پرش به محتوای اصلی

محمد محبی در لایو فوتبال 360؛ «شاید بگویند سوسول است، ولی پوست کلفتم»

فوتبال ۳۶۰۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۰۱:۳۱حدود 12 دقیقه مطالعه

وینگر پرسپولیس در مصاحبه با عادل فردوسی‌پور درباره موضوعات مختلفی صحبت کرد.

به گزارش فوتبال 360، پویا پورعلی و محمدمهدی محبی، دو بازیکن کلیدی پرسپولیس در هفته‌های ابتدایی مسابقات لیگ بیست‌وششم بوده‌اند؛ دو بازیکن جدیدی که هر دو اولین فصل حضورشان در اردوی قرمزپوشان پایتخت را تجربه می‌کنند. این دو در گفت‌وگوی مفصلی که با عادل فردوسی‌پور در لایو فوتبال 360، داشتند، به موضوعذات مختلفی پرداختند. در در ادامه مصاحبه محمدمهدی محبی، وینگر راست پرسپولیس با عادل فردوسی‌پور را می خوانید. او در این مصاحبه از دوران حضور در سپاهان، تیم ملی و روزهای کوتاه بازی در پرسپولیس گفته است. محبی معتقد است استقلال جدی‌ترین رقیب‌ پرسپولیس در کسب عنوان قهرمانی است.

محمدمهدی محبی : واقعا بدون تملق یک روزی آرزویم این بود که اینجا بنشینم. البته آن زمان ما برنامه 90 را می‌دیدیم اما شما بودید که به آن برنامه وزن دادید.

بله. همیشه. آن زمان در محل به من می گفتند اگر فوتبالیست شدی، برو و آنجا اسم ما را هم بگو.

*بازی پویا پورعلی خیلی به چشم نمی‌آید ولی خیلی زحمت می‌کشد؟

من شخصا عاشق بازیکن‌هایی هستم که وظیفه‌شان را به بهترین شکل انجام می‌دهند. شاید بیننده نبیند ولی ما که بازی می‌کنیم، می‌فهمیم. واقعا پویا بازیکن بی‌نظیری است.

*شما اصلا دوست نداشتید بازی با خیبر لغو شود. مهدی تارتار هم اصلا دوست نداشت. پرسپولیس در فرم بسیار خوبی بود.

با وجود اینکه 3 بازیکن ما برای تیم امید رفتند و یک بازیکن هم مصدوم است ولی مصمم به بازی کردن بودیم. تمرین و بازی دوستانه انجام دادیم. چون واقعا بازی‌ها نزدیک و روی بازیکنان فشار زیاد است. واقعا بازیکنان در شرایط نرمالی نیستند. بعد از تعطیلات شاید این فشردگی به تیم ما آسیب بزند. متاسفانه اصلا جایی نیست که اعتراض کنیم. من هیچ وقت صحبت نمی‌کنم، چون شنیده نمی‌شود. حرف‌های‌مان وزن ندارد که اعتراض کنیم. گوش نمی‌کنند و جای اعتراض هم نیست. زارع هم مصدوم بود و با این حال می‌خواستیم بازی کنیم.

*چقدر فضای بازی کردن در پرسپولیس با سپاهان و تیم‌های دیگری که بازی کرده‌ای فرق دارد؟

من قبل از اینکه بیایم، تراکتور هم یکی از گزینه‌‎هایم بود و واقعا بابت این تصمیم خوشحالم. بیشتر از خودم، خانواده‌ام از این تصمیم خوشحالند. من سپاهان هم بوده‌ام. با احترام به باشگاه بزرگ سپاهان و مردم خوب اصفهان، ولی جوری که اینجا همه از ماساژور تا تدارکات برای موفقیت تیم وقت می‌گذارند، نشان می‌دهد که باشگاه را دوست دارند. وقتی عملکرد خوبی داری، بازتاب بسیار خوبی دارد. پرسپولیس یکی از بهترین باشگاه‌های ایران است و بازی کردن در پرسپولیس لذت زیادی دارد.

*مهدی تارتار به برخی بازیکنان نگاه جدی‌تری دارد و برخی بازیکنان پسرش هستند (باخنده).

نه واقعا فارغ از اینکه کیفیت فنی را می‌بیند، بازیکنانی که آورده، خیلی از لحاظ شخصیتی به تیم کمک می‌کنند. بازیکنان را کامل می‌شناسد و هر کسی بهتر باشد را بازی می‌دهد. کار اشتباه را می‌گوید و کار درست را هم تعریف می‌کند. با کسی تعارف ندارد.

*مهدی تارتار اینقدر از پرسپولیس بازیکن گرفت که به شوخی در فضای مجازی به این تیم می‌گفتند «پرسپولیسِ سیرجان».

حاج مهدی (تارتار) خیلی سال است که مربیگری می‌کند. من که سال قبل گل‌گهر نبودم ولی با من صحبت کرد و آمدم. دنبال گرفتن بازیکن از گل گهر نبوده. کسانی که آورده، به مرور زمان کیفیت‌شان ثابت می‌شود مثل کاری که مجید عیدی در بازی قبلی کرد و گره بازی را باز کرد. یا مهدی تیکدری طوری بازی می‌کند که رقیب جدی برای همه بازیکنان به حساب می‌‎آید، جز نیازمند(باخنده). تیم هم خیلی جوان شده با حضور بازیکنانی مثل شهرآبادی. سوای کیفیت فنی، از نظر شخصیتی هم تیم خیلی خوبی داریم. باید از حسین کنعانی، علیپور و آقا پیام هم تشکر کنیم. بعضی کاپیتان‌ها فضای رختکن را خشک صحبت می‌کنند و دستوری حرف می‌زنند ولی حسین (کنعانی‌زادگان) و علی (علیپور) طوری رفتار می‌کنند که در رختکن شاد هستیم ولی به قوانین هم احترام می‌گذاریم.

*عکسی از تو منتشر شده که در استقلال هستی. آیا استقلالی هستی؟

من باید بالاخره این موضوع را مطرح می‌کردم. عکس‌های من برای نونهالان استقلال است. من از مدرسه فوتبال در شهرری شروع کردم، بعد به رده‌های پایه نفت رفتم، بعد سایپا و بعد در مقاومت سرباز شدم. این فرآیند فوتبالی من بوده است. همه می‌گویند از آکادمی استقلال رشد کرده‌ای ولی اینطوری نبود که ما را معرفی کرده باشند و بعد ما رفته باشیم. در ایران اینطوری نیست که روی بازیکنان پایه سرمایه‌گذاری کنند. یک برهه‌ای در استقلال بودم. من بچه تهران هستم و آرزویم بازی کردن در استقلال یا پرسپولیس بود و الان خیلی خوشحالم که پرسپولیسی هستم. خانواده‌ام همه پرسپولیسی هستند و واقعا الان از تصمیمی که گرفته‌ام، خوشحالم.

*رضا آذری یکی از دوستان تو است که در استقلال بود ولی دیگر در لیگ برتر بازی نمی‌کند.

یک مقدار ایجنت‌ها اذیتش کردند. الان می‌دانم با استقلال «ب» تمام کرده. یک مصدومیتی داشت و به امید خدا دوباره به لیگ برتر برمی‌گردد.

*26 سال در فوتبال ایران سن پایینی است ولی تو در همین سن خیلی باشگاه عوض کردی. چرا؟

بله ولی روند فوتبالی من رو به صعود بوده. من نیاز به بازی کردن داشتم. در این مسیر آقا مجتبی و آقا مجید محافظت‌کار خیلی برای من زحمت کشیدند. آقا مجید در رده نوجوانان مربی من بود. به من گفتند سربازی‌ات که تمام شد، به ما اطلاع بده. بعد از خدمت، من از سایپا، گل گهر و نفت مسجد سلیمان پیشنهاد داشتم. آقا مجتبی به من خیلی لطف داشته‌اند و با یک هفته تمرین کردن در لیگ برتر به من در مسجد سلیمان بازی داد. یک هفته بازی کردم. از آنجا با خودش به پیکان آمدم و 2 هم در رفسنجان بودم و سپس به سپاهان رفتم. سال قبل در کلباء بودم و الان هم پرسپولیس.

تا زمانی که پیشنهاد خوب اروپایی نرسد، اینجا خواهم بود. خیلی سخت شده ولی هدف من است و برای این هدف تلاش می کنم. در ایران جایی که الان هستم، خیلی راحتم. تا موقعی که باشگاه و هواداران از من راضی باشند، اینجا هستم.

بند فسخی ندارم ولی با مدیرعامل صحبت که کردیم گفتند اگر پیشنهاد اروپایی داشته باشی، خودمان کمک می‌کنیم که بروی.

من با دوستم در این مورد حرف می‌زدم. پروژه‌ای که در اروپا یکی-دو ماهه ااست، در ایران 2،3 ساله است. شاید شما خوب کار کنی، ولی دیده نمی‌شوی. مثلا پویا را آقا مهدی کیفیتش را دیده و او را به پرسپولیس آورده ولی کسی نیست که یک بازیکن را به صورت مداوم زیر نظر داشته باشد. الان هم همه‌اش شده رسانه. برخی بازیکنان عملکردشان و تعریفی که از آن‌ها می‌شود، مثل حباب شده. بازیکن را الکی بُلد (بزرگ جلوه دادن) می‌کنند. در ایران اینطوری است. الان می‌بینید که پویا چقدر سر به زیر است و اهل این مسائل نیست. خودم هم همینطوری هستم. یک مشکل دیگر ما چمن است؛ این همه هوادار داریم ولی چمن نداریم. اگر می‌خواهید پی به کیفیت اورونوف ببرید، باید بازی ازبکستان و مصر را در تورنمنت چهارجانبه العین ببینید ولی در این چمن اصلا نمی‌تواند بازی کند.

*تو با محمدرضا جهانبخش که برادر علیرضا جهانبخش است، خیلی دوستی نزدیکی دارد. او به من گفته که تو خیلی آشپز حرفه‌ای و خوبی هستی.

بله. وقتی خانه هستم، بیشتر زمانم را آشپزی می‌کنم. بیشتر روی صبحانه مهارت دارم. مثلا پنکیک رژیمی، تخم مرغ با آواکادو و ...

*محمدرضا جهانبخش یک چیز دیگر هم گفته؛ اینکه تو خیلی دیکتاتور هستی. مثلا گفته یک روزی تصمیم می‌گیرد که هر چه می‌خواهد بخورد و بعد ما را هم مجبور می‌کند که برویم و پیتزا و فست فود بخوریم. ولی یک روزی که ما می‌گوییم همین کار را کنیم، نه می‌گوید.

من و محمدرضا مثل داداش هستیم. ضمن اینکه زندگی شبیه به هم داریم. ماجرا این است که آن‌ها می‌گویند 6 روز هفته اینطوری باشیم ولی من قبول نمی‌کنم. می گویند 4،5 روز باشد ولی من قبول نمی‌کنم. ما یک دوستی داشتیم که هلند بود. وقتی ایران می‌آمد و بیرون می‌رفتیم، بستنی سفارش می‌دادند ولی من نمی‌خوردم. مثلا بازی می‌کنیم و شب همان بازی زمان خوبی برای این کارها است که من می‌گویم برویم و آن‌ها می‌آیند ولی غیر از این باشد من می گویم نه.

برنج و مرغ را بلدم. فیله و... درست می کنم. اکسپلور گوشی من کلا غذا و آشپزی است.

*در سپاهان با محرم نویدکیا کار کردی و البته در رفسنجان هم مربی تو بود.

من بازیکن پرسپولیس هستم ولی فوتبال ما به آقا محرم نیاز دارد. در این فصل یک مقدار زیر فشار رفته ولی آدمی است که صفر تا صد آن باشگاه را دوست دارد و خیلی برایش تلاش می‌کند. آن رختکن به خاطر محرم آنطور ساخته شده. مربیان خارجی چیزی از آن‌ها باقی نمی‌ماند و آقا محرم در حال ساختن آنجاست. سوای مسائل فنی، فوتبال ما به نویدکیا برای ساختن نیاز دارد.

اخلاق‌های شبیه مورینیو داشت. ایشان هم مربی خوبی بود ولی با اخلاق‌ها و شرایط خاص. کار کردن با ایشان هم تجربه خوبی بود. ما ایرانی‌ها بیشتر به جای اینکه چیزهای خوب را ببینیم، مسائل منفی را می‌بینیم. آقا مورایس مربی باهوشی است. شخصیت خاصی بود و آدم باهوش و زرنگی بود. جمع کردن سپاهان با آن همه ستاره خیلی سخت بود. حرف‌های بد از ایشان بود. اخلاق‌های خاصی داشت. مثلا اسکوچیچ هم اخلاق‌های خاصی داشت ولی تیم را قهرمان کرد.

خیلی. در تمرینات دیکتاتور بود و هر چه می‌گفت را باید انجام می‌دادی. ما ایرانی ها گاهی فکر می‌کنیم وقتی یکی بر مسئله‌ای تاکید می‌کند، حتما کار اشتباهی انجام می‌دهد.

*قبلا در مصاحبه با من هم گفته بود که برخی بازیکنان ایرانی تنبل هستند. البته با آن اصطلاحی که باعث کلی خنده شد.

بنده خدا تمریناتش طوری بود که کلی استراحت می‌داد ولی می‌خواست به حرفش گوش کنیم. در آن زمان اما بیشتر بچه‌ها از او حرف‌شنوی نداشتند.

*یک شادی جنجالی هم از استفان کری داری که «نایت‌نایت» است. طرف چپ صورت دست می‌گذاری یا راست؟

هر طرف که بیاید. وقتی گل می‌زنی، حسی داری که قابل توصیف نیست. من شاید حتی نفهمم زبان درآورده‌ام و بعد که دیدم خجالت کشیدم که زبانم بیرون است.

بازی ایشان را دیده‌ام و دنبال می‌کنم. مخصوصا آن دو بازی در المپیک قبلی مقابل فرانسه و صربستان که 5 پرتاب 3 امتیازی داشت. می‌دیدم که چطور تیمش را تهییج می‌کند و برایم عجیب بود که با این قد کوتاه موفق شده. هم دوستش دارم و هم طرفدارش هستم. شادی او را هم انجام دادم که گرفت.

*در یزد یکی از همین شادی‌هایت حسابی جنجالی شد.

بله در آن مسابقه زیاده‌روی کردم. الان در شرایط آرامی هستم و باید از مردم یزد عذرخواهی کنم. بعد از جنگ و هجدهم و نوزدهم مردم شرایط سختی دارند. نیاز است که از مردم عذرخواهی کنم. ولی در آن بازی از اول به من و بقیه بازیکنان فحش دادند. گل که زدم فقط خوشحالی کردم. سر آن بازی من را 2 جلسه محروم کردند و جریمه مالی. جای اعتراض هم نگذاشتند ولی می‌خواهخ بگویم اگرچه زیاده‌روی بود ولی من عکس‌العمل داشتم و کار خاصی نکردم. به هر حال باز هم عذرخواهی می کنم.

*الگوی تو در ایران و جهان چه بازیکنانی هستند؟

علیرضا جهانبخش در ایران و عاشق مسی هستم. همه بازی‌هایش را می بینم.

*در پرسپولیس خیلی زود جا افتادی و گل خوبی هم زدی. واقعا گلی که به شمس‌آذر زدی، گل کردنش سخت بود.

دوست‌هایم می‌گویند بازی‌ای که می‌خواهی گل بزنی، از قبل مشخص است. سعی می‌کنم قبل بازی شرایط را در خودم هضم کنم. سپاهان هم رفتم همینطور بود. در آنجا هم خرید بی سروصدایی بودم. از بیرون شاید بگویند سوسول است ولی پوست کلفت و دوام بیار هستم. در پرسپولیس هم باید زود جا بیفتم. هنوز از خودم راضی نیستم و بعد از فیفادی بهتر می‌شوم. من اصلا بدنسازی نداشته‌ام و تا بدنت می‌خواهد آماده شود، بازی بعدی می‌رسد.

*در این شرایط گل داربی را زدی که دویستمین گل این مسابقه حساس بود.

لطف خداست. اگر می بردیم، خیلی بهتر بود. این گل‌ها زمانی ارزش دارد که آخرش قهرمان بشویم. این مهم‌تر از هر چیزی دیگری است.

*یک گل هم به استقلال زدی که حسابی استقلالی‌ها را خوشحال کرد؛ چون پرسپولیس به آسیا نرفت و سپاهان نایب قهرمان شد.

در آن مسابقه از اول بازی سرحال بودم و موقعیت ایجاد می کردم و خودم خراب می‌کردم. یک موقعیت برای کاوه ایجاد کردم و زدیم. در نیمه دوم دست و پای همه ما می لرزید. وظیفه ما بود ببریم و به آسیا برویم. خدا کمک کرد و گل زدم. خیلی خوشحال شدیم. در آن زمان مهم این بود که هواداران سپاهان خوشحال بشوند.

*گاهی در ایران بازیکن را خیلی زود تحت فشار می‌گذارند.

باید کمی فکر کنیم درباره اینکه چه بازیکنی خوب و چه بازیکنی بد است. نمونه بارزش پویا (پورعلی) و مجید (عیدی) که فشار روی آن‌ها زیاد بود. حسین ابرقویی هم شرایط مشابهی در فصل گذشته داشت. چون دوست من بود و به من این مسائل را می‌گفت ولی تا آخرین اردوی جام جهانی بود. گول رسانه را نخوریم. درک کنیم چه بازیکنی خوب است و چه بازیکنی بد است. بازی‌های اروپایی وقتی یک توپ از پرس درمی‌آید، همه هواداران دست می‌زنند. بازیکن اصلا نباید به این چیزها فکر کند و بدون فشار بازی کند.

شروع خوبی داشتم. جلوی قطر و کره‌شمالی خوب بودم. پارسال خیلی سال سختی داشتم و مصدومیت دشواری را پشت سر گذاشتم. همه بازی‌های نیم‌فصل دوم را با مسکن بازی کردم. تابستان امسال عمل کردم و خدا را شکر الان مصدومیتم رفع شده است.

*در بازی با ازبکستان مهدی طارمی گفت بروید پنالتی بزنید؟

حرفش این بود که این یک بازی چهارجانبه است و نباید ترس داشته باشید. تمام حرفش همین بود. گفت شجاع باشید.

*تو هم رفتی و با شجاعت پنالتی را خراب کردی (باخنده)؟

*سال گذشته در یک مسابقه کلباء هم خیلی زود اخراج شدی؟ ماجرا از چه قرار بود؟

بعد از آن پنالتی به تیم باشگاهی برگشتم و با تیم آقا فرهاد بازی داشتیم. گفته می‌شد که شاید آقای مجیدی جانشین سرمربی ما بشود. تمرین خوبی کردم و با اعتماد به نفس رفتم تا پنالتی را جبران کنم. در طول هفته طوری تمرین کردم که بچه‌ها می گفتند اگر اینطوری بازی کنی، تیم ما راحت بالا می‌آید. سر بازی بودیم که احمد و سامان حرف می‌زدند و می‌گفتند تا حالا محروم شدی؟ وقتی مسابقه شروع شد، در اولین لمس توپم، روی ساق پای بازیکن حریف رفتم و کارت قرمز گرفتم. 3 بازی محروم شدم و داشتم دیوانه می‌شدم. مربی فکر می‌کرد من اینطوری بازی کرده‌ام تا تیم ببازد و فرهاد مجیدی بیاید.

نه بابا. خیلی آدم‌های خوبی بودند و راه می‌آمدند. من 3 بازی محروم بودم. لیگ تعطیل بود. دوست داشتم در شرایط بازی باشم و با درخواستم برای جدایی موافقت کردند.

این را نمی پذیرم و تکذیب می‌کنم. اگر واقعیت داشت می‌پذیرفتم.

خوشحالم که اینجا هستم. بدون تملق یکی از آرزوهایم بود و هست. خدا شما را برای همه مردم ایران حفظ کند. نیاز است که از پدر و مادرم تشکر کنم. خیلی سختی کشیدند. خدا مادرم را دوست داشت که من را در این مسیر گذاشت.

خواندن متن کامل در فوتبال ۳۶۰به زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار ورزش