پرش به محتوای اصلی

پیتر روزنبرگ درباره هویت یهودی، یهودستیزی، مکلمور و ای صحبت می کند

رولینگ استون۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۰۱:۳۸حدود 18 دقیقه مطالعه

این شخصیت رسانه ای در مورد حد وسط غیرممکن درگیری خاورمیانه بحث می کند

وقتی صحبت از هیپ هاپ به میان می‌آید، دو روزنبرگ هستند که سلطنت می‌کنند: پل روزنبرگ، مدیر قدیمی امینم، و پیتر روزنبرگ، مجری سابق Hot 97 که اکنون مجری برنامه Ebro Laura Rosenberg Show است. پنج دقیقه پس از صحبتم با پیتر، همانقدر به او می گویم و سعی می کنم نشان دهم که موفقیت او، مانند موفقیت پل، مایه غرور یهودیانی است که در تجارت موسیقی کار می کنند. چه کسی به رادیو منطقه ای سه ایالتی گوش داده باشد یا نه، نام پیتر روزنبرگ دارای اعتبار است - چیزی که به دست آمده است، نه داده شده - از طریق یک حرفه در یک صنعت دشوار و اغلب غیرقابل بخشش.

یهودی بودن در تجارت موسیقی در هفته گذشته بسیار پرخاشگر بوده است. اد شیران، هنرمند سوپراستار پاپ، پس از اینکه اولین نمایشش، مکلمور، از صحنه به عنوان یک تریبون برای تجمع آرمان «فلسطین آزاد» استفاده کرد، خود را گرفتار آتش متقابل سیاست خاورمیانه یافت. شیران هشت ماه از تور لوپ خود می گذشت، اما پس از دو قرار در نیوجرسی - هر دو با حضور مکلمور - سرنوشت بقیه قسمت های آمریکای شمالی ناگهان نامشخص بود.

چگونه به اینجا رسیدیم؟ می توانید تاریخ آن را تعیین کنید - 7 اکتبر. می 1948; قرن اول - اما واقعا مهم نیست، زیرا همه ما نسخه خود را از تاریخ داریم، و متقاعد کردن کسی که میراث خود را برای نسخه ای از شما رها کند، بسیار دشوار است. ممکن است ساده باشد که بگوییم دو چیز می توانند همزمان درست باشند، اما در مورد اسرائیل به عنوان یک کشور مستقل، ممکن است 10 چیز باشد که تجزیه هر کدام دشوار است، اغلب مورد بحث قرار می گیرد و به ندرت مورد سازش قرار می گیرد.

در همین محیط بود که دو نفر از اعضای رسانه موسیقی و جامعه یهودی و اسرائیلی سعی کردند با هم گفتگو کنند. زمانی که روزنبرگ و من برای اولین بار با هم ارتباط برقرار کردیم، رولینگ استون هنوز خبری مبنی بر خروج مککلمور از تور را به دلیل انگیزه رابرت کرافت، مالک نیوانگلند پاتریوتز و مالک استادیوم ژیلت منتشر نکرده بود. کرافت اظهار داشت که به اظهارات مککلمور روی صحنه به عنوان سخنان نفرت انگیز می نگریست.

مککلمور بر موضع خود - مبنی بر اینکه جنگ جاری در غزه منجر به کشته شدن هزاران کودک شده است - ثابت قدم بود و طرفدارانی را در میان دیگر افتتاح کنندگان تور شیران و گروه حامی او پیدا کرد که به دلیل همبستگی ترک تحصیل کردند. انتخاب سردبیر 250 آلبوم برتر قرن 21 تا کنون 100 بهترین قسمت تلویزیونی تمام دوران 500 آلبوم برتر تمام دوران 100 بهترین فیلم قرن 21

در میان جنجال‌ها، روزنبرگ در X نوشت: "بسیاری از افرادی که دوستشان دارم آشکارا درباره کانیه لنگ می‌زنند. من نمی‌گویم هیچ‌کس لایق بخشش یا همدلی نیست، اما این مرد یک سال پیش آهنگ هایل هیتلر را خواند. از بسیاری از مردم ناامید شد. کالایی با مضمون سواستیکا.

اینکه پیام‌رسانی بهم ریخته است، چیزی است که روزنبرگ و من با آن موافقیم. چگونه قرار است کسی راهی برای عبور از این درگیری پیچیده، عاطفی و ریشه‌دار پیدا کند، در حالی که دائما با خود تناقض دارد؟ دیدگاه دیگری که ما به اشتراک گذاشتیم: این است که پر سر و صداترین افراط، وسط منطقی را غرق می کند. و این از همه طرف است. مبارزه داخلی که ما به عنوان افراد با آن روبرو هستیم، به ندرت از طریق آن صحبت می شود. صحبت، در بیشتر موارد، وجود ندارد.

می توانید کمی در مورد سوابق خود و جایی که بزرگ شده اید بگویید؟ من اهل شوی چیس، مریلند هستم. این یک حومه زیبای یهودی در دی سی است، به طور کلی، از نظر سیاسی بسیار مترقی و منطقه ای دموکرات. مادر من در یک اردوگاه آوارگان در آلمان [پس از جنگ جهانی دوم] به دنیا آمد. طرف او تماما لهستانی است و از نازی ها فرار کرده است. پدر من اهل نیویورک است و ما در کودکی کمی به آن سر می زدیم ... و به 98.7 Kiss و WBLS گوش می دادیم. در نگاهی به گذشته، من و برادرم واقعا بسیار خوش شانس بودیم که به این رادیو هیپ هاپ بنیادی همانطور که در حال وقوع بود گوش می دادیم.

آیا نام رادیوی شما همیشه روزنبرگ بود؟ نه. در کالج و در روزهای اولیه حضور در رادیو تجاری در دی سی، نام من PMD بود که [مخفف] پیتر از مریلند بود. این نام دی جی من بود تا اینکه در سال 2007 به Hot 97 رسیدم و ابرو می گفت: "نه، باید با نام واقعی خودت بروی." فکر می‌کنم او این را جذاب‌تر و جالب‌تر از داشتن یک نام سه حرفی عمومی می‌دید.

با چنین نام آشکارا یهودی، آیا تا به حال با مقاومتی از سوی جامعه هیپ هاپ مواجه شدید؟ نه، من واقعا احساس خنکی می‌کردم، چون ماهی بیرون از آب بود. من هنوز تا حدودی منحصر به فرد بودم. حالا، وقتی به چشم‌انداز نگاه می‌کنم و بسیاری از مصاحبه‌کنندگان و دی‌جی‌ها ساکنان سفیدپوست حومه شهر هستند، قطعا تعدادشان بیشتر از زمانی است که من آمدم. بنابراین من واقعا از تازگی آن لذت بردم - از متفاوت بودنم. من خیلی به آن علاقه داشتم و در قلبم باور داشتم، خیلی صمیمانه عاشق همه چیز بودم، نه فقط در مورد موسیقی، بلکه به چیزی که موسیقی از نظر سیاسی برای آن ایستاده است.

من آنقدر با آن هماهنگ بودم که واقعا احساس اعتماد به نفس می کردم و احساس می کردم واقعا کار را انجام داده ام و مردم به دانش من احترام می گذارند. و در بیشتر موارد، مردم واقعا این کار را کردند.

ابرو چه فکری می کرد؟ این خنده دار است زیرا اکنون، با این که همه چیز به هم ریخته است، مردم فقط می گویند: "خب، این به این دلیل است که او یک یهودی است ..." ابرو از نظر خون نیمه یهودی است، اما او به سختی یهودی یهودی است. وقتی صحبت از چیزهای یهودی می شود، او یکی از دوستان غیر یهودی من است. [می خندد] سیاه بودن ابرو تا حد زیادی از کیستی او خبر می دهد. یهودی بودن مادرش هر چند وقت یکبار آن را توصیف می کند.

او در آلمان نازی به عنوان یهودی تعریف می شد... دقیقا. که او را از نظر فنی یهودی می کند، و مردم تصور می کنند که یک یهودی به دنبال یهودی دیگری است، اما اینطور نیست. فکر می کنم ابرو من را مانند دیگران می دانست. ... تصمیم برای استفاده از نام واقعی من در نهایت در مورد رادیو بود، نه همبستگی یهودیان. او فقط یک برنامه نویس رادیویی باهوش است و می گوید: "اسم تو روزنبرگ بودن خیلی جالب تر است." بیایید آن را به هم بزنیم.»

اولین بیلبوردهای تبلیغاتی شما در سال 97 این هویت را آشکار کرد، درست است؟ اولین بیلبورد ما برای Hot 97، بازاریابی این بود: یک سیاه پوست، یک پورتوریکویی و یک یهودی. بنابراین اولین چیزهایی که مردم از من دیدند، به معنای واقعی کلمه چهره من روی یک بیلبورد در نیویورک بود و زیر صورتم فقط "یهودی" نوشته شده بود. در آن زمان ما فکر می کردیم خنده دار است. درست مثل این بود که "این عجیب است. ما یک نمایش چند قومیتی هستیم و قرار است با مردم در مورد چند قومیتی بودن روبرو شویم." اما بله، مطمئنا اکنون متفاوت است.

یهودی ستیزی گاه به گاه که تجربه کردید از چه زمانی شروع به احساس متفاوت کرد؟ همیشه چیزهایی به من گفته می شد. من همیشه یهودستیزی بسیار معمولی را نادیده می‌گرفتم، مثل افرادی که در خیابان می‌آمدند و می‌گفتند: «اوه، من واقعا با یهودی‌ها لعنت نمی‌کنم، اما با شما لعنت می‌کنم». من آن را همیشه دریافت کردم. یا، "می دانم که پول داری." و من اینطور گفتم: "نه، تو در واقع پول داری. من پول ندارم، اما باشه." این نوع چیزها همیشه وجود داشت، اما واقعا به همان شکلی که من می‌گفتم «اوه، این واقعا بد است» شروع نشد. لحظات بزرگی داشتم.

من با نیکی میناژ دشمنی داشتم، بنابراین طرفدارانش می گویند دیوانه. اما همچنان یهودستیزانه و آسیب زا بود.

من می‌توانم بگویم، و این بخشی از رنجش من از کانیه، نوعی جستجوی یهودستیزانه کانیه است که او انجام داد، تور او از نفرت یهودیان، از آن لحظه به بعد می‌توانستم تفاوت را در رسانه‌های اجتماعی خود احساس کنم و اینکه چگونه، چه افراد واقعی باشند چه ربات‌ها، پاسخ‌های «آره، خوب، تو کلاهت را بگذار، یا برو، یا کلاهت را بگذار،» کانیه درست میگه. بعد از تور کانیه "Fuck the Jews" متوجه شدم که اوج گرفت و بدتر شد.

که پیشروی عالی برای آنچه قرار بود بیاید بود. و همه چیز قبل از 7 اکتبر بود. آره منظورم این بود که تنظیماتش همین بود. منزجر کننده بود و احساس می‌کردند که می‌خواهند بگویند، "خب، همه اینها به دلیل وضعیت سلامت روانی اوست"، که به نوعی مانند "خوب، آیا سلامت روان واقعا شما را ضد یهودی می‌کند؟" واقعا ردیابی نشد.

و سپس 7 اکتبر؟ آره و سپس 7 اکتبر. فورا تند شد. یادم می آید بلافاصله با میا خلیفه ستاره فیلم های پورن درگیر شدم. او چیزی شبیه به "جنگجویان آزادی، ویدیوهای خود را بفرستید تا ببینیم چه کار می کنید" را پست کرد. و من می گویم، "شما واقعا حماس را مبارزان آزادی خطاب می کنید؟"

در نگاهی به گذشته به نوعی نشانگر واقعی این بود که این لعنتی قرار است به کجا برود. اوضاع خیلی از کنترل خارج شده بود و مردم نمی‌توانستند بگویند: «اسرائیل مدت‌هاست واقعا کارهای وحشتناکی انجام می‌دهد، و همچنین قتل عام یهودیان در یک جشنواره موسیقی شیطانی است». ما نمی‌توانیم هر دوی اینها را همزمان بگوییم. اینترنت اجازه آن را نخواهد داد.

این برای اسرائیلی ها محل اختلاف است. چرا همدلی برای آنچه آنها از سر گذرانده اند - یک حمله بی دلیل به جمعیتی عمدتا صلح طلب از اعضای کیبوتز و شرکت کنندگان در جشنواره - صفر بود؟ من هم به آن فکر می کنم. اگر سعی می‌کنم همدل باشم و به یاد بیاورم، گاهی اوقات سخت است، زیرا چند سالی است که ادامه دارد و واکنش اسرائیل آنقدر نامتناسب بوده است که به سختی می‌توان احساس سابقم را به خاطر آورد. اما وقتی به عقب برمی‌گردم، یادم می‌آید که می‌گفتم: «لعنتی، هیچ‌کس حتی متوقف نشد که بگوید آن چیز وحشتناک بود.»

در دنیای من، واقعا افراد زیادی وجود نداشتند که بگویند: "اوه، این اتفاق 7 اکتبر خیلی خراب است." دقیقا به «اسرائیل لعنت شده است» رفت. و من می‌گفتم: "وای، نمی‌توانیم یک یا دو روز فرصت داشته باشیم؟" ... و من فکر می کنم که برخی از مردم را شکست. من صادقانه معتقدم که مثلا مایکل راپاپورت مغزش را شکست. این باعث شد که او بخواهد "اوه خدای من، همه از یهودیان متنفرند. هیچ کس اهمیتی نمی دهد."

اما یک قطع ارتباط وجود دارد که در آن تعبیه شده است، و من فکر می کنم که از آن زمان به بعد این یک مشکل واقعی بوده است. من فکر نمی‌کنم ربطی به این واقعیت داشته باشد که مردم به یهودیان اهمیت نمی‌دهند یا فکر نمی‌کنند که 7 اکتبر خراب شده است. من فکر می‌کنم که ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم دید بسیار بزرگ‌تری نسبت به آنچه در حال وقوع است دارند.

شما گفتید که اظهارات اد شیران را وحشتناک می‌دانید. آیا می خواهید در مورد آن توضیح دهید؟ وحشتناک بیشتر این است که در مورد اینکه چقدر فقیر بود صحبت کنید. این وحشتناک بود که چقدر تاثیری در بهتر شدن او ندارد. این فقط یک اشتباه واقعا بد دیگر بود.

اما خدایا، فکر می‌کنم جالب‌ترین اتفاقی که در اینجا می‌افتد این است که ما در زمان واقعی در حال تماشای باد در جهتی متفاوت از قبل هستیم.

مثل یک نقطه عطف به نظر می رسد. آره نقطه اوج اتفاق افتاد. [زمانی] در تاریخ [که] از نظر اطرافیانش منطقی بود که تصمیمی را که گرفته بود بگیرد. با این حال، این بار آن نیست. و او بدترین تصمیم ممکن را گرفت زیرا اسرائیل به طور کامل افکار عمومی را از دست داده است.

من مدتی است که این را گفته ام: اگر یهودیان رسانه ها را کنترل کنند، ما بدترین روابط عمومی را داریم. فکر کردن به این موضوع باورنکردنی است: چگونه آنها توانستند همه را علیه خود برانگیزند، اما این کاری است که آنها انجام داده اند. و بنابراین من فکر می کنم که او فکر می کرد که احتمالا مطمئن ترین تصمیم را می گیرد. و من سعی نمی کنم بگویم که تصمیم آسانی بود. همه می خواهند آن را بیش از حد ساده کنند. هر فردی در نظرات که هرگز برای هیچ مشکلی ریسک نکرده است، می‌خواهد به همه بگوید که همه چیز را با ضربان قلب دور بریزید - مثل اینکه هیچ چیز حتی نیاز به در نظر گرفتن ندارد.

این یک نقطه سخت برای او است، اما مرد، آنها کاملا اشتباه کردند.

به نظر شما او باید چه می کرد یا چه می گفت؟ من واقعا فکر می‌کنم تنها راه این بود، "هی، این توری است که ما با آن موافقت کردیم. این توری است که من با هنرمندانی که من در آن شرکت می‌کنم. اگر شما، رابرت کرافت و دیگر صاحبان ساختمان‌ها با این مشکل دارید، پس باید آن را به دادگاه بیاورید و ما باید از نظر قانونی آن را بررسی کنیم." او حتی مجبور نبود موضع سیاسی بزرگی اتخاذ کند. او فقط باید در کنار هنرمندانی قرار می گرفت که به گفته خودش با آنها همراه است. این تمام کاری است که او باید انجام می داد.

باز هم، چه کسی می‌داند که تمام کارهای درونی قراردادها چیست، اما فکر می‌کنم همه با این تور موافقت کردند. اکنون می گویید که من را در ساختمان خود نمی خواهید. بیایید این کار را انجام دهیم و اجازه دهیم دادگاه افکار عمومی نیز نظر خود را بیان کند. در عوض، او یک مسیر را انتخاب کرد و اکنون همچنان در دادگاه عمومی افکار عمومی بازی می کند، اما او کسی است که در حال محاکمه است. و او اکنون داستان بزرگتر از مکلمور است.

این واقعا تفاوت چندانی با جنبش BDS ندارد، جایی که هنرمندان غربی از اجرای برنامه برای تماشاگران اسرائیلی منع می شدند. اینجا یک هنرمند طرفدار فلسطین است که برای تماشاگران یهودی اجرا می کند و آنها می خواهند او برود. پیام واقعا متناقض است. و همچنین واقعا غیر صادقانه است زیرا رابرت کرافت وقت گذاشت - یا هر کسی که این بیانیه را ساخته بود به این نکته اشاره کرد که "اوه، من به فلسطینی ها اهمیت می دهم. اوه، من به مکلمور، این و آن احترام می گذارم. دوست دارم با او صحبت کنم." پس چرا فقط با او صحبت نکردی؟

تنها کسی که می تواند این مشکل را بلافاصله حل کند، رابرت کرافت است. به نظر می‌رسد که او تنها کسی است که اگر اظهاراتش از راه دور صادقانه بود، می‌توانست بگوید: «هی، بدیهی است که من چیزها را متفاوت از مکلمور می‌بینم. ما می‌نشینیم و گفتگوی خود را انجام می‌دهیم و ببینیم آیا مکلمور علاقه‌مند است در مورد این موضوع به طور جدی با شما صحبت کند یا خیر.» حدس من این است که با دانستن نوع آدمی که [مکلمور] است، احتمالا این کار را خواهد کرد.

اما این کاری نیست که آنها انجام دادند. آنها همان کاری را کردند که همه یهودیان هالیوود را به انجام آن متهم می کنند. آنها بدترین کار ممکن را انجام دادند. و سپس شما چنین اتفاقی می‌افتد و نه تنها همه چیزهایی را که کانیه وست می‌گفت [در مورد هالیوود و تجارت موسیقی] تأیید می‌کند، بلکه به‌طور جدایی ناپذیر یهودیان آمریکا و اسرائیل را به این طریق به هم متصل می‌کند که برای هیچ یک از ما مفید نیست. من فقط نمی فهمم آنها فکر می کردند باد کجاست. زمانی آنها فکر می کردند که می توانند همه را ساکت کنند و اینترنت این را تغییر داده است. آنها فقط نمی توانند آن را انجام دهند.

این کار نمی کند.

این استدلال مطرح شده است که نمایش کانیه حاوی هیچ پیام سیاسی نیست، همراه با ادعای کرافت مبنی بر اینکه نظر مکلمور به منزله سخنان نفرت انگیز است. از چه زبان نفرت انگیزی استفاده کرد؟ این زبانی بود که آن ها دوست نداشتند. این زبان نفرت انگیز نبود.

این همان قسمتی است که در مورد آن بسیار افتضاح است: او تلاش پرزحمتی انجام داد تا اصلا برای کسی بدخواه نباشد. ما باید این واقعیت را بپذیریم که افراد زیادی وجود دارند که به معنای واقعی کلمه معتقدند که "فلسطین آزاد" حمله به یهودیان است. و ما باید خود را به عنوان یهودیان آمریکایی از این ایده جدا کنیم.

باید بتوانیم همزمان دو چیز را نگه داریم. یکی اینکه نفرت عظیم و واقعی یهودی وجود دارد که ما شاهد آن بوده ایم که افرادی مانند کانیه وست از آن حمایت کرده اند، کسانی که فکر می کنند صحبت در مورد هیتلر یک شوخی است و همانطور که او قبلا در موارد متعدد ابراز کرده است خنده دار است. چه او آن را بنویسد، چه دیگران آن را به عنوان یک بیماری روانی یا نه، او بیان کرده است که اعتقاداتش، حداقل در یک نقطه، این بوده است که اساسا یهودیان شرور هستند، دنیا را اداره می کنند و مانند عروسک گردانان ریسمان ها را می کشند - تمام افسانه های یهودستیزی واقعی که وجود دارد. چنین نفرت واقعی یهودی وجود دارد.

و در عین حال، کاری که دولت اسرائیل برای مدت طولانی، به ویژه در سه سال اخیر انجام داده است، کاملا شیطانی است و ما نمی‌خواهیم این کار به نام ما انجام شود. در واقع، من فکر می کنم آنها دست به دست هم می دهند. هر دو یک چیز هستند این ایستادگی در برابر نفرت، ایستادگی در برابر نفرت یهودیان و ایستادگی در برابر نفرت مورد تایید دولت علیه مردم فلسطین است. هر دوی این چیزها می تواند درست باشد و درست باشد.

آیا اگر مکلمور چیزی در مورد کسانی که در یک جشنواره موسیقی در 7 اکتبر کشته شدند، می گفت، همه چیز به این شکل پیش می رفت؟ این یک نکته منصفانه است. ... من درک می کنم که مردم از اینکه احساس می کنند هیچ کس به 7 اکتبر اهمیت نمی دهد، ناامید یا ناراحت هستند. من در آن زمان این احساسات را داشتم. من همانطور که فکر می کنم بسیاری از مردم با تماشای ویدیوهای جشنواره موسیقی نوا و فکر کردن به آن، اشک واقعی ریختم.

اما در عین حال، شما باید به تصویر بزرگ اینجا نگاه کنید و نه فقط به این لحظه فوری مانند: «خب، وقتی مککلمور می‌گوید «فلسطین را آزاد کنید»، چرا اسرائیل را شامل نمی‌شود؟» مثل این است که «تاریخ سفید چطور؟» در این مورد، افرادی که در قدرت هستند یهودیان هستند، یعنی دولت اسرائیل. بنابراین افرادی که ناتوان هستند و فعالانه مورد حمله قرار می گیرند و کشته می شوند، اسرائیلی های یهودی نیستند. این چیزی نیست که اتفاق می افتد.

بنابراین من فکر می کنم که این زمینه برای ما مهم است که به خاطر بسپاریم. ما مردم هستیم - ما تعریف هستیم - تاریخ ما آواره می شود، مردمی که مورد حمله قرار می گیرند. ما در طول تاریخ بارها آنجا بوده‌ایم، اما در این شرایط خاص، این چیزی نیست. بنابراین افرادی که سعی می‌کنند کار «وای بر من» را برای یهودیان انجام دهند، در حالی که من می‌دانم حساس بودن با تاریخ ما آسان است، شما باید به این وضعیت خاص باشید. و در این شرایط، این نقشی نیست که ما در آن هستیم.

شما با ارتباط قوی با اسرائیل بزرگ شده اید. می توانید در مورد آن صحبت کنید؟ گوش کن، این بخش بزرگی از کودکی من است. پدر من یک صهیونیست بسیار مؤمن بود. او برای Village Voice نوشت و چندین سال برای آیپک کار کرد و واقعا داخل دستگاه را دید. و او از این تجربه دور شد و گفت: "اوه، این مردم صلح نمی خواهند." منظورم این است که اساسا به او گفته می‌شد که چه زمانی درباره فلسطینی‌های دوستدار صلح‌طلب می‌نویسد، آنها می‌گویند: «هی، ما به آن نیاز نداریم. هیچ‌کس سعی نمی‌کند درباره این میانه‌روهای صلح‌جو بشنود.

و بنابراین وقتی متوجه شد که چیست، شروع به رفتن به سمت دیگری کرد. و من می‌توانم بگویم زمانی که [یتسحاک] رابین [در سال 1995] کشته شد، این آخرین بند بود - دیدن یک دیوانه جناح راست افراطی در اسرائیل که رابین را کشت و رویاهای صلح را کشت. او می گفت: "اوه، این مردم آن چیزی نیستند که من فکر می کردم." و بنابراین از آن زمان به سمت دیگر رفته است. (Substack MJ Rosenberg را اینجا بخوانید.)

شما از اسرائیل دیدن کرده اید و با یک اسرائیلی ازدواج کرده اید. چگونه عشق خود به اسرائیل را با انتقاد از دولت آن تطبیق می دهید؟ من بی نهایت به یهودی بودنم افتخار می کنم. من با یک اسرائیلی ازدواج کردم. من آدمی نیستم که معتقد باشد اسرائیل بی فرهنگ است و جایی ندارد. البته این کار را می کند. منظورم این است که اسرائیل مانند بسیاری از کشورهای استعمارگر دیگر که کارهای زشت زیادی انجام دادند، اما چیزهای خوبی نیز دارند. و از نظر فرهنگی، چیزهایی وجود دارد که من در مورد آن دوست دارم، اما این چیزی را که درست است، درست است و آنچه اشتباه است، اشتباه است، تغییر نمی‌دهد.

کلمه "صهیونیست" خیلی عوض شده و حرام شده است. الان در موردش چطور فکر میکنی؟ این یک قطعه فوق العاده پیچیده از آن است زیرا در ابتدا شنیدم که شخصی در این مورد اظهار نظر می کند: کلمه صهیونیست دیگر معنایی ندارد، جز اینکه فقط یک اصطلاح نفرت انگیز است و هر کسی که می گوید این یک یهودی ستیز است. من قبلا این احساس را داشتم.

این قسمت سخت در مورد سازگاری و یادگیری برخی چیزها و درک این موضوع است که همه چیز تغییر کرده است. زمانی بود که مردم حتی نمی دانستند صهیونیسم چیست. آنها فقط می‌گویند: «خوک صهیونیستی خفه شو». و شما مانند "اوه، شما فقط از یهودیان متنفرید."

من می دانم که این یک نوع دیوانگی است زیرا فقط چند سال پیش بود، اما آب و هوا تغییر کرده است و اکنون مردم واقعا درک بیشتری از آنچه اساسا در مورد آن است دارند. و من فکر می‌کنم متأسفانه، باز هم وقتی می‌روید کار را انجام می‌دهید و آن را بررسی می‌کنید، متأسفانه بازگشت به پایه‌های جنبش صهیونیستی واقعا مشکل‌ساز است.

در مورد این بحث که یهودیان بومی منطقه هستند چطور؟ من فکر می‌کنم شما می‌توانید برای جایگاه یهودیان در بخش‌هایی از منطقه استدلال کنید، اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که وقتی آنها ظاهر شدند، زمانی که آن جنبش شروع شد و آنها می‌گویند: «هی، ما الان به آنجا می‌رویم»، آنها آنجا نبودند.

ما می توانیم روی یک چیز توافق کنیم: همه در حال دعوا بر سر این قطعه کوچک زمین هستند زیرا برای بسیاری از مردم بسیار خاص است. با آن چه می کنید؟ تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که راه حل یک دولت را انتخاب کنید که همه از حقوق برابر برخوردار باشند. شبیه علم موشک نیست.

خواندن متن کامل در رولینگ استونبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Peter Rosenberg Talks Jewish Identity, Antisemitism, Macklemore, and Ye

The media personality discusses the impossible middle ground of the Middle East conflict

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر