من از مدیر مدرسه به کارمند مردم شناسی رفتم. گام پایین دقیقا همان چیزی بود که من به آن نیاز داشتم.
رنه دوور در Anthropologie کار می کند. با حسن نیت از Renee Devore رنه دوور 25 سال را در آموزش و پرورش گذراند تا اینکه متوجه شد نمی تواند ادامه دهد. بدون اینکه شغل دیگری داشته باشید یا شریکی برای حمایت مالی از او داشته باشید، کار را ترک کنید. کار در Anthropologie به او فضایی داد تا بفهمد که بدون عنوانش کیست. این مقاله گفته شده بر اساس گفتگو با رنه دوور است. برای طول و وضوح ویرایش شده است. در…
رنه دوور در Anthropologie کار می کند. با حسن نیت از Renee Devore رنه دوور 25 سال را در آموزش و پرورش گذراند تا اینکه متوجه شد نمی تواند ادامه دهد.
بدون اینکه شغل دیگری داشته باشید یا شریکی برای حمایت مالی از او داشته باشید، کار را ترک کنید.
کار در Anthropologie به او فضایی داد تا بفهمد که بدون عنوانش کیست. این مقاله گفته شده بر اساس گفتگو با رنه دوور است. برای طول و وضوح ویرایش شده است.
در سال 2022، من در مرکز خرید در Anthropologie کار می کردم که زنی با تعجب به من نزدیک شد و از من پرسید که چرا در خرده فروشی کار می کنم. او مرا از زندگی قبلی ام به عنوان مدیر مدرسه فرزندش شناخت.
با لبخند به او گفتم: "من دیگر مدیر نیستم."
من 25 سال در آموزش و پرورش کار کرده بودم قبل از اینکه تصمیم گرفتم آن را رها کنم تا آنچه را که بعد از آن انجام می شود دنبال کنم، بدون اینکه بدانم بعدش چیست.
من راه پدرم را دنبال کردم
وقتی بزرگ شدم، پدرم معلم بود. گزینههای زیادی وجود نداشت که در مورد شغلی که میتوانستم داشته باشم، میشناختم، تصمیم گرفتم راه او را دنبال کنم.
در 21 سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و شروع به تدریس کردم. در عرض سه سال، می خواستم چیز دیگری غیر از تدریس را امتحان کنم، احساس می کردم برای من مناسب نیست. من به سن دیگو نقل مکان کردم و خیلی سریع متوجه شدم که تدریس بهتر از مشاغلی است که به من پیشنهاد می شود - مشاغلی که من را پشت میز قرار می دهد. دوباره به تدریس متوسل شدم.
اگرچه تصمیم گرفته بودم به تدریس ادامه دهم، اما در سفر به مکانهای جدید، کاوش در جهانهایی که برایم ناشناخته بودند، به دنبال ماجراجویی بودم، جایی که احساس میکردم کمی خارج از منطقه راحتم هستم. اولین کار رنه دوور در Anthropologie بود با احترام به رنه دوور پس از گرفتن مدرک فوق لیسانس، برای نقش دستیار در حومه لس آنجلس درخواست دادم و در سن 32 سالگی آن را دریافت کردم. یک سال بعد، مدیر شدم. هدفی که در 17 سالگی برای خودم ایجاد کرده بودم - دنبال کردن شغلی در مدیریت آموزش - محقق شده بود.
احساس می کردم هیچ حمایتی ندارم
من هزاران نفر از افراد با موفقیت را رهبری می کردم و به خلاقیت فراوان اجازه دادم مدرسه و جامعه را بسازم و توسعه دهم. اما وقتی منطقه مدرسه را تغییر دادم، تقریبا همزمان با فوت پدرم، احساس میکردم که دیوارهایم شروع به فرو ریختن کردند.
با وجود اینکه توانایی داشتم، اما هیچ کس نبود که مرا توسعه دهد یا از من حمایت کند تا سرپا بمانم. من آن کسی نبودم که شغل از من انتظار داشت. من حبابی، مهربان، خلاق و صلحجو بودم. اما این آدمی نیست که من وقتی کار می کردم. من همیشه ماسک زده بودم. طاقت فرسا بود.
در سال 2017، و 10 سال از دوران رهبری من، برای یک تعطیلات کوتاه به مکزیک رفتم. آنجا با مردی آشنا شدم که سه ماه بدون دستمزد از کارش وقفه گرفته بود. حسادت کردم و به سر کار برگشتم و از مردم پرسیدم که آیا اگر همین کار را بکنم دیوانگی خواهد بود. هیچ کس فکر نمی کرد دیوانه به نظر برسد.
کاندو، ماشین، تمام اثاثیه و تمام لباسهایم را فروختم و رفتم تا خودم و کارهای بعدی را در پورتو والارتا پیدا کنم. امروز، این خیلی غیرعادی نیست، اما به ندرت کسی در آن زمان چنین کاری را انجام می داد.
من دچار حمله پانیک شدم
انتظارات زیادی برای اتفاقاتی که در مکزیک رخ خواهد داد، داشتم و فکر میکردم با دانستن اینکه قدمهای بعدیام چیست، برمیگردم. این اتفاق نیفتاد. اگرچه آن سال یک سال آرام نقاشی بود (یک سرگرمی جدید که انتخاب کرده بودم)، من وضوح نداشتم و در پایان یک سال به خانه برگشتم، به تحصیل بازگشتم. احساس میکردم در جعبهای گیر کردهام، مدیریت آموزش و پرورش تنها کاری بود که میتوانستم انجام دهم.
پس از یک سال بازگشت به دنیای آموزش، دچار حمله پانیک شدم. انگار دچار حمله قلبی یا سکته شده بود. نمی دانستم چه خبر است. با درمانگرم تماس گرفتم و او را از دوران بازنشستگی بیرون آوردم. او به من کمک کرد تا آرام شوم و با هم تصمیم گرفتیم که برای یک ماه از FMLA استفاده کنم و بفهمم که چه اتفاقی می افتد.
در طول آن ماه، می دانستم که هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم آن کار را ادامه دهم. به رئیسم گفتم دیگر برنمی گردم و در ژوئن 2022 تمام می کنم. هیچ برنامه ای وجود نداشت. هیچ تصوری از اینکه بعدا باید چه کار کنم وجود نداشت. شریکی برای تامین مالی وجود نداشت.
من فقط می دانستم که هرگز نمی توانم به احساس گرفتار شدن، به آن فشار، پوشیدن ماسک برای سر کار هر روز برگردم. من تمام شده بودم.
من 401(k) خود را داشتم، مقداری پس انداز داشتم. اما مهمتر از همه، می دانستم که همه چیز را کشف خواهم کرد. قبلا چیزهایی را فهمیده بودم و دوباره این کار را انجام خواهم داد.
برای یافتن کار به مرکز خرید رفتم
اولین کار من در Anthropologie بود. من دو ماه پس از پایان کار 25 ساله ام به مرکز خرید رفتم و خواستم مدیر را ببینم. من با ناهنجاری به او گفتم که من به تازگی شغل خود را به عنوان یک مدیر ترک کرده ام. او پرسید که آیا دنبال کار می گردم؟
گفتم: بله. "حدس می زنم من هستم."
او به من گفت که باید به صورت آنلاین درخواست بدهم و دو هفته بعد شروع به کار پاره وقت در Anthropologie کردم، فروشگاهی که دوستش داشتم و سالها هر هفته به آن سر میزدم.
کار کردن در آنجا به فرصتی برای سکون تبدیل می شود، برای من که ساکن شوم. نیازی نبود که هویت من در عنوان من به عنوان اصلی یا در حقوق من درج شود. آنجا یاد گرفتم که کافی هستم - فقط من.
ماهها به سیستم عصبیام این فرصت را دادم تا آرام شود و از فشار خارج شود. من کاری کردم که شدید نبود. من بازی کردم. لذت بردم
زمان زیادی طول کشید - بیش از یک سال - اما در نهایت تصمیم گرفتم که چه چیزی در آینده اتفاق بیفتد، که در نهایت ترکیبی از مربیگری زندگی، سخنرانی انگیزشی و مالکیت کسب و کار خودم بود.
آن گره گشایی پس از چنین حرفه ای طولانی و شدید یک شبه اتفاق نمی افتد، حداقل برای من اینطور نبود. اما وقتی این اتفاق افتاد، بالاخره میتوانستم ببینم کجا میخواهم بروم و چه کاری میخواهم انجام دهم.
مقاله اصلی را در Business Insider بخوانید
متن اصلی (انگلیسی)
I went from school principal to Anthropologie employee. The step down was exactly what I needed.
Renee Devore works at Anthropologie. Courtesy of Renee Devore Renee Devore spent 25 years in education before realizing she couldn't keep going. Devore quit without another career or a partner to financially support her. Working at Anthropologie gave her space to figure out who she was without her title. This as-told-to essay is based on a conversation with Renee Devore. It has been edited for length and clarity. In…