پرش به محتوای اصلی

فیلم‌های ترسناک چگونه با فریب چشم و مغز بیننده را می‌ترسانند؟

دیجیاتو۱۴۰۵ مهر ۳۰, پنجشنبه، ساعت ۲۳:۰۰حدود 3 دقیقه مطالعه

کارگردان‌های فیلم‌های ترسناک با کنترل آن‌چه در صحنه می‌بینیم اما متوجه آن نمی‌شویم، بیشترین ترس را در ما برمی‌انگیزند. The post فیلم‌های ترسناک چگونه با فریب چشم و مغز بیننده را می‌ترسانند؟ appeared first on دیجیاتو.

فیلم‌های ترسناک فقط با نمایش موجودات عجیب، چهره‌های هولناک یا صحنه‌های ناگهانی مخاطب را نمی‌ترسانند. گاهی عامل وحشت درست جلوی چشم تماشاگر قرار دارد، اما او متوجه حضورش نمی‌شود. کارگردانان فیلم‌های ترسناک با استفاده از شیوه عملکرد بینایی و توجه انسان، ترس را در فاصله زمانی میان دیدن و تشخیص دادن قرار می‌دهند. در یکی از صحنه‌های فیلم Hereditary محصول 2018، پیتر از خواب بیدار می‌شود و در خانه قدم می‌زند. دوربین او را دنبال می‌کند و فضای تاریک و موسیقی دلهره‌آور، تنش را افزایش می‌دهند. تماشاگران گاهی پیش از خود پیتر واکنش نشان می‌دهند؛ زیرا مادر تسخیرشده او، «آنی»، از ابتدا در سایه‌های سقف پنهان شده است. با بازبینی صحنه، می‌توان فهمید که او در تمام این مدت در تصویر حضور داشت. کارگردان‌های فیلم‌های ترسناک از کدام ویژگی‌های بینایی ما استفاده می‌کنند؟ دستگاه بینایی نمی‌تواند همه جزئیات یک صحنه را هم‌زمان پردازش کند. مغز از بخش‌هایی که توجه ما به آن‌ها معطوف است اطلاعات دقیق‌تری دریافت می‌کند. در نتیجه، ممکن است چیزی کاملاً قابل‌مشاهده باشد، اما از نظر ذهنی از چشم ما پنهان بماند. روان‌شناسان به این پدیده «نابینایی ناشی از بی‌توجهی» می‌گویند. نمونه معروف آن آزمایش گوریل نامرئی است. در این آزمایش، حدود نیمی از شرکت‌کنندگان که مشغول شمارش پاس‌های بسکتبال بودند، فردی با لباس گوریل را که از میان بازیکنان عبور می‌کرد، ندیدند. آزمایش گوریل نامرئی فیلم‌های ترسناک از همین محدودیت بینایی انسان استفاده می‌کنند. مثلاً با قرار دادن ارواح در پس‌زمینه صحنه، که تماشاگر اغلب فقط هنگام تماشای دوباره متوجه آن‌ها می‌شود. پدیده مرتبط دیگر، «نابینایی نسبت به تغییر» است؛ یعنی متوجه‌نشدن تغییراتی که درست مقابل چشم رخ می‌دهند. در فیلم The Conjuring 2، دختر تسخیرشده‌ای به نام «جِنِت» هنگام مصاحبه با «اد وارن»، در پس‌زمینه به پیرمردی تبدیل می‌شود. از آن‌جایی که دوربین روی اد متمرکز است، تماشاگر احتمالاً این تغییر را نمی‌بیند. کارگردانان همچنین با تدوین، نگاه مخاطب را هدایت می‌کنند. در تکنیکی به نام «تطبیق خط نگاه»، ابتدا شخصیت به نقطه‌ای خیره می‌شود و سپس دوربین چیزی را نشان می‌دهد که او می‌بیند. این روش از گرایش طبیعی انسان به دنبال‌کردن جهت نگاه دیگران بهره می‌برد و تنش را تا لحظه آشکار شدن خطر حفظ می‌کند. گاهی نیز کارگردان هیچ راهنمایی مشخصی ارائه نمی‌دهد. در آغاز فیلم It Follows، نمایی باز از دختری وحشت‌زده می‌بینیم که به اطراف می‌دود. تماشاگر باید خودش گوشه‌وکنار تصویر را جست‌وجو کند و احتمال دهد که خطر از هر جایی ظاهر شود. بخش مرکزی میدان دید، جزئیات و رنگ‌ها را با دقت بیشتری پردازش می‌کند، اما دید محیطی به حرکت و نور کم حساس‌تر است. به همین دلیل، ممکن است حرکت چیزی را در گوشه چشم تشخیص دهیم، بی‌آنکه فوراً بفهمیم چیست. فیلم‌های ترسناک از این فاصله میان تشخیص حرکت و شناسایی منبع آن استفاده می‌کنند. مغز انسان همچنین تمایل دارد در شکل‌های مبهم، چهره‌هایی را تشخیص بدهد؛ پدیده‌ای که «پاریدولیا» نام دارد. ممکن است در پرده، نان تست یا طرح درختان، صورت‌هایی خیالی را تشخیص دهیم. فیلم‌هایی مانند Midsommar از این گرایش بهره می‌برند و چهره‌هایی را در میان درختان پنهان می‌کنند. در نهایت، فیلم‌سازان با کنترل آنچه می‌بینیم و آنچه از نظرمان پنهان می‌ماند، ترس می‌آفرینند. آن‌ها از محدودیت‌های بینایی استفاده می‌کنند تا ذهن ما پیش از آنکه بتواند در فیلم‌های ترسناک چیزی را شناسایی کند، احتمال وجود خطری نامعلوم را احساس کند.

خواندن متن کامل در دیجیاتوبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فناوری