پرش به محتوای اصلی

من یک مادر آمریکایی هستم که 2 بچه را در ایتالیا بزرگ می کنم. والدین در اینجا کاملا متفاوت است.

بیزینس اینسایدر۱۴۰۵ شهریور ۲۶, پنجشنبه، ساعت ۰۱:۴۰حدود 6 دقیقه مطالعه

نویسنده گفت که بزرگ کردن فرزندانش در ایتالیا بسیار متفاوت از تربیت خودش در شهر نیویورک است. با حسن نیت از کارولین چیریچلا. من در شهر نیویورک متولد و بزرگ شدم، اما در 20 سالگی به ایتالیا نقل مکان کردم. بزرگ کردن بچه ها در اینجا بسیار متفاوت از تربیت آمریکایی من بوده است. ناهار مدرسه، برنامه ها و مشارکت خانواده در اینجا بسیار متفاوت به نظر می رسد. من در شهر نیویورک متولد و بزرگ شدم و به ایتالیا نقل مکان کردم…

نویسنده گفت که بزرگ کردن فرزندانش در ایتالیا بسیار متفاوت از تربیت خودش در شهر نیویورک است. با حسن نیت از کارولین چیریچلا. من در شهر نیویورک متولد و بزرگ شدم، اما در 20 سالگی به ایتالیا نقل مکان کردم.

بزرگ کردن بچه ها در اینجا بسیار متفاوت از تربیت آمریکایی من بوده است.

ناهار مدرسه، برنامه ها و مشارکت خانواده در اینجا بسیار متفاوت به نظر می رسد. من در شهر نیویورک به دنیا آمدم و بزرگ شدم و در 24 سالگی به ایتالیا نقل مکان کردم. برای کمی بیش از دوازده سال، ایتالیا خانه من بوده است و من یک زندگی در اینجا ساخته ام.

دو فرزند دارم، یک دختر 8 ساله و یک پسر 3 ساله. هر دوی آنها تمام زندگی خود را در ایتالیا گذرانده اند. من هرگز تربیت فرزند در آمریکا را تجربه نکرده ام، اما در آنجا بزرگ شده ام و درک خوبی از والدین آمریکایی دارم. و اجازه دهید به شما بگویم، فرزندپروری در اینجا داستان کاملا متفاوتی است که برخی از آنها بسیار شگفت‌انگیز هستند.

البته غذاش فرق میکنه

من هنوز روزهای مدرسه دولتی در شهر نیویورک را به یاد دارم. مادرم برایم ناهارهای خانگی سالم بسته بندی کرد، زیرا نمی توانستی به من پولی بدهی تا آنچه را که کافه تریا مدرسه سرو می کرد بخورم.

اگر به شما بگویم دخترم در مدرسه ایتالیا چه می خورد، فکر می کنید که او در یک تراتوریا لذیذ غذا می خورد. هر روز، غذای اول، معمولا ماکارونی با سبزیجات یا لوبیا، و غذای دوم مانند کوفته، کتلت مرغ، یا ماهی آب پز، و یک غذای جانبی هویج، لوبیا سبز یا سالاد برای کودکان سرو می شود. این غذای چند منظوره گاهی اوقات شامل یک دسر مانند کیک شکلاتی است.

کیفیت نیز چشمگیر است. غذای مدرسه دخترم توسط آشپزهای محلی تهیه می شود که بسیاری از آنها مادران و بستگان بچه های مدرسه هستند و یک رستوران محلی بر این روند نظارت دارد.

ساختار برنامه ها متفاوت است

در آمریکا، اغلب احساس می‌شود که تقویم بچه‌های دوستانم از صبح تا شب مملو از تمرین‌های ورزشی، درس‌های موسیقی، جلسات آموزشی و فعالیت‌های مختلف غیردرسی است. در ایتالیا اینطور نیست.

در حالی که کودکان ایتالیایی در فعالیت های بعد از مدرسه شرکت می کنند، فشار یکسانی برای مشغول نگه داشتن دائمی آنها وجود ندارد. تاکید بر کاری است که کودک واقعا می‌خواهد انجام دهد تا اینکه رزومه کاملی بسازد یا هر ساعت موجود را پر کند. اگر بچه ها بخواهند ورزش کنند یا ساز بیاموزند، انجام می دهند. اگر نه، این نیز خوب است.

به نظر می رسد که بچه ها آزادی بیشتری دارند

در طول سال ها، متوجه شده ام که کودکان در ایتالیا به نظر آزادی بیشتری دارند و والدین آنها کمتر بر هر حرکت آنها نظارت می کنند. این یکی از زمینه هایی است که من شخصا در آن مبارزه می کنم.

بخش بزرگی از آن ناشی از نحوه بزرگ شدن من است. با بزرگ شدن در شهر نیویورک، ایمنی همیشه یک نگرانی اصلی بود. والدین دائما از خطرات احتمالی آگاه بودند و برای محافظت از فرزندان خود اقدامات احتیاطی انجام می دادند. نویسنده گفت که او احساس می کند که بسیاری از والدین در ایتالیا به فرزندانشان اجازه می دهند با توجه به تربیت او در نیویورک، خطرات بیشتری را نسبت به آنچه که او به طور سنتی با آن راحت است انجام دهند. با حسن نیت از کارولین چیریچلا. ایمنی همیشه برای من اولویت اصلی بوده است، بنابراین در حالی که سعی می‌کنم به فرزندانم در جایی که مناسب است استقلال بدهم، اغلب احساس می‌کنم محتاط‌تر از بسیاری از والدین هستم.

اطراف من من کودکانی را در پارک دیده‌ام که در حال تلاش برای ترفندهای خطرناک و تجهیزات کوهنوردی هستند که من را عصبی می‌کند، در حالی که والدینشان با دوستانشان چت می‌کنند یا به تلفن‌هایشان نگاه می‌کنند. در حالی که این رویکرد می تواند به کودکان کمک کند تا اعتماد به نفس، استقلال و درک بهتری از خطرات دنیای واقعی داشته باشند، این چیزی نیست که من به طور کامل از آن استقبال کنم و صادقانه بگویم، احتمالا هرگز نخواهم پذیرفت.

خانواده گسترده بسیار درگیر هستند

تفاوت عمده دیگر نقش خانواده گسترده در پرورش فرزندان است. به نظر می رسد که مسئولیت اغلب بین نسل ها تقسیم می شود نه اینکه صرفا بر عهده والدین باشد. پدربزرگ و مادربزرگ، به ویژه نونا، اغلب به عنوان مادر دوم خدمت می کنند. معمولا به پرستار بچه ها و پرستار بچه ها اعتماد نمی شود زیرا اعضای خانواده معمولا برای کمک وارد عمل می شوند. پسرعموها، خاله ها، عموها و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها همگی نقش فعالی دارند.

والدین من چند سال پیش به ایتالیا نقل مکان کردند، بنابراین آنها پدربزرگ و مادربزرگ تمام وقت هستند و بخشی روزانه از زندگی فرزندان ما هستند.

جامعه اینجا احساس متفاوتی دارد

به نظر می رسد همه مردم یکدیگر را می شناسند که من در کجا زندگی می کنم. این در سطحی متفاوت از محله ای است که من در شهر نیویورک در آن بزرگ شدم.

جوامع کوچک، مانند جامعه‌ای که من در آن زندگی می‌کنم، تمایل دارند که به هم نزدیک باشند، با احساس مسئولیت مشترک برای مراقبت از کودکان. این چیزی نیست که من در زمان زندگی در ایالات متحده احساس کنم.

خانواده ها نزدیک می مانند

در آمریکا، تاکید زیادی بر خروج کودکان از لانه وجود دارد، این ایده که وقتی برای دانشگاه آماده شدید، از شما انتظار می رود خانه را ترک کرده و مستقل شوید.

در ایتالیا، این طور نیست. به نظر می‌رسد والدین کمتر بر روی ورود فرزندانشان به دانشگاه معتبر، کسب یک شغل ثابت و خروج هر چه سریع‌تر از دانشگاه تمرکز دارند. بسیاری از کودکان ایتالیایی تا زمان ازدواج در خانه به زندگی خود ادامه می دهند و این کاملا طبیعی تلقی می شود. حتی پس از ازدواج، بسیاری از زوج های جوان به زندگی در خانه ادامه می دهند تا در نهایت شغل و درآمد ثابتی داشته باشند. به این موضوع بد نگاه نمی شود، بلکه این خانواده همیشه بخشی از فردی است که شما اینجا هستید، فارغ از سن شما.

زمان نشان خواهد داد که خانواده ما چگونه در این مرحله از زندگی مذاکره خواهند کرد. پدر و مادر من بخش ثابتی از زندگی ما هستند و امیدوارم همانطور که فرزندانم رشد می کنند به همین شکل باشند.

من بچه هایم را با استراتژی هایی از هر دو مکان بزرگ می کنم

وقتی بچه هایم را بزرگ می کنم سعی می کنم بهترین ها را از هر دو دنیا بگیرم. من استقلال، ارزش‌های خانوادگی، و حس اجتماعی را که در ایتالیا می‌بینم، با هم ترکیب می‌کنم، اما با تأکید بیشتر بر ایمنی که تربیت من در آمریکا را شکل داد.

یکی از چیزهایی که من شخصا با آن دست و پنجه نرم می کنم این است که هنگام بزرگ کردن فرزندانم در ایتالیا احساس پدر و مادری آمریکایی دارم. حدس می‌زنم بخشی از وجود من همیشه در بلاتکلیفی خواهد بود. مهم نیست در کجای دنیا زندگی می کنید، هیچ راه درست یا نادرستی برای والدین وجود ندارد. احتمالا هر جا که خانه را صدا می کنید سخت است.

مقاله اصلی را در Business Insider بخوانید

خواندن متن کامل در بیزینس اینسایدربه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

I'm an American mom raising 2 kids in Italy. Parenting here is completely different.

The author said that raising her children in Italy is much different than her own upbringing in New York City. Courtesy of Caroline Chirichella. I was born and raised in New York City, but moved to Italy in my 20s. Raising kids here has been very different than my American upbringing. School lunches, schedules, and family involvement look very different here. I was born and raised in New York City and moved to Italy…

همه‌ی اخبار فناوری