من سرطان را در 23 سالگی شکست دادم. دو سال بعد، از یک چشم نابینا شدم
اگر در حال گذار نبودم، سرطان ممکن بود هرگز در آن زمان کشف نمی شد.
وقتی از کولونوسکوپی بیدار شدم، پزشکان به من گفتند که سرطان روده بزرگ دارم. مات و مبهوت بودم. نه تنها انتظار تشخیص را نداشتم، بلکه حتی نمی دانستم سرطان روده بزرگ چیست.
این روش به دلیل خونگیری غیرطبیعی بود که در معاینه سالانه درمان جایگزینی هورمون (HRT) من پیدا شد. من از 19 سالگی HRT را شروع کرده بودم و از مرد به زن شروع کردم، بنابراین آزمایش خون منظم بخشی از مراقبت من بود.
با نگاهی به گذشته، تشخیص منطقی بود. من اولین بار در 16 سالگی خونریزی مقعدی را تجربه کردم و به من گفتند که هموروئید است. در اواخر نوجوانی و اوایل 20 سالگی، به نظر می رسید دائما بیمار بودم. من همیشه خسته بودم و با کمردردی که به عنوان سیاتیک تشخیص داده می شد، همراه با ذات الریه، سیاه سرفه، زخم معده و حملات استفراغ مواجه بودم.
من از یک بیماری بهبود می یابم تا به بیماری دیگری مبتلا شوم. با این حال، سرطان آخرین چیزی بود که انتظار داشتم.
من آزمایش داده ام و هیچ سابقه خانوادگی سرطان یا شرایط ژنتیکی وجود ندارد. بنابراین، علت سرطان روده بزرگ من یک راز است.
در دسامبر 2017، سه هفته پس از تشخیص، من تحت عمل کولکتومی قرار گرفتم. جراحان یک تومور 5 سانتی متری، 30 سانتی متر از روده بزرگ و 25 غدد لنفاوی من را برداشتند. دو مورد از آنها برای سرطان مثبت بود. پزشکان بعدا متوجه شدند که تومور به دور یک عصب پیچیده شده است و باعث ایجاد علائمی شده است که با سیاتیک اشتباه گرفته شده است.
یک ندول 5 میلی متری نیز در ریه چپ من پیدا شد، اما آنقدر کوچک در نظر گرفته شد که نگران کننده نباشد. پس از 12 دور شیمیدرمانی با دوز کامل FOLFOX در سال 2018، ندول ناپدید شد و اعلام شد که هیچ شواهدی از بیماری (NED) ندارم.
انکولوژیست من بیمارستان را ترک کرد و هیچ کس مرا دنبال نکرد. من جوان بودم، فکر کردم همه چیز خوب است و به زندگی ام ادامه دادم.
به درس خواندن برگشتم، روی انتقالم تمرکز کردم و به عنوان تکنسین دامپزشکی کار کردم. به مدت دو سال، سرطان مانند چیزی بود که برای شخص دیگری اتفاق افتاده است.
سپس در 26 سالگی تحت عمل جراحی زنانه سازی صورت قرار گرفتم.
انتظار داشتم بیشتر شبیه خودم از خواب بیدار شوم. در عوض، از خواب بیدار شدم که از چشم چپم نمی دیدم.
پزشکان من را با انسداد شریان مرکزی شبکیه (CRAO) تشخیص دادند، که زمانی اتفاق میافتد که رگ خونی اصلی تامینکننده شبکیه مسدود شود. ناگهان از یک چشمم کور شده بودم.
در حالی که پزشکان عجله داشتند تا بفهمند چه چیزی باعث آن شده است، اسکن پس از اسکن را درخواست کردند. آن اسکن ها دو ندول را نشان دادند، یکی در هر ریه.
سپس با یک انتظار یک ساله مواجه شدم. ندول ها باید تا حدود 1 سانتی متر رشد کنند تا پزشکان بتوانند آنها را بیوپسی کنند.
بدترین ترس من در نهایت به واقعیت تبدیل شد: سرطان روده بزرگ بازگشته بود. این بار مرحله IV بود و به ریه های من سرایت کرده بود.
اگر در حال گذار نبودم، سرطان ممکن بود هرگز در آن زمان کشف نمی شد.
شیمی درمانی را دوباره شروع کردم و درمان هدفمند را شروع کردم، سپس در سال 2021 تحت دو عمل جراحی ریه قرار گرفتم. درمان را در ژانویه 2022 به پایان رساندم و از آن زمان تاکنون اسکن های منظم انجام داده ام.
15 سپتامبر 2021، آخرین روزی بود که سرطان در بدن من وجود داشت. از آن زمان تاکنون، هر آزمایشی هیچ شواهدی از بیماری را نشان نداده است.
امروز، من داستانم را به اشتراک میگذارم زیرا میخواهم افراد دیگری که با سرطان مواجه هستند، امیدوار باشند. شانس های وحشتناکی به من داده شد، با این حال من هنوز اینجا هستم.
آمار سرطان می تواند ترسناک باشد، به خصوص زمانی که بیماری گسترش یافته است. اما آمار همه چیز را بیان نمی کند. افرادی مثل من هستند که هنوز اینجا هستند، هنوز زندگی خود را می گذرانند و هنوز برای آینده برنامه ریزی می کنند.
من می خواهم دیگران بدانند که برای زنده ماندن از سرطان لازم نیست ابرقهرمان باشید. شما می توانید ترسیده باشید. شما می توانید معمولی باشید. و شما هنوز هم می توانید از آن عبور کنید.
جنی ترفزگر 32 ساله است که در حال حاضر در Lewes، Delaware زندگی می کند. او اکنون به طور مرتب از اینستاگرام برای به اشتراک گذاری استوری خود استفاده می کند @ urgeforpermanence.
متن اصلی (انگلیسی)
I Beat Cancer at 23. Two Years Later, I Woke Up Blind in One Eye
If I hadn't been transitioning, the cancer may never have been discovered when it was.