نقد و بررسی «گروگان آمریکایی»: جان هام و جیووانی ریبیسی در یک فیلم هیجان انگیز آدم ربایی MGM+ با پتانسیل زیاد اما بازدهی کم
شاون رایان و آیلین مایرز ("مامور شب") این پادکست را با تمرکز بر یک آدم ربایی در سال 1977 در ایندیاناپولیس و مجری رادیویی مورد اعتماد که در میانه میدان گرفتار شده است، اقتباس می کنند.
گروگان آمریکایی که توسط شاون رایان و ایلین مایرز (مأمور شب) با استعداد خلق شده و دارای گروهی به رهبری جان هام بسیار کم ارزش و جیووانی ریبیسی است. جالب حل شد
داستانهای مرتبط فیلمهای «زندگی و مرگ ویلسون شید» نقد: آماندا سایفرید و اسکات مکنیری به تلویزیون درام محکوم به مرگ تیم بلیک نلسون شدت میبخشند چرا جان هام میگوید «گروگان آمریکایی» احساس میکند «بسیار مرتبط» با «داستان عالی آمریکایی» اعدام به باد رفته تاریخ پخش: یکشنبه، 20 سپتامبر (MGM+) بازیگران: جان هام، میریل انوس، جیووانی ریبیسی، ویلیام جکسون هارپر، کریستوفر پولاها خالقان: شاون رایان و آیلین مایرز
هام نقش فرد هکمن، اسطوره رادیو خبری ایندیاناپولیس را بازی می کند. هکمن، که ازدواج فوقالعادهای با باربارا (میری انوس) بهعلاوه سه بچه که به سریال بیربط هستند، دارد، در تبلیغات اتوبوس به عنوان «معتمدترین صدا در اخبار» توصیف میشود.
هکمن تا حد زیادی از گزارشهایی که کارش را آغاز کرد دست کشید و پس از 22 سال در ایندیاناپولیس، در حال بررسی پیشنهادی سودآور برای نقل مکان به رادیو CBS در شهر نیویورک است. سپس او بخشی از بزرگترین داستان ایندیاناپولیس در سال های اخیر می شود.
تونی کریتسیس (ریبیسی)، فروشنده سابق خودروهای دست دوم، وارد یک دفتر رهن شده و دیک هال (کریستوفر پولاها) را به گروگان گرفته و دیک و خانواده اش را متهم به همدستی در اعطای وام مسکن به او کرده است که می دانستند او هرگز نمی تواند آن را بازپرداخت کند، تا کنترل 17 هکتاری را به دست بگیرد که یک قطعه زمینی را به خرید تبدیل کرده است.
تنها چیزی که تونی می خواهد عذرخواهی، مصونیت و فرصتی برای از سرگیری تلاش خود برای رویای آمریکایی است.
تنها کسی که تونی با او صحبت میکند، قابل اعتمادترین صدا در اخبار است، و ارتباطی را ایجاد میکند که علاقه فرد را به روزنامهنگاری دوباره برمیانگیزد و حس اخلاق روزنامهنگاری او را به آتش میکشد، که باعث نگرانی همکار بن هیرستون (ویلیام جکسون هارپر) شده است.
با پلیس های محلی که درگیر شایعات تخلفات دپارتمان هستند، به دنبال راه حلی مسالمت آمیز هستند و مقامات فدرال به اقدامات شدید فکر می کنند، وضعیت تشدید می شود. در کشوری که ضد فرهنگ و واترگیت به سمت بیاعتمادی فراگیر به اقتدار سوق داده است، تونی برای مدت کوتاهی به اندازه سخنران انتخابیاش معروف میشود، که برای کسی که بعد از ظهر سگی سیدنی لومت، یکی از چندین داستانی که گروگان آمریکایی به ذهنش میآورد، تعجبآور نخواهد بود.
اقتباس اخیر برادوی از «بعدازظهر روز سگی» - که از نظر صحنهپردازی تحسینبرانگیز است، اما با انتخابهای عجیب و غریبی مانند برداشت بردهوار آل پاچینو، ستاره جان برنتال، خدشهدار شده است - بهطور تهاجمی بر پارانویا و بدگمانی آن دوره نسبت به قدرت استقرار بهعنوان بیزمان و معاصر تأکید کرد. ظریف نبود، اما نکته ای داشت.
گروگان آمریکایی چند قسمت را صرف این موضوع می کند که می خواهد داستان خود را از طریق یک لنز مدرن بازگو کند. تنها یک ماه پس از اعتراف لوئیجی مانژیونه به قتل یک مدیر بخش مراقبتهای بهداشتی میگذرد، اقدامی که بسیاری از مردم آن را ابراز خشم شدید اما قابل درک نسبت به یک سیستم تقلبی میدانند. جنایت تونی کریتسیس، که با استفاده از یک تفنگ ساچمهای که روی آن به اصطلاح "سوئیچ مرد مرده" چسبانده شده بود، انجام شد، قرار است طنین مشابهی داشته باشد. او کار اشتباهی انجام می دهد، اما استدلال او امروز به اندازه 50 سال پیش آشنا است.
ریبیسی و نویسندگان سریال تونی را بیش از حد ضد عفونی نمی کنند. او مردی آشفته است که تمایل دارد خود را به شیوه های اپرایی و شدید (و غیرقانونی) ابراز کند، اما همسایه خوبی است، یک برادر خوب و رویای او برای رستورانی شیک اما فراگیر جهانی است. او سریع صحبت میکند و از انرژی عصبی منفجر میشود، که سریال به طرز هوشمندانهای در تضاد با استعفای ضعیف پولاها در مواجهه با وضعیت اسفناکی است که زندگی عالی را از نظر تونی قطع میکند، حتی وقتی بینندگان متوجه میشوند که ممکن است برعکس باشد.
دینامیک اسیر/اسیر خوب است و زمان کافی برای صفحه نمایش به آن داده می شود. اما قدرت ستارگان باعث میشود که روایت به سمت فرد کشیده شود، شخصیتی که هام بهعنوان مردی صادق و واقعی که توسط تراژدی شخصی توخالی شده است و نویسندگان پس از یک قسمت ششم پراکنده و فلاشبک که همه در سریال را به مسائل قابل تعویض پدر تقلیل میدهد، حرفهایی برای گفتن درباره او تمام شود.
این سریال با مکانیک های رادیویی دهه 1970 بسیار سرگرم کننده است - انتقال تماس های تلفنی و ضبط های بداهه، با جذابیت تکنولوژیکی که من را به یاد درام المپیک مونیخ در 5 سپتامبر می اندازد - و به رویکردی عمل گرایانه به اخلاق روزنامه نگاری اشاره می کند، اما به جایی نمی رسد. اپیزودهای اولیه، با عصبی بودنشان در مورد سرکوب FCC و مداخله دولت در دستگاه جمعآوری اخبار، نشان میدهد که American Hostage بهجایی تحریکآمیز میشود، اما سریال تمام حرفهای برای گفتن دارد.
این مانع چندین اجراهای مورد علاقه من می شود، به ویژه هارپر، که بن پر از خشم طعنه آمیز است، و جون لاپورت در نقش جینی، یک گزارشگر مشتاق که نیاز به راهنمایی مناسب دارد. در اواسط فصل، بن به عنوان قطبنمای اخلاقی سریال و جینی به عنوان قلب آن معرفی میشوند. در پایان، هر دو شخصیت کاملا درگیر میشوند، تقریبا بهگونهای که گویی سازندگان سریال در نهایت متوجه شدند که افرادی که داستان را پوشش میدهند، پس از اینکه قبلا در آن جهت متعهد شده بودند، داستان واقعی نیستند.
این مجموعه ای از تصمیمات عجیب است که با پیشروی نمایش، باربارای انوس و ایبی کت کانینگ (همسر دیک هال) را رها می کند تا برجستگی که جنبه روزنامه نگاری داستان تسلیم شده است را به خود اختصاص دهد. باربارا و ایبی با یکدیگر دوستی برقرار می کنند که به دلیل قدرت دو بازیگر به طور غیرمنتظره ای جذاب است و درونیاتی را منتشر می کند که در صفحه نیست.
اما باربارا و ایبی در پایان نیز حلنشده باقی میمانند، زیرا سریال به گورستان واقعی چیزها و آدمهایی تبدیل میشود که میتوانست درباره آنها باشد، زمانی که ناگهان در حال بازسازی چیزهایی است که واقعا رخ دادهاند، اما بهطور چشمگیری رضایتبخش نیستند.
همه چیز در نمایش خلاقیت و انرژی تمام میشود، حتی از شکوفاییهایی که به نیمه اول فصل دامن زدند، مانند استفاده هوشمندانه از صفحههای تقسیمشده برای بیکلام کردن شخصیتها و ایجاد تنش. این دستگاهی است که در همه جا وجود دارد و سپس هیچ جا، هرچند قدردانی رسمی از طراح تولید، کارولین هانانیا، که در نهایت مسئول بهترین ساختوساز جهانی سریال است، و مجموعههایی مانند دفاتر رادیویی و آپارتمان تیره و تار تونی را به فضاهایی برای نشیمن تبدیل میکند که با کلاستروفوبیا مخالفت میکنند.
از رایان و مایرز گرفته تا کارگردانان آدام آرکین، مهمان که در نقش یک وکیل مشکوک بازی می کند، و نینا لوپز-کورادو، همه در American Hostage برای معرفی همه این عناصر خوب شایسته تقدیر هستند. جاناتان تاکر در نقش نمایهگر نوپای افبیآی، مارک مککینی بهعنوان رئیس پلیس محلی، جو کابدن بهعنوان رئیس فروش آگهی ایستگاه رادیویی و فرد اوانویک بهعنوان برادر خسته تونی از دیگر افراد برجسته هستند. با این حال، کسی باید تشخیص می داد که در اینجا هشت قسمت داستان ارزشی ندارد، یا حداقل هشت قسمت از داستان روایت نمی شود.
پتانسیل بسیار زیادی در گروگان آمریکایی وجود دارد که عمدتا تلف شده است.
متن اصلی (انگلیسی)
‘American Hostage’ Review: Jon Hamm and Giovanni Ribisi in an MGM+ Kidnapping Thriller With Lots of Potential but Little Payoff
Shawn Ryan and Eileen Myers ('The Night Agent') adapt the podcast focusing on a 1977 kidnapping in Indianapolis and the trusted radio host caught in the middle.