"مردم فقط نمی خواهند دنیا آنقدر تغییر کند": جنگ بر سر آینده کاری که توسط ژنرال Z انجام می شود
گاد لوانون، اقتصاددان ارشد مؤسسه Burning Glass میگوید: «در آغوش گرفتن شغل واقعی است، اما بیشتر در بخشی از اقتصاد اتفاق میافتد».
در سال 2009، مارک فیشر، وبلاگ نویس و منتقد فرهنگی بزرگ، مفهوم "رئالیسم سرمایه داری" را توصیف کرد و وضعیتی را توصیف کرد که در آن پیروزی این سازمان اقتصادی زندگی چنان کامل بود که تصور جایگزینی برای آن غیرممکن بود. اما فیشر، که در سال 2017 درگذشت، مطمئنا فکر نمی کرد که دو سرمایه داری برای کسب جایگاه برتر با یکدیگر رقابت کنند.
در یک داستان، تز تحقیقات سیترینی "GDP اشباح"، هوش مصنوعی اساسا جایگزینی برای نیروی کار است: کارهای قابل کدگذاری، معمول و رسمی، خودکار یا فشرده میشوند، استخدام برای آن خشک میشود و شرکتهایی که سریعترین حرکت را انجام میدهند برنده میشوند. در مورد دیگر، چیزی شبیه به تز «کار رابطهای» الکس ایماس، هوش مصنوعی مکمل کار است، ارزش قضاوت ضمنی، متنی و دشوار را افزایش میدهد و شرکتهایی که آن را بهعنوان جایگزینی به جای افزایشدهنده نیرو برای مردم میپندارند، بیسروصدا نیروی کار خود را اشتباه قیمتگذاری میکنند.
گاد لوانون، اقتصاددان ارشد مؤسسه شیشه سوزان، این هفته آزمایش ساده و شفافی را انجام داد: رتبهبندی نرخ ترک هر صنعت در مقایسه با تاریخ 25 ساله خودش، به جای نرخ خام هر صنعت دیگر، تقسیم بازار کار به سه سطح که از سال 2022 به بعد بین سرمایهداری یکپارچه حرکت نکردهاند.
در امور مالی، بیمه، اطلاعات، و خدمات حرفهای و تجاری (FIIPB) نرخ ترک به صدک سیزدهم محدوده ۲۵ ساله خودش کاهش یافته است. این شاخص در 1.8 درصد قرار دارد، نسبت به 2.5 درصد در سال 2019، کاهش 28 درصدی و پایینترین میزان از سال 2013. بقیه بخشهای اقتصاد خصوصی در صدک 44 قرار دارند، نزدیک به هنجار تاریخی خود. دولت، آموزش و مراقبت های بهداشتی در صدک 71 قرار دارند که عملا نسبت به سال 2019 تغییر نکرده است.
لوانون در لینکدین نوشت: «در آغوش گرفتن شغل واقعی است، اما بیشتر در بخشی از اقتصاد اتفاق می افتد. "فقط FIIPB سقوط کرده است... زیرا اینجاست که کارها متوقف شده است." لوانون دریافت که اشتغال FIIPB در اوایل سال 2023 به اوج خود رسید و از آن زمان تاکنون در حال کاهش است. مردم زمانی که جایی برای رفتن داشته باشند کار را ترک می کنند و در بخشی که شغل را از دست می دهد، جایی برای رفتن نیست.» داده های اداره آمار کار منتشر شده در 1 سپتامبر نشان می دهد که استخدام خدمات حرفه ای و تجاری تنها در ماه جولای 188000 نفر کاهش یافته است، حتی با افزایش فرصت های شغلی در سطح ملی.
وقتی از لوانون پرسیده شد که پشت این چه چیزی نهفته است – آیا این حتی آغازی برای معکوس شدن «مالیسازی» اقتصاد آمریکا در چهار دهه گذشته بوده است – لوانون به فورچون گفت که احتمالا به این اندازه گسترده نیست. ساده تر، او گفت که این «کاهش شدت کار یقه سفید» است.
تولید FIIPB همچنان در حال رشد بود، نیروی کار مورد نیاز برای تولید آن رشد نکرد. فناوری و انتظارات در مورد آنچه که به زودی انجام خواهد داد، استخدام در کارهای قابل تدوین را سرکوب کرد. او گفت که آغاز این یک «اصلاح پس از ZIRP» بود، کوتاهنویسی برای سیاست نرخ بهره صفر، یا نرخهای بهره پایین تعیینشده توسط فدرال رزرو، اما این شکافی را که «هنوز در سال چهارم در حال افزایش است» توضیح نمیدهد.
یک مقاله کاری جدید از آزمایشگاه اقتصاد دیجیتال استنفورد یک متغیر گمشده دیگر را فراهم می کند: سن. اقتصاددانان اریک برینجولفسون، بهارات چاندار و رویو چن، با استفاده از دادههای حقوق و دستمزد ADP با فرکانس بالا که میلیونها کارگر ایالات متحده را تا ماه ژوئن پوشش میدهد، شواهدی مبنی بر جابجایی شغلی گسترده و اقتصادی پیدا نکردند، اما دریافتند که اشتغال 22 تا 25 نفر در مشاغلی که در معرض هوش مصنوعی قرار دارند، در حال حاضر کمتر از 19 درصد است. کارگران باتجربه در مشاغل مشابه شکاف قابل مقایسه ای را نشان نمی دهند.
این واگرایی به عنوان اخراج نشان داده نمی شود - بلکه به عنوان عدم استخدام نشان داده می شود.
در گزارش موسسه بانک آمریکا که در 9 سپتامبر منتشر شد، یک چروک مشابه وجود دارد: نرخ تغییر شغل ژنرال Z برای اولین بار از سال 2021 از هر نسل دیگر پیشی گرفته است، حتی با کاهش گستردهتر استخدامها، و ژنرال Z بزرگترین افزایش دستمزد را در بین هر نسلی دریافت میکند. در کنار یافتههای استنفورد بخوانید، که به نظر میرسد کارگران جوان از صف برای نقشهای در معرض هوش مصنوعی بیرون رانده میشوند و سریعتر از هر کس دیگری به سمت هر چیزی که باقی میماند تقلا میکنند.
هم تیم لوانون و هم تیم استنفورد، کاهش را در مشاغلی که استفاده از هوش مصنوعی جایگزین وظایف انسانی میشود، پیدا کردهاند، در حالی که مشاغلی که هوش مصنوعی مکمل کارگران است، اشتغال ثابت یا رو به افزایش را نشان میدهند، به ویژه برای کارگران با تجربه. این دو سرمایه داری هستند: قرارداد کار قابل تعویض، نگهداری یا افزایش کار مکمل، در یک اقتصاد، در همان ماه ها.
تایلر کاون ماههاست که این تمایز را در وبلاگ خود، انقلاب حاشیهای، ترسیم کرده است، و تفاوت بین «هوش» خامی که میتواند خودکار شود، از یک سو، و تخصص ضمنی، زمینهای، یا «دانش پولانی» را پس از مایکل پولانی، متکلم مجارستانی-بریتانیایی تجزیه میکند. دادههای حقوق و دستمزد استنفورد نشان میدهد که کار قابل جایگزینی بهطور خاص برای کارگرانی که کمترین تجربه را دارند ناپدید میشود - کسانی که هنوز دانش ضمنی را که مدل کاون میگوید باید از آنها محافظت کند، جمعآوری نکردهاند.
تحقیقات فزاینده ای به مشکل خط لوله اختصاص دارد: دانش ضمنی نسل بعدی از کجا می آید، اگر پله های کارآموزی اولین قربانیان جنگ نیابتی هستند که بر سر آنها می گذرد؟ ممنوعیت فزاینده هوش مصنوعی در دبیرستان ها بخشی از این معادله است، همانطور که مقاله کاری اخیر دیوید اتورر، اقتصاددان "China Shock" و همکارانش نیز چنین است. یک کارآزمایی کنترل تصادفی سه ماهه از 133 وکیل شاغل در ثبت اختراع، در درازمدت، مزایایی را ایجاد کرد که "کاملا در بین وکلای ارشد متمرکز شده است" و وکلای جوان هیچ سود متوسطی از خود نشان ندادند.
نویسندگان نوشتند: "بزرگترین سود حاصل از هوش مصنوعی در نتیجه نصیب وکلایی می شود که کمترین میزان را حفظ کرده اند. تخصص اساسی ممکن است پیش نیازی برای استخراج مهارت های بادوام از تمرینات با کمک هوش مصنوعی باشد."
طعنه آمیز این است که FIIPB به طور نامتناسبی بخشی است که در مورد انقباض خود اظهار نظر می کند، چه از طریق تحقیقات سمت فروش از یک بانک سرمایه گذاری یا مقالات اخبار مالی مانند این. افرادی که وضعیت اضطراری را روایت میکنند نسبت به سایر نقاط کشور به کد پستی آن نزدیکتر هستند. بخش رسانه در چیزی شبیه یک وحشت اخلاقی در مورد هوش مصنوعی است، گاهی اوقات در مورد اخلاقیات نوشتن هوش مصنوعی، گاهی اوقات در مورد سناریوهای روز رستاخیز هوش مصنوعی، اما همچنین در بازی دارای پوسته قابل توجهی است. همانطور که رید آلبرگوتی از Semafor اشاره کرد، ایمنی هوش مصنوعی فرار از مهار باعث ایجاد "داستان فوق العاده سرگرم کننده" می شود.
کوئن به این موضوع فکر کرده است. این ماه در پاسخ به ریاضیدانان - از جمله تری تائو "موتزارت ریاضیات" UCLA - که هشدار داده بودند آخرین پیشرفت های هوش مصنوعی در حال نفوذ به حوزه آنها است، او تمایز دلپذیر کلود فردریک باستیا را بین چیزهای دیده شده و نادیده استناد کرد: هزینه قابل مشاهده برای موقعیت خود به عنوان یک انسان واقعی است. شخصا، با توجه به اینکه چقدر موقعیت شخصی در شیوههای خاص تفکر اقتصادی به دست آوردهام» - اما دستاوردهای نادیدهای در آینده از هوش مصنوعی احتمالا «بسیار عظیم خواهد بود، حتی اگر پزشکان فعلی بتوانند
بسیاری از این مزایا را امروز پیشبینی میکنند.» او تقریبا از هر کسی که به طور حرفه ای در مورد این موضوع می نویسد فراتر رفت: "من متوجه می شوم که هوش مصنوعی روزی به عنوان نویسنده های ستون و وبلاگ بهتر از من تبدیل می شود."
با توجه به دادههای کنارهگیری، آیا کوئن چیزی بیشتر از آنچه که اعترافات خودش نشان میدهد، در واکنش متقابل رسانهها در زمینه هوش مصنوعی میبیند؟ پاسخ او در برابر شکاف پاک مقاومت کرد. او به فورچون گفت: «فکر میکنم واکنشها هم صادقانه و هم به نفع شخصی است، این دو انگیزه با هم کار میکنند. به هر حال، او افزود، بسیاری از «حمایتکنندگان شرکتها» در واقع فکر میکنند که تعرفهها چیز خوبی است و «منفعت طلبی بدبینانه» نیست، اما اتفاقا اشتباه میکنند.
"مردم فقط نمی خواهند دنیا تا این حد تغییر کند."
برای این داستان، خبرنگاران Fortune از هوش مصنوعی مولد به عنوان یک ابزار تحقیق استفاده کردند. یک ویرایشگر قبل از انتشار صحت اطلاعات را تأیید کرد.
این داستان در ابتدا در سایت Fortune.com منتشر شد
متن اصلی (انگلیسی)
‘People just do not want the world to change so much’: The war over the future of work being fought by Gen Z
"Job hugging is real, but it's mostly happening in one part of the economy," says Gad Levanon, chief economist at the Burning Glass Institute.