پرش به محتوای اصلی

مهدی خان‌بابا تهرانی، از چهره‌های چپ دموکرات ایران درگذشت

دویچه‌وله فارسی۱۴۰۵ مهر ۲۸, سه‌شنبه، ساعت ۱۹:۲۷حدود 4 دقیقه مطالعه

مهدی خان‌بابا تهرانی، فعال سیاسی چپ و از چهره‌های جنبش دانشجویی ایرانیان در اروپا و مخالف حکومت پهلوی درگذشت. او از تلاش‌گران یافتن راه‌هایی برای همکاری نیروهای دموکراسی‌خواه و جمهوری‌خواه مخالف جمهوری اسلامی بود.

مهدی خانبابا تهرانی، از فعالان سیاسی مخالف هر دو حکومت پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷، روز سه‌شنبه، ۲۰ اکتبر (۲۸ مهر) در سن ۹۲ سالگی در فرانکفورت آلمان درگذشت.

نام این فعال سیاسی دموکرات چپ با تاریخ فعالیت‌های چپ ایران، مبارزات سیاسی در خارج از کشور و تلاش برای شکل‌گیری جریانی دموکراتیک و مستقل در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ پیوند خورده است.

خانبابا تهرانی در نوجوانی به حزب توده ایران نزدیک شد و در سال ۱۳۲۹ به عضویت سازمان جوانان این حزب درآمد. فعالیت در تشکیلات دانش‌آموزی و سازمان جوانان حزب توده، از نخستین تجربه‌های سیاسی او بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به دلیل فعالیت‌های حزبی بازداشت و زندانی شد و مدتی را در زندان‌های نظامی و قزل‌قلعه گذراند.

خان‌بابا تهرانی پس از آزادی، در شرایطی که ادامه زندگی و فعالیت سیاسی در ایران برایش دشوار شده بود، کشور را ترک کرد و به فعالیت در میان نیروهای چپ ایرانی در خارج از کشور پرداخت. او از سازمان‌دهندگان جنبش دانشجویی ایرانیان در اروپا (کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور) بود و در ارتباط با جریان‌های چپ و مخالف حکومت پهلوی فعالیت می‌کرد.

در ادامه، با انشعاب از حزب توده ایران و ایجاد تشکلی چپ‌گرا متمایل به چین، راهی این کشور شد و در بخش فارسی رادیو پکن کار کرد؛ تجربه‌ای که در روایت شفاهی‌اش از آن به تفصیل سخن گفته است. او در این دوره، در کنار فعالیت رسانه‌ای و سیاسی، با محدودیت‌های سیاست خارجی چین و ملاحظات آن در قبال حکومت ایران نیز درگیر بود.

با سقوط حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، خان‌بابا تهرانی هم به ایران بازگشت و با باور به "ضرورت پیوند میان آزادی‌های سیاسی، دموکراسی و عدالت اجتماعی" در شکل‌گیری جبهه دموکراتیک ملی نقش داشت؛ جریانی که می‌کوشید نیروهای چپ دموکرات، ملی‌گرا و دیگر مخالفان اقتدارگرایی را در چارچوبی مشترک گرد آورد. او همچنین در سازمان‌دهی جریان چپ مستقل و شورای متحد چپ مشارکت کرد. در روایت او، یکی از مسائل اصلی چپ ایران پس از انقلاب، غلبه گرایش‌های انحصارطلبانه و ناتوانی در دفاع مشترک از آزادی‌های سیاسی و حقوق شهروندی بود.

خان‌بابا تهرانی در سال ۱۹۸۳ در پاریس، در گفت‌وگویی مفصل با حبیب لاجوردی برای پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، تجربه‌های سیاسی خود را از سال‌های نوجوانی و عضویت در حزب توده تا فعالیت‌های خارج از کشور و تحولات پس از انقلاب بازگو کرد. این مصاحبه، افزون بر ثبت خاطرات شخصی او، روایتی از فراز و فرود جنبش چپ ایران و اختلاف‌های درونی آن در یکی از دوره‌های سرنوشت‌ساز تاریخ معاصر کشور است.

خان‌بابا تهرانی خاطرات و تجربه‌های سیاسی خود را در گفت‌وگوهای متعدد دیگری نیز بازگو کرده بود که یکی از مهم‌ترین آن‌ها کتاب "نگاهی از درون به جنبش چپ ایران؛ گفت‌وگو با مهدی خان‌بابا تهرانی"، اثر حمید شوکت است. این کتاب بر پایه گفت‌وگوهایی شکل گرفت که در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ انجام شد و نخستین بار در سال ۱۳۶۸ در آلمان انتشار یافت. خاطرات خان‌بابا تهرانی در این کتاب هم سندی درباره زندگی سیاسی اوست و هم روایتی از تجربه نسلی که بخش بزرگی از عمر خود را صرف مبارزه سیاسی کرد و در جریان آن با امیدها، اختلاف‌ها و ناکامی‌های جنبش چپ روبه‌رو شد.

در سال‌های بعد، خان‌بابا تهرانی که از کارنامه ضعیف اصلاح‌طلبان در ایران ناامید شده بود تلاش برای یافتن راه‌هایی برای همکاری نیروهای دموکراسی‌خواه و جمهوری‌خواه مخالف جمهوری اسلامی را تشدید کرد. او از چهره‌های مؤثر در شکل‌گیری اتحاد جمهوری‌خواهان ایران به شمار می‌رفت؛ تشکلی که نخستین همایش آن در ژانویه ۲۰۰۴ در برلین با حضور صدها فعال سیاسی و فرهنگی برگزار شد و او در مراسم گشایش آن سخنرانی کرد.

خان‌بابا تهرانی بر ضرورت عبور از پراکندگی نیروهای اپوزیسیون و ایجاد بدیلی دموکراتیک تأکید داشت و معتقد بود که گروه‌های سیاسی نباید خود را به‌تنهایی نماینده تمام مخالفان حکومت بدانند. از نظر او، شکل‌گیری یک نیروی مؤثر سیاسی مستلزم پیوند با جامعه و مطالبات واقعی مردم بود. او با برآمد جنبش سبز همراهی داشت، اما به ضعف رهبری آن هم انتقاد می‌کرد.

خانبابا تهرانی در سال‌های بعد نیز از تلاش برای نزدیک‌کردن جریان‌های مختلف جمهوری‌خواه و دموکراسی‌خواه دست نکشید. او بر همکاری نیروهایی با پیشینه‌ها و گرایش‌های متفاوت، بر پایه خواست مشترک برای دموکراسی و تغییرات ساختاری، تأکید می‌کرد. در ارزیابی او، یکی از ضعف‌های مزمن اپوزیسیون ایران، پراکندگی و رقابت گروه‌ها بر سر کسب رهبری بود؛ وضعیتی که مانع تبدیل ظرفیت اجتماعی مخالفان به نیرویی سیاسی و مؤثر می‌شد.

به گفته همراهان خانبابا تهرانی او در سال‌های پایانی عمر نیز از ضرورت ارتباط نزدیک‌تر اپوزیسیون خارج از کشور با جنبش‌های مدنی داخل ایران دفاع می‌کرد و در فعالیتش، همچنان خواهان همگرایی دوباره نیروهای جمهوری‌خواه بود.

خواندن متن کامل در دویچه‌وله فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار خاورمیانه