من همیشه نوه می خواستم. هوش مصنوعی و آینده نامشخص این رویا را پیچیده کرده است.
نویسنده فکر نمی کرد پس از تقریبا 40 سال پدر و مادر شدن، نگران فرزندانش باشد. سپس هوش مصنوعی آمد. با حسن نیت از نویسنده من نزدیک به 40 سال را صرف نگرانی در مورد امنیت دو فرزندم کرده ام. بچه های من بزرگ شده اند، اما هوش مصنوعی دلیل جدیدی برای نگرانی در مورد آنها به من داده است. من نسبت به دنیای نامطمئنی که نسل من پشت سر می گذارد احساس گناه می کنم. وقتی به همه چیزهایی فکر کردم که من به عنوان یک مادر باید…
نویسنده فکر نمی کرد پس از تقریبا 40 سال پدر و مادر شدن، نگران فرزندانش باشد. سپس هوش مصنوعی آمد. با حسن نیت از نویسنده من نزدیک به 40 سال را صرف نگرانی در مورد امنیت دو فرزندم کرده ام.
بچه های من بزرگ شده اند، اما هوش مصنوعی دلیل جدیدی برای نگرانی در مورد آنها به من داده است.
من نسبت به دنیای نامطمئنی که نسل من پشت سر می گذارد احساس گناه می کنم. وقتی به همه چیزهایی فکر می کردم که به عنوان یک مادر باید به فرزندانم هشدار دهم، از آنها محافظت کنم، شاید حتی از آنها عذرخواهی کنم، هوش مصنوعی در بین آنها نبود.
من یک مادر نسل جونز هستم با دو فرزند هزار ساله در 30 سالگی، و پایان دنیا نزدیک است. من واقعا، واقعا، بسیار متاسفم، اما با بی فرزند ماندن فرزندانم مشکلی ندارم. داشتن نسل دیگری برای نگرانی به نظر طاقت فرسا است.
من پدر و مادری هستم که نگرانم
پانزده سال پیش، هنگام صرف شام در خانهام، من و تعدادی از دوستان شروع کردیم به صحبت در مورد تکینگی - سناریویی فرضی که در آن هوش مصنوعی از تواناییهای انسانی پیشی میگیرد. این اولین باری بود که به این فکر میکردم که هوش مصنوعی دنیا را تحت کنترل درآورد و ما را از شر ما خلاص کند. به غیر از داستان های علمی تخیلی، که به نظرم ترسناکی متقاعد کننده بود، اما نه واقعا تهدیدکننده، زیرا همیشه بیشتر به جنبه نظری علاقه مند بودم تا واقعیت آینده. اما یکی از دوستان که یک متخصص و برنامه نویس تایید شده بود، اصرار داشت که این خبر در راه است: سریع و به زودی.
واقعا از آن زمان دیگر به آن فکر نمی کنم.
من یک نگران هستم. در طول تقریبا 40 سال پدر و مادری ام، پیش بینی بیماری، آسیب، انواع تصادفات رانندگی، شرکای بد و حتی بازی ضرب المثلی را داشتم. و من احساس میکنم که برای مقابله با چالشها برخاستهام، حتی زمانی که چالشها از خوشخیم به جدی تبدیل شدهاند. من به سرعت فهمیدم که بزرگ شدن بچه ها به معنای مجموعه ای متفاوت از نگرانی هاست. نویسنده برای دنیایی که فرزندانش را ترک می کند متاسف است. با حسن نیت از نویسنده من و بچه هایم در مورد بیشتر همه چیز صحبت می کنیم. آنها بزرگسالانی لذت بخش، باهوش، بامزه، مشتاق یادگیری، درگیر سیاسی هستند.
اما اولین غریزه من همیشه محافظت از آنها بوده است. برای نظارت بر هراس وجودی فزایندهام، اما همچنین اذعان به شکست نسلها در تجلی آرمانشهری که ما برای آن تلاش میکردیم.
اگر بچه هایم نخواهند بچه دار شوند متوجه می شوم
سالها آرزوی نوهها را داشتم تا اینکه نشد. چگونه می توانم عذاب قریب الوقوع را برای نسل دیگری رقم بزنم در حالی که هنوز در قبال فرزندانی که داشتم احساس مسئولیت می کنم؟
من فکر می کنم بچه دار شدن امروز شجاعتی است که من واقعا آن را تحسین می کنم. وقتی خودم را داشتم احساس شجاعت خاصی نداشتم، اما در آن زمان دنیا هموارتر به نظر می رسید. یادم می آید که پسرم به من گفت که می خواهد ازدواج کند و بچه دار شود. او گفت که اگرچه او و خواهرش 5 سال و نیم با هم فاصله دارند، اگر در همان زمان بچه داشته باشند خیلی خوب است. نویسنده میگوید وقتی بچههایش را به دنیا آورد، دنیا راحتتر بود. با حسن نیت از نویسنده من و دخترم سالها درباره نامهای نوزاد صحبت کردهایم. او و شریک زندگی اش پنج سال است که با هم هستند.
اما هیچ چیز در آن جهت حرکت نمی کند، و من بزرگتر هستم، حالم کمتر است، و فکر مراقبت از یک نوزاد تقریبا غیرممکن به نظر می رسد. من عاشق بچه ها هستم، دوست دارم. حفظ خوش بینی خود بدون جعل کردن آن برای یک کودک خردسال سخت تر و سخت تر می شود.
من فکر می کنم که عذاب ما با غرور و طمع خواهد آمد. از بین رفتن منابع طبیعی ما که همه برای نیرو دادن به ماشین ها استفاده می شود. ما در لبه پریشان هستیم و احتمالا پایان کار ماست. همانطور که پسرم آخرین باری که صحبت کردیم به اختصار بیان کرد: "سخت است به اندازه کافی بدانیم که بدانیم چقدر باید بترسیم."
و من خوب و واقعا متاسفم که این ترس و معمای آن را به نسل هایی که از من می آیند می سپارم.
مقاله اصلی را در Business Insider بخوانید
متن اصلی (انگلیسی)
I always wanted grandchildren. AI and an uncertain future have complicated that dream.
The author didn't think she'd continue worrying about her kids after almost 40 years of parenting. Then came AI. Courtesy of the author I've spent nearly 40 years worrying about the safety of my two children. My kids are grown, but AI has given me a new reason to worry about them. I feel guilty about the uncertain world my generation is leaving behind. When I thought about all the things that I, as a mother, should…