پرش به محتوای اصلی

من هر روز با هوش مصنوعی کار می کنم. سپس به خانه می روم و سعی می کنم به کودک 14 ساله ام کمک کنم تا آینده ای را طراحی کند که نمی توانم آن را تصور کنم.

بیزینس اینسایدر۱۴۰۵ شهریور ۲۴, سه‌شنبه، ساعت ۱۹:۰۷حدود 6 دقیقه مطالعه

نویسنده به دخترخوانده 14 ساله خود کمک می کند تا برای آینده خود برنامه ریزی کند. با حسن نیت از نویسنده، من می خواهم دختر ناتنی ام موضوعات و مشاغلی را که واقعا به او علاقه مند است، کشف کند. کار من باعث می شود که هوش مصنوعی به سرعت شغل و تحصیلات را تغییر دهد. من سعی می‌کنم هر علاقه‌ای را که او دارد بر این اساس ارزیابی نکنم که آیا هوش مصنوعی می‌تواند جایگزین آن شود. دختر ناتنی من 14 سالشه یعنی داریم وارد فاز…

نویسنده به دخترخوانده 14 ساله خود کمک می کند تا برای آینده خود برنامه ریزی کند. با حسن نیت از نویسنده من می‌خواهم دختر ناتنی‌ام موضوعات و مشاغلی را که واقعا به او علاقه دارد، کشف کند.

کار من باعث می شود که هوش مصنوعی به سرعت شغل و تحصیلات را تغییر دهد.

من سعی می‌کنم هر علاقه‌ای را که او دارد بر این اساس ارزیابی نکنم که آیا هوش مصنوعی می‌تواند جایگزین آن شود. دختر ناتنی من 14 ساله است، یعنی ما وارد مرحله فرزند پروری می شویم که ناگهان همه انتظار دارند او درباره آینده خود نظر داشته باشد. او در چه کلاس هایی می خواهد شرکت کند؟ او در چه کاری خوب است؟ آیا او می خواهد به دانشگاه برود؟ چه نوع شغلی ممکن است روزی بخواهد؟

اینها سوالات عادی هستند. ما از آنها می‌پرسیم، زیرا این همان کاری است که شما با نوجوانان انجام می‌دهید - شما شروع به کمک به آنها در تصویر بزرگسالی می‌کنید. مشکل این است که من به طور فزاینده ای برای او به سختی تصویر می کنم.

من برای کار در مورد هوش مصنوعی تحقیق می کنم

بیشتر زندگی حرفه ای من صرف تحقیق و نوشتن در مورد هوش مصنوعی می شود، که از یک گفتگوی جانبی نگران کننده در مورد مرگ مشاغل وبلاگ نویسی و کپی رایتینگ به چیزی تبدیل شده است که تقریبا همه جنبه های زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهد.

سپس به خانه می‌روم و به بزرگ‌کردن بچه‌ای کمک می‌کنم که بعد از اینکه همه این مؤسسات چندین سال دیگر فرصت داشتند تا خود را پیرامون هوش مصنوعی تنظیم کنند، وارد کالج و نیروی کار شود. به عبارت دیگر، احتمالا بیشتر از آنچه برای من خوب است به این چیزها متصل هستم. نویسنده از هوش مصنوعی به صورت روزانه در محل کار استفاده می کند. با حسن نیت از نویسنده من هر روز در محل کار از هوش مصنوعی استفاده می کنم. اجباری است. من می بینم که چه کاری می تواند به خوبی انجام دهد، هنوز چه کارهای وحشتناکی انجام می دهد، و چقدر سریع فاصله بین این دو تغییر می کند. من تحقیقات را می خوانم و انتشارات محصول را دنبال می کنم.

من شرکت‌ها را تماشا می‌کنم که تلاش می‌کنند بفهمند هر کدام از آن‌ها چه معنایی دارد و دانش‌آموزانم را می‌بینم که مرز بین استفاده از ابزار و برون‌سپاری مغزشان کجاست. با وجود آن همه قرار گرفتن - یا شاید به خاطر آن - من مضطرب هستم.

هفته گذشته، یک محقق ایمنی Anthropic گفت که احتمال کشتن همه افراد توسط هوش مصنوعی در دهه آینده را بیش از 10 درصد می‌داند. اگر کسی به من بگوید که احتمال سقوط هواپیمای من بیش از 10 درصد است، من سوار هواپیما نمی‌شوم. اگر کسی به من بگوید که بیش از 10 درصد احتمال دارد که هوش مصنوعی بشریت را بکشد، باید مقاله را بخوانم، لپ‌تاپم را ببندم و سپس از یک نوجوان بپرسم که آیا او به جایی که می‌خواهد به دانشگاه برود فکر کرده است و در عین حال مطمئن است که به اندازه کافی سبزیجات می‌خورد و کافئین زیادی نمی‌نوشد (نوشیدنی‌های انرژی‌زا را به لیست من اضافه کنید.

تهدیدات افراطی).

من با تماشای فیلم‌هایی درباره رایانه‌ها بزرگ شدم که بیش از حد باهوش شدند

شاید هزاره بودن بخشی از مشکل باشد. من دقیقا در سن مناسبی هستم که سال‌های شکل‌گیری خود را صرف یادگیری در مورد وب جدید جهانی و در عین حال تماشای فیلم‌هایی می‌کنم که توضیح می‌دهند که کامپیوترها بیش از حد باهوش شدن عموما پیشرفت بدی است. «ماتریکس» در 12 سالگی، «هوش مصنوعی هوش مصنوعی» در 14 سالگی و «من، ربات» در 17 سالگی منتشر شد.

دقیقا نمونه‌های فرهنگی پاپ زیادی به ما داده نشده است که در آن بشریت ماشین‌های هوشمندانه‌تری ایجاد کرده است و همه از افزایش معقولی در بهره‌وری محیط کار لذت می‌برند.

چیزی واقعا سورئال در مورد بزرگ شدن با هوش مصنوعی به عنوان یکی از دستگاه‌های طرح دیستوپیایی مورد علاقه ما وجود دارد، فقط در زمان رسیدن به میانسالی و شنیدن بحث محققان واقعی هوش مصنوعی در مورد احتمال انقراض.

من متقاعد نیستم که هوش مصنوعی همه ما را بکشد. من همچنین متقاعد نشده ام که افرادی که در مورد آن هشدار می دهند، ناظران بی علاقه هستند. ساختن بحرانی که فقط شما می توانید آن را حل کنید کتاب درسی است و همه روابط عمومی روابط عمومی خوبی هستند. همچنین فکر نمی‌کنم فقط به این دلیل که مشوق‌ها نامرتب هستند، هشدارها را نادیده بگیرم.

سیستم‌های هوش مصنوعی مستقل‌تر، توانمندتر و پیش‌بینی سخت‌تر می‌شوند. محققان و سیاستگذاران اکنون آشکارا در مورد خطراتی بحث می کنند که در زمان تولد دخترخوانده من مانند یک داستان علمی تخیلی به نظر می رسید. در همین حال، قرار است به او کمک کنم تا بر اساس دنیای بزرگسالی که ممکن است تا زمانی که وارد دنیای بزرگسالی شود، بسیار متفاوت به نظر برسد، انتخاب کند.

چیزی که من با آن دست و پنجه نرم می کنم این است که چقدر از عدم اطمینان من نیز به او تعلق دارد. در 14 سالگی، باید به او اجازه داد آینده ای را بدون به ارث بردن هر اضطراب بزرگسالی که به آن وابسته است، تصور کند. او باید بتواند یک ایمیل بنویسد و مقاله ای را بدون پیش فرض بودن خلاصه هوش مصنوعی بخواند. او باید بتواند در مورد موضوعی که دوست دارد هیجان زده شود بدون اینکه من فورا محاسبه کنم که آیا هوش مصنوعی شغل حاصل را منسوخ می کند یا خیر. او باید بتواند بدون دریافت TEDx Talk درباره اختلال در بازار کار درباره دانشگاه صحبت کند.

پدر و مادرم هم نگران آینده من بودند

والدین همیشه نگران دنیایی بوده اند که فرزندانشان به ارث خواهند برد. من نمی‌دانستم در نوجوانی اینترنت با کار یا فرهنگ چه می‌کند. والدین آنها با اضطراب هسته ای زندگی می کردند. چیزی که تازه به نظر می رسد شنیدن این است که برخی از افرادی که در حال ساخت چیزی هستند که آینده ما را تغییر می دهند، آشکارا بحث می کنند که چقدر ممکن است خطرناک شود. این دانش مرا به سمت والدینی معمولی دنبال می کند.

نویسنده همچنان نگران خواب کافی دخترخوانده اش است. با حسن نیت از نویسنده بعد از ظهری که صرف مطالعه در مورد ابر هوش و انقراض انسان می شود، جای خود را به شام، تکالیف، برنامه های آخر هفته و هر چیز دیگری که ذهن یک نوجوان 14 ساله را به خود مشغول می کند، می دهد. این دو واقعیت راحت‌تر از آنچه من دوست دارم کنار هم می‌نشینند.

من هنوز نگران این هستم که آیا او به اندازه کافی می خوابد یا خیر. ما در مورد نمرات، رانندگی، دانشگاه، شغل و هر اتفاقی که در آن هفته روی می دهد صحبت می کنیم. آینده او تازه در حال باز شدن است، که باید این مکالمات را گسترده تر کند. گاهی اوقات انجام می دهند. مواقع دیگر، جایی زیر آنها سؤالی است که سعی می کنم نپرسم: او واقعا چه آینده ای خواهد داشت؟

من نمی‌خواهم این ترس مال او شود، اما همچنین نمی‌دانم چگونه چیزی را که می‌دانم ندانم. او باید بتواند بزرگسالی را به عنوان چیزی در انتظارش تصور کند، نه به عنوان علامت سوالی که من به او داده ام.

بنابراین به او می گویم که بیشتر آب بنوشد و زمان کمتری را در TikTok صرف کند. ما برنامه ریزی می کنیم. او در مورد آنچه می خواهد صحبت می کند، نظرش را تغییر می دهد و به 14 سالگی می رسد.

مقاله اصلی را در Business Insider بخوانید

خواندن متن کامل در بیزینس اینسایدربه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

I work with AI every day. Then I go home and try to help my 14-year-old plan a future I can't picture.

The author is helping her 14-year-old stepdaughter plan for her future. Courtesy of the author I want my stepdaughter to explore subjects and careers that genuinely interest her. My work makes me acutely aware of how quickly AI is changing jobs and education. I'm trying not to evaluate every interest she has based on whether AI could replace it. My stepdaughter is 14, which means we are entering the phase of…

همه‌ی اخبار فناوری