پرش به محتوای اصلی

چطور چند برگ پاییزی قطاری چندصدتنی را متوقف می‌کنند و و چرا مهندسان روی ریل آب می‌پاشند؟

زومیت۱۴۰۵ آبان ۱۶, شنبه، ساعت ۲۲:۰۰حدود 7 دقیقه مطالعه

تمام وزن لوکوموتیو روی سطحی به‌اندازه ناخن تکیه دارد؛ جایی که واکنش شیمیایی برگ و فولاد، اصطکاک چرخ را به صفر نزدیک می‌کند.

تمام وزن لوکوموتیو روی سطحی به‌اندازه ناخن تکیه دارد؛ جایی که واکنش شیمیایی برگ و فولاد، اصطکاک چرخ را به صفر نزدیک می‌کند.

اکتبر ۲۰۲۲، قطاری باری با صدها تن وزن ناگهان در مسیر ترنس‌پناین، یکی از پرترددترین خطوط ریلی بریتانیا متوقف شد. نه موتور از کار افتاده بود، نه سیستم ترمز نقص فنی داشت و نه صخره یا درختی مسیر را می‌بست، مقصر فقط برگ‌های پاییزی بودند.

ریل زیر چرخ‌های قطار چنان لغزنده شد که لوکوموتیو دیگر توان جلو رفتن نداشت و ۹ ساعت تمام طول کشید تا گروه‌های امدادی مسیر را پاک‌سازی کنند و قطار را دوباره به راه بیندازند.

در نگاه اول، ماجرا بیشتر به یکی از بهانه‌های شرکت‌های راه‌آهن برای توجیه تأخیر قطارها شباهت دارد. چطور چرخ‌های فولادی در برابر چند برگ متوقف می‌شوند؟ همان‌طور که حدس می‌زنید، خود برگ‌ها نیروی خاصی ندارند، همه‌چیز به اتفاقی مربوط می‌شود که در فاصله بسیار کوچک میان چرخ و ریل رخ می‌دهد؛ جایی که لایه‌ای نازک از مواد گیاهی می‌تواند رفتار یک دستگاه عظیم را تغییر دهد.

نتورک ریل، نهاد مسئول زیرساخت راه‌آهن بریتانیا، ماجرای قطار اکتبر ۲۰۲۲ را به‌عنوان نمونه‌ای از پیامدهای کاهش چسبندگی ثبت کرد. این دردسر هر پاییز در شبکه‌های ریلی تکرار می‌شود و برای مقابله با آن قطارهای ویژه به راه می‌افتند تا با آب‌پاش‌های پرفشار و مواد اصطکاک‌افزا مشکل را حل کنند.

اما در کنار این نبرد سنگین، پژوهشگران به راه‌حلی رسیده‌اند که با تمام شهود و منطق روزمره ما تضاد دارد، گاهی برای مهار ریلی که به‌خاطر رطوبت و برگ لیز شده، تنها باید کمی آب بیشتر روی آن بریزیم!

برگ‌ها همیشه مستقیماً از شاخه درختان روی ریل نمی‌افتند، گاهی هم وقتی قطاری با سرعت عبور می‌کند، جریان هوای اطرافش برگ‌های ریخته‌شده در حاشیه مسیر را به هوا بلند می‌کند و روی سطح ریل می‌کشاند. لحظه‌ای بعد، چرخ‌های فولادی از راه می‌رسند و بافت برگ‌ها را زیر فشاری خردکننده له می‌کنند.

سپس قطارهای بعدی از روی بقایای برگ رد می‌شوند و پس از چند عبور، لایه‌ای تیره، نازک و سخت روی بخش بالایی ریل باقی می‌ماند. این پوشش تیره صرفا خمیر برگ نیست، ترکیبات آلی برگ ازجمله سلولز، لیگنین و پکتین، تحت‌فشار و دمای شدید ناشی از عبور چرخ، با آهن موجود در سطح فولاد ریل واکنش شیمیایی می‌دهند و ماده‌ای می‌سازند که محکم به فولاد می‌چسبد.

پوسته سیاه‌رنگ شاید ضخامتی در حد کسری از میلی‌متر داشته باشد، اما اصطکاک میان چرخ و ریل را تقریباً از بین می‌برد. مهندسان راه‌آهن اغلب رفتار پوشش ایجادشده را به «تفلون» تشبیه می‌کنند؛ چون به‌محض کمی مرطوب شدن، سطحی چنان صیقلی و لغزنده می‌سازد که چرخ روی آن سر می‌خورد.

چرخ‌های قطار برگ‌ها را به پوششی سیاه، سخت و لغزنده تبدیل می‌کنند

دانشمندان در پژوهشی که در نشریه RSC Advances منتشر شد ، توانستند در محیط آزمایشگاه و با ترکیب عصاره برگ و فولاد ریل، ماده‌ای با خواص کاهش اصطکاک را بازسازی کنند. هرچند جزئیات شیمیایی فرایند هنوز کاملاً روشن نیست؛ ولی نتیجه‌اش در دنیای واقعی کاملاً به چشم می‌آید.

پس از تشکیل لایه، عامل مشکل‌ساز تقریباً از چشم ناپدید می‌شود. مسافری که از پشت پنجره قطار به بیرون نگاه می‌کند، شاید ریلی به‌ظاهر تمیز و خالی از برگ ببیند، بی‌خبر از اینکه قطار روی فرشی نامرئی و لغزنده سر می‌خورد.

دگرگونی برگ، تناقض ظاهری ماجرا را حل می‌کند. قطار با انبوهی از برگ‌های نرم روبه‌رو نیست؛ چرخ‌های خودش آن‌ها را به پوششی فشرده و لغزنده تبدیل کرده‌اند؛ ولی اثر پوشش سیاه هم به‌اندازه محل تماس چرخ با ریل بستگی دارد.

برای اینکه ببینیم چگونه لایه‌ای نازک می‌تواند قطاری چند تنی را فلج کند؛ باید روی محل تلاقی چرخ و ریل زوم کنیم. برخلاف تایر لاستیکی خودرو که زیر وزن ماشین کمی پهن می‌شود و سطح تماس بزرگی با آسفالت برقرار می‌کند، چرخ فولادی قطار تنها در ناحیه‌ای بسیار کوچک با ریل تماس دارد. این ناحیه که Contact Patch نامیده می‌شود، معمولاً حدود یک تا دو سانتی‌متر مربع وسعت دارد؛ تقریباً به‌اندازه سطح ناخن یک انگشت.

بخش قابل‌توجهی از وزن قطار از طریق این نواحی کوچک به مسیر منتقل می‌شود و فشار موضعی می‌تواند به صدها مگاپاسکال، یا حتی بیشتر برسد؛ اما فشار زیاد به‌تنهایی قطار را جلو نمی‌برد. موتور باید نیروی خود را از همین نقطه به ریل منتقل کند و هنگام ترمزگیری نیز همین تماس کوچک باید سرعت قطار را کاهش دهد.

ریل تمیز و خشک تعادل مناسبی برای حرکت قطار ایجاد می‌کند. تماس فولاد با فولاد مقاومت غلتشی کمی دارد و قطار می‌تواند بارهای عظیم را با انرژی نسبتاً پایین جابه‌جا کند؛ درعین‌حال، اصطکاک هم برای شتاب‌گیری و توقف کافی می‌ماند.

نیروی موتور و ترمز از سطحی تقریباً به‌اندازه ناخن عبور می‌کند

لایه برگ این تعادل را بر هم می‌زند، چون ازدست‌رفتن چسبندگی در نقطه تماس باعث می‌شود چرخ هنگام شروع حرکت در جای خود هرزگردی کند و هنگام ترمزگیری، بدون کم‌کردن سرعت قطار، روی ریل سر می‌خورد. در چنین لحظاتی موتور و ترمز کار می‌کنند، اما پلی که باید نیروی آن‌ها را به زمین منتقل کند فروریخته است.

حتی سنگین‌تر بودن قطار هم کمکی به حل ماجرا نمی‌کند. وزن بیشتر اگرچه چرخ را محکم‌تر به ریل می‌فشارد و ظرفیت اصطکاک را بالا می‌برد، هم‌زمان جرم بسیار بیشتری هم ایجاد می‌کند که شتاب دادن به آن یا متوقف کردنش نیازمند نیروی به‌مراتب بزرگ‌تری خواهد بود.

در ساده‌ترین مدل فیزیکی، هر دو اثر با جرم ارتباط مستقیم دارند و به همین دلیل، وزن زیاد تضمین نمی‌کند که قطار در شرایط لغزنده عملکرد ترمزگیری بهتری داشته باشد.

روی ریل تمیز و خشک، ضریب اصطکاک معمولاً در محدوده تقریبی ۰٫۳ تا ۰٫۴ قرار می‌گیرد. آلودگی شدید می‌تواند ضریب اصطکاک را به کمتر از ۰٫۰۵ برساند و آزمایش‌های مربوط به لایه برگ مقادیری نزدیک به ۰٫۰۱ را نیز ثبت کرده‌اند؛ لغزندگی‌ای که گاهی با تماس تیغه اسکیت و یخ مقایسه می‌شود.

لایه برگ قدرت قطار را نمی‌گیرد؛ مسیر انتقال آن را مختل می‌کند

در چنین وضعیتی قطار روی کوچک‌ترین شیبی درجا می‌زند یا برای ایستادن به مسافتی بسیار طولانی‌تر نیاز پیدا می‌کند. گاهی پیامدهای این اختلال از تأخیرهای طولانی فراتر می‌رود، مانند اکتبر ۲۰۲۴، وقتی قطاری مسافربری در نزدیکی تالردیگ ولز حدود ۱۰۸۰ متر از محل توقف تعیین‌شده عبور کرد و به قطاری دیگر خورد. یک نفر در سانحه جان باخت.

گزارش نهایی تحقیقات که در ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شد ، کاهش چسبندگی، عمل‌نکردن سامانه‌های پاشش ماسه و سرعت قطار هنگام نزدیک‌شدن به ایستگاه را عوامل اصلی حادثه معرفی کرد؛ اتفاقی دردناک که شاید تنها دلیلش برگ‌های روی ریل نبود ولی نشان داد وقتی تماس کوچک چرخ و ریل از دست می‌رود، فاصله توقف تا چه اندازه افزایش می‌یابد.

برگ‌های پاییزی در حالت خشک هم دردسرساز می‌شوند، اما شاید عجیب باشد که خطرناک‌ترین شرایط هنگام بارش شدید باران رقم نمی‌خورد؛ گاهی چند قطره شبنم صبحگاهی یا نم‌نم باران پس از چند روز خشکی، وضعیتی به‌مراتب بدتر از بارش مداوم به وجود می‌آورد.

شبنم می‌تواند لایه برگ را از باران مداوم لغزنده‌تر کند

رطوبت اندکِ صبحگاهی با بقایای برگ، اکسیدهای آهن و گردوغبار روی ریل ترکیب می‌شود و خمیری صابون‌مانند و بسیار لغزنده می‌سازد. ریل از دور فقط کمی نمناک به نظر می‌رسد، اما در عمل به تله‌ای لیز تبدیل می‌شود. چرخ قطار در همان سطح کوچک تماس با ریل، با لایه‌ای مواجه می‌شود که اصطکاک و مقاومت بسیار کمی در برابر لغزش دارد.

سال‌ها آزمایش به پژوهشگران نشان داد که خمیرِ لغزنده روی ریل تنها در مقدار مشخصی از رطوبت به اوج خطر خود می‌رسد. شاید کمی آب لایه‌ی تیره‌ی روی ریل را بسیار لغزنده‌تر کند، ولی وقتی آب از یک حد مشخص فراتر می‌رود، ساختار لایه به هم می‌ریزد، غلظتش پایین می‌آید و با عبور چرخ‌ها کم‌کم از سطح ریل شسته و جدا می‌شود.

درواقع ریل کاملا خیس ممکن است از ریلی که فقط شبنم روی آن نشسته، چسبندگی بیشتری داشته باشد. پژوهشی از دانشگاه شفیلد که در مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، نشان داد مقدار آبِ موجود در خود لایه برگ بهتر از رطوبت نسبی هوا افت چسبندگی را توضیح می‌دهد.

مقدار آب در خود لایه، خطر را بهتر از رطوبت هوا نشان می‌دهد

دمای ریل، دمای هوا و وضعیت آلودگی تعیین می‌کنند چه مقدار آب در لایه جمع شود؛ بنابراین گزارش هواشناسی و درصد رطوبت به‌تنهایی معیار دقیقی برای پیش‌بینی خطر لغزندگی ریل محسوب نمی‌شود. حتی در روزهایی که هوا به‌ظاهر مساعد به نظر می‌رسد، اختلاف دمای میان فولاد سرد ریل و هوای اطراف باعث میعان و جذب رطوبت در لایه برگ می‌شود و چسبندگی را ناگهان به پرتگاه می‌برد.

رفتار غیرخطی آب در دهه ۱۹۷۰ مهندسان بریتانیایی را به آزمایشی خلاف انتظار رساند. اگر رطوبت اندک خطرناک بود، شاید نباید ریل‌ها را خشک می‌کردند؛ شاید باید آب بیشتری روی آن می‌ریختند.

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فناوری