ورزش های کالج عالی هستند
برای یک دهه، من عضو کمیته هیئت علمی بودم که از نزدیک با بخش دو و میدانی در دانشگاه نورث وسترن همکاری می کند. یکی از استادان همکار یک بار از من در مورد ملاحظات پذیرش ویژه ای که ورزشکاران دریافت می کنند شکایت کرد، با این استدلال که اگر ورزشکاران امتیازهای زیادی کسب نکنند، می توانیم تعداد بیشتری از ابواییست ها را بپذیریم. در آن زمان، از دانشگاه به عنوان بخشی از رسواییهای دپارتمان دو و میدانی که شامل…
برای یک دهه، من عضو کمیته هیئت علمی بودم که از نزدیک با بخش دو و میدانی در دانشگاه نورث وسترن همکاری می کند. یکی از استادان همکار یک بار از من در مورد ملاحظات پذیرش ویژه ای که ورزشکاران دریافت می کنند شکایت کرد، با این استدلال که اگر ورزشکاران امتیازهای زیادی کسب نکنند، می توانیم تعداد بیشتری از ابواییست ها را بپذیریم. در آن زمان، دانشگاه به عنوان بخشی از رسواییهای دپارتمان دو و میدانی شامل آزار و اذیت جنسی و مزاحمت شکایت شد. یکی از پرونده ها منتفی شد و بقیه بدون اینکه دانشگاه به اشتباه خود اعتراف کند حل و فصل شد.
در همان دوره، دانشگاه ساخت یک استادیوم فوتبال کاملا جدید را اعلام کرد که گرانترین استادیوم ساخته شده برای یک تیم کالج خواهد بود. یکدفعه هضم زیاد بود. در پاسخ به همکارم، سرم را به نشانه موافقت تکان دادم و به این فکر کردم، آره، ابوییست های بیشتری.
اما همانطور که مأموریت دانشگاه خود را در نظر گرفتم - کمک به دانشجویان برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه کاری می خواهند بعد از کالج انجام دهند، پرورش دانش و مهارت های مورد نیاز برای رسیدن به اهدافشان، حمایت از تحقیقات اساتید، و افزایش سرمایه برای اطمینان از اینکه می توانیم به انجام آن کار ادامه دهیم- کمتر مطمئن شدم که oboists نسبت به ورزشکاران مطلوب تر و واجد شرایط پذیرش هستند. چرا فکر میکنیم که در طول زندگیشان، ابواییستها سهم بیشتری در جامعه خواهند داشت تا مدافعان خط؟ (منظورم این است که توهین نکنید، ابوییست های مهربان! اردک شخصیت مورد علاقه من در فیلم پیتر و گرگ است.)
در محوطه دانشگاه، بسیاری از مردم تردید دارند که دو و میدانی و مأموریت های دانشگاهی نورث وسترن همسو باشند، به خصوص که فوتبال بیشتر و بیشتر به یک تجارت تحت پوشش دانشگاه تبدیل می شود. منتقدان حق دارند از حرفه ای شدن ورزش های دانشگاهی ابراز تاسف کنند، اما آنها همچنین معتقدند که بیشتر دانشجویان ورزشکار بیشتر از کلاس های خود به ورزش خود اهمیت می دهند. بسیاری از دانشگاهیان ورزش را بیهوده و مفسده میدانند، بهعنوان منحرفکنندهای از هدف عالی شکلگیری اخلاقی و فکری - و بهعنوان بارزترین نشانه تجاریسازی و شرکتی شدن دانشگاه مدرن.
ما نگران این هستیم که هزینههای خارج از کنترل برای ورزش میتواند باعث شود که تعهد خود به پیشرفت تحصیلی را کنار بگذاریم.
[سالی جنکینز: چاقوها برای بیل بلیچیک آماده شده است]
بسیاری از این دیدگاههای منفی همکار من و سایرین نسبت به ورزش دو و میدانی، شاید حتی بیشترشان، بر اساس تصورات نادرست است. این شکایت را در نظر بگیرید که دانشجویان ورزشکار حقوق می گیرند. سایر دانشجویان این فرصت را دارند که برای کارهایی که برای دانشگاه و از طرف خودشان انجام می دهند، دستمزد دریافت کنند. ما یک انکوباتور استارت آپ داریم که بیش از 1.6 میلیارد دلار سرمایه جذب کرده است. چرا ورزشکاران نیز نباید از کاری که انجام می دهند سود ببرند؟
ورزشکاران کالج ما به سختی آدم های احمقی هستند. به عنوان بخشی از کارم در کمیته دو و میدانی و تفریح (که اکنون کمیته دو و میدانی بین دانشگاهی نامیده می شود)، انتخاب رشته های ورزشی، عملکرد تحصیلی و برنامه سفر ورزشکاران را بررسی کرده ام. من در کمیته هایی خدمت کردم که دو مدیر دو و میدانی اخیر ما را استخدام کردند. در تعاملاتم با دپارتمان دو و میدانی و به ویژه با دانشجویان ورزشکار، بیش از هر چیز تحت تأثیر تاکید آنها بر موفقیت تحصیلی و میزان تلاش آنها برای دانش آموزی قرار گرفته ام.
ای کاش تعداد بیشتری از آنها می خواستند در رشته من، تاریخ تحصیل کنند، اما این یک داستان متفاوت است.
علیرغم توجه منفی به ظاهر ثابتی که به ورزش جوانان می شود، من متقاعد نشده ام که والدین ورزشکاران بیش از والدین بچه هایی که در فعالیت های دیگر فعالیت می کنند، بر فرزندان خود فشار بیاورند. ورزشکاران بخش اول نورث وسترن برای رسیدن به اینجا به همان اندازه سخت کار کردند که رقصنده ها، مناظره کنندگان و کمدین ها انجام دادند. دستاوردهای آنها به همان اندازه چشمگیر است و مسیر انتخاب شده آنها هر ذره مشروع است.
با این حال، دانشجویان ورزشکار به من گفته اند که گاهی احساس می کنند لیاقت حضور در اینجا را ندارند. اینکه غیرورزشکاران نمیخواهند پروژههای گروهی را با آنها انجام دهند، یا به این دلیل که فکر میکنند تمرین و برنامه سفر آنها را به شرکای غیرقابل اعتماد تبدیل میکند یا اینکه سبکوزن فکری هستند.
در واقع، ورزشکاران در کلاسهای خود به خوبی غیرورزشکاران عمل میکنند و معمولا در طول فصل فعال بازی خود در مقایسه با فصل خارج از فصل، نمرات بهتری کسب میکنند. بهعنوان مدیر برنامه مطالعات آمریکا، من به طور مکرر با رشتههایی که یکی از آنها دونده تیم دانشگاهی ما بود، ملاقات میکردم. علاوه بر صحبت در مورد پایان نامه یا کلاس هایی که برای فارغ التحصیلی نیاز داشت، در مورد رشته ای که او برای حفظ معدل 3.9 خود لازم است صحبت کردیم. پاسخهای او ترکیبی از رفتارهایی بود که از ورزش و تحصیلات آموخته بود: فعالیت بدنی، تغذیه، خواب، عادات خوب مطالعه.
من از او چیزهای زیادی در مورد زندگی خوب یاد گرفتم.
دانشجویان ورزشکار از معلمان و مشاورانی که باید مرتبا با آنها ملاقات کنند، حمایت میشوند. اما غیر ورزشکاران همچنین به مشاوران، مربیان و سایر خدمات پشتیبانی آکادمیک دسترسی دارند. آنها ملزم به استفاده از آنها نیستند، اگرچه اگر استفاده کنند به نفع آنها خواهد بود.
ورزشکاران بسیاری از کلاسها را از دست میدهند، که این باعث میشود اساتید بزرگوار باشند. به طور متوسط، آنها شاید پنج روز کلاس را در هر سه ماهه از دست بدهند. در یک سه ماهه 9 یا 10 هفته ای، این می تواند 15 یا 25 درصد از کل جلسات کلاس باشد. هنگامی که ورزشکاران وارد محوطه دانشگاه می شوند، مشاوران آنها به آنها می گویند که می توانند در هر کاری که می خواهند تحصیل کنند. این کاملا درست نیست، زیرا برخی از رشتهها الزاماتی دارند، مانند زمان آزمایشگاه در علوم طبیعی، که با برنامههای تمرین یا مسابقات در تضاد است.
ای کاش آنها واقعا می توانستند در هر چیزی تحصیل کنند، اما همه دانش آموزان و نه فقط ورزشکاران، بر اساس سایر تعهدات درسی و فوق برنامه خود، از جمله تعهدات کاری و خانوادگی، تصمیم می گیرند در کدام کلاس ها شرکت کنند و در کدام دروس تحصیل کنند. آنها همچنین تنها دانشآموزانی هستند که باید در ابتدای هر سه ماهه تعداد کلاسهایشان را اعلام کنند.
فوتبال و تا حدی بسکتبال مردان اساسا با 19 تیم دانشگاهی دیگر ما متفاوت است. این دو رشته ورزشی بیشترین درآمد دپارتمان دو و میدانی را خرج می کنند و به دست می آورند، مسئول بحث برانگیزترین تغییرات در نحوه عملکرد ورزش های دانشگاهی هستند و تقریبا تمام مطبوعات منفی را دریافت می کنند. آنها سیستم را اجرا می کنند و از آن جدایی ناپذیر هستند. آنها همچنین می توانند ارزش تحصیلی را اضافه کنند.
برای شفافیت، من یک طرفدار هستم. من به بازی های کاسه فوتبال در نشویل و لاس وگاس، و بازی های بسکتبال مارس جنون در ساکرامنتو، جایی که فارغ التحصیلان اخیر و قدیمی تر را ملاقات کردم، سفر کرده ام. برای نشان دادن اینکه چگونه ورزشهای بزرگ دانشگاهی میتواند به پیشرفت کل دانشگاه کمک کند، یکی از متولیان به من به نمونه دانشگاه واندربیلت اشاره کرد که رئیس دانشگاه دانیل دیرمایر - که قبلا در دانشکده نورث وسترن و دانشگاه شیکاگو کار میکرد - سرمایهگذاری زیادی در ورزش (به ویژه فوتبال و بسکتبال) انجام داده است.
کاهش نرخ (نمونه های متقابلی نیز وجود دارد؛ دانشگاه نورث ایسترن برنامه فوتبال خود را در سال 2009 کنار گذاشت و هنوز هم در رتبه بندی بالا رفته است.)
در طول یک دهه گذشته یا بیشتر، برنامه های کاربردی از دانش آموزان دبیرستانی در شمال شرق به مدارس در کنفرانس جنوب شرقی - رقیب اصلی Big Ten در ورزش دو و میدانی، از نظر اعتبار و دلارهای تلویزیونی - بیش از 90 درصد افزایش یافته است. شاید این یک تصادف باشد، اما اکثر مدارس SEC در همان دوره در رتبه بندی دانشگاهی صعود کرده اند. شاید آنها بر موج پست های رسانه های اجتماعی مهمانی های خارج از منزل در ماه فوریه یا باما راش سوار شده باشند.
اما شاید یک تیم فوتبال خوب، در کنار خوابگاه های شیک و غذای خوب، از نظر بسیاری از دانشجویان ورودی، جزء ضروری زندگی دانشگاهی باشد. برنامه های غذایی و سالن های اقامت نیز هسته اصلی ماموریت دانشگاهی ما نیستند.
پاییز امسال، ما اولین ورزشگاه 875 میلیون دلاری خود را معرفی می کنیم. فهرست بازیکنان فوتبال کالج ما برای بازی در سال جاری 21 تا 25 میلیون دلار درآمد خواهد داشت و کوارتربک ما 1 تا 2 میلیون دلار درآمد خواهد داشت. ما چیپ کلی را به اوانستون کشاندیم. او بهعنوان سرمربی سابق فیلادلفیا ایگلز NFL، به همان اندازه که یک هماهنگکننده تهاجمی میتواند یک سلبریتی دانشگاهی باشد، خواهد بود. ما همچنین یک هدیه 35 میلیون دلاری از خانواده Uihlein به طور خاص برای فوتبال دریافت کرده ایم. Mac Uihlein سال گذشته کاپیتان این تیم بود.
این کمک مالی باعث ناراحتی برخی از همسالان من شده است، نه تنها به دلیل سیاست خانواده - آنها به سوپر PAC های طرفدار دونالد ترامپ و تلاش های ملی برای محدود کردن حقوق سقط جنین کمک مالی کرده اند - بلکه به این دلیل که شواهد دیگری از سرمایه گذاری ما در ورزش در زمان ریاضت برای بسیاری از دانشگاه است. این یک شرط بزرگ است که صرف هزینه های زیاد برای فوتبال، تیم را به پیروزی می رساند و موفقیت رقابتی کل دانشگاه را تقویت می کند.
دگرگونی چشمگیر ورزش های دانشگاهی، توجیه هوادارانم را برای خودم و دیگران سخت تر می کند. گسترش کنفرانس، تظاهر به انسجام منطقه ای را از بین برده است. ورزشکاران در حال حاضر گاهی اوقات در طول دوران تحصیل خود در سه، چهار یا پنج مدرسه شرکت می کنند. دادگاههای فدرال اعلام کردهاند که دانشجویان ورزشکار میتوانند مستقیما از دانشگاهها دستمزد بگیرند و به طور همزمان درآمد اضافی از حمایتها و تبلیغکنندگان کسب کنند. آماتوریسم به عنوان مدلی که ورزش دانشگاهی بر آن استوار است، همیشه نیمی از حقیقت بوده است، اما امروزه اساسا مرده است.
این حقایق کافی است تا انسان تعجب کند که نیمی از ورزش های دانشگاهی چه معنایی دارد.
[یان بوگوست: کالج در حال جدا شدن است]
به عنوان یک عضو هیئت علمی، با اکثر این موارد خوب هستم، اما با رزروهای زیادی. وقتی یک دوره سخنرانی بزرگ در مورد تاریخ ورزش کالج تدریس کردم، در مورد تکلی به نام جیمز هوگان، که از سال 1901 تا 1904 برای دانشگاه ییل بازی می کرد، یاد گرفتم. او در اواسط تا اواخر 20 سالگی خود بود و شهریه نمی پرداخت و دانشگاه هزینه تعطیلات بهاری او را در هاوانا پرداخت کرد. داستان او یادآور این است که پول برای مدت طولانی ورزش دانشگاه را آلوده کرده است.
با این حال، من نگران هستم که پولی که ورزشکاران ما دریافت می کنند بر تعامل من با آنها به عنوان دانش آموزان کلاس هایم تأثیر بگذارد. آیا آنها به جای یادگیری تاریخ، روی چگونگی سرمایه گذاری یا خرج دلارهایی که بخش دو و میدانی به آنها می پردازد تمرکز خواهند کرد؟ زحمات آنها برای دانشگاه از من ارزشمندتر است، پس آیا آنها تعجب خواهند کرد که چرا باید اصلا به من گوش دهند؟
با این حال، من همچنان بر این باورم که موفقیتهای ورزشی و تحصیلی دانشگاه مکمل یکدیگرند، اگر به هم مرتبط نباشند. من هنوز با ادعای همکارم مخالفم که ورزش اهداف عالیتر فکری و خلاقانه موسسه ما را پایین میآورد. بازیهای فوتبال و سایر ورزشها نسلهای دانشآموز، اساتید و فارغالتحصیلان را به هم متصل میکنند. سرمایه گذاری در رشته دو و میدانی می تواند شهرت علمی دانشگاه را در کنار فهرست برندگان شاعر، برندگان جایزه نوبل و دانش پژوهان مارشال افزایش دهد و همچنین می تواند منبعی برای ثبات مالی یا حتی رفاه باشد.
حتی در حال حاضر، من فکر می کنم که ورزش های دانشگاهی، به طور متعادل، بیشتر از ضرر مفید هستند. این دوره سختی در شمال غربی و سایر مؤسسات آموزش عالی بوده است. من ورزش را بخشی از چیزی میدانم که ما را بهعنوان یک جامعه در کنار هم نگه میدارد، در عین حال که منبع تنش دیگری برای دیگران است، مانند همکار عاشق ابوایسم. بله، پول زیادی در سیستم وجود دارد، و این پول می تواند باعث فساد شود که برخلاف ارزش های ما است.
اما همچنین به آنچه ورزشکاران کالج از تحصیلات دانشگاهی به دست می آورند، و آنچه که بقیه دانشگاه از داشتن ورزشکاران درجه یک در اینجا، در کلاس درس و همچنین در زمین به دست می آورند، بسیار کم است. ارزش ورزش های بزرگ دانشگاهی واقعی است - برای بازیکنان، برای طرفداران، برای اساتید - اگرچه برای دیدن آن باید بیشتر از همیشه تلاش کنید.
متن اصلی (انگلیسی)
College Sports Are Great
For a decade, I’ve been a member of a faculty committee that works closely with the athletics department at Northwestern University. A fellow professor once complained to me about the special admissions considerations that athletes receive, arguing that we could admit more oboists if athletes didn’t get so many spots. At the time, the university was being sued as part of athletics-department scandals involving…