پیروزی احتمالی دموکراتها در کنگره چه تغییری در رویکرد ترامپ به جنگ با ایران ایجاد میکند؟
دولت ترامپ با ادامه جنگ علیه ایران، مواضع و پیام کاملا روشنی را تبیین نکرده است. همین مسئله پرسشهایی را درباره هدف اصلی جنگ به وجود آورد. آیا هدف آن حمایت از معترضان ایرانی بود؟ آیا برای آغاز جنگ به تایید کنگره نیاز داشت؟ و قرار بود حضور نظامی آمریکا در این درگیری تا چه زمانی ادامه پیدا کند؟
با وجود نقش و جایگاه جهانی آمریکا، معمولا تصور میشد که سیاست خارجی تاثیر چندانی بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و میاندورهای این کشور ندارد. تجاوز دوباره روسیه به اوکراین و تهاجم این کشور در فوریه ۲۰۲۲، با وجود آنکه نقطه عطفی در امنیت اروپا بود و پیامدهای عمیقی برای ناتو و اتحادیه اروپا داشت، نقش چندانی در انتخابات میاندورهای آمریکا در آن سال ایفا نکرد. بخشی از این مسئله به حمایت گسترده هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات از این درگیری بازمیگشت؛ بهطوری که نزدیک به دو سوم آمریکاییها از کمکهای نظامی به اوکراین حمایت میکردند. همین حمایت گسترده و برخوردار از پشتوانه هر دو حزب باعث شده بود که از نگاه بیشتر رایدهندگان آمریکایی، سیاست خارجی عامل تعیینکنندهای در تمایز میان نامزدها نباشد.اما اکنون شمار فزایندهای از پژوهشها نشان میدهد که اهمیت سیاست خارجی در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا بیش از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد. جنگ جاری با ایران نمونه روشنی از این پیوند است. جنگ با ایران شوک بزرگی به بازارهای جهانی انرژی وارد کرد و یادآور بحرانهای مشابه دهه ۱۹۷۰ شد که مستقیما بر مصرفکنندگان آمریکایی تاثیر گذاشته است. ثبت رکوردهای تازه در قیمت بنزین، هزینههای حملونقل را افزایش داده و به بالا رفتن قیمتها در بخشهای مختلف اقتصاد منجر شده است.تا ماه نوامبر، هزینه جنگ برای مالیاتدهندگان آمریکایی حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد شده است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز برای تامین ۶۷ میلیارد دلار بودجه اضافی از کنگره درخواست کرده است که بخشی از آن برای جبران هزینه جایگزینی و تکمیل مهمات مصرفشده در نظر گرفته شده است. اگرچه به دلیل اینکه آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت جهان و صادرکننده خالص آن است، تاثیر اقتصادی جنگ بر این کشور در مقایسه با برخی کشورهای دیگر محدودتر بوده، اما مصرفکنندگان آمریکایی بخش عمده پیامدهای اقتصادی این درگیری را متحمل شدهاند.برای دموکراتها و سیاستمداران جریان ترقیخواه، پرداختن به مسائل ملموس اقتصادی و معیشتی که بیش از همه برای رایدهندگان اهمیت دارند، نتیجهبخش بوده است. بسیاری از آنها به الگوی زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در زمینه کاهش هزینههای زندگی بهعنوان یکی از راهکارهای احتمالی توجه کردهاند. در کارزارهای انتخاباتی میاندورهای نیز نامزدها بر این مسائل تمرکز کردهاند و احتمالا آنها را به تحولات گستردهتر سیاست خارجی پیوند میزنند.پیشبینیها حاکی از آن است که دموکراتها با اختلاف ۱۱ درصدی پیروز خواهند شد که در صورت تحقق، بیشترین تغییر به سود یک حزب در نزدیک به ۲۰ سال گذشته خواهد بود. حتی این احتمال وجود دارد که دموکراتها کنترل مجلس سنا را به دست بگیرند و اکثریتی بزرگ در کنگره تشکیل دهند.چنین اکثریتی میتواند تاثیر ملموسی داشته باشد و شاید سرانجام امکان نظارت بر سیاستهای مربوط به اجرای قوانین مهاجرتی، مناقشات تجاری، کوچکسازی بدنه دولت فدرال و جنگ با ایران را که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود به اجرا گذاشته است فراهم کند. اما دشوارتر از همه، پایان دادن به جنگ با ایران است که با وجود وعدهها درباره پایان قریبالوقوع آن، اکنون به نظر میرسد به یک درگیری بدون افق زمانی مشخص تبدیل شده است.تغییر موازنه در کنگره، بدون تضمین تغییر سیاست کاخ سفید در قبال ایراننامزدهای انتخابات کنگره برای مقابله با افزایش هزینههای زندگی، راهکارهای مختلفی از جمله کاهش مالیات و مقرراتزدایی گرفته تا لغو تعرفههای گمرکی و پایان دادن به جنگ با ایران پیشنهاد کردهاند. اما کارشناسان اتفاقنظر دارند که هیچیک از این اقدامات بهتنهایی نمیتواند دستکم در کوتاهمدت تغییر قابلتوجهی در سطح قیمتها ایجاد کند.در این میان، شماری از نامزدهای انتخاباتی، عمدتا از حزب دموکرات، پایان دادن به جنگ با ایران را یکی از راههای مهار افزایش هزینههای زندگی میدانند.دن آزبورن، نامزد مستقل مجلس سنای آمریکا از ایالت نبراسکا، در مناظرهای در ماه سپتامبر گفت: «به ما وعده داده بودند که وارد جنگ خارجی تازهای نخواهیم شد، اما حالا چند ماه است که درگیر یک جنگ جدید هستیم و مردم نبراسکا هزینه آن را میپردازند.»جان اوساف، سناتور دموکرات ایالت جورجیا که در انتخابات پیش رو برای حفظ کرسی خود رقابت میکند، نیز ماه گذشته در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی کاهش قیمتها، وعده داد «به این جنگ فاجعهبار در ایران پایان دهد.»به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، افزایش قیمت نفت به دلیل جنگ ایران را پذیرفته، اما همچنان تاکید دارد که این جنگ برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای ارزش آن را داشته است. او همچنین پیشبینی کرده که با پایان درگیریها، قیمت سوخت بهسرعت کاهش خواهد یافت. آقای ترامپ در ماه سپتامبر و در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت: «پس از جنگ، قیمت نفت بهشدت سقوط خواهد کرد و حتی از سطح آن در آغاز درگیریها نیز پایینتر خواهد رفت.»به گفته برخی تحلیلگران، در صورت دستیابی به توافق صلح در خاورمیانه و توقف کامل درگیریها، با برطرف شدن مشکلات عرضه، احتمالا قیمت نفت کاهش خواهد یافت. با این حال، کاهش قیمت ممکن است زمانبر باشد، زیرا تولیدکنندگان باید ابتدا زیرساختهای نفتی آسیبدیده در منطقه را تعمیر کنند. آنها اضافه میکنند که کاهش قیمت بنزین نیز احتمالا با تاخیر اتفاق خواهد افتاد؛ زیرا جایگاهداران و خردهفروشان ابتدا باید ذخایر فرآوردههای نفتی را که در زمان بالا بودن قیمت نفت خریداری کردهاند، به فروش برسانند.محاسبه تهران روی انتخابات کنگرهدر ایران، به طور سنتی نگاه کلی به این شکل بوده است که پیروزی دموکراتها در انتخابات ایالات متحده آمریکا را به دلیل رویکردهای دیپلماتیکتری که معمولا با این حزب مرتبط است، ترجیح میدهد. در مقابل، دولتهای جمهوریخواه با سیاستهای تندرو در مقابل ایران از جمله خروج ترامپ از برجام و اعمال مجدد تحریمهای شدید شناخته شدهاند. این رویکرد جمهوریخواهان فشار اقتصادی بر ایران را افزایش داده و تنشها را تشدید میکند. بنابراین، رهبران ایران اغلب پیروزی بالقوه دموکراتها را سودمندتر میدانند.اما تغییر ترکیب کنگره بهتنهایی به معنای تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا نیست؛ زیرا رئیسجمهور همچنان از اختیارات مهمی در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح برخوردار است.برخی کارشناسان ایرانی، نسبت به استمرار سیاست آمریکا در قبال ایران، فارغ از اینکه کدام حزب کنترل مجلس نمایندگان یا سنا را برعهده داشته باشد هشدار میدهند. مضافا اینکه پس از انتخابات سوم نوامبر، تا شروع به کار کنگره جدید یک فرجه دو ماهه وجود دارد که برخی اعتقاد دارند احتمال اینکه ترامپ در این فرصت بخواهد برای حمله به ایران استفاده کند، بسیار زیاد است.شاید آن وقت طلایی که ایران برای فشار بر ترامپ و رسیدن به توافق صلح پیش از انتخابات کنگره روی آن حساب باز کرده بود دیگر کارساز نباشد و بعد از آن دیگر برای ترامپ فرقی نکند که چه میشود.