نامه سرگشاده به رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ: Carpe diem - نظر
شما روشن کرده اید که آمریکا باید در مسابقه هوش مصنوعی پیروز شود. موافقم اما سوال دیگری باید در کنار آن باشد: چگونه آمریکا پیروز می شود بدون اینکه همه ما در نهایت شکست بخوریم؟
آقای رئیس جمهور، با نزدیک شدن جهان یهود به یوم کیپور، روز قیامت، و در حالی که رهبران در سازمان ملل جمع می شوند، قضاوت نهایی در ذهن من است. نه تنها قضاوت در مورد کاری که انجام داده ایم، بلکه برای کارهایی که نتوانسته ایم انجام دهیم، برای فرصت هایی که تشخیص داده ایم اما اجازه داده ایم از آنها عبور کنیم. تاریخ چنین لحظاتی را ارائه می دهد. این ممکن است یکی از آنها بد باشد.
روز را غنیمت بشماریم. ما یک بار همدیگر را دیدیم، اگرچه دلیلی برای یادآوری آن ندارید. من پسری بودم که در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 در یک کلوپ پسران بروکلین یاد میگرفتم که پدر شما، فرد ترامپ، در ساخت پروژههای آپارتمانی در بیچ هاون کمک کرده بود. تو و پدرت وارد شدی، و به همه ما بچه ها گفته شد که دور تو و پدرت جمع شویم تا از شما تشکر کنیم. دهه ها بعد، متوجه شدم که در مورد یک مبارزه بسیار متفاوت برای شما می نویسم. من به عنوان یک آمریکایی نسل چهارم می نویسم. پدربزرگم در جنگ جهانی اول به کشور ما خدمت کرد.
خانواده من بیش از نیمی از نزدیک به 250 سال این کشور را با داستان آمریکایی زندگی کرده است. اگرچه من امروز در خارج از کشور زندگی می کنم، امنیت، رهبری و آینده آمریکا نه تنها برای من حیاتی است، بلکه بسیار شخصی است. شما به وضوح اعلام کرده اید که آمریکا باید در مسابقه هوش مصنوعی پیروز شود. من موافقم. اما یک سوال دیگر باید در کنار آن وجود داشته باشد: چگونه آمریکا پیروز می شود بدون اینکه همه ما در نهایت شکست بخوریم؟ مسابقه هوش مصنوعی یک دوی سرعت واحد نیست. این یک ماراتن است که تعداد زیادی دوی سرعت دارد، که هر کدام فرصتها و خطرات متفاوتی را ارائه میکنند. آمریکا باید در آن دوی سرعت برنده شود.
این کشور نمی تواند رهبری فناوری را به چین یا هر کس دیگری واگذار کند. اما پیروزی در دو سال آینده در حالی که خطرات غیرقابل کنترلی را در پنج، 10 یا 20 سال بعد ایجاد می کند، به سختی به منزله پیروزی خواهد بود. ما چیزی مشابه را در دوران هسته ای آموختیم. ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی هرگز از رقابت دست برنداشتند. رؤسای جمهور آمریکا بازدارندگی، برتری تکنولوژیکی یا آمادگی نظامی را کنار نگذاشتند. اما آنها همچنین فهمیدند که برخی از فناوریها نیازمند نردههای محافظ هستند.
آنها بر چیزی بسیار اساسیتر تکیه کردند: تشخیص این که برتری تکنولوژیکی به تنهایی خطر فاجعهبار را از بین نمیبرد. آنها در حین مذاکره با هم رقابت کردند. آنها به دنبال برتری بودند در حالی که همزمان تلاش میکردند از تخریب متقابل جلوگیری کنند. این درس دوباره اهمیت دارد. واضح است که هوش مصنوعی یک سلاح هستهای نیست.
اما هوش مصنوعی یک افزایش دهنده نیرو فوق العاده است و استفاده نادرست از آن صرفا یک سناریوی علمی-تخیلی نیست که ده ها سال بعد در انتظار ما است. خطر از قبل وجود دارد. یک سازمان تروریستی یا نیابتی دیگر لزوما به همان تعداد مهندس، آزمایشگاه یا سال ها تخصص انباشته نیاز ندارد که توسعه تسلیحات پیچیده زمانی که متخصصان هوش مصنوعی می خواستند. می تواند زمان را فشرده کند.
و می تواند قیمت قابلیت را کاهش دهد. به عنوان مثال، اخیرا افشاگری های Anthropic نشان داده است که چگونه بازیگران متخاصم سعی کرده اند از قابلیت های پیشرفته هوش مصنوعی برای حمایت از فعالیت های خطرناک استفاده کنند. این فعالیتهای خطرناک در حال حاضر برای توسعه موشکهای بالستیک بود، اما میتواند برای سلاحهای بیولوژیکی یا شیمیایی یا سایر سلاحهای کشتار جمعی باشد. همان گزارش آنتروپیک، بازیگران وابسته به دولت ایران را توصیف میکند که از هوش مصنوعی در عملیاتهای نفوذ، نظارت و آنچه که خودشان «جنگ شناختی» نامیدند، استفاده میکنند. از قضا یا نه، همین بازیگران هم بودند
پروکسی ایرانی، و این افق اول را نشان میدهد: انسانهایی با نیت بد با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی قویتر. ترامپ، رقابت را پیشتاز میکند! سپس افق دیگری میآید. به عوامل هوش مصنوعی به طور فزایندهای اختیار داده میشود تا وظایف پیچیده را با نظارت کمتر مستمر انسانی انجام دهند. هرچه مسئولیت بیشتری را به آنها محول می کنیم، مسائل مربوط به کنترل، مجوز، پاسخگویی و همسویی به تدریج اهمیت بیشتری پیدا می کند. و فراتر از آن، این سؤال طولانی مدت وجود دارد: وقتی این سیستم ها بسیار توانمندتر می شوند چه اتفاقی می افتد؟ اینها خطرات متفاوتی هستند.
آنها به نرده های محافظ مختلفی نیاز دارند. دقیقا به همین دلیل است که پاسخ نمی تواند به سادگی کاهش سرعت باشد. آمریکا نمیتواند در حالی که دشمنانش ادامه میدهند، رقابت را متوقف کند. پاسخ بهتر، آمریکاییتر است: تسریع توانایی، تسریع کنترل، تسریع همکاری بینالمللی. رهبری مسابقه در حالی که همزمان به ایجاد قوانین لازم برای اطمینان از اینکه پیروزی در مسابقه در نهایت به یک پیشنهاد بازنده برای همه تبدیل نمیشود، کمک کنید.
با این حال، دولتها در مورد ریسکهایی که آماده پذیرش آن بودند و چه خطرات و اقداماتی را برای جلوگیری از این نتیجه میخواستند، عمیقا اختلاف داشتند. آنها همچنین ترجیح دادند که نیات واقعی ایران را نادیده بگیرند. در همین حال، تهران بارها عزم خود را برای پیشبرد توانایی ها علیرغم فشارهای بین المللی و توافق هایی که برای محدود کردن آن انجام می شود، نشان داد. درس بزرگ تری در اینجا وجود دارد. گاهی اوقات تشخیص خطر کافی نیست. گاهی اوقات رهبری مستلزم این است که موضوعی را در مورد آنچه که باید در عصر جهانی انجام شود، مطرح کند. از رهبری
که شما بارها و بارها نشان داده اید، از جمله در مورد تهدیدات ونزوئلا یا ایران؛ عملکردها بلندتر از حرف ها صحبت می کنند. و به همین دلیل است که حضور شما در سازمان ملل فرصتی خارق العاده است. نه به این دلیل که آمریکا باید مسئولیت مدیریت این موضوع را به سازمان ملل واگذار کند.
نباید. اما از آنجا که مجمع عمومی تنها مرحله ای است که تقریبا تمام جهان به طور همزمان آن را تماشا می کنند. من سازمان ملل را از منظرهای بسیار متفاوتی دیده ام. در اوایل کارم، به عنوان دانشجو، درگیر تحقیقات پیرامون پیشینه کورت والدهایم با ارتش نازی بودم، در دورانی که والدهیم سکو را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در آرشیتفات جهانی فراهم کرد. تروریسم در حال تبدیل شدن به یک ابزار بین المللی قدرتمندتر برای هرج و مرج و تخریب بود.
افسر رودر فین، من این فرصت را داشتم که به عنوان مشاور دبیر کل سازمان ملل متحد کوفی عنان و با شاشی ثارور کار کنم و شاهد تلاشهای جدی برای مؤثرتر کردن و وفادارتر کردن این نهاد به هدف پایهگذاری آن بودم. بنابراین، سازمان ملل را در بدترین حالت خود و نزدیکتر به آنچه که در نظر گرفته شده بود دیدهام.
پیشنهاد میکنم از مرحله آن یعنی مجمع عمومی استفاده کنید. آمریکا باید رهبری کند. چین رقابت خواهد کرد. شرکتها نوآوری خواهند کرد و همکاری خواهند کرد (همانطور که اشاره کردند). فناوری پیشرفت خواهد کرد - عاقلانه و نه جایگزین. تاکید بر این که بشریت در حصول اطمینان از این که فناوریهای قدرتمندتر به طور معناداری تحت کنترل انسان باقی میمانند و یک بحث سرلوحه فنآورانه علیه خود تمدن نیست، علاقهمند است. این دقیقا همان چیزی است که به آمریکا اهرمی برای رهبری آن می دهد.
رئیسجمهور، در طول زندگی عمومیتان، تمایل غیرمعمولی برای قرار دادن مسائل در دستور کار قبل از اینکه دیگران آماده انجام آن شوند، نشان دادهاید. برای تشخیص اینکه چیزی نیاز به توجه دارد، نیازی به اجماع بینالمللی ندارید. این کیفیت باعث میشود این لحظه بسیار مهم باشد. این به معنای عقبنشینی از تعهد شما برای پیروزی در مسابقه هوش مصنوعی نیست.
این در مورد گسترش تعریف معنای برنده شدن است. من و شما برای اولین بار زمانی که من یک پسر بچه بودم که مبارزه در رینگ بوکس را یاد می گرفتم با هم تلاقی می کردیم. بیش از نیم قرن بعد، یک درس از بوکس هنوز بسیار صادق است: برنده شدن صرفا پرتاب کردن سخت ترین مشت نیست. این در مورد رفتن به فاصله است. این در مورد درک مبارزه ای است که در واقع در آن هستید. آمریکا باید در مسابقه هوش مصنوعی برنده شود. آمریکا باید رهبری کند.
و سپس آمریکا باید از این رهبری استفاده کند تا تضمین کند که خود مسابقه هرگز به پیشنهادی بازنده برای همه تبدیل نمیشود. برنده شدن، بدون باخت. من دعا میکنم که اگر مشیت بخواهد، یکی از دوستان یا بستگان شما که ممکن است جروزالم پست را بخواند، مانند سفیر مایک هاکبی، جرد کوشنر، ایوانکا، یا دیگران، این نامه را به شما ببینند و مطمئن شوند. Godspeed.The نویسنده یک استراتژیست جهانی و یک مشاور استراتژیک در مرکز اورشلیم برای امنیت و امور خارجه است. او را در X دنبال کنید: @jeffkahn2020.
متن اصلی (انگلیسی)
Open letter to US President Donald Trump: Carpe diem - opinion
You have made clear that America must win the artificial intelligence race. I agree. But another question must stand beside it: How does America win without all of us ultimately losing?