پرش به محتوای اصلی

چین در حال ساخت ماشین آلات نظم پساغربی است

آر‌تی۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۱۷:۵۵حدود 8 دقیقه مطالعه

ابتکار حکمرانی جهانی پکن در حال آزمایش است که آیا دنیای چندقطبی تر می تواند نظم جهانی کارآمدتری ایجاد کند. مقاله کامل را در RT.com بخوانید.

ابتکار حکمرانی جهانی پکن در حال آزمایش است که آیا جهان چندقطبی تر می تواند نظم جهانی کارآمدتری ایجاد کند یا خیر.

آخرین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و بریکس نمایی از جهانی را ارائه می دهد که دیگر حول یک مرکز ثقل سازماندهی نشده است. از آنجایی که دولت‌های آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و جاهای دیگر به دنبال فضای بیشتری برای مانور هستند، معماری قدیمی حاکمیت جهانی تحت فشار است – نه لزوما به این دلیل که نامربوط شده است، بلکه به این دلیل که توزیع قدرت در اطراف آن تغییر کرده است.

این پس‌زمینه‌ای است که ابتکار حکومت جهانی چین یا GGI وارد دومین سال خود می‌شود.

هنگامی که رئیس جمهور شی جین پینگ این ابتکار را در نشست سازمان همکاری شانگهای پلاس در تیانجین در تاریخ 1 سپتامبر 2025 رونمایی کرد، به راحتی می توانست آن را به عنوان کلیشه دیپلماتیک دیگر رد کرد. یک سال بعد، چین شروع به ترجمه GGI به نهادهایی کرد که با میانجیگری، داده ها و هوش مصنوعی سروکار دارند، در حالی که اصول آن را در برنامه ریزی بلندمدت اقتصادی و دیپلماتیک خود گنجانده است.

نقشه ای متفاوت از جهانی شدن

GGI از این گزاره شروع می شود که نهادهای حکمرانی جهانی با توزیع قدرت جهانی همگام نبوده اند. پاسخ ترجیحی چین کنار گذاشتن چندجانبه گرایی نیست، بلکه کمرنگ کردن چیزی است که آن را تمرکز خود در دست تعداد کمی از قدرت های مستقر می داند. برابری حاکمیت محوری است: هر دولتی، در اصل، بدون در نظر گرفتن اندازه، ثروت، یا سیستم سیاسی خود باید صدایی داشته باشد.

این جایی است که GGI با سیاست خارجی کلی چین مرتبط می شود. ابتکار امنیت جهانی بر امنیت مشترک و ثبات استراتژیک تاکید دارد. ابتکار توسعه جهانی توسعه و یکپارچگی اقتصادی را ترویج می کند. و ابتکار تمدن جهانی بر گفتگو در میان سنت های تمدنی مختلف تاکید می کند. GGI چتری را فراهم می کند که تحت آن این ایده ها می توانند به نهادهای حاکمیت بین المللی مرتبط شوند.

ادامه مطلب آنچه BRICS برای موفقیت نیاز دارد، در اینجا آمده است

چین علاقه چندانی به اقتصاد جهانی چندپاره ندارد. این کشور شریک تجاری اصلی بیش از 160 کشور و منطقه است و 24 قرارداد تجارت آزاد با 31 کشور و منطقه منعقد کرده است. در عین حال، پکن این ایده را رد می کند که ادغام اقتصادی باید مستلزم همگرایی سیاسی بر اساس شرایط غربی باشد.

مدل جهانی شدن پس از جنگ سرد حول محور «اجماع واشنگتن» نئولیبرال و نهادهایی ساخته شد که مرکز ثقل آنها عمدتا غربی بود. آلترناتیو چین ترکیبی از باز بودن اقتصادی با حاکمیت سیاسی و استقلال استراتژیک بر انتخاب های توسعه است.

به همین دلیل است که مخالفت پکن با جنگ‌های تجاری، محاصره‌های فناوری، تحریم‌های یکجانبه و حمایت‌گرایی به راحتی در کنار طرفداری آن از جهانی‌سازی قرار دارد. چین خواهان این است که وابستگی متقابل به عنوان یک دارایی اقتصادی باقی بماند بدون اینکه اجازه دهد به ابزار سیاسی اجبار تبدیل شود.

سیاست پنج کسری

GGI همچنین منعکس کننده دیدگاه چین از ورود جهانی به چیزی است که می توان آن را چند بحران نامید. جنگ ها و رویارویی های ژئوپلیتیکی با پراکندگی تجاری، فشارهای آب و هوایی، بدهی های حاکمیتی و نابرابری تکنولوژیک همزیستی دارند. پکن نتیجه را به عنوان پنج کسری توصیف می کند: کمبود صلح، توسعه، امنیت، حکومت و اعتماد.

برای پکن، مشکلات امروز را نمی توان با بازتولید سلسله مراتب دیروز حل کرد. سیستمی که زمانی طراحی شده بود که اقتصاد جهانی تحت تسلط ایالات متحده و اروپا بود، در حالی که کشورهایی در سراسر آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه وزن اقتصادی و سیاسی بیشتری کسب می کنند، نمی تواند به طور نامحدود به همان بازیگران نفوذ نامتناسب بدهد.

محقق چینی وانگ یی‌وی به صراحت بیان کرده است: حکمرانی جهانی نباید به معنای حکمرانی توسط ایالات متحده یا غرب باشد، بلکه باید به معنای حکمرانی توسط همه کشورها، به‌ویژه جنوب جهانی باشد که حدود 80 درصد از بشریت را نمایندگی می‌کند.

این مهم ترین ادعای GGI از نظر سیاسی است. همچنین بیشترین احتمال مواجهه با مقاومت را دارد.

برای قدرت‌های تثبیت‌شده، نمایندگی بیشتر می‌تواند برای کاهش نفوذ آن‌ها مانند یک تعبیر به نظر برسد. با این حال، برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، اصلاح نهادهای جهانی مدت‌ها موضوعی عملی بوده است، نه ایدئولوژیکی. سوال این است که چرا اهمیت اقتصادی و جمعیتی آنها در نهادهای حاکم بر امور مالی، تجارت، فناوری و امنیت بهتر منعکس نشده است.

ادامه مطلب 20 سال BRICS: از مخفف وال استریت تا مرکز قدرت جهانی

از شعار گرفته تا نهادها

در طول سال اول GGI، پکن تلاش کرده است تا مفهوم را شکلی نهادی بدهد.

در اکتبر 2025، سازمان بین المللی میانجیگری در هنگ کنگ فعالیت خود را آغاز کرد. این اولین سازمان بین دولتی است که به طور خاص به حل و فصل اختلافات بین المللی از طریق میانجیگری داوطلبانه و غیر الزام آور اختصاص یافته است. سی و سه کشور عضو موسس شدند. «میانجیگری» با تأکید دیرینه چین بر مذاکره و عدم مداخله و در عین حال پرداختن به یک ضعف واقعی در نظام بین‌الملل همخوانی دارد: دشواری فزاینده حل و فصل اختلافات زمانی که خود قدرت‌های بزرگ طرف آن‌ها هستند.

دو ماه بعد، چین به تأسیس گروه دوستان حکومت جهانی در سازمان ملل متحد با 43 کشور عضو موسس کمک کرد. این امر GGI را به جای تلاش برای ایجاد یک سیستم موازی، در محیط چندجانبه سازمان ملل قرار می دهد.

در مارس 2026، پکن به خانه جدیدی تبدیل شد: سازمان جهانی داده. و در ماه ژوئیه، کنفرانس جهانی هوش مصنوعی و نشست سطح بالا در مورد حکمرانی جهانی هوش مصنوعی در شانگهای توافقنامه ای را توسط 29 کشور برای ایجاد سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی، که مقر آن در شانگهای است، ایجاد کرد.

میانجیگری، داده ها و هوش مصنوعی همگی شکاف های حاکمیتی هستند. مؤسسات موجود عمدتا قبل از اینکه پلتفرم های دیجیتال، هوش مصنوعی مولد و جریان های داده به دارایی های استراتژیک تبدیل شوند، ایجاد شدند. هر کسی که به نوشتن قوانین در این زمینه ها کمک کند، فراتر از اتاق کنفرانس نفوذ خواهد داشت.

سازمان ملل هنوز عرصه است

این واقعیت که چین از نظم چندقطبی‌تر حمایت می‌کند و همزمان اصرار دارد که سازمان ملل متحد در مرکز آن بماند، ممکن است یک پارادوکس به نظر برسد، اما در اینجا واقعا هیچ تناقضی وجود ندارد: پکن نمی‌خواهد سیستم موجود را جایگزین کند، بلکه می‌خواهد تعادل داخلی خود را تغییر دهد.

کمک چین به بودجه منظم سازمان ملل از کمتر از 1 درصد در سال 2000 به بیش از 20 درصد در سال 2025 افزایش یافت و این کشور را به دومین کمک کننده بزرگ این سازمان پس از ایالات متحده تبدیل کرد. پکن همچنین اجرای پیمان آینده سازمان ملل را در مرکز دستور کار دیپلماتیک خود قرار داده است.

ادامه مطلب به بازار تسلیحات پساغربی خوش آمدید

پانزدهمین برنامه پنج ساله 2026-2030 خواستار مشارکت چین در اصلاح حاکمیت اقتصادی و مالی جهانی، دفاع از سیستم تجاری چندجانبه با محوریت سازمان تجارت جهانی، مخالفت با حمایت گرایی و گسترش شبکه توافقات تجارت آزاد چین است. این لفاظی کشوری نیست که آماده خروج از نظم موجود است.

سازمان همکاری شانگهای (SCO) یک مدل و یک پلت فرم آزمایشی برای پروژه پکن ارائه می دهد. در نشست تیانجین که همزمان با راه اندازی GGI بود، کشورهای عضو چهار مرکز امنیتی را افتتاح کردند و با ایجاد بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای موافقت کردند.

ایده ای با ریشه های عمیق تر

GGI اولین تلاش چین برای بیان یک نظریه نظم بین المللی نیست.

پنج اصل همزیستی مسالمت آمیز که در دهه 1950 توسعه یافت، حاکمیت، عدم مداخله و برابری را در مرکز تفکر دیپلماتیک چین قرار داد. در دهه 1970، نظریه سه جهان مائو تسه تونگ تفسیر متفاوتی از توازن جهانی ارائه کرد: دو ابرقدرت بر نظام بین‌الملل تسلط داشتند، در حالی که کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه حوزه‌های سیاسی مجزایی را تشکیل می‌دادند و چین خود را با جهان در حال توسعه شناسایی می‌کرد.

شرایط به طور اساسی تغییر کرده است. موضع خود چین بیش از همه تغییر کرده است. اما نگرانی اساسی در مورد سلسله مراتب و تسلط قدرت های بزرگ باقی مانده است.

یک نقطه مرجع فکری قدیمی‌تر چینی نیز وجود دارد: تیانشیا یا «همه زیر بهشت»، نظم سیاسی را فراتر از مرزهای یک دولت واحد تصور می‌کرد. این تئوری برابری حاکمیت مدرن نبود و نباید به صورت مکانیکی در سیستم بین‌المللی امروز پیش‌بینی شود. با این حال، تأکید آن بر نظم، همزیستی و هماهنگی، بخشی از پس‌زمینه فکری ایده‌های پکن درباره یک جامعه جهانی را فراهم می‌کند.

نسخه مدرن سلسله مراتبی با محوریت چین نیست، بلکه جهانی است که به عنوان یک کل به هم پیوسته تصور می شود که در آن تمدن ها می توانند بدون همسان شدن با یکدیگر همکاری کنند.

ادامه مطلب بیانیه بریکس دهلی نو تحریم ها، تهدیدات هسته ای و تروریسم را رد می کند

قسمت سخت از الان شروع می شود

اولین سال تاسیس GGI نشان داد که چین می تواند حمایت دیپلماتیک را بسیج کرده و به ایجاد نهادها کمک کند. کار دشوارتر نشان دادن این است که این موسسات می توانند کالاهای عمومی بین المللی تولید کنند. این به چیزی بیش از کنفرانس ها و بیانیه ها نیاز دارد.

آیا میانجی گری می تواند از تشدید اختلافات در هنگام برخورد منافع قدرت های بزرگ جلوگیری کند؟ آیا نهادهای جدید داده و هوش مصنوعی می توانند قوانینی را ایجاد کنند که کشورهای خارج از مدار سیاسی چین واقعا آن را بپذیرند؟ آیا سازمان همکاری شانگهای و بریکس می توانند عضویت و وزن اقتصادی فزاینده خود را به اقدام جمعی مؤثر تبدیل کنند؟ و آیا چین می‌تواند کشورها را متقاعد کند که نظم چندقطبی‌تر صرفا به معنای توزیع مجدد قدرت بین دولت‌های بزرگ نیست، بلکه به معنای عاملیت بیشتر برای کشورهای کوچکتر و در حال توسعه است؟

GGI یک نظم جهانی جایگزین کاملا کار شده ارائه نمی دهد، و این ممکن است در نهایت نقطه قوت آن باشد. جاه طلبی آن این است که یک سیستم موجود را نماینده تر، فراگیرتر کند و مهمتر از همه، توانایی بیشتری برای ارائه نتایج داشته باشد.

شرط اساسی چین این است که نظم بین المللی از قبل به سمت چندقطبی شدن حرکت می کند و این که نهادها یا با این واقعیت سازگار می شوند یا مشروعیت خود را از دست می دهند. همانطور که دولت چین گفته است، سرنوشت بشر "از رویارویی به همکاری، عدم تعادل به تعادل، تفرقه به همزیستی" است.

خواندن متن کامل در آر‌تیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

China is building the machinery of a post-Western order

Beijing’s Global Governance Initiative is testing whether a more multipolar world can produce a more functional global order Read Full Article at RT.com

همه‌ی اخبار جهان