیدانه سعی می کنیم قبل از بسته شدن دروازه ها در نیلا، آخرین میتزوه را فشار دهیم.

با این حال، شاید این سرویس نهایی ما را راهنمایی می کند تا حیاتی ترین سؤال را از خود بپرسیم، "من کیستم؟" آیا من با شکست هایم تعریف می شوم؟ یا با لحظات مهربانی، درستکاری، سخاوت و ایمانی که سال من را نیز پر کرد؟ این تصمیم گیری است که آنها واقعی ترین بیانی نیستند که من هستم. این را حل می کنم که خوبی که انجام داده ام مشخص می کند که من واقعا آرزو دارم که باشم، و اشتباهات من متعلق به خودی است که پشت سر می گذارم. تراژدی نابال فقط این نبود که او از دادن نان به سربازان داوود امتناع کرد.

این بود که در طی آن 10 روز گرانبها، ظاهرا هرگز از خوبی که ابیگیل آشکار کرده بود استقبال نکرد. او هرگز اجازه نداد که این امکان بهتر از آن خودش شود. شاید این عمیق ترین پیام نیلا باشد. در پایان، ابدیت ممکن است نه به یک کار بیشتر، بلکه به یک تصمیم نهایی قلب بستگی داشته باشد. مانند قرعه کشی بین دو بز یکسان، یک فکر صادقانه در مورد اینکه واقعا چه کسی هستیم، می تواند بین عزازل ما و اولام حبه (زندگی اخروی) ما تفاوت ایجاد کند.

Gmar Hatimah Tova. نویسنده یک مربی است که در عفرات زندگی می کند، همسرش، لوسی، و دخترانش مایا و رینا توسط تروریست ها در آوریل 2023 به قتل رسیدند. آخرین کتاب های او - هفت جنبه شفا و پرونده تجاری برای اسرائیل - هر دو از آمازون و در اسرائیل از Bookpod قابل سفارش هستند.

خواندن متن کامل در جروزالم‌پستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

The thought that changes everything - opinion

Nabal himself remained oblivious until the next morning. The prophet Shmuel tells us that when Abigail informed him what had happened, “his heart died within him, and he became like a stone.”

همه‌ی اخبار خاورمیانه