پرش به محتوای اصلی

چرا همه ما باید بیشتر مهمانی کنیم

واکس۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه، ساعت ۱۴:۳۰حدود 6 دقیقه مطالعه

ما در بحبوحه اپیدمی تنهایی هستیم: بیش از نیمی از آمریکایی ها می گویند احساس انزوا می کنند و ما کمتر و کمتر دور هم جمع می شویم. در سال 2023، تنها حدود 4 درصد از بزرگسالان گفتند که در تعطیلات آخر هفته یا تعطیلات به مهمانی رفته‌اند. به گفته ایموگن ویلتز، مورخ حزب و نویسنده کتاب تا تمام شب: تاریخچه بیرون رفتن، این لحظه دور از ذهن است. در بیشتر تاریخ بشر، تجربیاتی که ما…

ما در بحبوحه یک اپیدمی تنهایی هستیم: بیش از نیمی از آمریکایی ها می گویند که احساس انزوا می کنند و ما کمتر و کمتر دور هم جمع می شویم. در سال 2023، تنها حدود 4 درصد از بزرگسالان گفتند که در تعطیلات آخر هفته یا تعطیلات به مهمانی رفته‌اند.

به گفته ایموگن ویلتز، مورخ حزب و نویسنده کتاب تا تمام شب: تاریخچه بیرون رفتن، این لحظه دور از ذهن است.

او به Vox گفت: «در بیشتر تاریخ بشر، تجربیاتی که ما با زندگی شبانه مرتبط می‌کنیم - نوشیدن، رقص، موسیقی، لذت‌گرایی - این تجربیات صرفا بخشی از دین بودند، زیرا مذهب بسیار فراگیر بود.

اگر مهمانی‌ها تا این حد در نوع بشر ریشه دوانده است، پس وقتی دیگر در شب جمعه از در بیرون نمی‌رویم، چه چیزی را از دست می‌دهیم؟ و چه درس هایی می توانیم از اتفاقات گذشته بیاموزیم؟ در آخرین اپیزود Explain It to Me، پادکست تماس هفتگی Vox، به همه اینها و موارد دیگر - از جمله نحوه برگزاری یک مهمانی عالی و نحوه مهمان خوب بودن - وارد می‌شویم.

در زیر گزیده ای از گفتگوی من با ویلتز است که برای طولانی و وضوح ویرایش شده است. می‌توانید قسمت کامل را در پادکست‌های اپل، اسپاتیفای یا هر جایی که پادکست‌های خود را دریافت می‌کنید گوش دهید. اگر می‌خواهید سؤالی ارسال کنید، یک ایمیل به askvox@vox.com ارسال کنید یا با شماره 1-800-618-8545 تماس بگیرید.

آیا می توانید در مورد نقش دین در زندگی شبانه اولیه صحبت کنید؟ چون فکر می‌کنم ما اغلب مذهب و مهمانی را دو چیز مجزا می‌دانیم، اما این در تمام تاریخ صدق نمی‌کند، آیا؟

[دین] حاوی غریزه لذت طلبی مردم بود. واقعا چیزی خارج از آن وجود نداشت. و بنابراین حتی شواهدی وجود دارد که من دوست دارم در این مورد فکر کنم، مبنی بر اینکه تجربه کلیسا رفتن در انگلستان قرون وسطایی در واقع کاملا پر سر و صدا و کاملا بی‌رحمانه بوده است.

در روزهای جشن، مشروب می‌نوشید، می‌رقصید. و یک تئوری وجود دارد مبنی بر اینکه میله‌های چوبی در کلیسای جامع ولز در انگلستان معرفی شدند تا رقص را تحت کنترل درآورند، زیرا این رقص بسیار تند بود. و بنابراین، به نوعی، مدتی طول می کشد تا به زندگی شبانه برسیم، زیرا برای مدت طولانی به آن نیاز نداشتیم. دین به راحتی در درون خود لذت گرایی را در بر می گرفت.

می توانم بگویم ژاپن قرن هفدهم، آغاز زندگی شبانه مدرن است، زیرا ما این صحنه های مهمانی تجاری، محیط های شب زنده داری را داریم که هیچ ربطی به مذهب ندارند.

چه در یک مسابقه ورزشی یا یک استادیوم کنسرت، و حتی در درون مذهب - این یک جوشش جمعی است.»

مهمتر از همه، آنها از دادگاه نیز جدا هستند. بخش دیگری از صحنه‌های مهمانی، تماشای دادگاه است - به لویی چهاردهم و ورسای و همه چیزهایی که در این ساختارهای سلطنتی وجود داشت فکر کنید. بنابراین اولین مقصد واقعی زندگی شبانه، یوشیوارا است که در حومه ادو، که اکنون توکیو است، ساخته شده است.

ایده کلیسا مکانی برای مهمانی بسیار جالب است. من همان احساسی را دارم که در کلیسا وقتی در پیست رقص هستم و Kaytranada را می شنوم. من می توانم تصور کنم که چگونه این تجربیات مذهبی به مردم اجازه می دهد تا از طریق موسیقی و رقص به این احساس رهایی دست یابند.

اصطلاحی که هنگام تحقیق درباره کتاب به آن برخوردم و فکر می‌کنم به طرز شگفت‌انگیزی جوهر زندگی شبانه و مهمانی را به تصویر می‌کشد، اصطلاحی است که توسط جامعه‌شناس امیل دورکیم در سال 1912 ابداع شد، که «جوش جمعی» است. این احساسی است که ما در اوج تجربه های جمعی تجربه می کنیم.

چه در یک مسابقه ورزشی یا یک استادیوم کنسرت، و حتی در مذهب - این جوش و خروش جمعی است. این همان حسی است، آن موج سرخوشی که مردم در زمین های رقص احساس می کنند. من فکر می کنم مهمانی ها و زندگی شبانه راه مهمی برای دسترسی به این احساس بسیار مهم انسانی است، به ویژه در جوامعی که به طور فزاینده ای بی خدا یا سکولار هستند.

ما به زندگی شبانه نیاز داریم تا این تجربیات سرخوشی مشترک را داشته باشیم و احساس کنیم بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان هستیم.

شما نوشته اید که چگونه، بله، مهمانی ها سرگرم کننده هستند، اما آنها همچنین در کانون برخی از تغییرات بسیار مهم فرهنگی و اجتماعی هستند.

من فکر می کنم زندگی شبانه بسیار منحصر به فرد است که امکان آزمایش و نوآوری و تخلف را فراهم می کند. همچنین، به روشی بسیار عملی، اگر بخشی از صحنه اکسپرسیونیستی انتزاعی اواسط قرن نیویورک یا چیز دیگری هستید، به جایی نیاز دارید که با مردم ملاقات کنید و با آنها صحبت کنید و بفهمید که چگونه می‌خواهید کارتان را بفروشید که شبیه هیچ چیزی است که مردم تا به حال ندیده‌اند.

این فضاهای اجتماعی واقعا نقش مهمی در فرهنگ دارند. هنرمندان اکسپرسیونیست انتزاعی در میخانه سدار در حال معاشرت بودند، و پس از آن چیزهایی مانند جنبش جدایی وین و کاباره فلدرماوس بخشی از آن فضای ملاقات بود.

به طور مشابه، چیزهایی مانند رقص و موسیقی را دریافت می‌کنید که برای زمین‌های رقص، کلاب‌بازی، برای تفریحات شبانه ساخته شده‌اند: کنسرو و سپس دیسکو و سپس تکنو. زندگی شبانه برای پیشبرد فرهنگ بسیار حیاتی بوده است.

بسیاری از این اتفاقات در باشگاه رخ می دهد، اما در مورد مهمانی هایی که در خانه های شخصی اتفاق می افتد چه می شود؟

یکی از نمونه‌های عالی افرادی که خانه‌های خود را به معنای تبدیل خانه به یک باشگاه باز کردند، نیواورلئان قرن نوزدهم بود. شنبه شب ها مردم میزبان سیب زمینی سرخ کرده بودند: اساسا وقتی در خانه خود را به روی عموم باز می کردید، هزینه ورودی را از در ورودی می گرفتید. به محض ورود، مردم با این پخش شگفت‌انگیز غذا، نوشیدنی پذیرایی می‌شدند و گروه‌هایی بودند که اجرا می‌کردند. این اغلب راهی برای خانواده هایی بود که با پرداخت اجاره بها مشکل داشتند تا مقداری پول نقد اضافی به دست آورند.

در دهه 1920 دوباره در هارلم اتفاق افتاد. لنگستون هیوز در مورد مهمانی های اجاره ای شنبه شب می نویسد، جایی که آپارتمان های مردم دقیقا به همان روش باز می شود. او گفت که آنها از هر چیزی که در کاباره ها و باشگاه ها می گذشت جالب تر بودند. تا جایی که می‌توانست نزد آن‌ها می‌رفت و دعوت‌نامه‌ها را برایشان جمع‌آوری می‌کرد.

مردم آدرسشان را روی کارت‌های ویزیت می‌نوشتند، آن‌ها را در مغازه‌ها و میخانه‌های مختلف و آرایشگاه‌ها یا هر چیز دیگری می‌گذاشتند و شما آن‌ها را برمی‌داشتید و به مهمانی می‌رفتید. لنگستون هیوز آنها را جمع آوری کرد و اکنون به طور تصادفی در آرشیو ییل از همه مکان ها هستند.

همانطور که به احزاب در طول قرن ها فکر می کنید، آیا عناصری وجود دارد که بهترین احزاب مشترک باشند؟

در ذات اصلی آنها، شما به موسیقی خوب نیاز دارید، به نورپردازی خوب نیاز دارید، و همچنین فکر می کنم شما باید این فضایی را ایجاد کنید که در آن احساس کنید هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. آنچه شما می خواهید این است که افرادی که در مهمانی شما هستند احساس کنند که می توانند متفاوت رفتار کنند یا کاری کمی وحشیانه انجام دهند.

من فکر می‌کنم در تجربه یک دنیای داخلی واژگون، چیز بسیار رضایت‌بخشی وجود دارد. من فکر می‌کنم دیدن آشپزخانه به یک کوکتل‌بار تاریک، اتاق نشیمن تبدیل به یک پیست رقص - چیزی بسیار رضایت‌بخش در تجربه آن وجود دارد.

این به آنچه که قلب فرهنگ شب زنده داری یا فرهنگ مهمانی است برمی گردد. ما می خواهیم زندگی روزمره خود را رها کنیم. شما آن حس نابسامانی خفیف را می خواهید که به مردم احساس زنده بودن بدهد.

خواندن متن کامل در واکسبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Why we should all be partying more

We are in the midst of a loneliness epidemic: More than half of Americans say they feel isolated, and we’re getting together less and less. In 2023, only about 4 percent of adults said they went to a party on a weekend or holiday. According to Imogen Willetts, a party historian and author of the book Up All Night: A History of Going Out, this moment is an outlier. “For most of human history, the experiences that we…

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر