ما همیشه در مورد خفاش ها اشتباه کرده ایم. معلوم می شود که آنها کاملا شگفت انگیز هستند
آنها در انواع حیوانات نوازشگر جای نمی گیرند، اما تماشای پرواز آنها در شب بسیار دیدنی است.
برخی از حیوانات به طور جهانی مورد علاقه هستند و این بدون در نظر گرفتن انواع حیوانات خانگی خانگی است. بچه های بوته ای و کوالاها و پانداها از همان ابتدا وارد ترکیب می شوند. به خاطر داشته باشید، تصور اینکه کسی با یک مار، موش یا مارمولک تازه متولد شده «آهههه» برخورد کند، سخت است.
اما، البته، این حیوانات حق وجود دارند (اگرچه ترجیحا در مجاورت ما نیستند) و بدون شک نقش خود را در زنجیره غذایی ایفا می کنند. انسانها مشکل هستند و بهطور خاص، طبق همه حسابها، استعداد تکاملی ما برای گرم شدن با موجوداتی با ویژگیهایی که به نظرمان جذاب است: خز، چشمهای درشت و حالت چهرهای که میتوانیم به نوعی با آنها ارتباط برقرار کنیم.
در بیشتر موارد، به همین دلیل است که کوسه ها رپ بدی دریافت می کنند. آنها اساسا ماشینهای گوشتخواری فوقالعاده کارآمد هستند و ظاهرا بهعنوان یک گونه، به سختی میتوانیم با وجود ظاهرا بیمعنی آنها ارتباط برقرار کنیم.
که مرا به حیوان مورد علاقه من که تازه پیدا شده ام می رساند. چرمی است، شب ها بیرون می آید، به هیچ وجه اشتیاق به لمس کردن، نوازش کردن یا نوازش کردن را بر نمی انگیزد و در پارک محلی من زندگی می کند. خفاش را به تو می دهم.
در طول تابستان، یکی از همسایگان یک پیاده روی با خفاش در کنار رودخانه ترتیب داد. کان، همسایه مورد نظر، خفاش ها و پرندگان خود و تقریبا هر چیز دیگری را می شناسد. او فورا به این باور رایج مبنی بر عشق خفاشها به موی انسان – موی انسان – پرداخت و این که چگونه هیچ چیز نمیتواند روز، یا بهتر است بگوییم شب را، بیشتر از گیرکردن در آن بسازد. به نظر می رسد که این یک اشتباه کامل است. خفاش ها، موجودات معقولی که هستند، اولویت های دیگری در زندگی دارند.
دسته ای از ما هنگام غروب، که حدود ساعت 10 شب آن روز بود، حاضر شدیم و در امتداد رودخانه راه افتادیم تا جایی که خفاش ها، به معنای واقعی کلمه، آویزان بودند. میدانستم که طعمه بدترین نوع کلیشهها میشوم، اما هنوز هم متوجه شدم که درباره آن مفهوم مبهم و شوم خفاشهایی که در آسمان شب ظاهر میشوند فکر میکنم.
دقایقی بعد نسخه Drumcondra ظاهر شد. این جانوران - و این نوع پیپسترل بود که ما در آن شب در معرض آن قرار میگرفتیم - به کوچکی رابینها و در عین حال بسیار چابکتر و چابکتر بودند. عذرخواهی می کنم از همه رابین های آنجا. آنها آنجا بودند، در حالی که حرکت حشرات را حس میکردند یا میشنیدند یا شهود میکردند، بال بال میزدند و میچرخیدند و مسیر را تغییر میدادند و برای کشتن حرکت میکردند.
یک بار دوستی به من گفت که بیرون از باغش بوده و از کنسرتی که از پارک کروک میآمد لذت میبرد، زمانی که چیزی از اطراف رد شد. او بلافاصله فهمید که خفاش است و پرنده نیست. از او پرسیدم که چگونه می تواند اینقدر مطمئن باشد، که او در واقع پاسخ داد که از صدای کوبیدن بال های چرمی آن در هوا بود. او در حومه شهر دونگال بزرگ شده بود، در محاصره خفاش ها، و با شنیدن خفاش یکی را می شناخت.
مطمئن نیستم میتوانستم آن شب، بین صدای بال زدن خفاش و صدای پرندهای که همین کار را انجام میدهد، تمایز قائل شوم. با این حال، به دنبال قدم زدن ما در پارک، من به طور قطع تحت تأثیر قرار گرفتم و در رابطه با پستانداران پرنده ما، غیرت تازه مسلمان شده را در خود پرورش دادم.
وقتی در روزها و ماههای بعد داستان خود را از آن خفاشها تعریف کردم، این تکان دادن سر و شانه بالا انداختن و به اشتراک گذاشتن تجربیات مشابه بود که بیش از همه مرا شگفتزده کرد.
در یک ناهار با چند نفر از دوستان، به من گفتند که دری از پرس داغ باز شد تا یک خفاش کوچک - و به احتمال زیاد خیلی خوشحال - در میان ملحفه ها و حوله ها لانه کرده بود. حالا، با وجود اینکه مدافع محکم این موجودات عجیب و تحسین برانگیز شدهام، لزوما نمیخواهم آنها در خانهام باشند. اگر من بودم، نسبتا مطمئن هستم که اخراج خفاش به سرعت انجام می شد.
و سپس من در تعطیلات با خواهر و برادر شوهرم در غرب کورک ماندم. به اندازه کافی طبیعی است که طولی نکشید که در مورد راهپیمایی اخیرم با خفاش غزلیاتی را بیان کردم. پاسخ این بود: "ما آنها را اینجا هم داریم." مطمئنا، اواخر غروب در باغ آنها و به طور خاص از یک خاکریز پوشیده از پوشش گیاهی به یک طرف، همان خفاش ها بیرون آمدند و در حالی که مشغول تغذیه بودند، در حال غواصی و غواصی بودند.
پس بیایید آن را برای خفاش بشنویم. خز نداره چشمای درشت نداره وقت روز برای، خوب، وقت روز ندارد. اما میتواند برای مدتهای طولانی وارونه آویزان شود، با حرکات تیز و دقیق در هوا بچرخد و به عجیبترین، عجیبترین و احشاییترین شکل ممکن بشنود.
این در نوع خود یک شگفتی است.
متن اصلی (انگلیسی)
We’ve been wrong about bats all along. It turns out they’re quite the wonder
They don’t fit into the cuddly variety of animals, but to witness them flying around at night is a spectacle