پرش به محتوای اصلی

من عملیات نظامی را برنامه ریزی کردم. هوش مصنوعی با ارزش ترین مهارت من را ساخته است | نظر

نیوزویک۱۴۰۵ شهریور ۲۶, پنجشنبه، ساعت ۱۵:۴۲حدود 5 دقیقه مطالعه

فرآیندی که تفنگداران دریایی در من ایجاد کردند - تفکر اول محدودیت - به یکی از کمیاب ترین مهارت ها در اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل شده است.

من متوجه ارزشمندترین چیزی که تفنگداران دریایی به من دادند تا زمانی که شاهد مبارزه هوش مصنوعی با مشکلی بودم که همه تصور می‌کردند باید به راحتی حل شود را مشاهده نکردم.

من روی یک پروژه هوش مصنوعی سازمانی کار می کردم که یک توسعه دهنده با استعداد از سیستم خواست تا ده ها عملکرد نرم افزاری را در یک پلتفرم ادغام کند. هوش مصنوعی به سرعت کار کرد، اما نتایج از واقعیت دور شد. رکوردها در مکان های اشتباه فرود آمدند. قوانین تجاری دیگر با عملیات مطابقت نداشتند. پس از چندین تلاش، نتیجه گیری واضح به نظر می رسید: فناوری آماده نبود.

با تماشای آشکار شدن آن، سوال متفاوتی پرسیدم: آیا قبل از اینکه از هوش مصنوعی بخواهیم آن را حل کند واقعا به مشکل فکر کرده بودیم؟

آن لحظه نحوه نگرش من به هوش مصنوعی و حرفه خودم را تغییر داد. من متوجه شدم که فرآیند تفکر تفنگداران دریایی طی هفت سال به عنوان افسر پیاده نظام (چیزی که اکنون به عنوان تفکر اول محدودیت توصیف می‌کنم) به یکی از کمیاب‌ترین مهارت‌ها در اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل شده است.

ما آموزش دیدیم تا ماموریت را تعریف کنیم، محدودیت ها را درک کنیم، مفروضات خود را به چالش بکشیم و تنها پس از آن شروع به اجرا کنیم. هوش مصنوعی به همان رشته پاداش می دهد.

وقتی مردم در مورد خدمت سربازی صحبت می کنند، اغلب بر رهبری، نظم و انضباط یا انعطاف پذیری تمرکز می کنند. آن درس ها اهمیت داشت. با این حال، درسی که به طور غیرمنتظره ای ارزشمند بود، آموختن این بود که چگونه قبل از برداشتن اولین قدم از طریق عدم اطمینان فکر کنید.

بیشتر زمان من در تفنگداران دریایی شامل برنامه ریزی عملیات پیچیده آبی خاکی بود. هر مأموریتی مستلزم هماهنگی افراد، تجهیزات، تدارکات، ارتباطات و زمان‌بندی بود، در حالی که فرض می‌کردیم پس از شروع اجرا، شرایط تغییر می‌کند. ما انتظار اصطکاک را داشتیم، بنابراین زمان بیشتری را صرف آزمایش مفروضات کردیم تا تحسین آنها. قبل از اینکه کسی حرکت کند، باید همه موارد احتمالی را مورد بررسی قرار داد.

سال‌ها بعد، در مشاوره فناوری سازمانی، متوجه شدم که هوش مصنوعی همان عادت ذهنی را پاداش می‌دهد. سیستم‌های سازمانی شامل قوانین تجاری بی‌شماری، الزامات امنیتی و پلتفرم‌های به هم پیوسته هستند. هوش مصنوعی می‌تواند حجم عظیمی از کار را به سرعت ایجاد کند، اما موفقیت به چیزی کمتر از سرعت جذاب بستگی دارد: تعیین مرزها قبل از شروع اجرا.

پروژه ای که برای اولین بار چشمان من را باز کرد دقیقا این را ثابت کرد.

به جای اینکه هوش مصنوعی را رها کنم، عقب نشینی کردم و مقصد را مطالعه کردم. من قوانین تجاری پلتفرم را ترسیم کردم، مدل داده آن را مستند کردم و محدودیت هایی را که سیستم باید رعایت کند شناسایی کردم. تنها پس از وجود آن نرده‌های محافظ، از هوش مصنوعی خواستم آن را بسازد.

تفاوت آنی بود. این فناوری بداهه سازی را متوقف کرد زیرا محیطی را که انتظار می رفت در آن کار کند را درک می کرد.

بسیاری از گفتگوها در مورد هوش مصنوعی بر روی مدل‌های قدرتمندتر و ابزارهای سریع‌تر تمرکز می‌کنند. تجربه من مرا به جای ساده‌تر هدایت می‌کند: هوش مصنوعی دستورالعمل‌هایی را که ما به آن می‌دهیم اجرا می‌کند. کیفیت آن دستورالعمل ها به قضاوت انسان، تجربه و توانایی تفکر در مورد یک مشکل قبل از جستجوی راه حل بستگی دارد.

من هر روز آن درس را می بینم. من سیستم‌های هوش مصنوعی را برای مشاغل خودم می‌سازم و به سازمان‌های سازمانی کمک می‌کنم محیط‌های فناوری پیچیده را دوباره طراحی کنند. پروژه ها متفاوت هستند، اما الگوی یکسان باقی می ماند: گلوگاه نرم افزار نیست. این کیفیت تفکر است که حرف اول را می زند.

هر پروژه موفق با سؤالاتی آغاز می شود که سال ها پیش در تفنگداران دریایی یاد گرفتم. ما در صدد رسیدن به چه چیزی هستیم؟ این کجا می تواند شکست بخورد؟ کدام مفروضات شایسته نگاهی دیگر هستند؟ کدام تصمیمات باید در دست انسان بماند؟

این سوالات خیلی قبل از هوش مصنوعی وجود داشت. هوش مصنوعی به سادگی آنها را با ارزش تر کرد.

هر چه بیشتر با هوش مصنوعی کار کردم، بیشتر متوجه شدم که این درس فراتر از حرفه من است.

کهنه سربازان اغلب می پرسند که آیا باید مهندس نرم افزار شوند تا مرتبط بمانند. دانش آموزان می پرسند که کدام گواهینامه هوش مصنوعی در پنج سال آینده اهمیت بیشتری خواهد داشت. من عدم قطعیت را درک می کنم زیرا فناوری دائما تغییر می کند.

توصیه من این است که از هوش مصنوعی به اندازه کافی برای حذف عامل ارعاب استفاده کنید. یه چیز کوچیک بساز سوال بپرسید. آزمایش کنید. وقتی دیدید هوش مصنوعی یک مشکل واقعی را حل می کند، ترس جای خود را به کنجکاوی می دهد. سپس وقت خود را صرف دانش عمیق در زمینه ای کنید که به آن اهمیت می دهید. ابزارهای هوش مصنوعی تکامل خواهند یافت. ترکیبات تخصصی

هر حرفه ای حاوی دانشی است که هرگز به طور کامل آن را به یک کتابچه راهنما تبدیل نمی کند. آتش نشان ها می دانند که شرایط اضطراری چگونه رخ می دهد. پرستاران تغییرات ظریف را در بیماران تشخیص می دهند. ناظران ساخت و ساز مشکلات را در نقشه ها آشکار نمی کنند. این غرایز از تجربه ناشی می‌شوند و به محدودیت‌هایی تبدیل می‌شوند که به هوش مصنوعی اجازه می‌دهند کار معناداری تولید کند.

تفکر محدودیت اول به ارتش محدود نمی شود. هر جا که مردم سال‌ها برای تسلط بر یک حرفه، یادگیری جایی که کارها شکست می‌خورند، و درک مرزهایی که یک نتیجه خوب را از یک اشتباه پرهزینه جدا می‌کند، رشد می‌کند.

به همین دلیل است که من معتقدم نسل بعدی سازندگان هوش مصنوعی از هر حرفه ای خواهند آمد، نه فقط فناوری. مزیت آنها ابتدا از یادگیری یک زبان برنامه نویسی حاصل نمی شود. این از دانستن دامنه آنها به خوبی حاصل می شود که آنها می توانند به سیستم های هوشمند آموزش دهند که چگونه کار عالی انجام می شود.

بزرگترین فرصت هنوز در پیش است. هوش مصنوعی امروزی کار دیجیتال را متحول می کند، اما پیشرفت های فردا به طور فزاینده ای از طریق روباتیک و سیستم های انسان نما به دنیای فیزیکی خواهد رسید. این فناوری‌ها به افرادی نیاز دارند که مکان‌های ساخت‌وساز، بیمارستان‌ها، کارخانه‌ها، مزارع، انبارها و واکنش‌های اضطراری را از طریق تجربه زنده درک کنند. تخصص آنها به اصول عملیاتی تبدیل می شود که آن سیستم ها را مفید می کند.

این درک طرز فکر من را در مورد خدمت سربازی تغییر داد. کهنه سربازان در حال حاضر سال ها آموزش در مورد عدم قطعیت، زیر سوال بردن مفروضات، برنامه ریزی موارد احتمالی و تصمیم گیری قبل از شروع اعدام دارند. مهارت های فنی مورد نیاز برای کار با هوش مصنوعی را می توان آموخت. عادت به این روش فکر کردن اغلب زمان بیشتری می برد تا ایجاد شود.

همین امر در مورد رهبران نیز صدق می کند. در حالی که سازمان‌ها برای پذیرش هوش مصنوعی رقابت می‌کنند، ممکن است باارزش‌ترین افراد کسانی نباشند که جدیدترین ابزارها را می‌دانند. آنها ممکن است کسانی باشند که به مشکلات فکر می کنند، مرزها را مشخص می کنند و شکست را پیش از شروع ساختن پیش بینی می کنند. آنها به هوش مصنوعی جهت خود را می دهند.

مردم گاهی می پرسند که آیا هوش مصنوعی مشاغلی مانند من را تهدید می کند؟ من چیز متفاوتی می بینم. فناوری به سرعت در حال افزایش است، در حالی که برنامه ریزی متفکرانه اهمیت بیشتری پیدا می کند. هوش مصنوعی ارزش ذهنیتی را که من در تفنگداران دریایی توسعه دادم افزایش داده است، زیرا اجرا دیگر کندترین بخش فرآیند نیست. تفکر است.

من به تفنگداران دریایی ملحق شدم تا یاد بگیرم چگونه مردم را رهبری کنم. سال ها بعد، متوجه شدم درسی که با خود داشتم ارتباط چندانی با رتبه نداشت. این راهی بود برای نزدیک شدن به مشکلات دشوار با صبر، انضباط و درک اینکه موفقیت خیلی قبل از اعدام شروع می شود.

من انتظار نداشتم که این درس به بزرگترین مزیت من در عصر هوش مصنوعی تبدیل شود.

Jon Licht یک معمار راه حل نیروی فروش، استراتژیست تحول هوش مصنوعی سازمانی و افسر سابق پیاده نظام تفنگداران دریایی است. او به سازمان‌ها کمک می‌کند تا محیط‌های فناوری پیچیده را از طریق هوش مصنوعی، حاکمیت و معماری پلتفرم ایمن مدرن‌سازی کنند، در حالی که سیستم‌های هوش مصنوعی را برای مشاغل با هر اندازه ایجاد می‌کنند.

نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به خود نویسنده است.

خواندن متن کامل در نیوزویکبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

I Planned Military Ops. AI Just Made It My Most Valuable Skill | Opinion

The process the Marines drilled into me—constraint-first thinking—has become one of the scarcest skills in the AI economy.

همه‌ی اخبار فناوری