مادرم سرطان گرفت و من در 34 سالگی مراقب او شدم. این به من نشان داد که هنوز به مادرم نیاز دارم.
نویسنده هنگامی که به سرطان مبتلا شد، مراقب مادرش شد. با حسن نیت نویسنده مادرم مبتلا به سرطان رحم تشخیص داده شد که بعدا به مرحله 4 پیشرفت کرد. من تنها مراقب او شدم و در هر جلسه شیمی درمانی شرکت می کردم و حرکت را به حالت تعلیق در می آوردم. من خودم دچار مشکلات سلامتی شدم و متوجه شدم که مراقبت به معنای ناپدید شدن نقش ما نیست. سالها من و مادرم را به گیلمور تشبیه میکردند…
خواندن متن کامل در بیزینس اینسایدربه زبان اصلی، در سایت ناشر باز میشودمتن اصلی (انگلیسی)
My mom got cancer, and I became her caregiver at 34. It showed me I still need my mom.
The author became her mom's caregiver when she was diagnosed with cancer. Courtesy of the author My mom was diagnosed with uterine cancer, which later progressed to Stage 4. I became her sole caregiver, attending every chemotherapy session and putting a move on hold. I developed health problems myself, and I realized caregiving didn't mean our roles disappeared. For years, my mom and I were likened to the Gilmore…