پیشنهاد تازه برای مدیریت تنگه هرمز؛ آیا نسخهای ۱۷۰ساله میتواند بنبست ایران و آمریکا را بشکند؟
بحران تنگه هرمز، پس از ماهها جنگ و اختلال در کشتیرانی، بحث تازهای را درباره آینده این آبراه راهبردی به راه انداخته است: آیا میتوان بدون واگذاری کنترل انحصاری تنگه به ایران و بدون اتکا به مداخله نظامی آمریکا، عبور امن کشتیها را تضمین کرد؟
دو پژوهشگر مسائل خاورمیانه پاسخ را در الگویی تاریخی جستوجو کردهاند؛ نهادی بینالمللی که ۱۷۰ سال پیش برای مدیریت رود دانوب ایجاد شد.طارق ام. یوسف و پل دی. دایر در مقالهای در پایگاه تحلیلی «ریسپانسیبل استیتکرفت»، وابسته به موسسه کوئینسی، پیشنهاد کردهاند «کمیسیون تنگه هرمز» با مشارکت کشورهای منطقه تشکیل شود. یوسف، پژوهشگر ارشد شورای خاورمیانه در امور جهانی و مدیر پیشین مرکز بروکینگز دوحه است؛ دایر نیز اقتصاددانی است که سابقه همکاری مشاورهای با بانک جهانی و سازمان بینالمللی کار را در کارنامه خود دارد.به نوشته آنها، جنگ ایران و آمریکا، هم محدودیت چتر امنیتی واشنگتن را برای کشورهای عربی خلیجفارس آشکار کرده و هم نشان داده است مسیرهای جایگزین صادرات انرژی، از جمله خط لوله شرق به غرب عربستان، نمیتوانند همه آسیبپذیریهای منطقه را برطرف کنند. از همین رو دولتهای عربی، با میانجیگری عمان، راهحلهایی برای بازگشت کشتیرانی تجاری جستوجو میکنند.اهمیت موضوع فراتر از منطقه است. مطابق آمار آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از هرمز عبور میکرد؛ معادل نزدیک به یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان. حدود ۸۰ درصد این محمولهها راهی آسیا میشدند. ظرفیت مسیرهای خط لوله جایگزین نیز فعلا بسیار کمتر از حجم معمول عبور نفت از تنگه است.کشمکش بر سر دریافت پول از کشتیها یکی از گرههای اصلی مذاکرات بین تهران و واشنگتن بوده است. مقامهای آمریکایی و اتحادیه اروپا همواره با اصرار ایران برای دریافت هرگونه عوارض عبور به شدت مخالفت کردهاند.خبرگزاری رویترز، ۲۸ ژوئیه گزارش داد که عمان با هدف گرهگشایی از این مذاکرات با حمایت کشورهای عربی طرحی برای مدیریت منطقهای تنگه به ایران ارائه کرده که در آن کمک مالی شرکتهای کشتیرانی داوطلبانه است و ایران کنترل انحصاری ندارد؛ طرحی که نتیجهای در بر نداشت.ایران نیز طی ماههای اخیر بارها از حصول توافقی تازه با عمان برای اداره این آبراه استراتژیک خبر داده ولی موعد نهایی و عملیاتی شدن آن تاکنون در هالهای از ابهام قرار دارد.نویسندگان مقاله «وقت آن رسیده که الگوی دانوب در تنگه هرمز اجرا شود»، معتقدند بازگشت بیقیدوشرط به وضع پیش از جنگ بعید به نظر میرسد، اما پذیرش حق ایران برای دریافت یکجانبه عوارض نیز میتواند مخالفت همسایگان عرب و رویارویی تازه با آمریکا را در پی داشته باشد. به باور آنها، راه سوم واگذاری اداره امور فنی و ایمنی تنگه به نهادی مشترک است، بیآنکه حاکمیت سرزمینی ایران و عمان تغییر کند.الهام این ایده به معاهده پاریس در سال ۱۸۵۶ بازمیگردد. قدرتهای اروپایی پس از جنگ کریمه «کمیسیون اروپایی دانوب» را برای ساماندهی کشتیرانی در بخش پایینی این رود تاسیس کردند. این نهاد، با وجود رقابت دولتهای عضو، وظایفی مانند ایمنسازی مسیر، توسعه زیرساخت و اخذ هزینه برای تامین خدمات را بر عهده گرفت و بیش از ۸۵ سال دوام آورد. سوابق تاریخی منتشرشده از سوی کمیسیون دانوب نیز تاسیس آن را تایید میکند.در الگوی پیشنهادی برای هرمز، هیئت ادارهکننده متشکل از هشت کشور ساحلی خلیجفارس خواهد بود. آمریکا و شرکای تجاری بزرگ اروپایی و آسیایی میتوانند در یک هیئت مشورتی حضور یابند، اما حق وتو نخواهند داشت. کمیسیون در آغاز مسئول هماهنگی عبور تجاری، خدمات امداد و نجات، مقابله با آلودگی و تأمین ایمنی ناوبری میشود. هزینه فعالیتها نیز میتواند از حقالزحمه خدمات مشخص، پرداختهای توافقی یا مشارکت اعضا تامین شود.این طرح البته با مانع حقوقی روبهرو است. کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل بر حق عبور ترانزیتی از تنگههای بینالمللی تاکید دارد. در مقابل، ایران این کنوانسیون را امضا کرده اما تاکید دارد که در مجلس شورای اسلامی تصویب نشده و به همین دلیل، درباره شمول قواعد آن بر خود اختلافنظر وجود دارد. سازمان بینالمللی دریانوردی پیشتر هشدار داده که دریافت عوارض صرفا برای عبور، سابقهای خطرناک ایجاد میکند. بررسی انجمن حقوق بینالملل آمریکا نیز میان دریافت پول برای عبور و دریافت هزینه در برابر خدمات واقعی تمایز میگذارد.پیشنهاددهندگان مدل دانوب برای تنگه هرمز میپذیرند که منتقدان، ایجاد چنین کمیسیونی را امتیاز دادن به ایران یا الگویی خطرناک برای آبراههای دیگر میدانند. با این حال تاکید میکنند قاعده اصلی باید «مدیریت مشترک بدون حاکمیت مشترک» باشد. در نگاه آنان، توافق محدود بر سر عبور ایمن کشتیها میتواند حتی پیش از توافق جامع درباره جنگ، برنامه هستهای و اختلافهای منطقهای شکل بگیرد؛ آزمونی برای اینکه همسایگان خلیجفارس قادرند یک منفعت مشترک را مستقل از رقابتهای امنیتی مدیریت کنند یا نه.با این حال، با وجود طرح چنین ابتکارهایی برای مدیریت مشترک تنگه هرمز، این آبراه راهبردی همچنان یکی از کانونهای اصلی تنش میان ایران و آمریکاست و چشمانداز دستیابی به توافقی پایدار درباره امنیت و آزادی کشتیرانی در آن نامشخص است.