چارلی هانام و ربکا هال کمپ و تراژدی را به «هیولا» می آورند
این دو بازیگر در نقش والدین لیزی بوردن صحبت میکنند، اردوگاه را با تراژدی متعادل میکنند و اینکه چرا رایان مورفی مدام با آنها تماس میگیرد.
افسانه لیزی بوردن داستانی است که هالیوود برای سال ها دوشیده است، بنابراین فقط زمان بود که رایان مورفی رفتار منحصر به فرد خود را روی آن انجام دهد. این پرونده که از قتل پدر و نامادریش در سال 1892 تبرئه شد، مورد توجه ملی قرار گرفت و این اتهامات تا پایان عمر او را دنبال کرد. (توصیف به تنهایی باعث می شود که این موضوع شوکه کننده باشد که مورفی اینقدر طول کشیده تا آن را پوشش دهد.)
در این نسخه دراماتیزه شده از پرونده مجموعه گلچین هیولا مورفی در نتفلیکس، چارلی هانام در نقش اندرو بوردن، پدر لیزی، و ربکا هال نقش ابی، نامادری او را بازی می کند. در اجرای صحنهای دزدی، هال به نامادری شیطان صفت سیندرلا دست به فرار میدهد. الا بیتی تازه وارد نقش لیزی را بازی می کند.
هانام و هال هر دو در حال تبدیل شدن به اجزای اصلی در دنیای مورفی هستند و هانام در آخرین فصل Monster ظاهر شد و هال اخیرا در The Beauty ظاهر شد. برای هانام، بافت همبند حتی عمیق تر است. او به نیوزویک گفت: «من عاشق کار با رایان [و] کار با ایان [برنان، نویسنده] در هر دو فصل Monster هستم. او در ادامه افزود که دوست دارد در این فصل از Monster نیز با مکس وینکلر همکار مکرر کار کند. ما با هم فیلمی را در Fall River، جایی که لیزی بوردن از آنجا بود، ساختیم، به نام Jungleland.
ما چند فیلمنامه را با هم به عنوان نویسنده و تهیه کننده ایجاد کرده ایم. بنابراین، داشتن چنین رابطهای واقعا دوستداشتنی است، و این واقعیت که او بخشی از جهان رایان است، باعث میشود که این احساس یک خانواده واقعی باشد."
هال نیز به دلایل خاص خود احساس میکند که بهطور مشابهی از این گروه استقبال میکند. او درباره همکاری با مورفی گفت: «من دوست دارم که واقعا نمیدانم قرار است با او چه کار کنم. "من دوست دارم کاراکتر را انجام دهم. من واقعا دوست دارم آن را به روش های کاملا افراطی مخلوط کنم و فرصتی برای انجام این کار به دست بیاورم، اما می دانم زمانی که رایان تماس می گیرد این احتمال وجود دارد. و این فوق العاده هیجان انگیز است."
این محدوده در ابی بوردن به طور کامل نمایش داده می شود، نقشی که هال با لذت توصیف می کند. او گفت: «شما خطوط لذیذ، کلمات لذیذ، مانند کوبنده ترین توهین های قابل تصور را دریافت می کنید. "این یک رویا است."
ایجاد تعادل در اردوگاه با واقعیت بسیار ظریف بود و هر دو بازیگر به روش خود به آن نزدیک شدند. برای هال، کلید امتناع از برخورد با کمپ و حقیقت به عنوان متضاد بود. او گفت: «کمپ نیز واقعی است. "افرادی هستند که همه این چیزها را تجسم میکنند و این واقعی است و همه چیز برای آنها واقعی است، بنابراین من مجبور شدم اینطور به آن نزدیک شوم. من واقعا او را کسی میدانستم که از نظر بزرگ مانند ستاره زندگی خودش است."
انرژی شخصیت اصلی او از زنی ناشی می شود که هرگز نتوانست آنطور که می خواست زندگی کند. هال گفت: "او نتوانسته است با زندگی خود کاری انجام دهد." او میگوید: "در یک جدول زمانی متفاوت، او میتوانست به نوعی یک سلبریتی باشد یا حداقل مهمانیهای شام جامعه را اداره میکند. در عوض، او در شهری است که در بدبختی زندگی میکند و کسی نیست که با او صحبت کند. او حوصله اش سر رفته است." در مورد ازدواج، هال شوهر روی صفحه نمایش خود را به خاطر سردی بین آنها سرزنش نمی کند. او گفت: «او عاشق همسر قبلی اش است.
و او [ابی] به توجه زیادی نیاز دارد و او واقعا بسیار کم شده است."
هانام پیچیدگی مشابهی را برای اندرو به ارمغان می آورد، شخصیتی که او آن را «نوعی بدجنس» می نامد. هانام گفت: "این یک نقش چند وجهی با تراژدی و تراژدی واقعی است، اما او همچنین قربانی است که در پایان آن احساس می کنید واقعا یک قربانی است یا فقط دسرهای خود را می گیرد زیرا بسیار هیولا است." "نمایش در درجه اول درباره ظلم و ستم است، و او برای من احساس می کرد که شخصیتی غم انگیز است که تراژدی واقعی را تحمل کرده است اما کاری نکرده است که از آن عبور کند. او زندانی زندگی خود شد و عمیقا ناراضی بود.
او بیش از هر کس از خودش متنفر بود، اما لزوما این خودآگاهی را نداشت که آن چشم را به سمت خودش بگیرد و متأسفانه به همه اطرافیانش اشاره کرد.»
بسیاری از آن طناب محکم هونام به نوشتن اعتبار می دهد. او گفت: «یان برنان یکی از با استعدادترین و الهامبخشترین نویسندگانی است که در تلویزیون فعالیت میکند. او میتواند در جایی که همه چیز عمیقا غمانگیز و فوقالعاده جدی باشد و سپس صحنه بعدی وحشیانه و پوچ و کاملا بیاحترامی و نمایشی باشد، به طور یکپارچه تغییر شکل دهد و ژانر خود را تغییر دهد.
با توجه به اینکه این یکی از اولین نقش های مهم بیتی است، هر دو بازیگر استعداد جوان را برای اجرای نمایشی به این بزرگی تحسین می کنند. هال گفت: «او واقعا شگفتانگیز است. "این دومین کار او است. هنوز هم مسئولیت و تعهد بزرگی است که در مرکز نمایشی مانند این قرار گیرد. او هر روز ساعت 4:30 صبح بدون وقفه سر صحنه فیلمبرداری است و چیزی جز خونسردی و مهربانی در سرتاسرش نداشت. او یک شریک صحنه درخشان است و من دوست دارم با او کار کنم."
هانام که این فصل را در نقش مکمل به رهبری بیتی سپری کرد، گفت که تغییر موقعیت به نوعی آرامش بخش بود. او میگوید: «این که یک شخصیت فرعی باشم به نوعی آرامش بخش بود. برای اجرای یکی از این نمایشها به مقدار زیادی نیاز است، و من فقط فکر میکردم الا از چنین ظرافت و متانتی برخوردار است و بدیهی است که استعداد فراوانی دارد که بتواند این کار را انجام دهد.»
جذابیت هیولا برای دو بازیگری که در حرفههای حرفهای موفق هستند، به همان چیزی برمیگردد که رایان مورفی همیشه به همکارانش ارائه میکرد: فضایی برای رفتن به جایی جدید. این اشتهای همراه با چشم مورفی برای بازیگرانی است که می توانند تراژدی را نگه دارند و در همان نفس کمپ کنند و فصل لیزی بوردن هیولا را به یکی از موردانتظارترین آثار گلچین تبدیل کرده است.
متن اصلی (انگلیسی)
Charlie Hunnam and Rebecca Hall Bring Camp and Tragedy to ‘Monster’
The two actors talk playing Lizzie Borden's parents, balancing camp with tragedy and why Ryan Murphy keeps calling them back.