"من برای چه هستم؟" کتی تیلور با همان سوال بازنشستگی روبرو می شود که همه ما انجام می دهیم، زودتر
بسیاری از افراد بازنشسته متوجه می شوند که مجبورند همه چیز را دوباره شروع کنند
کیتی تیلور در آینده چه خواهد کرد؟ پس از خداحافظی کروک پارک، خبرنگاران از او پرسیدند و پاسخ کمی مبهم بود: پاها را بالا بگذار، استراحت کن، صورتم را با شکلات پر کن. خوب، او به شکلات اشاره نکرد. اما تلویحا بود.
او نیازی به نگرانی در مورد جنبه های مالی نخواهد داشت، اما آنچه که با آن روبرو خواهد شد - زمانی که شکلات ها را تمام کرد - شبیه چیزی است که افراد 20 و 30 سال بزرگتر از او باید با آن دست و پنجه نرم کنند: درک این که اگرچه ممکن است یک حرفه به پایان رسیده باشد، اما زندگی به پایان نرسیده است.
از نظر عقلی، او قبلا این را می داند. بسیاری از افراد اخیرا "بازنشسته" (کلمات وحشتناک) این را می دانند. با این حال، برای کسانی که برای زندگی پس از کار برنامهریزی نکردهاند، ممکن است یک حس ناگهانی و طاقتفرسا از جابجایی وجود داشته باشد: داستانی که آنها درباره خودشان گفتهاند ناگهان از معنا و هدف پاک میشود. دیگر قوس روایی وجود ندارد. اگر به زندگی خود به عنوان یک سریال نتفلیکس فکر می کنید، بسیاری از اکشن ها، چه بخواهید چه نخواهید، در دفتر اتفاق می افتد.
بعضی ها برنامه ریزی می کنند برخی از افراد از نظر روانشناختی از انجام هیچ کاری راضی هستند و بقیه عمر خود را به عنوان تعطیلات طولانی تلقی می کنند. با این حال، من گمان میکنم که اکثر مردم به نوعی هدفمندی نیاز دارند تا بتوانند به این سؤال پاسخ دهند: من برای چه چیزی هستم؟
کیتی تیلور حرفه ای متمرکز بر هدف داشت که بر اساس برد یا باخت در مبارزات بود. هر کاری که او بعدا انجام دهد احتمالا آن لحظات تعیین کننده را نخواهد داشت و تقریبا مطمئنا معیارهای کاملا متفاوتی برای تعیین موفقیت خواهد داشت. پیروزی ها و شکست ها ممکن است کوچک و افزایشی باشد. او ممکن است در بوکس، تمرین یا مدیریت بماند. اما این مشاغل به مجموعه مهارت های متفاوتی نیاز دارند. او ممکن است متوجه شود که آنها را دوست ندارد. او ممکن است متوجه شود که در آنها چندان خوب نیست.
و این مشابه وضعیتی است که بسیاری از افراد «بازنشسته» در آن قرار دارند. با داشتن یک زندگی با شکلی قابل شناسایی، که عمدتا مملو از کار و خانواده است، اکنون باید همه چیز را از نو شروع کنند. مانند یک نوجوان گواهی پیش از ترک، آنها باید کشف کنند که ممکن است به چه چیزهایی علاقه مند باشند یا استعدادهای قبلا ناشناخته ای که ممکن است داشته باشند. نوشته شده، جالب و حتی هیجان انگیز به نظر می رسد. اما اگر 70 سال سن دارید، شاید نه چندان زیاد. شما برای چندین دهه کار کرده اید. شما باهوش هستید و چندان مشتاق نیستید که دوباره خودتان را کشف کنید.
مردم احتمالا تا آخر عمر کتی تیلور را می شناسند. با این حال حتی آن نیز به مرور زمان محو خواهد شد. بدون شک او اشیاء فیزیکی زیادی دارد تا به دستاوردهایش شهادت دهد، اما دیگر هرگز تجربه نخواهد کرد که 83000 نفر نام او را صدا بزنند. این اعتبار بسیار زیادی است.
و باز هم، این شبیه به چیزی است که برای یک فرد پس از کار است. آنها از موقعیتی که میتوانند احساس موفقیت را تجربه کنند، جایی که همکاران یا کارفرمایشان ممکن است گهگاه از آنها تمجید کنند، به موقعیتی میروند که اصلا مورد تحسین قرار نمیگیرند. ارزش آنها تبخیر شد.
با افزایش سن ایرلند، تعداد فزایندهای از مردم این احساسات را تجربه میکنند و با آن - شما امیدوارید - یک درک کلی که ارزش زندگی هر یک از ما کمی بیشتر از تعداد مشارکتهای ما در PRSI است.
شان مونکریف: کلمه "قدیمی" به یک توهین تبدیل شده است. اگر پیر هستید، همه چیز تمام شده است
در واقع، ممکن است نیاز داشته باشیم که برای همه در این مورد تجدید نظر کنیم. جوانان امروز چندین بار در طول زندگی خود شغل خود را تغییر می دهند. امروزه جوانان برای مشاغلی آموزش می بینند که در یک دهه ممکن است با هوش مصنوعی جایگزین شوند.
بسیاری از مشاغل را می توان از این طریق ریشه کن کرد. ممکن است به نقطهای برسیم که مشاغل کافی برای ادامه دادن نباشند، جایی که بخشی از جمعیت همیشه «بیکار» یا «بازنشسته پیش از موعد» یا هر راهی که برای توصیف آن انتخاب میکنیم، باشند. آنها چه خواهند کرد؟ آنها در مورد خود چه احساسی خواهند داشت؟
درست مانند کیتی تیلور، هیچ یک از ما نمی دانیم که آینده چگونه خواهد بود. نه حتی شرکت های هوش مصنوعی. البته به جز این که پول بیشتری هم خواهند داشت.
متن اصلی (انگلیسی)
‘What am I for?’ Katie Taylor faces the same retirement question we all do, just sooner
Many retired people find themselves having to start all over again