هومر گیر نظریه خود را در مورد "شردها" و رابرت مالوری به اشتراک می گذارد
در حالی که اقتباس رایان مورفی از رمان کلاسیک برت الیس ایستون در انتظار تجدید فصل دوم است، گیر به پایان فصل اول و معنای آن برای سریال و حرفه اش می پردازد.
[این داستان حاوی اسپویلرهای اصلی پایانی The Shards، "Stairway to Heaven" و چند اسپویلر از رمان The Shards است.]
هومر گیر نظریه ای در مورد رابرت مالوری دارد.
بازیگر نقش شخصیت مرموز در اقتباس رایان مورفی از رمان کلاسیک برت ایستون الیس که اخیرا فصل اول 9 قسمتی خود را به پایان رسانده است، می گوید: "شما نمی توانید او را درک کنید، زیرا به نظر من، او واقعی نیست."
"او انعکاسی از همه افراد اطرافش است. به همین دلیل، به ویژه از طرف بیننده، شما می گویید، لعنتی این مرد کیست؟ چرا او اینطور رفتار می کند؟ چرا با همه این افراد انقدر متفاوت است؟ این چیزی است که رایان [مورفی] در اوایل به عنوان یک گزینه مطرح کرده است، و من این را نشان می دهم که "این باعث می شود که او به نوعی با او صحبت کند." پراکنده این یک دیدگاه ناقص از یک شخص است، زیرا او واقعا یک شخص نیست
این بهترین راهی است که می توانم آن را بیان کنم.» داستانهای مرتبط «هیولا» تلویزیونی و جذابیت ماندگار فیلمهای لیزی بوردن نقد «شب پایانی»: سارا پالسون و نائومی واتس در جستوجوی یک لحن الزامآور بازیگران لوکس را در یک ملودرام خانوادگی تند و زننده رهبری میکنند.
فینال فصل اول The Shards بر اساس طراحی بر روی یک صخره به پایان رسید. خالق مورفی، که از منابع اصلی استفاده کرده است، و الیس قصد دارند نمایش را به یک پیشنهاد سه یا چهار فصل تبدیل کنند. بنابراین در حالی که گیر و تماشاگران منتظر اخبار رسمی در مورد تمدید فصل دوم هستند، هالیوود ریپورتر با بازیگر اصلی و پسرش به ریچارد گیر درباره تئوری های او برای سریال (مثل اینکه چرا او فکر می کند رابرت قطعا قاتل نیست) و اینکه چگونه اولین نقش اصلی او زندگی اش را تغییر می دهد صحبت کرد: "من احساس بسیار خوبی دارم. خوشحالم که اینجا هستم."
در مصاحبههایی که انجام دادهاید، دیدهام که در مورد اینکه چگونه بازیگری همیشه آن چیزی نبوده است که میخواهید انجام دهید، صحبت کردهاید و در اینجا شما به عنوان یک رابرت مالوری بزرگ هستید. می دانم که Euphoria [فصل آخر] و The Shards را تقریبا پشت سر هم به ارمغان آوردی. در این بین دو روز مرخصی داشتم. این واقعا شگفت انگیز بود که چگونه کار کرد. چه چیزی به شما اشکال بازیگری داد؟ انتخاب واقعا در دانشگاه انجام شد. من یک دوست صمیمی داشتم که اکنون تهیه کننده دیزنی است و این باشگاه را در Brown به نام Brown Motion Pictures راه اندازی کرد.
از دانشگاه بودجه می گیرند تا سه یا چهار فیلم کوتاه بسازند و کلی کار می کنند که آن را انتخاب می کنند و کارگردان می گیرند و چند فیلمنامه هم دارند. دوستی داشتم که درگیر این موضوع بود که مرا با شخص دیگری که مشغول ساخت یک فیلم پایان نامه دانشجویی بود مرتبط کرد. او گفت که این نقش واقعا برای من خوب است و من تست کردم. من در اتاقی با 20 نفری که میشناختم بودم و در نهایت به نتیجه رسید. اولین بار بود که بازیگری کردم. فیلم دانشجویی بود.
ما شش یا هفت روز فیلمبرداری داشتیم، اما آنها 12 ساعت بودند، و این اولین باری بود که احساس کردم دارم کاری را انجام میدهم که میتوانم آن مدت را صرف انجام آن کنم. خسته نمی شدم من واقعا قبلا چنین تجربه ای نداشتم. حتی اگر در دوران کودکی من اینطور بود که "نه، هیچ راهی وجود ندارد که من این کار را انجام دهم." نه به این دلیل که به این شغل احترام نمی گذاشتم، بلکه به این دلیل که در دبیرستان یک بچه نمایشی نبودم. در دنیای من نبود و سپس آن را امتحان کردم و به این فکر کردم که "باید این را دنبال کنم." اگر بتوانم با انجام کاری که شما واقعا دوست دارید امرار معاش کنم، آن را دنبال کنید.
برای The Shards خواندم که شما ابتدا برای تام تست دادید و میدانم که گراهام کمبل [بازیگر نقش تام] نیز برای اولین بار برای رابرت تست داد. مراحل انتخاب بازیگری شما چگونه پیش رفت؟ من هرگز با گراهام نخواندم، من فقط با ایگبی [ریگنی، بازیگر نقش برت] مطالعه کردم. من 100 درصد مطمئن نیستم، اما فکر میکنم روشی که آنها این کار را کردند این بود که اول تست بازیگری برت بیرون رفت و همه برت را انجام دادند. فکر میکنم گراهام در ابتدا برای Bret تست داد و سپس آن را از آنجا محدود کردند. بنابراین من اول تام را گرفتم، و سپس آن را فرستادم و آنها گفتند، "شاید تو رابرت باشی" و من رابرت را انجام دادم.
آنها این را بیشتر دوست داشتند. [و قبل از تست دادن، کتاب The Shards را نخوانده بودید، درست است؟ نه. برای اولین تست، من به وضوح از برت ایستون الیس آگاه بودم. دیده بودم که دیگران چه دارند - روانی آمریکایی، کمتر از صفر. اما من کتابهای او را نخوانده بودم، اگرچه برادر ناتنیام در ۱۴ سالگی به من «روانی آمریکایی» هدیه داد، که برای دسترسی به آن بسیار جوان بود. زندگی به دور کامل درآمده است. من می دانم. برای اولین تست، آن را نخوانده بودم، اما پس از آن یک تماس تلفنی دریافت کردم، و آن دوره چند هفته ای را برای گوش دادن به کتاب صوتی، به روایت خود برت ایستون الیس، انتخاب کردم، که واقعا عالی است.
واقعا خنده دار و خوب است من آن را توصیه می کنم. چگونه به نقش رابرت نزدیک شدید؟ زیرا از لحظه ای که او را ملاقات می کنیم، نمی توانیم کاملا او را کشف کنیم، و شما آن را در کل فصل حفظ کنید. در طول فیلمبرداری فصل بیشتر و بیشتر آن را پیدا کردم، اما یکی از بخشهای اساسی این بود که باید ثابت میکردم که نمیتوانم او را هم بفهمم. شما نمی توانید او را درک کنید زیرا، به نظر من، او واقعی نیست. واقعا؟ من فکر می کنم این مردی است که واقعا از جانب خودش وجود ندارد. او انعکاسی از همه افراد اطرافش است.
به همین دلیل است که از طرف بیننده، به ویژه، شما میگویید لعنتی این پسر کیست؟ چرا اینجوری رفتار میکنه چرا او با این همه آدم متفاوت است؟ این چیزی است که رایان [مورفی] در اوایل به عنوان یک گزینه مطرح کرد، و من اینطور گفتم: "این خیلی عالی است." بنابراین تقریبا به همان شکلی شد که یک جامعهشناس یا روانپزشک میتوانست باشد. او هر فردی را که با او صحبت می کند منعکس می کند. او را به نوعی پراکنده می کند. این یک دیدگاه ناقص از یک شخص است، زیرا او واقعا یک شخص نیست. این بهترین راهی است که می توانم آن را بیان کنم.
بنابراین او با برت (ایگبی ریگنی) در قسمت هشتم رابطه جنسی نداشت زیرا او واقعی نیست؟ به نظر شما قطعا تمام تخیل برت بود؟ من فکر می کنم مردم به برت اعتماد زیادی می کنند. این به نوعی کلید کل داستان برای من است: این مردی است که 40 سال بعد گذشته خود را بازگو می کند. بیایید آن را با یک اقیانوس نمک مصرف کنیم. او قابل اعتمادترین راوی نیست. خیر
بنابراین، اگر فکر میکنید رابرت میتواند زاییده تخیل برخی از این شخصیتها باشد، در مورد قاتل زنجیرهای که در سال 1981 لس آنجلس، The Trawler شکار میکند، چه میگوید؟ آیا حدس میزنید که میتواند یکی از شخصیتهای اصلی باشد، یا احساس میکنید The Trawler نیز یک استعاره است؟ می تواند هر دو باشد. از منظر داستانی، میتوانید آن را به چند نفر سنجاق کنید، و سپس از منظر نمادین، میدانم که رایان در مورد آن صحبت کرده است که نشان دهنده همهگیری ایدز در اوایل دهه 80 است. من فکر می کنم که این قدرتمند است، و به تجربه بسیاری از افراد در آن زمان صحبت می کند.
من نظرات خودم را در مورد اینکه فکر می کنم چه کسی در کتاب بود دارم، اما ما هنوز در آن مکان در نمایش نیستیم، بنابراین گفتن آن سخت است. و فکر نمیکنم فقط یک نفر باشد، من میتوانم ترکیبی از افراد باشم. اما من می گویم، فکر نمی کنم رابرت باشد. چرا؟ از منظر بیننده، بیش از حد روی بینی است. وقتی داشتم آن را می خواندم، مثل این بود: "خوب، می خواهی به من بگوئی که او قاتل تمام مدت است و بعد او قاتل است؟" فقط منطقی نیست و دلیل دیگری از کتاب وجود دارد، اما این یک اسپویلر بزرگ است.
این کتاب هرگز مشخص نمی کند که کشتی تراول کیست. ظاهرا نه، اما می بینید که احتمالا برت در کتاب است، زیرا او این خراش را روی خود دارد - رد گاز گرفتن سوزان (با بازی کایا گربر در سریال) از جایی که او را گرفت. اما باز هم، این ربطی به نمایش ندارد، زیرا ما هنوز آنجا نیستیم. قسمت پایانی Shards حدود یک سوم راه را برای ما به کتاب می آورد، درست است؟ احتمالا. کم و بیش. و همه شما را به عنوان مظنون در هیئت مدیره قرار می دهد، همچنین برای تلاش برای قتل تری (وس بنتلی).
آیا احساس می کنید که رابرت برای آخرین حمله تری در هیئت مدیره حضور دارد؟ از دیدگاه برت، که داستان را کاملا تعریف می کند. فکر میکنم اگر رابرت به تری نگاه میکرد، برت از آن به عنوان مدرکی ملموس استفاده میکرد. اما بله، من فکر می کنم او است. آن لحظه کوچک با استیون [با بازی جردن راث] در فینال پس از مشاجره بین رابرت و برت وجود دارد، و ما میگفتیم: «آنها درباره چه چیزی صحبت میکنند؟» دانه هایی برای ادامه وجود دارد. نکته اصلی این است که پشت صحنه چیزهای زیادی در جریان است و نکات کوچکی در طول نمایش وجود دارد که از هر نتیجه ای که می خواهید بکنید حمایت می کند.
من اوایل این فصل با ایگبی ریگنی صحبت کردم و او گفت که تا پایان این فصل، افراد یا تیم برت یا تیم رابرت خواهند بود. او به برت اعتقاد دارد، شما به رابرت اعتقاد دارید. آیا همیشه به رابرت اعتقاد داشتید؟ یا مواقعی بوده که برای شما سخت بوده که مدافع شخصیت خود باشید؟ چیزهایی وجود دارد که من به عنوان هومر می گویم: «اگر بی گناه بودم این را نمی گفتم». اما من آن را اینگونه تعریف کردم: رابرت پسری است که به مدرسه می آید و به طرز عجیبی برای سن خود بالغ است. او به طرز عجیبی این دنیاپرستی را دارد.
من فکر میکنم که او دارد این بازی را با همه انجام میدهد، و میبیند که برت واقعا تنها کسی است که به اندازه کافی باهوش و پرسشگر است که بتواند با او بازی کند. اما رابرت درست بازی نمی کند و این او را عصبانی می کند. بنابراین من فکر میکنم همه اینها به زبان درآوردن است. میدانم چرا، از منظر برت و دیدگاه تماشاگران، این امر باعث میشود که او قاتل فکر کنند، اما فکر میکنم که بازی موش و گربه عمیقتری در ذهن رابرت وجود دارد. فکر کنم یه بازیه اما بله، من مطمئنا تیم رابرت هستم. خیلی عجیب می شد اگر من و ایگبی نسبت به شخصیت هایمان چنین احساسی نداشتیم.
رایان مورفی گفت که او و برت ایستون الیس قصد دارند نمایشی سه یا چهار فصلی داشته باشند. نمایش از منابع اصلی گسترش یافته است، بنابراین شما هرگز نمی دانید که رایان به کدام سمت می تواند برود. آیا چیزی وجود دارد که واقعا برای کشف آن در فصل دوم، بر اساس جایی که به پایان رساندید، هیجان زده باشید؟ صحنه هایی از بقیه کتاب وجود دارد که من واقعا دوست دارم اتفاق بیفتد. عکس پایانی در آپارتمان با چاقوها بسیار سرگرم کننده است. بدیهی است که می خواهم کتاب را تمام کنم. این یک منبع دوست داشتنی است، و من عاشق زندگی در آن دنیا با همه آن مردم هستم.
من میخواهم ببینم چه کارهای دیگری میتوانیم با لباس و موهای رابرت انجام دهیم - موها یک تکامل دائمی هستند. من همچنین از دیدن آنچه رایان و نویسندگان وارد میکنند هیجانزده هستم، زیرا "رقص خاموش!" قسمت در کتاب نبود و فیلمبرداری آن فوق العاده سرگرم کننده بود. با چند نفر در مورد رقصت صحبت کردم. می دانم که شما این کار را برای پنج شب انجام دادید، احتمالا 100 بار در طول فیلمبرداری یک شبه هنگام فیلمبرداری قسمت «پارتی رابرت». این یکی سخت بود. و سپس مجبور شدم دوباره این کار را انجام دهم [در «Dance Off»]. رقص را دوست داشتی؟ آره
شما واقعا نمی توانید چنین تجربه ای را در هیچ زمینه کاری دیگری داشته باشید، هم خود را احمق کنید و هم در بالای دنیا در مقابل 300 نفر باشید. البته، من می خواهم بیشتر از این کار کنم. حالا خودت را رقصنده صدا می کنی؟ آیا به رقص با ستاره ها ادامه می دهید؟ من یک رقصنده برای لذت، برای سرگرمی هستم. خب، حدس میزنم که الان برای این نمایش رقصنده کار هستم. من رقصیدن را دوست دارم. من همیشه می رقصم اما من قبلا هیچ رقصی انجام نداده بودم. من می خواهم بیشتر انجام دهم.
من بسیاری از حرکات مورد استفاده خود را انجام دادم و در سراسر نیویورک از آنها استفاده کرده ام. در آپارتمان من، در آپارتمان دیگران. حرکت با شانه.
وقتی مصاحبه شما با Vogue را خواندم، و این را به کایا گربر هم گفتم، احساس میکردم که دارم یک جلسه درمانی میخوانم، زیرا هر دوی شما درباره ترسهایتان از انتشار سریال صحبت کردید. راب هاسکل [مصاحبه کننده] درست مثل یک روانپزشک است. کایا هم همین را گفت. گفتی نگران دوست داشتنی نبودن رابرت هستی. این بیشتر درباره دوست داشتنی نبودن من بود. آن هومر بود.
حالا بعد از دیدن واکنش به سریال و اتمام فصل چه احساسی دارید؟ این همان چیزی است که من فکر میکردم قرار است اتفاق بیفتد، و واقعا خوشحالم که این اتفاق افتاد: پس از صحنه ارتباط [برت و رابرت] در پایان قسمت هشتم، مردم بهعنوان دلیلی میبینند که برت ممکن است در مورد همه چیز حقیقت را نگوید. من فکر می کنم که این نظر را نسبت به رابرت تغییر داد، جایی که شاید ما به همه چیزهایی که برت می گوید اعتماد نداریم، و شاید رابرت آنقدرها هم که به نظر می رسد بد نیست. بنابراین فکر میکنم بعد از آن تغییری رخ داده است.
من فکر می کنم در حال حاضر یک تیم رابرت وجود دارد که چند قسمت قبل از فینال وجود نداشت. بنابراین من فکر می کنم آن کار انجام شده است. من همچنین دوست داشتم بخوانم که چگونه به سرعت به تاریخچه نمادین والدین خود با کایا پرداخته اید. چطور بعد از آن شما دو نفر به این سرعت شیمی خود را پیدا کردید؟ [توجه: ریچارد گیر و سیندی کرافورد در دهه 1990 ازدواج کردند.] او فقط یک فرد خوب، معمولی و جالب است، بنابراین یافتن شیمی چندان سخت نبود.
بیشتر شبیه این بود: "خوب، ما نمی توانیم همدیگر را ملاقات کنیم و چیزی در مورد آن نگوییم، در غیر این صورت کاملا آن را نادیده خواهیم گرفت." این یکی از اولین چیزهایی بود که گفتیم و بعد از آن هرگز در مورد آن صحبت نکردیم. خنده دار بود، زیرا من از کایا آگاه بودم، بدیهی است که او دختر [سیندی کرافورد] همسر سابق پدرم است، و من هرگز او را ندیده بودم. و بعد با او آشنا شدم و او عادی بود و ما با هم دوست هستیم. ما اغلب چت می کنیم. شما دو نفر در حال حاضر در برنامه قرار می گذارید، بنابراین فصل دوم باید جالب باشد. خواهیم دید. خواهیم دید چه اتفاقی می افتد.
شما یک فیلم بعدی دارید، اما اکنون در دنیای رایان مورفی نیز هستید، یعنی همیشه میتوانیم شما را در فرانچایز دیگری از او ببینیم. آیا این را به عنوان سکوی پرتاب میبینید؟ واکنش هالیوود چه بود و میخواهید در آینده چه کار کنید؟ فکر میکنم این یک سکوی پرتاب است زیرا اولین نوع نقش اصلی من است، بنابراین از این طریق، شما را به چیزهای جالب دیگری باز میکند. کاری که من واقعا میخواهم انجام دهم این است که با کارگردانهای بزرگ کار کنم، افرادی که دید قوی و جنبه روشنفکری نسبت به کاری که انجام میدهند، جنبه هنری دارند.
زمانی که یک بازیگر هستید، کل بازی اینگونه است: کار کردن با چنین افرادی. واکنش خوب بوده با داشتن این دو پروژه، Euphoria و The Shards، احساس بسیار خوبی دارم. خوشحالم که اینجا هستم و امیدوارم فرصت های بیشتری به من برسد.
The Shards اکنون در حال پخش پایانی خود و تمام فصل یک در Hulu است. برای پوشش نمایش THR به اینجا سر بزنید.
متن اصلی (انگلیسی)
Homer Gere Shares His Theory About ‘The Shards’ and Robert Mallory
As the Ryan Murphy adaptation of Bret Ellis Easton's classic novel awaits a season two renewal, Gere dives into the season one ending and what it means for the show and his career.