مادری در تقاطع تورم؛ از پوشک میلیونی تا حذف سهم سلامت زنان
پوشک یک میلیونی، نایابی واکسن و هزینهای که از ماهانه ۲۵ میلیون تومان فراتر رفته، والدین را در تنگنایی بیسابقه قرار داده است. بحرانی که در غیاب حمایتهای واقعی، مادران را ناچار به حذف نیازهای اولیه خود کرده است.
تولد یک نوزاد، نویدبخش امید و شروع فصلی تازه در زندگی والدین است. اما در ایران امروز، زیر بار سنگین تورم افسارگسیخته، سقوط بیوقفه ارزش پول و تحریمهای فرسایشی، این اتفاق شیرین با اضطرابی عمیق و دائمی گره خورده است.
هرچند سیاستهای رسمی سالهاست که بر تشویق به فرزندآوری پافشاری میکنند، اما واقعیت زندگی مردم و آمارهای رسمی، از بیمیلی روزافزون ایرانیان به بچهدار شدن حکایت دارند. در برابر بیرحمی بازار و گرانیهای کمرشکن، دیگر حتی باورهای سنتی و تسلیبخشی مثل "خدا خودش روزیرسان است" هم رنگ باختهاند و حریف واقعیت نمیشوند.
پشت نقاب سرد جدولها و نمودارهای اقتصادی، این خانوادهها و بهویژه مادران هستند که زیر بار این بحران قد خم کردهاند. زنانی که در نبود چترهای حمایتی کارآمد، هر روز ناچارند میان تامین نیازهای اولیه نوزادشان و حفظ سلامت جسم و روان خود، دست به انتخابهایی تلخ بزنند.
طی دو ماه گذشته و با تغییر ماهیت کارزار آمریکا علیه جمهوری اسلامی از "فشار حداکثری" به "انزوای مطلق اقتصادی"، پول ملی ایران سقوطی بیسابقه را تجربه کرده و موج تازهای از تورم بازار را درنوردیده است. در این تلاطم ویرانگر اقتصادی، آمارهایی که تا همین چند هفته پیش نگرانکننده به نظر میرسیدند، حالا دیگر رنگ باختهاند.
پیشتر گزارش نیمه شهریور ۱۴۰۵ "تجارت نیوز" نشان میداد که متوسط هزینه ماهانه نگهداری یک نوزاد با رشدی ۸۱ درصدی نسبت به سال ۱۴۰۳، به مرز ۲۰ میلیون تومان رسیده است. رقمی که بر اساس آن، هزینه دو سال نخست زندگی کودک حدود ۴۸۰ میلیون تومان برآورد میشد. در آن مقطع، یک بسته ۲۸ عددی پوشک با ۱۴۰ درصد رشد به ۵۷۵ هزار تومان و متوسط قیمت شیرخشک داخلی به ۳۰۵ هزار تومان رسیده بود؛ ضمن آنکه شیرخشکهای تخصصی وارداتی نیز مرز ۴ میلیون تومان را رد کرده بودند.
اما بررسیهای میدانی دویچهوله نشان میدهد که در بازار ملتهب و بحرانزده امروز، آن ارقام دیگر متعلق به گذشتهاند. با شوک ارزی ناشی از انزوای مطلق، هزینههای واقعی نگهداری نوزاد سقف ۲۰ میلیون تومان را با شتاب پشت سر گذاشته و اکنون به حدود ۲۵ میلیون تومان در ماه رسیده است. جهشی که تامین ابتداییترین نیازهای کودکان را برای والدین از یک چالش سخت، به یک بحران تمامعیار تبدیل کرده است.
کمند، مادر دو فرزند پنج ساله و ۱۱ ماهه ساکن کرج، در گفتوگو با دویچهوله به واقعیتهای کف بازار اشاره میکند.
او با بیان اینکه قیمت پوشک به شکل مداوم در حال افزایش است، میگوید: «بستهای که در ماههای دی و بهمن ۲۵۰ هزار تومان میخریدیم، اکنون به مرز یک میلیون تومان رسیده است.»
به گفته او والدین برای یافتن کالایی با قیمت مناسبتر، مجبورند زمان و انرژی زیادی را صرف مقایسه قیمتها در فروشگاههای مختلف کنند.
در بخش تغذیه نیز، قیمت شیرخشک هر ماه افزایش ۱۰ تا ۱۵ هزار تومانی را تجربه میکند. در حالی که یک نوزاد ممکن است ماهانه ۱۰ قوطی شیر مصرف کند، سهمیهبندی این کالا فشار مستقیمی بر خانواده وارد کرده است.
همچنین به گفته او هزینه لباس کودک آنقدر بالاست که بسیاری از خانوادهها مجبور به استفاده از لباسهای دیگران یا تبادل پوشاک با یکدیگر شدهاند.
یکی از پیامدهای پنهان تورم در اقتصاد خانواده، به حاشیه رفتن حقوق سلامت و استقلال مالی زنان است.
کمند توضیح میدهد که کیفیت شیر مادر نیازمند تغذیه مناسب و مصرف پروتئین است، اما با رسیدن قیمت گوشت به بالای ۲ میلیون تومان، تامین این نیاز پایه دشوار شده است.
او در ادامە میگوید مکملهای تقویتی بعد از زایمان، مثل آهن، کلسیم و مولتیویتامین به قدری گران هستند که خرید یک بسته از آنها حدود یک میلیون تومان تمام میشود و بسیاری از مادران پس از یک ماه مجبور به قطع مصرف میشوند.
از سوی دیگر هزینههای بالای مراقبت از کودک، استقلال شغلی زنان را تهدید میکند.
نرمینه، کارمند آموزش و پرورش در تهران و مادر نوزادی ۸ ماهه، با اشاره به لزوم استخدام پرستار در سالهای نخست زندگی کودک میگوید: «دستمزد هیچ مربی کودکی در ماه کمتر از ۱۰ میلیون تومان نیست. در غیاب زیرساختهایی نظیر مهدکودکهای دولتی و ارزانقیمت، این دستمزد عملاً بخش بزرگی از حقوق یک مادر شاغل را میبلعد».
نرمینه به فشارهای روانی ناشی از این وضعیت نیز اشاره میکند و میگوید: «والدین برای خرید لوازم خانه و کودک بیرون میروند اما از نیازهای خودشان میگذرند. حساب و کتابهای مداوم و فکر کردن به آینده باعث استرس میشود و این تنشها مستقیماً روی محیط آرام کودک تأثیر میگذارد.»
هزینههای درمانی بخش دیگری از این چالش است. نرمینه میگوید هزینه ویزیت یک پزشک متخصص ۸۵۰ هزار تومان و حتی گاهی بیشتر است. به گفته او جایگزینی مولتیویتامین با قطرههای ساده در مراکز بهداشت، والدین را ناچار کرده برای خرید یک قطره باکیفیت ۹۰۰ هزار تومان و برای یک داروی ساده تا یک میلیون تومان در بازار آزاد هزینه کنند.
اما بحران تنها در قیمتها خلاصه نمیشود؛ کمبود واکسنهای ضروری نظیر "روتاویروس" به یک دغدغه جدی بهداشتی تبدیل شده است.
کمند اشاره میکند که واکسن دو ماهگی را با زحمت یافتند، اما واکسن چهار ماهگی در بازار موجود نبود.
ریشه این نایابی را باید در اقتصاد سیاسی واردات دارو، محدودیتهای ناشی از تحریمها، نحوه تخصیص ارز و چرخه معیوب توزیع جستوجو کرد. عواملی که مستقیماً به سبد بهداشت کودک ضربه زده و کالاهای استراتژیکی نظیر واکسن یا شیرخشکهای تخصصی را به اقلامی کمیاب و گران تبدیل کردهاند.
تامین ایمنی و نیازهای رشدی کودک نیز به ارقام نجومی رسیده است. نرمینه با بیان اینکه اسباببازیها به شدت گران شدهاند، تاکید میکند: «یک تکه اسباببازی کوچک که کودک برای یادگیری و سرگرمی به آن نیاز مبرم دارد، حدود یک میلیون تومان قیمت دارد». او همچنین تجهیزات ایمنی را چالشی بزرگ میداند و میگوید: «یک صندلی ماشین خوب و استاندارد برای کودک، امروز کمتر از ۲۰ میلیون تومان نیست.»
باید در نظر داشت که مصاحبهشوندگان این گزارش، بازتابی از دغدغههای طبقه متوسط یا متوسط رو به پایین در فضای شهری هستند. وقتی تامین پوشک و قطرههای تقویتی برای حقوقبگیران این طبقه چنین دشوار شده است، وضعیت برای خانوادههای حاشیهنشین، کارگران و مادران در مناطق روستایی که از درآمد ثابت یا حداقلی بیبهرهاند، ابعادی فاجعهبار به خود میگیرد. شرایطی که دسترسی به تغذیه و بهداشت اولیه را برای کودکان طبقات فرودست عملاً ناممکن میسازد.
در مقابل این حجم از مشکلات، طراحان "قانون جوانی جمعیت" مدعیاند که با اعطای تسهیلات بانکی، واگذاری زمین و پرداخت یارانه ، موانع اقتصادی فرزندآوری را کاهش دادهاند.
اما در عمل والدین میگویند وامهای فرزندآوری غالباً در هزارتوی بروکراسی بانکی متوقف میشوند و سرعت تورم همواره از مبالغ وامها پیشی میگیرد.
یارانه نقدی ماهانه ۲ میلیون تومانی نوزادان، که زمانی قرار بود مشوقی کارآمد باشد، امروز سهم آن در پوشش هزینههای کودک به کمتر از ۱۰ درصد سقوط کرده است. در سطح مدیریت شهری نیز، طرحهایی چون بسته حمایتی "چشمروشنی" شهرداری تهران با محدودیتهای اداری مواجهاند؛ بهطوریکه شهردار تهران اخیراً اعلام کرد این بسته صرفاً به متولدین ۱۴۰۵ تعلق میگیرد.
شاید در شرایط کنونی انتظار برای گشایشهای ساختاری یا حل ریشهای این مشکلات دور از ذهن به نظر برسد. در چنین فضایی که منابع کشور بیش از پیش درگیر جنگ، تنش و بحرانهای کلان است، خانوادهها و بهویژه مادران بیش از پیش در این موازنه نابرابر تنها میمانند؛ وضعیتی که نشان میدهد بحران معیشت نوزادان، فراتر از یک چالش جمعیتی، به گره کوری در بافت امنیتی و اقتصادی کل کشو ر تبدیل شده است.