مارک لیتل: «تظاهرات علیه مراکز داده بزرگترین موج فعالیت مدنی از دهه 1960 است»
پخش کننده به کارآفرینی میلیاردرهای فناوری مسیحایی تبدیل شد و کتاب جدید او سفر او را از خوش بینی به فناوری تا سرخوردگی به یک امید محتاطانه جدید ردیابی می کند.
من برای اولین بار در سال 2010 با مارک لیتل مصاحبه کردم، درست پس از اینکه او RTÉ را ترک کرد تا یک شرکت بررسی و تأیید واقعیت متمرکز بر رسانه های اجتماعی، Storyful را راه اندازی کند. پخش کننده ای که کارآفرین شد، Storyful را به News Corp فروخت. او مدتی در توییتر کار کرد و سپس Kinzen را راه اندازی کرد که بعدا آن را به Spotify فروخت.
وقتی برای اولین بار ملاقات کردیم، او مملو از خوش بینی نسبت به فناوری و دورانی بود که به طور جمعی وارد آن می شدیم، اما کتاب جدید او به نام آخرین روز خوب در اینترنت تصویری تاریک از 15 سال تغییر اجتماعی را ارائه می دهد. او میگوید از «آخر کتاب ملاقات من و تو پس از سالها» شگفت زده شده است.
لیتل یک ارتباط برقرار کننده بسیار خوب و یک متفکر همدل و حل پازل است. «آخرین روز خوب در اینترنت» یکی از چندین کتاب اخیری است که به دور قلمروهای مشابهی در زمینه فناوری می چرخد، از «مردم بی دقت» اثر سارا وین-ویلیامز افشاگر فیس بوک گرفته تا «پایان زمان سرمایه داری» نوشته نائومی کلاین و آسترا تیلورتو «رایش نرد» نوشته گیل دوران. برای لیتل، همه اینها در مقابل میلیاردرهایی با قدرت غیرقابل تصور، به "اشتیاق برای آژانس" می گویند.
دیدگاه لیتل یک خودی آگاه است، و کتاب سفر او را از خوشبینی فناوری تا سرخوردگی و امید محتاطانه جدید دنبال میکند. وقتی RTÉ را ترک کردم، بزرگترین محرک زمانی بود که برای مصاحبههای تلویزیونی آماده میشدم، به توییتر میرفتم و میگفتم: «هی، امشب چه سؤالاتی باید بپرسم؟» او چنان تحتتاثیر ورودیهایی قرار گرفت که به این نتیجه رسید که معتقد بود «شفافیت و مسئولیتپذیری رادیکال [رشد] وجود خواهد داشت».
او هنوز هم خود را فردی "نوستالژیک آینده" توصیف می کند. اما او احساس می کند که چند چیز را اشتباه گرفته است.
"من معتقد بودم که در نهایت همه چیز طبق تعریف بهتر خواهد شد، فناوری برای دموکراسی سیمکشی شده است، فناوری برای خلاقیت سیمکشی شده است. ما به این متقاعد شده بودیم، و این اشتباه مهلکی بود. و این تنها زمانی بود که با اولین قانون کرانزبرگ مواجه شدم که میگوید: "تکنولوژی نه خوب است نه بد، و نه آنطور که شما استفاده میکنید خنثی است."
اشتباهی که همه ما در سال 2008 با انتخاب اوباما مرتکب شدیم، این بود که فکر کردیم [فناوری] دارای قطبنمای اخلاقی است، اینکه رسانههای اجتماعی در واقع نقطه اوج دیدگاه [مخترع شبکه جهانی وب] تیم برنرز لی از این قدرت غیرمتمرکز است که جهان را بهتر میکند، الیگارشیها را نابود میکند.»
او میگوید بزرگترین بخش این اشتباه «این بود که فکر کنیم آن [آینده مثبت] اجتنابناپذیر است». و او معتقد است که مردم در حال حاضر هنگام پیش بینی آینده ای تاریک تر اشتباه مشابهی را مرتکب می شوند. "ما در مورد فناوری به زبان خدایی صحبت می کنیم که باعث می شود همه احساس ناتوانی کنند. فکر می کنم این راز موفقیت اقتدارگرایان، مستبدان، الیگارش ها بوده است - آنها به ما احساس ناتوانی می دهند."
او فکر میکند که ما باید به طور جمعی کنترل را از دست الیگارشهای فناوری که به زعم او، از نظر ماهیت، افراد عجیب و غریبی هستند، پس بگیریم. "[ ایلان ماسک] ترس از دست دادن کنترل دارد. اگر چیزی در مورد او بخوانید، میدانید که او با اخراج دختر از او در حیاط مدرسه در آفریقای جنوبی و همچنین تاریخچه خانوادهاش تعریف میشود. بنابراین کنترل یک چیز است. سپس میتوانید ببینید که شرکتهای فناوری روز به روز بیشتر و بیشتر منزوی میشوند. می توانید ببینید که آنها متوجه می شوند که مردم دیگر آنها را دوست ندارند و سپس به جناح راست می روند ...
آنها آنقدر از مردم میترسند که مجبورند این تصورات کیهانی از آینده را در آغوش بگیرند... فکر میکنم این افراد با آسیبهای دوران کودکی تعریف میشوند که به آنها میگوید: «شما باید درد بکشید. شما باید درد ایجاد کنید باید بجنگی شما باید در این دید کیهانی برای آینده باشید.
"بنابراین افراد برتر، زاکربرگ ها، آندریسن ها، ماسک ها، آنها چنین هستند. زیر آنها باهوش ترین افراد حاضر در اتاق قرار دارند... کمی شبیه به افراد انرون که سرمایه داری را در اواخر قرن بیستم نابود کردند، این گروه از افراد بسیار با استعداد هرگز زندگی واقعی را تجربه نکرده اند."
او می گوید که کلاس مدیر عامل در سیلیکون ولی خود را متقاعد کرده اند که راه حلی برای هر مشکلی دارند. "آنها فکر می کنند چند ریاضیه هستند. بزرگترین مشکل کارآفرینی این است که شما قبل از اینکه مشکلی را که دارید حل کنید، عاشق راه حل خود می شوید. شما فقط عاشق این ایده می شوید که یک ویجت جدید اختراع کرده اید و این ابزارک جهان را نجات می دهد. بنابراین شما همه این افراد را در طول همه گیری همه گیر دریافت می کنید، همه این برادران فن آوری می خوانند که آنها این سقراط را به جانشینی تبدیل کرده اند. احترام به خودشون...
این منفجر شدن رسالت، طمع مسیحایی وجود داشت.»
کمی تلخ نمی شود. او هنوز عاشق تکنولوژی است. او پتانسیل های باز شده توسط هوش مصنوعی را دوست دارد در حالی که از خطرات شناختی، اجتماعی و مالی آن آگاه است. همچنین، طبق اکثر استانداردها، Storyful یک داستان موفقیت بزرگ بود. در سال 2013 به قیمت 25 میلیون دلار به شرکت خبری روپرت مرداک فروخته شد. با این حال، او با حسرت خاصی در این باره می نویسد. او اکنون فکر میکند که باید از یک مدل منبع باز، غیرانتفاعی و تعاونی مانند ویکیپدیا یا آرشیو اینترنت پیروی میکرد. او میگوید مدل سرمایهگذاری خطرپذیر دامنه فناوری و کارهایی که میتوان با آن انجام داد را محدود کرده است.
"هر نوآوری باید یک مهتاب باشد. اما برای من، کارآفرینی و نوآوری زنی است که یک مرکز مراقبت از کودکان در بلانچاردزتاون راهاندازی میکند، یا میگوید، "اینجا بازیافتی وجود ندارد، بنابراین من میخواهم یک شرکت بازیافت تاسیس کنم."
در عوض، او میگوید، ما این «فرقه بزرگداشت میلیاردر» را داریم... هرگز چنین تمرکز قدرت در افرادی که عاشق دیدگاه کیهانی خود از آینده شدهاند، وجود نداشته است.
"مشابه امروزی با نسل جوان این است که آنها در حال عبور از یک انقلاب رفاه دیجیتال هستند."
مارک لیتل
برای لیتل، «رسانههای اجتماعی» زمانی که به دلایل طمع، افرادی که پلتفرمها را اداره میکردند، تصمیم گرفتند که آنچه را که ما میبینیم توسط الگوریتمهای دستکاری به جای افرادی که انتخاب کردهایم دنبال کنیم، دیکته میشود، به شکل کمتر مفید و کمتر انسانی تبدیل شد.
او میگوید: «این یک تصمیم خاص گروهی از مردم در یک زمان خاص بود که این دنیای کثیف را ایجاد کرد که ما در آن زندگی میکنیم. "این تکامل نیست. این نوعی تغییر آب و هوای طبیعی نیست. این مردم هستند که تصمیم می گیرند... من در جلسه رهبری همه این مدیران توییتر بودم، و آنها به من گفتند که اطلاعاتی در مورد هر احساسی دارند، و البته همه آنها را از "خشم" تا "عشق" فهرست کردند. بنابراین من مجبور شدم بپرسم، "در مورد سرگیجه چیست؟" سکوت.
الگوریتم ها و اکنون رشد هوش مصنوعی مولد منجر به آرامش کمتر، تعاملات کمتر و افزایش احساس غرق شدن شده است. او فکر میکند که مردم، بهویژه جوانان، با یافتن فضاهای کوچکتر و کنترلشدهتر چه در حالت آفلاین و چه در حالت آفلاین، در حال شورش هستند.
او میگوید: «ما شروع به دیدن چیزی شبیه به حرکت سلامتی و تناسب اندام کردهایم. "اگر به دوران کودکی در ایرلند در دهه 1970 فکر کنید، مانند زمانی که من بزرگ می شدم، ما با همه چیز شکر می خوردیم و مادربزرگم مانند یک سرباز سیگار می کشید. و یک نسل بعد، به آگاهی از سلامت روانی، سلامت جسمی ما نگاه کنید. مشابه امروز با این نسل جوان این است که آنها در حال گذراندن یک انقلاب رفاه دیجیتال هستند. مقاومتی در برابر آلگوریت."
اما او میگوید که مقاومت شخصی فقط اولین قدم است. دومی باید لایهای از مبارزه جمعی جامعه باشد... در مورد رسانههای اجتماعی، هنوز بخش مثبت آن، زندگی سیاهپوستان مهم است. این شورشهای اعراب بود. این موضوع از بین نرفته است. ما بیش از حد به آن ایمان داریم، اما هنوز وجود دارد.»
او می گوید که از اعتراضات علیه مراکز داده در ایالات متحده دلگرم شده است. "این بزرگترین موج فعالیت مدنی است که احتمالا از دهه 1960 دیده ام... 4 درصد انرژی در ایالات متحده، یعنی برق، به مراکز داده می رود. این 23 درصد در اینجا در ایرلند است. چه چیزی بر این انتخابات [ایالات متحده] که در نوامبر برگزار می شود تأثیر می گذارد؟ مراکز داده." و سومین گام، به گفته او، قانون گذاری و مقررات است، تعریف پارامترهایی که این شرکت ها مجاز به کار هستند. او از قضاوت اخیر علیه متا در ایالات متحده برای آسیب رساندن به جوانان دلگرم است. ما میتوانیم پلتفرمها را دوباره طراحی کنیم.
ما در واقع می توانیم وارد شویم و به آنها بگوییم "نه".
او می گوید در واقع ما باید این کار را انجام دهیم. هر فردی که امروز این مقاله یا روی کره زمین را میخواند، بیش از هر نسلی در تاریخ بشر تغییراتی را تجربه خواهد کرد. طبیعی نیست، این وضعیت شتاب، سرعت، و سپس تمرکز قدرت در بالای آن... کتاب به سرعت منسوخ شد. من گفتم که آنها دو برابر هزینهای که در برنامه آپولو امسال صرف کردند، برای مراکز داده هوش مصنوعی هزینه خواهند کرد.
لحظه فروپاشی قریب الوقوع است و این برای ما بسیار دردناک خواهد بود زیرا احتمالا به معنای نابودی اقتصاد ایرلند خواهد بود.
ایرلند نمی تواند محل تخلیه مراکز داده ای باشد که دیگر کشورها نمی خواهند
آیا منظور او فروپاشی رونق هوش مصنوعی است؟ او انجام می دهد. "اگر به تامین مالی بدهی پشت صنعت [صنعت] هوش مصنوعی نگاه کنید، پایدار نیست."
ایرلند چه باید بکند؟ ما فرصت بسیار کوتاهی داریم تا همه آن پول ثروت حاکمیتی را که در اختیار داریم استفاده کنیم، و شروع به سرمایهگذاری در نوعی رویکرد منبع باز برای هوش مصنوعی کنیم، تا در این انقلاب وارد عمل شویم، تا مطمئن شویم که تمرکز بر انقلاب انرژی پاک است... پولی که در حال حاضر از این آخرین عصر توجه داریم، میتواند صرف و سرمایهگذاری هنگفتی را در شکل جدیدی از این مدلهای انرژی پایدار و نه در مدلهای نوآوری انرژی، مصرف کند. ...
آیا در اتاق پشتی در جایی، یک کابینه اضطراری وجود دارد که روی راههایی کار کند تا این پول را برای تحقیق در مورد نوآوری، انرژی پاک، و چیزهایی که قرار است ما را از هر اتفاقی که بیفتد نجات دهد؟ ... من شواهدی از آن در حال حاضر نمی بینم.»
او همچنین از سرعت توسعه در رسانه های سنتی کمی ناامید است زیرا همه چیز را پشت سر گذاشت. "[این] هنوز در اقتصاد توجه گرفتار است، هنوز با کسی در TikTok رقابت می کند که 28 میلیون دنبال کننده دارد. شما سازمان های خبری در همان کلسیوم [به عنوان اینفلوئنسرها] دارید که به همان شیوه عمل می کنند، و آنها همان تاکتیک ها را اتخاذ می کنند. من فکر می کنم همه در رسانه ها می دانند که اقتصاد توجه رو به نابودی است و آینده ای ندارد."
غرب می ترسد که هوش مصنوعی همه ما را بکشد، اما چین و دیگران فرصت "بسیار" را می بینند
با توجه به اعتقاد او مبنی بر اینکه ما باید جیبهای مقاومت جمعی (و شادی جمعی) را تشکیل دهیم، میخواهد یک وبسایت برای کتاب ایجاد کند، یک پلتفرم آنلاین که بتواند گفتگو را ادامه دهد و خوانندگان بتوانند در مورد موضوعاتی که او مطرح میکند بحث کنند.
"بیشتر مردم در مورد یک کتاب به عنوان پایان یک فرآیند فکر می کنند. اما من مجبور شدم همه آن را کنار بگذارم تا بتوانم خودم را به حساب بیاورم. هر چیزی که در آینده پیش بیاید، کاملا مطمئن نیستم، اما شروعی است."
شانزده سال پس از اولین مصاحبهام با او، این حس نیز وجود دارد که لیتل به دور کامل میآید. او می گوید که حتی ممکن است چند فیلم مستند بسازد. "من می خواهم به ایالات متحده بروم و آنچه را که در مورد این جنبش اعتراضی مرکز داده در حال رخ دادن است تجزیه و تحلیل کنم. و سپس امیدوارم خودم را در اختیار فعالیت های اجتماعی بیشتری قرار دهم... فکر می کنم این هرگز به این اندازه امکان پذیر نبوده است. و برای پخش آن نیازی به یک ایستگاه تلویزیونی ندارم."
آخرین روز خوب در اینترنت اثر مارک لیتل توسط انتشارات هاچت منتشر شده است.
متن اصلی (انگلیسی)
Mark Little: ‘Protests against data centres is the biggest wave of civic activism since the 1960s’
The broadcaster turned entrepreneur on messianic tech billionaires, and his new book tracking his journey from tech-optimism to disillusionment to a new cautious hope