پس از خودسوزی در سازمان ملل، بازنگری در مورد ترس پکن در مورد تبت
آسیب پذیری واقعی پکن اقدام بین المللی نیست. این در حال افزایش آگاهی در میان جمعیت چین است.
در دوم جولای، لوبگا رنگزن، مرد تبتی که کلمه استقلال و آزادی را به عنوان نام خود انتخاب کرده بود، در خارج از مقر سازمان ملل در نیویورک خود را به آتش کشید. اقدام او یک روز پس از اجرایی شدن قانون وحدت قومی و ارتقای پیشرفت چین انجام شد. او در ویدئویی که قبل از مرگش منتشر شد، این قانون را محو هویت تبتی خواند و از تبتیهای در تبعید خواست تا مسئولیت خود را بپذیرند. او هم عمدا آن مکان را انتخاب کرد. تبتی ها از سال 1950، زمانی که درخواست تبت برای اولین بار به سازمان جهانی جدید رسید، برای جبران خسارت به سازمان ملل مراجعه کرده اند.
مجمع عمومی در سالهای 1959، 1961 و 1965 قطعنامههایی درباره تبت به تصویب رساند. با این حال، پس از اینکه جمهوری خلق در سال 1971 بر کرسی سازمان ملل متحد چین نشست، این موضوع از دستور کار این سازمان ناپدید شد. خودسوزی رنگزن کیفرخواست شش دهه سکوت بود. برای هفتهها پس از مرگ او، جوامع تبتی در سراسر جهان راهپیمایی و تظاهرات کردند. سی ان ان، رادیو آسیای آزاد و دیگران آن را پوشش دادند. سخنگوی دبیرکل سازمان ملل تسلیت گفت و ایالات متحده
وزارت امور خارجه بر حمایت خود از تبتی ها تاکید کرد. سپس، ظرف چند روز، پوشش ناپدید شد. هیچ دولتی فراتر از بیانیه های همدردی نرفت. برای دههها، فرستادگان اداره مرکزی تبت و سازمانهای حقوق بشر تبتی در ژنو، واشنگتن و بروکسل با پشتکار فوقالعاده کار کردهاند و قوانینی مانند قانون حل و فصل تبت را به دست آوردهاند.
موضع پکن هرگز تغییر نکرده است: تبت "بخش جدا نشدنی چین" است. تنها کانالی که وجود داشت، 9 دور گفتگو با فرستادگان دالایی لاما بین سالهای 2002 تا 2010، هیچ نتیجهای نداشت و این گفتگوها بیش از 15 سال است که رو به نابودی بوده است. استراتژی جستجوی حمایت بین المللی برای اعمال تغییرات در تبت مسیر خود را طی کرده است. جهان از سال 1959 فریاد تبتی ها را شنیده است. همدردی به روال تبدیل شده است: بیانیه ها، محکومیت ها، دعوت به گفتگو.
دورنمای کمی وجود دارد که فشار خارجی به تنهایی حزب کمونیست چین را به تبت سوق دهد و هیچ دولتی تمایلی به فراتر رفتن از کلمات نشان نداده است. اما پکن از نوع دیگری از فشار می ترسد، فشاری که از داخل جهان چینی زبان می آید. ترس واقعی چین یک سال پیش، پلیس امنیت دولتی چین در چانگشا، ژانگ یادی، دانشجوی 22 ساله چینی هان را که در فرانسه تحصیل می کرد، به ظن "تشویق جدایی طلبی" بازداشت کرد. جرم او: نوشتن و ویرایش برای جوانان چینی استند برای تبت (华语青年挺藏会)، یک پلت فرم مبادله دو زبانه هان-تبتی که من آن را تأسیس کردم.
ژانگ در هونان، استان زادگاه مائو، از پدر و مادری هان به دنیا آمد و بزرگ شد. تقریبا همه اعضای ما نیز از قومیت هان هستند. بسیاری از مردم پرسیدند که چرا یک فرد چینی هان برای تبتی ها به خطر زندان می افتد؟ سوال مفیدتر این است که چرا پکن با یک پروژه کوچک رسانه ای داوطلبانه به عنوان یک تهدید امنیتی دولتی برخورد کرد و یک دانشجو را به خاطر آن بازداشت کرد. حکچ میداند که حاکمیت آن در تبت نه تنها بر هزینههای امنیتی، بلکه بر رضایت اکثریت هان استوار است - رضایتی که طی دههها اطلاعات نادرست ایجاد شده است.
از سال 1959، تبلیغات دولتی به شهروندان چینی آموخت که تبت قدیم یک جامعه رعیت وحشی بود، که دالایی لاما بزرگترین بردهدار آن بود. یکی از افسانههای ماندگار معتقد است که راهبان بودایی تبت طبلهایی را از پوست انسان میساختند. آهنگ موفق دهه 1990 به این مضمون، "Sister Drum" (阿姐鼓)، توسط یک آهنگساز هان نوشته شد که داستان را فقط دست دوم از خواهر و برادرهایی که به تبت سفر کرده بودند می دانست.
کاربران چینی اینترنت همچنان از این آهنگ به عنوان شاهدی بر وحشی گری تبتی ها یاد می کنند. طبق روایت ترجیحی حکچ، ارتش آزادیبخش خلق ناجی تبت بود و اشغال، رهایی است. مردم عادی چین از روی بدخواهی از سیاست تبت حکچ دفاع نمیکنند. صادقانه تر، هیچ موردی علیه آن نمی بینیم. پذیرش هان از این روایت، اساس حکومت حکچ در تبت است – اما شکنندهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. در سال 2025، منطقه خودمختار تبت (TAR) تنها 31.8 میلیارد یوان درآمد محلی در مقابل 310 میلیارد هزینه به دست آورد.
نقل و انتقالات مرکزی 253.88 میلیارد یوان، بیش از 80 درصد بودجه بر اساس گزارش های بودجه TAR، این شکاف را پر کرد و هم برنامه های معیشتی و هم یک دستگاه پایدار پایدار را تامین کرد. و این بودجه شامل هزینه در مناطق تبتی چینگهای، سیچوان، گانسو و یوننان نمی شود. در حال حاضر نارضایتی از این سیاست ها وجود دارد.
در اینترنت چین، بخشی از ملیگرایان هان از قبل میپرسند که چرا دولت به اقلیتهای قومی امتیازهای جایزه ورودی دانشگاه اعطا میکند و آنچه را به عنوان «رفتار فوق شهروندی» به سخره میگیرد. با کاهش سرعت اقتصاد چین، شکایات در مورد بار مالی در حال افزایش است. این رنجش قابل اشتعال است، به همان اندازه که حکچ آماده است تا اقلیتها را برانگیزد. حزب میتواند محکومیت خارجی را نادیده بگیرد، اما نه عمومی در داخل که حاکمیت پکن در تبت را زیر سوال میبرد.
چینی هان که با استفاده از زبان چینی و پلتفرمهای چینی با آن مردم روان صحبت میکنند، کابوس حکچ در مرزهای قومی هستند. بیشتر و بیشتر چینیهای هان از سیاستهای حکچ در تبت ناراضی هستند. هدف ما این است که سؤالاتی را که قبلا می پرسند تغییر مسیر دهیم. به جای "چرا ما برای آنها پول می دهیم؟" ما میپرسیم: «این پول واقعا چه چیزی را میخرد و به نفع چه کسی است؟» دالایی لاما چندین دهه پیش اهمیت مشارکت چینی هان را درک کرد. او افسران رابط چینی را در دفاتر تبت در سرتاسر جهان منصوب کرد و رویکرد راه میانه خود را تا حدودی حول به دست آوردن قلب چینی ها بنا کرد.
اما ظرفیت زبان چینی CTA کاهش یافته است. بخشهای چینی مؤسسات تبعید تبدیل به افکاری حاشیهای شدهاند. گروه ما، جوانان چینی برای تبت، به طور ارگانیک در اینترنت چینی زبان، در میان جوانانی که به اصطلاح آن مسلط بودند، شکل گرفت. تبتی ها از ما استقبال کردند زیرا این شکاف برای مدت طولانی پر نشده بود. افتادن بین دو میز گریس وانگ، دانشجوی دوک، در سال 2008 به دلیل تلاش برای میانجیگری بین معترضان طرفدار تبت و چین، در آزار ناسیونالیست ها دفن شد.
مورخ فقید لی جیانگلین که در خانواده ای کمونیست به دنیا آمد، سال ها را صرف ثبت تاریخ شفاهی تبتی های تبعیدی کرد. «تبت در عذاب» او دلیل فرار دالایی لاما در سال 1959 را بازسازی کرد. در ژوئیه، پلیس در لهاسا، ژانگ یی، یک فعال دموکراسی خواه از سال 1989 را به دلیل نمایش عکسی از دالایی لاما در صومعه سرا بازداشت کرد و او را در 28 ژوئیه به طور رسمی دستگیر کرد. لحظه من در سال 2018 فرا رسید، در حالی که در یک مدرسه راهنمایی تبت تدریس می کردم. دولت دو سال پیش آن مدرسه را به زور تعطیل کرد.
با این حال، گروه هایی مانند جوانان چینی برای تبت در یک نقطه کور نهادی قرار می گیرند. هنگامی که ژانگ یادی دستگیر شد، نگرانی او به عنوان یک فرد متوقف شد. تقریبا هیچ رسانه تبتی یا غربی با سازمان ما مصاحبه نکرده است تا از ما بپرسد که ما چه میکنیم یا اصلا چرا چینی هان از تبت دفاع میکند. پیشنهادات ما به بنیادها بدون پاسخ ناپدید می شوند. یکی از همکارهای کهنه کار اخیرا به من گفت: تو به شکاف بین دو میز افتاده ای. در رسانههای بینالمللی، بوروکراسیهای دولتی و بنیادها، «میز تبت» و «میز چین» جهانهای جداگانهای هستند.
اکثر متخصصان چینی توجه کمی به تبت دارند. متخصصان تبتی اطلاعات کمی از اداره، قانون یا جامعه چین دارند - به ویژه در مناطق تبتی خارج از TAR، جایی که اکثر تبتی ها در آن زندگی می کنند. این شکاف توضیح میدهد که چرا مدافعان چینی زبان تبت برای افزایش آگاهی با استفاده از پلتفرمهای زبان چینی تلاش میکنند بدون بودجه، پوشیده و محافظت نشده باقی بمانند - حتی در حالی که پکن اعضای ما را بهعنوان تهدید امنیتی دولتی تحت تعقیب قرار میدهد. حکچ کار ما را به اندازه کافی جدی میگیرد تا آن را محاکمه کند.
بنیادها و اتاق های خبری غربی هنوز واقعا وجود ما را ثبت نکرده اند. مردم هان و تبت برای هزاران سال با هم همسایه بوده اند. ما از همان رودخانه ها می نوشیم و آینده ما مدت ها پس از نابودی این رژیم به هم گره خورده است. به همین دلیل، من معتقدم ظهور کنشگری چینی هان یکی از مهم ترین تحولات استراتژیک در موضوع تبت است. حمایت بین المللی بیش از 70 سال آرمان تبت را زنده نگه داشت و این کار باید ادامه یابد. اما کاهش بازده با خودسوزی Lobga Rangzen به طرز غم انگیزی آشکار شد.
او در پله های جلوی سازمان ملل سوخت و جهان به سختی متوجه شد. جامعه بین المللی قرار نیست سرنوشت تبت را تغییر دهد. چیزی که هنوز می تواند تفاوت ایجاد کند افزایش آگاهی در میان اکثریت چینی زبان چین است. هر کسی که میخواهد آینده تبت را تغییر دهد، باید شروع به تأمین مالی و پوشش افرادی کند که این کار را انجام میدهند و از آنها محافظت کند.
متن اصلی (انگلیسی)
After a Self-Immolation at the UN, Rethinking What Beijing Fears on Tibet
Beijing’s real vulnerability is not international action. It’s rising awareness within the Chinese population.