پرش به محتوای اصلی

من 4 بچه و 4 سگم را دوست دارم، اما گاهی اوقات فقط لازم است در را روی همه آنها ببندم

بیزینس اینسایدر۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۱۳:۴۰حدود 5 دقیقه مطالعه

نویسنده گفت اتاق خواب او به استراحت ضروری او از خانواده بزرگ و شلوغش تبدیل شده است. Ableimages/Getty Images اولین بار زمانی که در حال بهبودی پس از عمل جراحی پس از سرطان سینه بودم شروع به عقب نشینی به اتاقم کردم. هشت سال گذشت، اما من هنوز اتاقم را مکانی برای آرامش و سکوت می بینم. اگر در خانه من بسته است، بچه‌هایم می‌دانند که اگر چیزی نیاز داشتند، پیش پدرشان بروند و مزاحم من نشوند. اتاق خواب من شده است…

نویسنده گفت اتاق خواب او به استراحت ضروری او از خانواده بزرگ و شلوغش تبدیل شده است. Ableimages/Getty Images من اولین بار زمانی که پس از جراحی سرطان سینه در حال بهبودی بودم، به اتاقم عقب نشینی کردم.

هشت سال گذشت، اما من هنوز اتاقم را مکانی برای آرامش و سکوت می بینم.

اگر در خانه من بسته است، بچه‌هایم می‌دانند که اگر چیزی نیاز داشتند، پیش پدرشان بروند و مزاحم من نشوند. اتاق خواب من تبدیل به فرار من، پناهگاه من، استراحت ضروری من از شلوغی و شلوغی یک خانواده بزرگ، شامل چهار بچه و چهار سگ نجات شده است.

وقتی در اتاقم هستم و در بسته است، خانواده‌ام می‌دانند که دلایل کمی وجود دارد که اجازه داشته باشند مزاحم من شوند.

حالا، قبل از اینکه بگویید، شما این زندگی را انتخاب کردید، می‌خواهم اذعان کنم که من کاملا خانواده‌ام، از جمله دوستان کوچک پشمالومان را دوست دارم. با این حال، مانند بسیاری از خانواده‌ها، خانه ما می‌تواند پر سر و صدا، شلوغ و در مواقعی کاملا آشفته باشد.

من مستحق استراحت هستم و از این احساس بدی امتناع می کنم.

تشخیصم مرا تغییر داد

من هرگز کسی نبودم که به اتاقم بروم تا زمانی که تشخیص داده شد مبتلا به سرطان سینه هستم. حتی به عنوان یک دیابتی نوع 1، من در آشپزخانه یا اتاق نشیمن، بدون توجه به آنچه در اطرافم می گذرد، علائم را از بین می برم.

آیا در مورد یک باور مشترک والدینی نظر گرمی دارید؟ به جنیفر بک گلدبلات به آدرس jgoldblatt@insider.com ایمیل بزنید تا تجربه خود را با Business Insider به اشتراک بگذارید.

وقتی سرطان سینه مرا انتخاب کرد و ماستکتومی کردم، بهبودی شش هفته ای به این معنا بود که اغلب در اتاقم دراز می کشیدم، جرعه جرعه آب می خوردم، چرت می زدم یا نمایشی را تماشا می کردم. برش های قفسه سینه من برای هفته ها شکننده بود و من هنوز بچه های کوچک داشتم. من مجبور شدم محل جراحی خود را محافظت کنم.

این زمانی بود که قانون خودم را زیر پا گذاشتم که «تلویزیون در اتاق خواب وجود ندارد». بازوهایم در دوران نقاهت بی‌فایده بودند، بنابراین نمی‌توانستم برای سرگرمی و خواندن کتاب، به سراغ معمولی‌ام بروم. درعوض، من نمایش های متعددی را پخش کردم. ابتدا از اینکه در اتاقم حبس شده بودم متنفر بودم. می‌توانستم بچه‌هایم را بشنوم که گریه می‌کنند یا می‌خندند، و خشک‌کن و ماشین ظرفشویی زمزمه می‌کنند. زندگی واقعی آنجا اتفاق می افتاد، در حالی که من در اتاقم گیر کرده بودم.

اتاق من خلوت من ماند

همانطور که بهبود یافتم و به زندگی خانوادگی پرمشغله خود بازگشتم، متوجه شدم که اتاق من تنها فضایی است که فقط مال من است. ملافه‌های دنج (سفید)، پرده‌های کاملا ضد آفتاب من، حداقل دکور و شلوغی، و لامپ‌هایی که عصرها که معمولا خلوت بود، نور ملایمی به اتاق می‌تابانند - همه چیزهایی بودند که به من احساس آرامش می‌کردند. 8 سال پیش فهمیدم که این فضایی است که ذهن و بدنم به آن نیاز دارد. امروز، من هنوز هم هر چند وقت یکبار که نیاز دارم به اتاقم عقب نشینی می کنم. نویسنده چهار بچه و چهار سگ دارد.

او گفت که اتاقش به محل زندگی پرمشغله اش تبدیل شده است. با حسن نیت از راشل گارلینگ هاوس. بیا در زدن

چهار بچه من که سه تای آنها الان نوجوان هستند، می دانند که اگر در اتاقم بسته باشم، جواب هر سوال یا درخواست آنها این است که برویم با پدرشان صحبت کنیم. من در دسترس نیستم، چک شده و در حال استراحت هستم.

من به عنوان یک مادر و دختر بزرگتر، شرطی شده بودم که باور کنم باید استراحت کنم. تا به امروز، گاهی اوقات به خاطر عقب نشینی به اتاقم، گرفتن دوش آب گرم و حلقه زدن در رختخوابم با یکی از نجات دهنده هایمان و یک کتاب جدید، موجی از گناه را احساس می کنم. صدای آزاردهنده‌ای که در سرم وجود دارد می‌گوید که باید کار دیگری انجام دهم، کاری سازنده‌تر، چیزی بهتر، چیزی که انتظار می‌رود. با این حال به خودم کف می زنم: چه کسی از او انتظار دارد؟

من سعی می کنم فیلمنامه را بر اساس این ایده تغییر دهم که باید همیشه در دسترس و مراقب باشم تا خواسته های خانواده و حیوانات خانگی ام را برآورده کنم. چه کسی تصمیم گرفت که زنان پیش فرض، مدیر، مربی زندگی، و برنامه ریز برای کل خانواده باشند، خواه فقط یک کودک باشد یا چند؟

این لذت ساده من است

من هرگز کسی نبودم که از ماساژ، پدیکور یا سفرهای یک روزه دخترانه لذت ببرم. فکر نمی‌کنم خودمراقبتی چیزی نیست که باید هر ربع یک‌بار به عنوان پاداشی برای مادری سفیدپوست در نظر گرفته شود. در عوض، من یک استراحتگاه معمولی را به اتاق خواب خودم انتخاب کرده ام.

آیا این یک فرار است؟ گاهی اوقات، بله. زمانی که من تحت شرایط آب و هوایی، یا بیش از حد تحریک شده‌ام از یک روز کامل، برای فرار به زمان نیاز دارم. من نقش‌های زیادی را بازی می‌کنم، که همگی زمان و انرژی زیادی از من می‌طلبند، و با اذعان به این موضوع، با درک و تمرین هنر بالشتک زدن به اتاقم، بستن در و رها کردن آهی که تمام روز در آن کشیده‌ام، به آن احترام می‌گذارم.

من الان در چهل سالگی هستم و آنقدر چیزهای زیادی یاد گرفته ام که هرگز به من و خانواده ام خدمت نکرده است. پذیرفته‌ام که یک اتاق استراحت برای بچه‌هایم الگوسازی می‌کند که با بزرگ شدن، پرورش خود و برآوردن نیازهایشان برای سالم ماندن ذهنی، جسمی و عاطفی کاملا ضروری است. این یک چیز است که این را به آنها بگوییم، و امیدوارم الگوبرداری منظم آن کاملا مؤثرتر باشد.

مقاله اصلی را در Business Insider بخوانید

خواندن متن کامل در بیزینس اینسایدربه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

I love my 4 kids and my 4 dogs, but sometimes I just need to shut the door on all of them

The author said her bedroom has become her necessary respite from her big, busy family. Ableimages/Getty Images I first started retreating to my room when I was recovering from surgery after breast cancer. Eight years have passed, but I still see my room as a place for peace and quiet. If my door is closed, my kids know to go to their dad if they need something, and not to disturb me. My bedroom has become my…

همه‌ی اخبار اقتصاد