پرش به محتوای اصلی

من با کسی زندگی کرده ام اما با سابقم ارتباط بیشتری دارم. باید ترک کنم؟

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه، ساعت ۰۸:۳۰حدود 7 دقیقه مطالعه

از رو بپرسید: "نمی‌خواهم در 80 سالگی به گذشته نگاه کنم، بپرسم: چرا از این فرصت استفاده نکردی؟"

رو عزیز،

من دوباره با شریک سابقی که سال هاست ندیده ام تماس گرفته ام. ما ارتباط بسیار قوی داشتیم و داریم، به خصوص از نظر احساسی. من در طول سال‌ها مدام به او فکر کرده‌ام، اما اخیرا از زمان کووید، زمانی که بعد از آن (و مرگ والدینم) متوجه شدم که در زندگی‌ام خوشحال نیستم، فکر کرده‌ام. من احساس می کنم کاملا گیر کرده ام. من یک زندگی را با کسی ساخته‌ام، اما واقعا برای من هیچ ارزشی نداشت، زیرا همه چیز بر اساس شرایط او، در شهرستان آنها، اداره کسب و کار خانوادگی‌شان. من برای آنها فداکاری کرده ام اما خوشحال نیستم.

احساس می کنم بالاخره این فرصت را دارم که برای من زندگی کنم، قبل از اینکه خیلی دیر شود. من در حال حاضر به دلیل ارثی استقلال مالی دارم، بنابراین می توانم تجارت را ترک کنم. این شخص دیگر مرا به خودم برگردانده است. آنها به من گوش می دهند و از من به خاطر شخصیتی که هستم قدردانی می کنند، نه فقط کاری که می توانم برای آنها انجام دهم. خوب است که برای من همانگونه که هستم خواسته شده باشید. من برای اولین بار بعد از سالها احساس زنده بودن می کنم.

بنابراین مسئله من این است: آیا من کاملا با این شخص صحبت می کنم و به او می گویم دقیقا چه احساسی در من ایجاد می کند و خطر طرد شدن را می پذیرم؟ هر چه بزرگتر می شوم بیشتر متوجه می شوم که نمی خواهم در 80 سالگی به گذشته نگاه کنم و بپرسم: چرا از این فرصت استفاده نکردی؟ شریک زندگی من آدم بدی نیست، اما فکر می‌کنم گاهی اوقات در زندگی افراد بعد از هیجان اولیه جذابیت جنسی، با شریک طولانی مدت اشتباهی روبرو می‌شوند. این از بین می رود، اما ویژگی های دیگر در افراد ماندگار است و من نیاز دارم که شریک زندگی من بهترین دوست من باشد. با این کجا باید برم؟

از رو بپرسید: سوالات جنسی و رابطه خود را به صورت ناشناس ارسال کنید

من جزئیات وضعیت شما را نمی دانم و نمی توانم آینده را پیش بینی کنم، اما می گویم که به ندرت فکر می کنم که شرکای سابق کلید آینده ما را در دست دارند - حداقل نه به تنهایی. بسیاری از مسائل همپوشانی در اینجا اتفاق می افتد و من می ترسم که به جای پرداختن به آنها به طور کامل، یک روایت ساده شده را هم به شریک زندگی خود و هم برای سابق خود ارائه دهید. یکی به عنوان مشکل، یکی به عنوان ناجی انتخاب شده است، و در ساختن این روایت های ساده، شما اساسا تمام مسئولیت خوشبختی یا ناامیدی کل زندگی خود را به عهده این زنان گذاشته اید.

اما حقیقت این است که شما بسیار بیشتر از آنچه فکر می کنید قدرت دارید. قدرت تغییر زندگی خود و شروع زندگی واقعی تر و شجاعانه تر. اما آن زندگی شجاعانه و اصیل صرفا با فرار از یک موقعیت ناخوشایند به یک فانتزی آغاز نمی شود - بلکه با نگاه کردن به انتخاب هایی که انجام داده اید، دلایل پشت آن انتخاب ها و تصمیم گیری برای انتخاب متفاوت آغاز می شود.

و بازگشت به همسر سابقتان به سمت یک فانتزی دویدن خواهد بود، حتی اگر به نتیجه برسد. برای من جالب است که به دلیل جدایی خود و سابق خود اشاره نمی کنید، در حالی که به طور همزمان ارتباط اولیه خود را با شریک فعلی خود به عنوان یک جاذبه جنسی تضعیف می کنید. باز هم، یک روایت ساده شده در اینجا ایجاد می شود، که در آن احساسات فعلی شما به عنوان حقیقت عینی و عینی این زنان و موقعیت شما تلقی می شود.

این طرز فکر ادعا می کند که چون احساسات شما نسبت به شریک زندگی تان کاهش یافته است، عشقی که به اشتراک گذاشته اید هرگز واقعی نبوده است. و از آنجایی که شما دوباره جذب سابق خود شده اید، آنها همیشه همان کسانی بودند که قرار بود با آنها باشید.

اما واقعیت این است که شما و سابقتان به دلیلی از هم جدا شدید. شما با شریک زندگی خود زندگی کرده اید و مقایسه فشارها و مشکلات روزمره و پیش پاافتادگی یک رابطه طولانی مدت با خیال پردازی ایده آل شخص دیگری بسیار آسان است. قبلا به خود در مورد خطرات رمانتیک کردن اولین مراحل هیجان و جذابیت هشدار داده اید - پس این کار را با همسر سابق خود انجام ندهید.

خطر تکرار الگوها در اینجا وجود دارد، به همین دلیل است که باید سعی کنید ابتدا مسائلی را که در رابطه فعلی خود با آن روبرو هستید حل کنید، حتی اگر در نهایت تصمیم به پایان دادن به آن داشته باشید. انجام این کار به این معنی است که چه بمانی و چه بروی، تغییر واقعی امکان پذیر خواهد بود. بدون انجام این کار، شما به سادگی از یک رابطه فرار می کنید و به خیالات دیگر می روید و احتمالا همه مشکلات خود را با خود به همراه خواهید داشت.

شما می گویید که فداکاری کرده اید و در زندگی ای زندگی می کنید که بر رویاها و خواسته های دیگران متمرکز است، نه آرزوهای خودتان. چطور این اتفاق افتاد؟ آیا این اتفاق به این دلیل است که شما ایده‌های درونی‌شده‌ای در مورد اینکه یک شریک خوب باید انجام دهد، داشتید؟ آیا رویاهای روشنی از خود ندیدی؟ آیا به این دلیل است که نیازهای خود را در روابط بیان نمی کنید؟ آیا پیروی از برنامه مشخص شده شخص دیگری راحت تر از جعل برنامه خود بود؟ آیا تا به حال ابراز ناراحتی کرده اید یا سعی کرده اید روش جدیدی برای زندگی در این رابطه ایجاد کنید، یا از ناراحتی ناشی از داشتن یک دیو اجتناب کرده اید.

مکالمه دشوار، ایجاد اختلال، یا انجام کار سخت جسارت به ناشناخته و نامطمئن؟

شما اکنون از نظر مالی مستقل هستید و می توانید یک زندگی جدید، یک شغل جدید، یک روش جدید برای زندگی بسازید. چرا در رابطه فعلی شما امکان پذیر نیست؟ آیا شما حتی سعی کرده اید، یا با شریک زندگی خود صحبت کرده اید؟

این سوالات برای شما مهم است که صادقانه به آنها پاسخ دهید. من شک ندارم که فشارها، تعهدات و انتظارات خانوادگی بر شما سنگینی کرده است - اما شما نیز انتخاب های فعالی انجام دادید. در نظر بگیرید که چگونه اجتناب از این کار در رابطه فعلی خود و فرار به فانتزی یک زندگی کامل با سابق خود با رشته ای از اجتناب، ترس از عدم اطمینان، و سپردن مسئولیت مسیر زندگی خود به شخص دیگری مرتبط است.

شما می گویید از اینکه همسر سابقتان شما را رد کند می ترسید، اما فکر می کنم از اینکه شریک زندگی تان شما را رد کند، اگر نیازهایتان را بیان کنید، می ترسید - و حتی یک مسئله عمیق تر وجود دارد که مدام خودتان را رد می کنید. نمی دانم از چه زمانی شروع به رد خواسته های خود، صدای خود، قدرت و اختیار خود کردید؟ از چه زمانی شروع به رد دیدگاه خود برای زندگی کردید و شروع به روی آوردن به افراد دیگر برای ارائه پاسخ به شما کردید؟

شریک زندگی من با همکارم رابطه نامشروع دارد اما می گوید که بچه دیگری می خواهد.

فعلا این دو زن را از معادله حذف کنید. خودتان از زندگی چه می خواهید، بدون اینکه به دیگران وابسته باشید تا آن چشم انداز را برای شما بسازند؟ اگر نمی توانید آن را تصور کنید، شاید در نظر بگیرید که این زنان مشکل یا پاسخ نیستند، بلکه نشانه های عدم شفافیت درونی شما هستند - و شاید این چیزی است که باید روی آن کار کنید.

چه معنایی دارد که اکنون شروع به زندگی کردن با حقیقت خود کنید، نیازهای خود را به شریک زندگی خود بیان کنید، انتخاب هایی را انجام دهید که به نظر شما درست باشد، بدون اینکه صرفا به سمت شخص دیگری دویدن؟ اگر این کار را انجام دهید و شریک زندگیتان از شما حمایت کند و این فصل جدید از زندگی را با شما آغاز کند، خواهید فهمید که رشد با کسی به چه معناست. اگر او این کار را نکند، شما می‌توانید با دانستن اینکه این کار را به جای فرار ساده، با صداقت، شجاعت و اصالت انجام می‌دهید، ترک کنید.

شریک زندگی من می خواهد خانه ای بخرد اما من می ترسم رویای او را برآورده کنم، نه رویای خودم

برای شروع تلاش برای زندگی واقعی منتظر نباشید تا با سابق خود باشید. اکنون این کار را انجام دهید، حقیقت خود را با صدای بلند بگویید. ببین چی میشه مهم نیست که در نهایت با چه کسی روبرو می شوید، باید به خودتان متعهد باشید. به من اعتماد کنید، شما بیشتر از هر کس دیگری در مورد خوشبختی و هدف زندگی خود پاسخ می دهید.

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

‘I’ve built a life with someone but I feel more connection with my ex. Should I leave?’

Ask Roe: ‘I don’t want to end up at 80 looking back, asking: why didn’t you take the chance?’

همه‌ی اخبار جهان