مدیر نمونه کارها از هوش مصنوعی و استراتژی سهام «هالتر» حمایت می کند
دیوید واگنر، مدیر سهام و پورتفولیو در Aptus Capital Advisors، به نتیجه متفاوتی میرسد: او به جای سقوط مبتنی بر رشد، عقبنشینی مبتنی بر احساسات را میبیند و از استراتژی سرمایهگذاری به شکل هالتر حمایت میکند که ذینفعان زیرساخت هوش مصنوعی را با شرکتهای باکیفیتی که ارزششان کاهش یافته است، ترکیب میکند.
صفحه نمایش عملی او برای هر دوی این نوع سهام، هم از نظر قیمت و هم انتظارات سود، شتاب زیادی دارد. او همچنین از اجتناب از شرکتهای کوچک با کیفیت پایینتر که سودی تولید نمیکنند، حمایت میکند.
واگنر با کارولین وودز از TheStreet به گفتگو نشست تا پرونده خود را بسازد:
نقطه شروع واگنر عمدا ساده است. او به جای تلاش برای مبادله هر عنوان ژئوپلیتیک یا بحث سیاستی، بر رشد اقتصادی و سودآوری شرکت ها تمرکز می کند. به نظر او، این دو معیار راهنمای مفیدتری برای شرایط اساسی بازار نسبت به نوسانات روزانه قیمت نفت یا بازدهی خزانه داری ارائه می دهند.
او آخرین فصل درآمد سه ماهه دوم را قوی ترین فصل دوران حرفه ای خود خواند. واگنر گفت میانگین سهام نسبت به سال قبل 15.8 درصد رشد داشته است. او همچنین گفت که سودآوری در S&P 500 با ارزش بازار، شاخص S&P 500 Equal Weight و معیارهای شرکت کوچک در حال بهبود است.
اینها ادعاهای گسترده ای از بازار واگنر است که به جای ارقام گزارش شده مستقل، اما توضیح می دهد که چرا او علیرغم انتظارات برای عقب نشینی در سهام سازنده باقی می ماند.
"من به شدت به ریسک احساسات پاسخ خواهم داد. منظورم این است که هر کجا که در حال حاضر نگاه کنید، همه جا رشد دارد."
- دیوید واگنر، در پاسخ به این سوال که آیا بازار با یک عقب نشینی مبتنی بر احساسات یا رشد مواجه است.
تمایز واگنر اهمیت دارد زیرا نحوه تفسیر سرمایه گذار از کاهش را تغییر می دهد. عقب نشینی مبتنی بر احساسات افت ناشی از ترس، عدم اطمینان یا تغییر ناگهانی در خلق و خوی بازار است، حتی زمانی که تصویر رشد گسترده تر دست نخورده باقی بماند. عقب نشینی مبتنی بر رشد نشان دهنده تضعیف شرایط کسب و کار است و می تواند برای سهام سخت تر باشد.
او گفت که این دو نوع در نمونه های اخیر متفاوت به نظر می رسند. واگنر خشم تعرفه 2025 را به عنوان یک ترس از رشد توصیف کرد که باعث کاهش 17 درصدی بازار از اوج به پایین شد. او عقب نشینی مرتبط با مناقشه ایران در اوایل سال را به عنوان یک ترس از احساسات توصیف کرد و بازار حدود 7 تا 8 درصد کاهش یافت.
اینها صرفا نمونههایی هستند که چارچوب او را نشان میدهند، هرچند، پیشبینی نیست که هر کاهشی در آینده از همان الگو پیروی کند.
از نظر او نرخ ها یک نگرانی کوتاه مدت است. واگنر بازدهی 10 ساله خزانه داری 5 درصدی را مشاهده می کند که به گفته او می تواند بر احساسات تاثیر بگذارد و بخش های گران تر بازار را تحت فشار قرار دهد.
بازدهی بالاتر (بازده سالانه ای که از قیمت بازار اوراق قرضه دولتی حکایت دارد) می تواند ارزش فعلی را که سرمایه گذاران به سود شرکت های آتی اختصاص می دهند کاهش دهد، که می تواند بر قیمت سهام فشار نزولی وارد کند، به ویژه برای شرکت هایی که سود مورد انتظار آنها در آینده بیشتر است.
با این حال واگنر بر سرعت افزایش بازده تنها در سطح تاکید دارد. یک حرکت سریع میتواند سرمایهگذاران را وادار به ارزیابی مجدد سریع ارزشهای سهام کند، در حالی که بازدهی بالاتری که به تدریج توسعه مییابد ممکن است برای بازارها راحتتر باشد. به همین دلیل است که تز او اجازه می دهد تا بی ثباتی مداوم را بدون در نظر گرفتن هر انفجار ناگهانی نوسان به عنوان مدرکی مبنی بر پایان یافتن گسترش، ارائه دهد.
واگنر نگرانیهای کلان موقت را از موضوعی که معتقد است میتواند اساس بازار را تغییر دهد جدا میکند: کاهش معنیدار هزینههای هوش مصنوعی.
هوش مصنوعی در سالهای اخیر بیشتر روایت رشد را هدایت کرده است و کاهش هزینهها برای تجهیزات و امکاناتی که از آن پشتیبانی میکنند، میتواند بر انتظارات در سراسر فناوری، نیرو و شرکتهای صنعتی تأثیر بگذارد.
"هوش مصنوعی داستان اصلی بوده است. این شخصیت اصلی بازار در سه سال گذشته بوده است، و فکر میکنم که در چند سال آینده همچنان شخصیت اصلی خواهد بود."
- دیوید واگنر، وقتی در مورد بزرگترین خطر برای بازار پرسیده شد
واگنر تجارت هوش مصنوعی را به عنوان حبابی توصیف نمی کند که به ناچار باید پایان بدی داشته باشد، اگرچه این دیدگاه به طور فزاینده ای رایج شده است. به عنوان مثال، جان هیگینز، مشاور اقتصادی، گفت که "نشانه هایی می بیند که ما اکنون در مراحل پایانی حباب در هوش مصنوعی هستیم."
مقایسه غیرمستقیم واگنر این است که برخی رونق های سرمایه گذاری می تواند زیرساخت های مفیدی را پشت سر بگذارد، در حالی که سفته بازی ناشی از بدهی در یک کالا می تواند مخرب تر باشد. او حباب دات کام 1999 را در دسته اول و شیدایی حباب لاله هلندی را در دسته دوم قرار داد.
این تمایز به توضیح ترجیح او برای کسبوکارهایی که ورودیهای فیزیکی مورد نیاز برای ساخت هوش مصنوعی را میفروشند، کمک میکند.
با این حال، او اعتراف می کند که سیاست همچنان می تواند ترسی کوتاه مدت ایجاد کند. واگنر گفت که مراکز داده به بخشی از بحث های مربوط به مقرون به صرفه بودن در تگزاس و اوهایو تبدیل شده اند و این احتمال را افزایش می دهد که سرمایه گذاران ممکن است نگران هزینه های سرمایه ای کندتر (CapEx) باشند. CapEx پولی است که یک کسب و کار برای دارایی های طولانی مدت مانند مراکز داده، تجهیزات برق و شبکه ها خرج می کند. دیدگاه واگنر این است که گلوگاه به جای مخالفت سیاسی، در دسترس بودن قطعات و زیرساخت ها است، هرچند او اذعان دارد که سیاست می تواند بر احساسات بازار تأثیر بگذارد.
استراتژی هالتر به جای تمرکز یک نمونه کارها در یک موضوع باریک، دو نوع مختلف دارایی را جفت می کند.
ضلع اول هالتر واگنر، شرکت های رشد محور هستند که از کار فیزیکی ایجاد ظرفیت هوش مصنوعی سود می برند. طرف دوم یک شرکت ارزش گرا است که فکر می کند موقتا مورد توجه قرار نگرفته است
در نسخه واگنر از استراتژی سرمایه گذاری هالتر، پایان رشد شامل شرکت Amphenol و Quanta Services، Inc.
آمفنول روش ترجیحی واگنر برای نگاه کردن فراتر از سازندگان تراشههای آشنا و ابر مقیاسکنندهها (شرکتهای غولپیکر محاسبات ابری که مراکز داده وسیعی مانند آمازون، گوگل و مایکروسافت را اداره میکنند) است.
او آمفنول را به عنوان سیستم اتصالی توصیف کرد که نیرو و داده ها را در اطراف یک رک سرور هوش مصنوعی حرکت می دهد. این شرکت اجزای مورد استفاده در طرحهای مس، فیبر نوری و هیبریدی را میفروشد، وسعتی که واگنر معتقد است نیاز به حدس زدن معماری خاص هوش مصنوعی در آینده را کاهش میدهد.
واگنر گفت که تجارت ارتباطات داده آمفنول به بزرگترین بخش آن تبدیل شده است و با سرعت غیرمعمول سریعی برای شرکت در حال گسترش است و به ارزش گذاری تقریبا 36 تا 37 برابر درآمدهای آینده و نرخ رشد حدود 18 درصد اشاره کرد. (درآمدهای آینده سودهای مورد انتظار تحلیلگران برای یک دوره آتی است. نه ارزش گذاری و نه رشد یک هدف قیمتی هستند و نه تضمینی برای افزایش سهام هستند.)
Quanta Services نشان دهنده سمت قدرت همان ساخت است. استدلال واگنر ساده است: یک مرکز داده نمی تواند بدون برق کار کند، و تقاضای برق جدید به تجهیزات، اتصالات شبکه، ایستگاه های فرعی، تولید و نیروی کار ماهر نیاز دارد. او گفت که Quanta Services بسیاری از کارهای مورد نیاز را قبل از اجرای یک واحد پردازش گرافیکی انجام می دهد.
او همچنین گفت که مدیریت Quanta تخمین زده است که کار مرکز داده آن تقریبا 80٪ تا 90٪ از هر ساخت و ساز مشخصی را تشکیل می دهد، به استثنای تراشه ها. (این ارقام توصیف واگنر از نتایج شرکت و تفسیر مدیریت است، نه برآوردهای مستقل.)
خطر مشخص است. این شرکت ها به ساخت و ساز مرکز داده و هزینه های سرمایه ای هوش مصنوعی وابسته هستند که با سرعتی قوی ادامه می یابد. اگر ابر مقیاسکنندهها از پروژهها عقب نشینی کنند، سهام تامینکنندگان زیرساخت ممکن است آسیب ببیند، حتی اگر کسبوکار بلندمدت آنها سالم بماند.
تز واگنر در اینجا بیشتر دیدگاهی است در مورد جایی که مخارج و تقاضا ادامه خواهد داشت، به جای این که این ادعا باشد که سهام از فروش بازار جدا شده است.
Copart، Inc. طرف دیگر هالتر واگنر را پر می کند. این شرکت یک بازار آنلاین برای وسایل نقلیه مستعمل، آسیب دیده و کلنگ زنی دارد. سهام آن از سال تا به امروز دو رقمی سقوط کرده است، و واگنر را بر آن داشت تا استدلال کند که یک حق امتیاز قوی می تواند زمانی جذاب تر شود که سرمایه گذاران علاقه خود را به داستان کوتاه مدت آن از دست بدهند.
مورد او بر موقعیت رقابتی متمرکز است. واگنر گفت که Copart و رقیب آن، IAA، Inc.، متعلق به Ritchie Bros. Auctioneers Incorporated، از لحاظ تاریخی بازار را تقریبا به طور مساوی تقسیم کرده اند. او گفت که Copart به دلیل مزایای تکنولوژیکی از سال 2020 تا 2024 سهم بازار را به دست آورد، سپس پس از اینکه حراجدهندگان Ritchie Bros که IAA را خریداری کردند و طرحهایی را برای به دست آوردن مجدد سهم ارائه کردند، با فشار مواجه شد.
واگنر نشانه هایی می بیند که کوپارت در حال پاسخگویی است. او به بازگشت یک مدیر اجرایی سابق، مالکیت سهام قابل توجه مدیران اجرایی و برنامه رشد جدید اشاره کرد. او همچنین گفت که کوپارت حدود 5 درصد از سهام خود را در دو سه ماهه قبل بازخرید کرد و معادل 12 درصد از ارزش بازار خود را نقد کرد.
بازخرید سهام، تعداد کل سهام شرکت را کاهش می دهد. اگرچه آنها به طور خودکار ارزش ایجاد نمی کنند، اما سود را بر اساس هر سهم افزایش می دهند، که می تواند سهم را برای خریداران جذاب تر کند و در نتیجه قیمت آن را افزایش دهد.
برای واگنر، نکته این نیست که سقوط سهام به طور خودکار یک معامله است. نکته این است که به دنبال کسب و کاری با کاتالیزور عملیاتی قابل قبول، انعطاف پذیری مالی و دلیلی برای ارزیابی مجدد ارزش گذاری توسط سرمایه گذاران باشید. وقتی از او پرسیده شد که اگر به یک نام با قیمت های فعلی محدود شود، کدام یک از چهار انتخاب خود را می خرید، کوپارت را انتخاب کرد.
روش غربالگری واگنر قابل انتقال ترین بخش رویکرد او است. او خود را یک سرمایه گذار فاکتور می نامد، به این معنی که از ویژگی های قابل اندازه گیری برای شناسایی سرمایه گذاری های بالقوه استفاده می کند. عاملی که او اکنون از آن حمایت می کند، شتاب است، اما او آن را در دو جا جستجو می کند: رفتار قیمتی سهام و تغییر در انتظارات درآمد.
تکانه فنی به روند قیمت سهام اشاره دارد. حرکت بنیادی به بهبود چشم انداز کسب و کار اشاره دارد، مانند افزایش تخمین سود به ازای هر سهم توسط تحلیلگران.
واگنر به طور خاص تغییرات 30 روزه در انتظارات سود هر سهم را مشاهده می کند. سرمایهگذاری که از این معیار استفاده میکند باید محدودیتهای آن را تشخیص دهد: پیشبینیهای تحلیلگران میتوانند دوباره تغییر کنند، و افزایش تخمینها باعث نمیشود شرکتی از ارزشگذاری گران یا کاهش بازار گستردهتر مصون بماند.
این تست دو قسمتی توضیح میدهد که چرا واگنر میتواند صاحب برندگان در زیرساختهای هوش مصنوعی شود و در عین حال به عقبماندههایی مانند Copart نیز نگاه کند. او شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی را میخواهد که انتظارات درآمدی بهتری داشته باشند، در کنار کسبوکارهای باکیفیت که توسط بازار مجددا ارزیابی شدهاند، اما شروع به نشان دادن حرکت اساسی و فنی کردهاند.
رتبهبندی مجدد تغییری در ارزشگذاری است که سرمایهگذاران متعدد مایل به پرداخت برای درآمد یک شرکت هستند.
شرکت مترقی نمونه دیگری از دسته اخیر در بحث واگنر است. او استدلال میکند که تلاشهای فعلی بیمهگر خودرو برای به دست آوردن سهم بازار، حاشیههای پذیرهنویسی را پایین نگه میدارد و بازار را نسبت به ارزشگذاری آن بدبین میکند. او گفت که تغییر بعدی به سمت حاشیههای بالاتر میتواند باعث شود سرمایهگذاران چند برابر سود بالاتری را تعیین کنند.
شور و شوق واگنر حد و مرزی دارد. او گفت که از شرکتهای غیردرآمد (شرکتهایی که سود نمیبرند) اجتناب میکند، بهویژه در میان شرکتهای کوچکتر با اهرم (بدهی) بالا و رشد کند.
نگرانی او این است که این سهام با کیفیت پایین، دورهای غیرعادی طولانی از عملکرد بهتر داشتهاند و در صورت بازگشت نوسانات، میتوانند آسیبپذیر باشند. این یک صفحه نمایش با کیفیت است، نه رد گسترده سهام شرکت های کوچک.
به عبارت دیگر، زمانی که شرایط بازار کمتر بخشنده می شود، ترجیح واگنر برای شرکت هایی با قدرت سود و ترازنامه های بادوام تر است.
رویکرد واگنر برای سرمایهگذارانی طراحی شده است که ریسک بازار سهام را پذیرفتهاند و میتوانند عقب نشینی را بدون اجبار به فروش تحمل کنند.
با تصمیم گیری در مورد اینکه آیا به نظر می رسد ضعف با رو به وخامت رشد یا تغییر احساسات مرتبط است، شروع می شود. سرمایه گذارانی که به این نتیجه می رسند که شرایط کسب و کار در حال ضعیف شدن است، ممکن است خواهان وضعیت دفاعی بیشتری باشند. سرمایه گذارانی که با دیدگاه واگنر موافقند که رشد دست نخورده باقی می ماند، ممکن است بر شرکت هایی تمرکز کنند که چشم انداز سود و روند قیمت آنها در حال بهبود است.
تصمیم بعدی این است که آیا یک هلدینگ دلیل خاصی برای کار کردن دارد یا خیر. برای خدمات آمفنول و کوانتا، دلیل واگنر تقاضای پایدار برای اتصال و زیرساخت نیرو در پشت مراکز داده هوش مصنوعی است. برای Copart، این یک بهبود بالقوه در شتاب سهم بازار است که توسط بازخریدها، پول نقد و تغییرات مدیریتی پشتیبانی می شود. اینها تزهای متفاوتی هستند، بنابراین یک سرمایه گذار باید هر یک را براساس شایستگی های خود ارزیابی کند نه اینکه آنها را به عنوان شرط های قابل تعویض تلقی کند.
در نهایت، موضع صعودی واگنر نباید ریسک ارزش گذاری و تمرکز را از بین ببرد. پورتفولیویی که حول یک چرخه مخارج فناوری واحد ساخته شده است، میتواند در صورت کاهش آن چرخه در معرض نمایش قرار گیرد، در حالی که اگر بهبود عملیاتی آن محقق نشود، کاندیدای چرخش میتواند ارزان بماند.
روش تصمیم گیری ساده است: ترس را از تضعیف عوامل بنیادی متمایز کنید، شواهدی مبنی بر بهبود انتظارات درآمدی درخواست کنید، و مطمئن شوید که هر موقعیت دارای یک کاتالیزور خاص برای کسب و کار است که در صورت کاهش شور و شوق بازار همچنان منطقی است.
پیام اصلی واگنر این است که سرمایه گذاران باید با کاهش احساسات متفاوت با وخامت رشد اقتصادی رفتار کنند. ترجیح او برای زیرساخت های هوش مصنوعی در کنار کوپارت بر این دیدگاه استوار است که قدرت درآمد همچنان گسترده است، در حالی که بزرگترین ریسک بازار کاهش واقعی هزینه های هوش مصنوعی است.
دیوید واگنر در استریت تاک · بخش کامل را تماشا کنید
این داستان در ابتدا توسط TheStreet در 17 سپتامبر 2026 منتشر شد، جایی که برای اولین بار در بخش سرمایه گذاری ظاهر شد. با کلیک کردن در اینجا، TheStreet را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید.
متن اصلی (انگلیسی)
Portfolio manager favors AI & value 'barbell' stock strategy